toufan

«زنده باد ارمنستان شوروی!»

«زنده باد ارمنستان شوروی!» «ارمنستانِ زجرکشیده و سختی‌دیده، گرسنه و به لطف آنتانت[۲] و داشناک‌ها[۳] به گرسنگی و ویرانی رها شده و محکوم به فرار دستجمعی گشته است، این ارمنستانی که همه «دوستان»اش به وی خیانت کردند، امروز نجات خود را در اعلام کشور شوروی یافت: نه تضمین‌های فریبکارانه انگلستان، «محافظ باستانی» منافع ارمنستان، نه چهارده نکته‌ بدنام ویلسون[۴] و نه وعده‌های جارزنانه فروشندگان بازاری جامعه ملل مبنی بر «موکل»‌خواندن خود برای اداره ارمنستان، نتوانستند ارمنستان را از قتل‌عام و نابودی فیزیکی نجات دهند (و نمی‌توانستند هم آنها را نجات دهند). فقط ایده قدرت شوروی به ارمنستان آرامش و امکان تجدید حیات ملی می‌داد. در اینجا برخی از حقایق ذکر شده است که منجر به شوروی‌شدن ارمنستان شد. سیاست‌های مخرب داشناک‌ها، این عوامل آنتانت، کشور را به سمت هرج و مرج و بدبختی سوق می‌دهد. جنگ علیه ترکیه، که توسط داشناک‌ها تحریک می‌شود، اوضاع دشوار ارمنستان را وخیم‌تر می‌کند. کسانی که از گرسنگی …

ادامه....

نظر «میرجعفر پیشه‌وری» در مورد مناقشه قره‌باغ کوهستانی

«میرجعفر پیشه‌وری» از کمونیست‌های قدیمی ایران، که سال‌ها در قفقاز زندگی کرده بود و با روحیات مردمان آن سامان آشنائی داشت، با دقت کمونیستی به حل مسئله «نفرت ملی» در ماوراء قفقاز برخورد می‌کند و مسئله را از جنبه طبقاتی آن مد نظر قرار می‌دهد. برای وی «مساواتیست‌»ها و «داشناک‌»ها نمایندگان طبقات بهره‌کش دو ملت آذربایجان و ارمنی هستند. تا زمانی که دو طرف با ایدئولوژی ناسیونال شونیستی برای ارمنستان بزرگ و یا پا‌ن‌ترکیسم اسلامی، که ملقمه‌ای از پان‌اسلامیسم و پان‌ترکیسم است، به پدیده‌های اجتماعی ماوراء قفقاز برخورد می‌کنند، امکان تقلیل، کاهش، نرمش و تشنج‌زدائی در میان خلق‌های قفقاز وجود ندارد. *** «مسئله ارمنی – مسلمان موجد دارد. اگر آن از میان برداشته شود، می‌توان اطمینان یافت که مسئله ارمنی و مسلمان هم از بین خواهد رفت. آن موجد هم عبارت است از احزاب داشناک و مساوات». رحیم رئیس نیا در «کتاب آخرین سنگر آزادی» ( مجموعه مقالات «پیشه‌وری» در …

ادامه....

ریشه‌های درگیری‌های کشورهای ماوراء قفقاز و راه حل بلشویک‌ها

در مورد بهترین آثار علمی و مارکسیستی مربوط به مسئله ملّی باید به آثار رفیق «استالین» و تجربیات مبارزه بلشویک‌ها برای حل مسئله ملّی در شوروی، که از درون روسیه تزاری بیرون آمده بود، مراجعه کرد. «استالین» به درستی به تکامل کشورهائی اشاره می‌کند که در نتیجه رشد طبیعیِ سرمایه‌داری در آنها، به ملت‌هائی با تمایلات ملّی دست یافته و به دولت‌های ملّی بدل شده‌اند. این دولت‌ها از جمله انگلستان، فرانسه، آلمان، و ایتالیا هستند. دولت‌های ملّی این کشورها محصول رشد طبیعی سرمایه‌داری در این کشورها بوده است. ولی دولت‌هائی هم به وجود آمده‌اند که محصول رشد آزادانه و طبیعی سرمایه‌داری نبوده، بلکه ناشی از مقاومت در مقابل تهاجم خارجی‌اند و ما با این دولت‌ها قبل از رشد سرمایه‌داری روبرو بوده و امروزه نیز روبرو هستیم. وی در این مورد به مثال ممالک اروپای شرقی و یا روسیه تزاری اشاره می‌کند که دولت‌ها در مقابله با هجوم ترک‌ها و یا …

ادامه....

در ماوراء قفقاز چه می‌گذرد؟ (۱)

نقش اسرائیل در قفقاز جنوبی نقش مخرب و قطعی اسرائیل در منطقه قفقاز کاملاً روشن است. اسرائیل در شمال ایران در پی ایجاد تشنج و درگیری است و برای توجیه حضورش در منطقه خود را «یار و حامی» جمهوری آذربایجان در مقابل «تهدیدات» ایران و ارمنستان جلوه می‌دهد. برقراری روابط دوستانه و بسیار نزدیک آذربایجان با اسرائیل و آنهم از مدت‌ها قبل، طبیعتاً تبعاتی نیز به همراه داشته است، زیرا اسرائیل برای یاری به آذربایجان به منطقه نیامده است، بلکه می‌خواهد بر ضد دشمن‌اش ایران به مبارزه و خرابکاری بپردازد و ایران را از جنوب و شمال محاصره کند و جنگ ضد ایرانی را در درون خاک ایران به ایرانیان تحمیل نماید و شکل جدیدی به خاورمیانه دهد. در همان سال ۲۰۱۰، زمانی که «شیمون پرز» به آذربایجان سفر کرد، برای نخستین‌بار موضوع احداث پایگاه نظامی اسرائیل در این کشور مطرح شد و آذربایجان به آن روی خوش نشان داد. …

ادامه....

به دشمنی در قفقاز پایان دهیم، بر سُنت دوستی و خویشاوندی مردم منطقه تکیه کنیم!

دشمنی تُرک و ارمنی، ارمنی و گُرجی در ماوراء قفقاز عمری طولانی دارد و به دوران قبل از انقلاب سوسیالیستی اکتبر بازمی‌گردد. مساواتیست‌های آذری، داشناک‌های ارمنی و منشویک‌های گُرجی در ماوراء قفقاز سلاخ‌خانه راه انداخته بودند و به قتل‌عام‌های فجیع دست می‌زدند. این ارثیه خونین، که بیان ترازنامه اقدامات طبقات حاکمه و امپریالیسم جهانی به ویژه انگلستان، آلمان و همدست‌اش ترکیه عثمانی در منطقه بود، جبراً به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تحمیل شد. این فجایع انسانی در ماوراء قفقاز محصول سوسیالیسم نبود و نیست، محصول سرمایه‌داری و نظام خانخانی، محصول «پان‌تُرکیسم»، «ناسیونال شونیسم» و «پان‌اسلامیسم» در منطقه است. سوسیالیسم ناچار بود با این ارثیه خونینی که امپریالیسم و ارتجاع باقی گذارده بود، راه درمان جراحات قرون را در این منطقه پیدا کند. تا سوسیالیسم در قفقاز حاکم بود و کشور شوروی با تدبیر حزب کمونیست بلشویک شوروی به رهبری لنین و استالین اداره می‌شد، از این سلاخی‌ها خبری نبود و …

ادامه....

وقتی آب سر بالا می‌رود (۱)

هئیت تحریریه توفان درتأیید مقاله ارزشمند رفیق «دکتر ناصر زرافشان» و انتشار آن در توفان الکترونیکی اسنادی نیز از حزب کار ایران (توفان) در تکمیل این مقاله منتشر می‌کند، به این امید که درتنویرافکار کوشیده باشیم. در ادامه این مطلب در شماره آینده اسناد حزب کار ایران (توفان) از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذشت. هئیت تحریریه مهرماه ۱۳۹۹ دکتر ناصر زرافشان در شماره ۱۶ روزنامه هم‌میهن مصاحبه‌ای با آقای عباس میلانی زیر عنوان«روزگار سپری شده روشنفکران چپ» منتشر شده است که در آن بنا به توضیح مصاحبه‌کننده قرار بوده است درباره «روشنفکران چپ ادبی و دلائل تفوق طولانی آنها بر فضای فکری جامعه» بحث شود؛ اما اگر از چند فتوای کوتاه و بدون دلیل راجع به چند چهره ادبی بگذریم، آنچه در این مصاحبه مورد بحث قرار گرفته، بجای چپ ادبی ایران، جنبش چپ بطور کلی و در همه جهان و بخصوص جنبه‌های سیاسی و ایدئولوژیک آن است؛ و از کائوتسکی و …

ادامه....