برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / اردوی بین المللی جوانان ضد فاشیست و ضد امپریالیست

اردوی بین المللی جوانان ضد فاشیست و ضد امپریالیست

فشرده ای از سخنرانی نماینده حزب کار ایران (توفان) فرزانه آزاد درمیزگرد 

اردوی جوانان بین االمللی  ضد فاشیست و ضد امپریالیست که امسال با میزبانی سازمان جوانان کمونیست دانمارک برگزار گردید، با موفقیت تمام به پایان رسید. این اردوی باشکوه ازجمعه ٢٨ ژولای آغاز شد و به مدت یک هفته ادامه یافت. در این گرد همایی بین المللی جوانان کمونیست مارکسیست لننیست از هندوستان، برزیل، اسپانیا، فنلاند، اکودور، مکزیک، فرانسه، کلمبیا، آلمان، ترکیه، سوئد، دانمارک …. شرکت داشتند و علاوه برحضور فعال و زنده جوانان کمونیست هئیت نمایندگانی از حزب کارایران(توفان)، کمیته برای عراقی آزاد در دانمارک و سوئد، انجمن دفاع از خلق فلسطین دردانمارک و ژورنالیست فلسطینی  ناصر السهیلی  و پاتریک مکمانوس نویسنده معروف دانمارکی … شرکت داشته و درمیزگردهای مختلف بویژه درمورد اوضاع خاورمیانه، تشدید تضادهای امپریالیستی و قلدرمنشی امپریالیست آمریکا و صهیونیست اسرائیل درمنطقه و جهان  به سخنرانی پرداختند. 

براستی که فضای حاکم بر اردوی جوانان، فضای صمیمانه و انترناسیونالیستی بود. گویا همه از یک کشور و با یک زبان گفتگو میکردند. فضای اردو فضای میزبان و میهمان نبود. همه هم میزبان بودند و هم میهمان. همه افراد شرکت کننده داوطلبانه در پیشبرد فعالیتهای اردو شرکت داشتند و با روحیه کمونیستی صمیمانه همکاری مینمودند. 

نمایش فیلم جنبش سنگ انتفاضه(فلسطین) و دهها سخنرانی، برنامه ورزشی و فرهنگی و از سویی تزئین اردو با پرچمهای سرخ و داس و چکش و شعارهای ضد امپریالیستی و ضد فاشیستی  و همبستگی و دفاع ازپرولتاریا و خلقهای جهان….به انسان نیرو میداد و احساس مینمود در کشوری که پرولتاریا  قدرت را دردست دارد زندگی میکند. احساسی فارغ ازتبعیض و نابرابری و ظلم و زور و ستم. احساس دخیل درسرنوشت خویش. احساس برابری و انترناسیونالیستی…. 

حزب کارایران(توفان) نیز بدعوت از سازمان جوانان کمونیست دانمارک درمیزگرد روزشنبه ٢٩ ژولای که پیرامون استراتژی امپریالیسم درخاورمیانه بود شرکت نمود و به سخنرانی پرداخت که مورد استقبال حاضرین قرارگرفت. 

دراین میزگرد همچنین فعال مارکسیست لننیست، سامی جواد دبیر کمیته برای عراقی آزاد در دانمارک، هئیت نمایندگی رفقای ترکیه و ترولس ریس لارسون از سازمان جوانان کمونیست دانمارک به سخنرانی پرداختند 

در زیرچکیده ای ازسخنرانی رفیق نماینده حزب کارایران(توفان) را که با حضوربیش از٢٠٠  تن از جوانان کمونیست که ازچند قاره جهان گرد آمده بودند از نظر خوانندگان توفان میگذرد:  

رفقای گرامی! 

 ضمن  گرمترین سلامهای انترناسیونالیستی به شما عزیزان که دراین میزگرد حضور دارید، سخنم را درمورد فجایع دهشتناکی که اکنون درلبنان و فلسطین جریان دارد آغاز میکنم و سپس به اوضاع ایران میپردازم. 

بیش از دوهفته است که دولت صهیونیست و نژاد پرست اسرائیل و امپریالیست آمریکا حملات از پیش طرح ریزی شده ای را علیه مردم لبنان و فلسطین آغازکرده اند. این جانوران آدمخوار تحت بهانه آزاد سازی چند گروگان اسرائیلی درغزه و جنوب لبنان بصورت وحشیانه و فاشیستی از هوا و زمین و دریا به بمباران اماکن غیر نظامی و نابودی تمام هستی مادی این دو ملت مشغولند و بیشرمانه این کشتار دسته جمعی  و ویرانی زیر ساخت زندگی مردم را” مبارزه علیه تروریسم”  مینامند و این جنایت را بنام ” دموکراسی و تمدن” توجیه میکنند. بمباران بیمارستانها، مدارس، جاده ها، پلها،فرودگاهها، نیروگاههای آب و برق، مغازه ها  و حتا دفاتر سازمان ملل متحد و بمباران شماری از اعضای این سازمان…. و اینها همه به بهانه مبارزه با “تروریستهای اسلامی” و بخاطر “امنیت برای یهودیان” صورت میگیرد و هر روز بر دامنه این کشتار و جنایات افزوده میگردد. 

“دموکراسی بوش و اسرائیل درخاورمیانه بزرگ” جز این نیست که ما اکنون در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان شاهد آنیم. بمباران وحشیانه و قتل عام مردم بی دفاع لبنان و فلسطین یاد آور حملات هیتلر نازی علیه خلقهاست که اکنون اسرائیل صهیونیست و آمریکا به زعامت جرج واکربوش بعنوان وارثان طبیعی فاشیتسهای آلمانی علیه مردم فلسطین و لبنان عمل میکنند… 

بنظر حزب ما، دور جدید حملات علیه فلسطین و لبنان بخشی از سیاست طرح خاورمیانه بزرگ امپریالیست آمریکاست و در چهارچوب رشد تضادهای امپریالیستی بر سر کنترل منابع انرژی بویژه نفت در این منطقه قابل بررسی است. خاورمیانه اکنون به لحاظ موقعیت ژئوپولیتکی و منابع عظیم نفتی گره گاه تضادهای امپریالیستی است. منطقه ای که نزدیک به ٩٠ درصد نفت و انرژی چین و ژاپن و بیش از ٠۶ درصد نفت اروپا را تامین میکند. قابل توجه است که خاورمیانه در روز حدودا ٣٠ میلیون بشکه نفت به کشورهای غربی و ژاپن و کره جنوبی صادرمیکند. کشور عربستان ٩ میلیون بشکه نفت درروز تولید میکند و دارای ذخیره نفتی  حدودا ٠۶٢ میلیارد  بشکه نفت است. ایران در دوران رژیم پهلوی ۶ میلیون بشکه نفت در روز تولید می کرد و هم اکنون  ۴ میلیون بشکه نفت در روز تولید می کند و دارای  ٠۶١ میلیارد بشکه ذخیره نفتی است. امارات متحده عربی ۴٢٫ میلیون بشکه درروز، کویت ٢٫٢ میلیون در روز، عراق حدودا ٢ میلیون در روز، قطر نزدیک به یک میلیون بشکه نفت  درروز تولید می کنند و هر بشکه نفت ٩۵١ لیتر است…. 

 بدین رو امپریالیست آمریکا بدنبال نظمی است که بتواند  بطور کامل کنترل منطقه و منابع نفتی را به کف گیرد تا سرگردگی خود را بر سایر رقبای تازه نفس اعمال و آن را تثبیت کند. از این منظر اشغال نظامی افغانستان که مسیر عبور لوله گاز و نفت دریای خزر به کشورهای ازبکستان و هندوستان است  و همچنین اشغال نظامی عراق و حمله احتمالی به ایران درچهار چوب استراتژی طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا قابل تبیین است و باید دقیقا این سیاست را مورد  تحلیل و بررسی قرارداد و به افشای اهداف شوم و مخرب آن دست زد… 

امروز امپریالیست آمریکا با تمام ساز و برگش همراه با همه متحدین ریز و درشتش درعراق و افغانستان با شکست مفتضحانه ای  روبرو شده است. دارو دسته جنایتکار بوش می پنداشت بعد از سقوط صدام حسین مردم عراق با دسته های گل به استقبال ارتش استعماری و متجاوز خواهند آمد و به زودی با سر و سامان دادن عراق کار ایران را نیز یکسره خواهد کرد. لیکن نبرد قهرمانانه و درخشان خلق عراق  و ضربات پی درپی بر پیکر این جنایتکاران تمام نقشه های شوم این ابرقدرت جهانی را که دارای بزرگترین زرادخانه اتمی است نقش بر آب کرد و هم اکنون پس از سه سال چون خر در ِگَِگل فرورفته و نمی داند چه کند. خبرگزاریها هر روز از گسترش عملیات مسلحانه جدیدی علیه ارتش آمریکا و دولت دست نشانده اش در عراق خبر می دهند. ضربات پی درپی بر پیکر ارتش متجاوز آمریکا و متحدینش، بی ثباتی در سراسر عراق و نارضایتی عمومی مردم عراق، شکنجه های وحشیانه و زندانهای مخوفتر از دوران حکومت صدام حسین و… دولت بوش را بیش از پیش در انظار جهانیان افشا و بی آبرو کرده و همچنین اوضاع نابسامان افغانستان و اشغال وحشیانه این کشور سبب شده تا آمریکا با طرح بمباران لبنان و فلسطین افکارعموی جهان را به این سو بکشاند تا بلکه با پیروزی مقطعی در این منطقه فرجی حاصل گردد. آمریکا در صورت موفقیت این سیاست و خلع سلاح چریکهای حزب اﷲ لبنان و نیروی مقاومت فلسطین و بطور مشخص سازمان حماس سوریه را محاصره و سرانجام  با قدرت بیشتری به سراغ ایران خواهد آمد. چنین سیاستی اکنون بر همگان آشکاراست. جرج بوش بارها به دخالت ایران و سوریه در لبنان و فلسطین اشاره کرده و بی تردید در پی این است که با خلع سلاح کامل متحدین ایران، پشت جبهه “تروریسم بین المللی” را درهم شکند تا بلاخره به “عمر تروریسم” درخاورمیانه پایان دهد. بنابراین حملات نظامی به کشور مستقل لبنان را باید از منظر  بخشی از طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و کنترل منابع نفتی و گلوگاههای استراتژیک دید. مسائلی نظیر آزاد سازی گروگانها همه بهانه و بی اساسند باید متحد و متشکل در مقابل این افسارگسیختگی امپریالیست آمریکا و غده سرطانی  چون صهیونیست اسرائیل که بدنبال تجاوز به کشورها و اسرائیل بزرگ است ایستاد و از پیکار عادلانه و مشروع مردم فلسطین و لبنان  که برای هستی و استقلال  خویش میرزمند دفاع نمود. پیکارعادلانه چریکهای حزب اﷲ لبنان و حماس علیه تجاوز بربرمنشانه آمریکا و اسرائیل که بدنبال قانون جنگل در جهان هستند، هر رنگی که اکنون داشته باشد پیکاری در دفاع از سرزمین خویش است و این امر مورد حمایت خلقهای لبنان و فلسطین و همه نیروهای صلحخواه  و ضد امپریالیستی درسراسر جهان است.  

رفقای گرامی ! 

اکنون با توجه به توضیحات کوتاهی که درمورد لبنان و خاورمیانه بیان داشتم به اوضاع ایران، سیاست آمریکا درقبالمسئله هسته ای و تاکتیکهای بوش و شرکا در جهت نفوذ در ایران و کنترل انرژی، وضعیت کارگران و زحمتکشان  و سیاست حزب کارایران درقبال این اوضاع میپردازم. 

 امپریالیست آمریکا تغییر رژیم در ایران را بر کسی پنهان نکرده است. بوش از سالها  پیش جمهوری اسلامی را در فهرست محور َشَّرّ قرار داده است. آمریکا امیدوار بود که با اشغال سریع عراق و محاصره ایران و با توسل به زور (بمبارانهای هوشمند!!) جمهوری اسلامی را  سرنگون  سازد. لیکن همانطور که اشاره داشتم این سیاست بخاطر نبرد قهرمانانه مردم عراق  به شکست انجامید و تجاوز به ایران مقدور نشد و به تاخیر افتاد. اکنون بسیاری علاقمندند  که بدانند آیا  امروز احتمال تجاوز مستقیم نظامی به ایران وجود دارد و این کشمکشها اساسا به کجا خواهد انجامید؟  

کارشناسان پنتاگون دریافته اند که ایران عراق نیست و تفاوتهای بسیاری بین این دو کشور چه به لحاظ جمعیت، مساحت، نیروی نظامی و نفوذ درمنطقه… وجود دارد و بنابراین با توجه به اوضاع بحرانی عراق و افکارعمومی  آمریکا و جهان و همینطور  تضادهای بین اروپا، چین و روسیه… بر سر ایران در شرایط کنونی امکان تجاوز به ایران  نیست و بنا براین باید سیاست ظریفتر و همه جانبه تری را درقبال ایران بکارگرفت تا سرانجام با آماده ساختن افکار عمومی جهان و انزوای بین المللی جمهوری اسلامی  به اهداف خود که همانا سلطه مستقیم سیاسی اقتصادی و کنترل نفت می باشد دست یابد. آمریکا طرح و نقشه دراز مدتی برای تغییر رژیم در ایران دارد و این سیاست درعرصه های مختلف بشدت ادامه دارد. یکی از این عرصه ها که بشدت در رسانه ها  تبلیغ می گردد و آمریکا آن را تکخال برنده خود می پندارد خطر اتمی شدن ایران می باشد. آمریکا با فن آوری صلح آمیز هسته ای ایران بشدت مخالفت می کند و به دروغ آن را با تولید بمب اتمی درهم می آمیزد تا با ترساندن افکار عمومی جهان و هیولا نشان دادن جمهوری اسلامی همانند رژیم صدام حسین از یک سو و از سوی دیگر خنثی کردن اروپا و ژاپن و بویژه چین و روسیه  ایران را خلع سلاح کند.  باید یاد آوری نمایم که همین آمریکا که امروز اینهمه از انرژی هسته ای ایران و غنی کردن ٣ درصد اورانیوم وحشت دارد خود در سال ۴١٩٧ نخستین  نیروگاه اتمی را به رژیم پهلوی فروخت و درمطبوعات آمریکا نیز سخنی جز تعریف و تمجید از این سیاست و پروژه نیروگاه اتمی شاه نرفت. روزنامه های آمریکا نیروگاههای اتمی در ایران را که بمنظور تولید انرژیی غیر فسیلی تاسیس شد ستوده و آن را سیاست خردمندانه ای توصیف نمودند.  حال چه شده که آمریکا از ادامه از سر گیری فن آوری هسته ای ایران که به سالهای ٨١ و ٨٢ میلادی بر می گردد اینهمه نگران است؟ آمریکا می گوید چرا ایران با توجه به ثروت سرشار نفت و گاز بدنبال انرژی اتمی است؟ سئوال ما از بوش و شرکاء این است که چرا آمریکا  علیرغم داشتن اینهمه منابع سرشار نفتی و گازی خود دارای ١٠٣ نیروگاه اتمی است و به سیاست ذخیره سازی نفت روی آورده است؟ آمریکا می گوید چون رژیم ایران رژیم دموکراتیکی نیست حق داشتن این فن آوری را ندارد زیرا ممکن است در نهایت بمب اتم تولید کند و دنیا را به آتش بکشاند. می بینید امپریالیست امریکا به چه تناقصاتی دچار شده است. حق ایران و کشورها را در استفاده از انرژی اتمی که یک حق برشمرده بین المللی است انکار می کند. آمریکا بر آژانس بین المللی اتمی فشار آورده تا با بازرسیهای پی درپی نیروگاههای اتمی ایران به یک موضوع فنی شکل سیاسی دهد و اکنون می کوشد تا با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و با اشاره به بند ٧ شورای امنیت به محاصره اقتصادی و سرانجام دست به تجاوز نظامی  زند. آمریکا زور می گوید، دروغ می گوید و بدنبال بهانه می چرخد تا سلطه خود را در ایران احیا کند. تا کنون بازرسان آژانس بین المللی اتمی بیش از ٢٠٠٠ ساعت از نیروگاههای اتمی ایران دیدن کرده و نشانی از انحراف  و یا نقض پیمان بین المللی مشاهده ننموده اند. آمریکا خود بزرگترین نقض کننده پیمانهای بین المللی، داری بمب اتمی است و حتا آن را در هیروشیما و ناکازاکی نیز بکار گرفت و منجر به قتل بیش از ٣٠٠٠٠٠ تن گردید. اسرائیل نه تنها هیچ پیمان بین المللی را برسمیت نمی شناسد بلکه دارای بمب اتمی است و مضحک است که بوش به بمب اتمی خود و اسرائیل خصلت “دموکراتیک”  می دهد و  فن آوری هسته ای صلح آمیز را خطری برای صلح جهانی تعریف می کند؟؟!! 

سیاست حزب ما درقبال بمب اتم سیاست خلع سلاح عمومی است و این امر شامل تمامی کشورهایی است که دارای بمب اتم هستند و در راس همه این کشورها آمریکا قرار دارد. موضوع بمب اتم در شرایط کنونی در ایران محلی از اعراب ندارد بحث بر سر فن آوری هسته ای است و آمریکا عمدا این دومقوله را مخلوط کرده و به سر درگمی افکار عمومی جهان دامن میزند تا در پس این تبلیغات دروغین به اهداف شوم خود دست یابد. مسئله هسته ای فقط بهانه است. آمریکا بدنبال اهداف دیگری در ایران است. 

عرصه دیگر از اقدامات تخریبی آمریکا دامن زدن به اختلافات قومی و کمک مالی به سازمانها و احزاب ناسیونال شونیست و تجزیه طلب آذری، کردی و عربی… است. آمریکا می کوشد با بهره برداری از نارضایتی که در بین خلقهای ایران و ستم ملی وجود دارد زمینه بی ثابتی را فراهم آورد و سرانجام  به جنوب ایران که مهمترین  بخش نفتی ایران است  دست یابد… 

 تمام سازمانهای ناسیونال شونیست و تجزیه طلب ایران از اشغال عراق و افغانستان دفاع  کرده و از اشغال احتمالی ایران نیز استقبال می کنند. دو حزب کردی ناسیونالیستی ایران، حزب دموکرات کردستان و سازمان زحمتکشان کردستان/ کومله ازجمله سازمانهایی هستند که از تجاوز به عراق حمایت کرده واز سیاست “دموکراسی خواهی” آمریکادرمنطقه و “خودمختاری” برای اقلیت های ملی دفاع می کنند. الگوی کردستان عراق الهام بخش این دو حزب است…. 

آمریکا اخیرا بودجه ای به مبلغ ۵٨ میلیون دلار برای تقویت اوپوزیسیون ارتجاعی ایران اختصاص داده تا با فشارآوردن بر رژیم جمهوری اسلامی  و جنگ روانی علیه ایران زمینه را برای تشکیل “کنگره ملی” همانند کنگره ملی احمد چلبی ها آماده کند. سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات ماهواره ای بسوی ایران و تلاش برای جذب اقشار میانی جامعه و وعده دموکراسی دادن به مردم ازجمله سیاستهای امپریالیست آمریکا برای نفوذ درایران است. بوش دخالت درامور داخلی ایران و سایر ممالک را حق طبیعی خود می داند و اگر چنین سیاستی از جانب دیگر دولتها صورت گیرد اقدامی تروریستی  و خلاف موازین بین المللی  تعریف می گردد. 

اوپوزیسیون ارتجاعی ایران که به کمکهای مالی آمریکا چشم دوخته، ازسیاست نظم نوین امپراتوری انحصارات مالی آمریکا دفاع کرده، ازاشغال افغانستان وعراق پشتیبانی نموده و مخالف خروج بی قید و شرط ارتش اشغالگر امپریالیستی ازعراق و منطقه هستند به چند بخش تقسیم می شوند و هریک به زبان و ادبیات خاص خود سخن می گویند. طیف گوناگون سلطنت طلبان به رغم تطورات گروهی و رنگ و شعارها اما جملگی خواهان احیای مناسبات  دوران رژیم پهلوی و سلطه بلا منازع سیاسی اقتصادی و نظامی امریکا  در ایران هستند. اینها به زبان سلطنتی و مشروطه خواهی سخن می گویند. 

 سازمان مجاهدین  که زمانی درگذشته نقش مترقی علیه ارتجاع و امپریالیسم بازی می کرد بخاطر ماهیت طبقاتی خویش و شکستهای پی درپی  امروز از سیاست تجاوز به ایران و نظم نوین آمریکا دفاع می کند و راه  کسب  قدرت  سیاسی و سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را تنها با همکاری و پذیرش سیاستهای هارترین جناح امپریالیستی آمریکا می بیند. این سازمان  به زبان “خلق“ و اسلام سخن می گوید.  

 جریان دیگری است  بنام “حزب کمونیست کارگری” که به زبان مارکسیسم سخن می گوید اما  حزبی است  که به لحاظ  ماهیت سیاسی ملغمه ای از لیبرالیسم، اکونو میسم، آنارشیسم و تروتسکیسم است. این حزب گام به گام دفاع از امپریالیسم و صهیونیسم اسرائیل را تئوریزه و به خورد هوادارانش داده، دفاع از استعمار را فضیلتی ساخته، از اشغال افغانستان دفاع نموده، مخالف شعار خروج بی قید وشرط ارتش اشغالگر آمریکا از عراق است، تهاجم امپریالسیم به عراق، لبنان و افغانستان و خلقهای منطقه را  در قالب “جنگ تروریستها” تئوریزه می کند. اینان از استعمار جامه ترقی  و مدرنیسم  ساخته و تحت عنوان مبارزه با “اسلام سیاسی”  بعنوان ستون پنجم امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه عمل می کنند. این حزب سیاست رسمی دریافت کمک مالی از اسرائیل را طبق قطعنامه ای با شماره ١٠٢٨ فرموله نمود. همانطور که بیان شد این گروه با نام مارکسیسم سخن می گوید. 

عرصه دیگر سیاست نفوذ در ایران سیاست دفاع از سازمانهای غیر دولتی در قالب دفاع از حقوق دموکراتیک و دموکراسی و حقوق بشر است  که آمریکا می کوشد با انجام انقلاب مخملی و یا نارنجی …و با چهره سازی افراد کم و بیش شناخته شده قدرت را در ایران به کف گیرد….این سیاست  دربستر نارضایتی عمیقی که درجامعه وجود دارد طرح ریزی و نقشه مند اجرا می گردد. 

جناحها و شخصیتهایی از رژیم که دراثر تضادهای داخلی به حاشیه رانده شده اند و بنام اصلاحات و دموکراسی سخن می گویند مشتاق از سرگیری مناسبات با آمریکا هستند و از سیاست انقلابات آرام و مخملی امپریالیسم آمریکا حمایت می کنند… آمریکا این جناح را نیز بعنوان آلترناتیو احتمالی آینده مورد نظر دارد.  

 اینها همه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت آمریکا درمورد ایران است تا سرانجام رژیم را با توسل به قهر و خشونت و بمباران  سرنگون کند و یا از طریق فشار و تهدید  رژیم را وادار به تسلیم و همانند رژیم لیبی سر براه گرداند. در این صورت آمریکا با شکل اسلامی و ماهیت بهیمی و قرون وسطایی رژیم اسلامی هیچ مخالفتی ندارد. مهم اجرای سیاست نظم نوین و تحقق پروژه خاورمیانه بزرگ است و نه ماهیت سرکوبگرانه و ضد بشری رژیم. 

رفقای عزیز! 

 مردم ایران،  پرولتاریا و زحمتکشان، دانشجویان، جوانان، زنان و همه خلقهای ایران تحت شرایط بس بغرنجی بسر می برند. سرکوب و خفقان، زندان ، شکنجه و مرگ سیاست رسمی جمهوری اسلامی است. رژیم اسلامی، ایران را به زندان بزرگی تبدیل کرده و جان مردم را به لب رسانده است. تنفر و انزجار مردم نسبت به جمهوری اسلامی بی حد و حصر است. رژیم اسلامی که یک رژیم سرمایه داری است پاسخ نان کارگران را با سرنیزه و زندان می دهد. دراثر سیاستهای خصوصی سازی رژیم که با الهام از سیاست بانک جهانی و صندوق بین المللی پول انجام می گیرد، بخش اعظم کارخانجات خصوصی شده و این امر موجب بیکاری گسترده کارگران گردیده است. وضعیت اقتصادی و معیشتی کارگران بشدت وخیم است و صدها تظاهرات کارگری در سالهای اخیر بازتاب این سیاست ویران کننده در ایران است. در تابستان گذشته هزاران کارگر اتوبوسرانی در تهران بخاطر اضافه دستمزد و حقوق پرداخت نشده دست به تظاهرات زدند و رژیم بیرحمانه به سرکوب این کارگران شریف پرداخت. رهبر اتحادیه اتوبوسرانی منصور اسانلو و شماریدیگر از کارگران هنوز در زندان و تحت شکنجه های وحشیانه بسر می برند. زنان ایران در تهران در ماه گذشته علیه آپارتاید جنسی و نابرابریهای اجتماعی دست به اعتراض زدند لیکن مزدوران رژیم با شدت تمام با آنها برخورد کرده و بسیاری بازداشت و به زندان افتادند. زنان ایران  طبق قوانین شرع اسلامی، شهروندان درجه دو محسوب می شوند و از هیچ حقوقی برخوردار نیستند. دانشجویان و جوانان و سایر اقشار تحت ستم مردم بشدت سرکوب می شوند و رژیم کوچکترین مخالفتی را بر نمی تابد و هم اکنون با سو استفاده از فشارها و تهدید های خارجی هرگونه صدای حق طلبانه را سرکوب می کند. رژیم از مردم ایران  بیشتر می ترسد تا از امپریالیسم آمریکا. حزب ما از مبارزات به حق کارگران، همه زحمتکشان، روشنفکران و دانشجویان و همه خلقهای تحت ستم ایران دفاع و سیاستهای ارتجاعی و فاشیستی رژیم را که درخدمت امپریالیسم است محکوم می کند. 

 آمریکا با شناخت از این نارضایتی عمومی است که به تقویت آلترناتیوهای ارتجاعی می پردازد و با وعده “دموکراسی و حقوق بشر” سعی در به انحراف بردن مبارزات آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم دارد. رهنمود حزب ما به توده مردم پیوند مطالبات دموکراتیک و طبقاتی خود با مبارزه علیه امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل است تا از این طریق هم رژیم جمهوری اسلامی را که هر حرکت آزادیخواهانه ای را با برچسب اسرائیلی و آمریکایی سرکوب می کند خلع سلاح نمایند و هم دست رد به سینه نیروهای امپریالیستی زنند و به افشای نوکران استعمار بپردازند. رژیم با قتل عام کمونیستها و نیروهای مبارز و انقلابی بهترین خدمت را به امپریالیسم کرده و اکنون چون جزیره ای منزوی و بدون پایگاه مردمی برای بقای خویش با امپریالیسم آمریکا چانه می زند و بدنبال دریافت تضمین موجودیت قدرت سیاسی خویش است. 

آنچه که درنهایت می تواند مردم را از َشَّرّ این وضعیت ناهنجار خلاص سازد رهبری طبقه کارگر و بسیج توده ای میلیونی علیه ارتجاع و امپریالیسم و استقرار سوسیالیسم در ایران است. 

به نظر حزب ما  تجاوز به ایران و  تحقق سیاست امپریالیسم  آمریکا محتوم نیست  می توان آن را به شکست کشانید.

یکی از عرصه های مهم مبارزه با حمله احتمالی آمریکا به ایران بسیج وسیعترین توده های صلحخواه و ضد امپریالیست و مترقی در کشورهای اروپایی و آمریکاست. با طرح شعارهای صحیح و روشن کردن اهداف شوم امپریالیست آمریکا و همبستگی با مردم ایران می توان جنبش قوی توده ای را سازماندهی کرد و درمقابل این ابرقدرت امپریالیستی که می خواهد به خاطر تحقق منافع انحصارات مالی کشور ایران را همانند عراق ویران کند، ایستاد. اصلی ترین شعار اینگونه تظاهراتهای ضد امپریالیستی و صلحخواهانه باید بسوی نیروی متجاوز و اشغالگر نشانه رود. باید مردم را علیه تجاوز نظامی به ایران بسیج نمود و موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی را وظیفه مردم ایران دانست و نه  قدرت خارجی و امپریالیستی.  حمل باندرول سرنگونی جمهوری اسلامی درچنین تظاهراتهایی که به منظور مخالفت با بمباران و اشغال ایران صورت می گیرد امری انحرافی و خرابکارانه است و موجب تضعیف تظاهرات و آشفتگی مردم می گردد. رفقای

حزبی ما و سایر نیروهای ضد امپریالیستی ایرانی طبیعتا باید با کار توضیحی و پخش اعلامیه ماهیت سرکوبگرانه رژیم را افشا سازند اما تمام نیرو را باید به شعار اصلی تظاهرات که همانا متوقف کردن تجاوز نظامی به ایران است معطوف داشت. تنها درپرتو مبارزه ای اصولی است که می توان تظاهرات ضد جنگ و اشغال را  به سرمنزل مقصود رسانید.

اینهاست مختصری از سیاست حزب ما درمورد ایران و خاورمیانه. با تشکر از شما. 

نشریه الکترونیکی حزب کار ایران (توفان)  شماره ١ ویژه نامه لبنان
مرداد  ۱۳۸۵  اوت  ۲۰۰۶

Print Friendly, PDF & Email