دوشنبه , ۷ خرداد ۱۳۹۷
برگ نخست / حزب کار ایران / جانباختگان / رفیق عبدالله حسن زاده

رفیق عبدالله حسن زاده

تعلق طبقاتی و یا تعلقات ملی

(به یاد رفیق کرد ما عبدالله حسن زاده)

نامه ای از یکی رفقای قدیمی به دست ما رسیده که به درج آن اقدام میکنیم.

دوستان مبارز سازمان کارگران مبارز ایران و حزب کار ایران – توفان –

با سلام٬ خسته نباشید. امیدوارم در راه پیشبرد مارکسیسم – لنینیسم و اهداف مقدس آن موفق و پیروز باشید.هدف از نوشتن این نامه برای شما دوستان دادن اطلاعات در مورد یکی از همرزمان و رفقای پیشمرگ کاک عبدالله حسن زاده که در تیرماه ١٣٦۰ در شهر سقز در صفوف پیشمرگان حزب کمونیست کارگران و دهقانان (توفان) قبل از انشعاب حزب در آن سالها هنگام حمله مزدوران پاسدار جمهوری اسلامی به کردستان (سقز) هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه شکم به شدت مجروح گردید. پیکر رفیق به شهر بوکان (که در آن زمان دردست پیشمرگان و نیروهای سیاسی بود) منتقل گردید. در بیمارستان شهر بستری اما متاسفانه معالجات موٽر واقع نشد و جانش را در راه رهایی خلق ستمدیده کرد و طبقه کارگر ایران تقدیم کرد.

کاک عبدالله حسن زاده که در آن سال حدود ٣۰ سال از سنش میگذشت مدت یکسال بود که در تشکیلات “توفان” در کردستان سازماندهی و با عشق و علاقه به مارکسیسم – لنینیسم در همه عرصه های مبارزه در آن زمان فعال بود. یکبار رفیق در سال ١٣٥٩ مقدار زیادی نشریه “توفان” و سپیده سرخ٬ مقداری کتاب با خود از سقز به مقصد بندرعباس میبرد. نشریات و کتابها را با خود به محل خوابگاه و کارگاه شرکتی که در آنجا به عنوان کارگر جوشکار مشغول به کار بود برده و در بین کارگران پخش میکند. بعد از چند روز از طرف نیروهای حزب اللهی و کمیته بندر عباس دستگیر و دو ماه زیر شکنجه پاسداران قرار میگیرد که به اتهام مطروحه از ناحیه آنان اعتراف نمیکند. در نتیجه آزاد میشود و بعد از این ماجرا از شرکت نیز اخراج میگردد. همین امر باعٽ شد برای همیشه به کردستان بازگردد. بعد از بازگشت اصرار میورزید که در صفوف پیشمرگان حزب در کردستان سازماندهی شود. با اصرار من که در آن زمان مسئولیت تشکیلات سیاسی – نظامی کردستان بعد از دستگیری رفیق رحمان در شهر سقز را به عهده داشتم او را مدتی به شهر بوکان فرستادم تا در دکه نشریه فروشی حزب به انجام وظایف مشغول گردد. سرپرستی مادر و خواهرش با دو تا بچه به عهده رفیق عبدالله بود و همین امر باعٽ میشد که در مورد او جانب احتیاط را گرفت. وی سرانجام در دسته پیشمرگان حزب “توفان” سازماندهی گردید. بعد از شهادت رفیق عکس و سرگذشت رفیق در “توفان” چاپ گردید.

اگر در آرشیوتان از شماره های “توفان” آنزمان در دسترس دارید میتوانید از آن استفاده و اگر مایل بودید به خاطر یادآوری خاطرات این همرزمان کارگر و صادق که به خاطر آرمانهایشان از جان خود مایه گذاشتند یادآوری گردد.”

کاک عبدالله حسن زاده یک کمونیست انقلابی بود و جانش را بر سر آرمانش که نجات طبقه کارگر ایران و کسب حقوق خلق کرد بود گذارد. رفیق عبد الله به کمونیست بودن خود بیش از تغلفات ملی خود تکیه میکرد وی در بندرعباس نشریه پخش میکرد زیرا میدانست که برای آزادی ایران٬ برای استقرار دموکراسی در ایران٬ برای رهایی خلق کرد و یا آذری از ستم ملی به اتحاد همه طبقه کارگر ایران نیاز است٬ کارگر بندرعباسی همانقدر مورد ستم است که کارگر خوزستانی٬ خراسانی٬ آذری و یا کردی٬ وی در میان کارگران بندر عباس که مخلوطی از فارسها٬ عربها٬ آذریها هستند مبارزه میکرد و زبان واحد همه آنها را میفهمید. وی در جائی فعالیت میکرد که منافع تشکیلات و ملزومات مبارزه طبقاتی آن را میطلبید. وی میدانست که باید حزب واحد و سراسری طبقه کارگر ایران را بر پا داشت و مبارزات طبقه کارگر بر ضد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی را رهبری نمود٬ زیرا میدانست راه نجات بشریت از بربریت نظام سرمایه داری و پایان دادن به نفرت ملی از سرمنزل سوسیالیسم میگذرد. مبارزه رفقای کمونیست کرد٬ آذربایجانی٬ عرب٬ فارس با فرزندان سایر خلقها و اقلیتهای قومی و مذهبی ایران در تشکل ما از روحیه انترناسیونالیستی تشکیلات ما حکایت میکند. ما به حزبی نیاز داریم که وابستگی های ملی در آن جنبه فرعی داشته باشد و آنچه اعضاء آن را به هم پیوند میدهد ایمان راسخ به ایدئولوژی طبقه کارگر باشد. کمونیست به ما میاموزد که تعلق طبقاتی بر تعلق ملی ارجحیت دارد و مشخصه حزب طبقه کارگر است. رفیق عبدالله حسن زاده رفیق کرد ما بود که برای رهایی طبقه کارگر ایران رزمید و در این راه جان باخت و رفیق دیگر ما احمد مجلسی رفیق فارس ما بود که سالها در همکاری با رفیق فواد سلطانی در غرب ایران فعالیت میکرد و سپس در رابطه تنگاتنگ با رفقای سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومله) قرار گرفت و سرانجام جانش را بر سر قرار با رفقای کومله در تهران در سحرگاه یورش ارتجاع از دست داد.

 

راه پیروزی طبقه کارگر ایران از خون فرزندان تمامی خلقهای ایران گلگون است و این امر ما را فرا میخواند که صرفنظر از تعلقات ملی و وابستگیهای قومی در صفوف حزب واحد طبقه کارگر متحد شویم و برای امر مقدس استقرار سوسیالیسم در ایران مبارزه مشترک بنمائیم. آنگاه ما به بهترین تجلیل از رفقای جانباخته خود و همه مبارزان راه سوسیالیسم دست زده ایم. “توفان” در این راه مصمم پیش خواهد رفت.

Print Friendly, PDF & Email