برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / اعتراضات موفق دانشجویان در شانزده آذر و آموزش‌های آن

اعتراضات موفق دانشجویان در شانزده آذر و آموزش‌های آن

شانزده آذر امسال همانند سالهای پیش در فضای پادگانی و امنیتی  اما با موفقیت چشم‌گیری برگزار شد. بزرگداشت این روز تاریخی ، سنتی است دیرپا، یادآور مبارزه دانشجویان و کارگران ایران علیه استبداد و امپریالیسم است. آنچه ۱۶ آذر را از مناسبت‌های تاریخی دیگر برجسته می‌کند، همین پیوند و همبستگی جنبش دانشجوئی با طبقات و اقشار زحمتکش است. این اتحاد و همرزمی را می‌توان در بیانیه‌ها و طرح مطالبات صنفی کارگران، دانشجویان، معلمین و بازنشستگان و غیره … به روشنی دید. جنبش دانشجوئی ۱۶ آذر از بطن مبارزات ضداستعماری و استبدادستیزی برخاست و این دو جنبه منحصر به فرد، دو سوی یک وحدت‌اند. با برپایی این بزرگداشت در ۱۶ آذر و نه ۱۸ تیر، جنبش دانشجوئی بار دیگر در حفظ و تداوم این سنت پای فشرد و در عین نقد دستگاه قدرت، همبستگی و پیوند خود را با ۱۶ آذر، سرآغاز همبستگی دانشجویان با طبقه کارگر، نماد مبارزه علیه استبداد و خودکامگی و علیه استعمار و امپریالیسم اعلام داشت و بدین ترتیب تلاش مذبوحانه سلطنت طلبان را به منظور جا انداختن ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به عنوان روز دانشجو،نقش بر آب کرد. علت ماندگاری ۱۶ آذر ۳۲ در تاریخ جنبش های اجتماعی ایران، سمت گیری جنبش دانشجوئی علیه امپریالیسم و استبداد است و در عین حال مبارزه علیه استثمار، فقر و محرومیت توده‌های زحمتکش و بدین ترتیب همبستگی آنها با جنبش کارگری است. «کانون صنفی معلمان تهران» طی بیانیه‌ای در حمایت از بیانیه سراسری دانشجویان، در عین حال تأکید می‌کند که « ۱۶ آذر ماه در حافظه تاریخی ایرانیان به عنوان روز دانشجو و نمادی از آزادی خواهی و عدالت طلبی دانشجویان ایران زمین ثبت شده است.»
این همبستگی با طبقات زحمتکش جامعه آنجا نمود پیدا می‌کند که دانشجویان در بیانیه سراسری خود که نزدیک به ۱۳ هزار دانشجو پای آن امضا گذاشتند، ابتدا نه به طرح مطالبات صنفی خود بلکه اوضاع نابسامان مردم زحمتکش و سیاست های نئولیبرالی رژیم را مورد انتقاد قرار دادند. در این بیانیه چنین آمده است «….ثمرۀ زندگی مادران و پدران ما، در نتیجۀ برآیند چند دهه عمل مشترک قانونگذاران و مجریان، در تکاپوی تأمین هزینه‌های سنگین حداقلی برای معاش، به یغما رفته است. بیکاری، استثمار و عدم امنیت شغلی بیداد می‌کند. بهداشت، درمان و مسکن بدل به کالاهایی گران‌بها شده‌اند که وسع خریدشان از عهدۀ بسیاری از مردم بیرون است. … حق فریاد و اعتراض را نیز سلب کرده‌اند و هرجا زمزمه‌ای نیز هست، گوشی شنوای دردهای فراوان رنجبران جامعه نیست. چنین است که عدالت و آزادی، حالا دیگر، توأمانِ هم به محاق رفته‌اند. …. اعتراضات صنفی دانشجویی بایستی به مبارزات برحق کارگران، معلمان، زنان و تمام محذوفان و مطرودان اجتماع بپیوندد و کلیت ساختار و برنامه‌های کلان اقتصادی سیاسی را که تجاری‌سازی آموزش نیز بخشی از تبعات آن است به نقد بکشد. بدون این همراهی و پیوند، مقاومت در برابر این سیل بنیان‌برانداز که هستی دانشجو، کارگر، معلم، زن و تمام فرودستان را تهدید می‌کند، غیرممکن می‌نماید. (تأکید از – توفان).
جنبش دانشجوئی به مثابه وجدان بیدار جامعه موفقیت خود را به درستی در گروی پیوند با طبقه کارگر می‌بیند و تأکید می‌کنیم که از ۱۶ آذر ۳۲ تا به امروز علیرغم فراز و فرودهائی که این جنبش دانشجوئی داشته است، هیچگاه حلقه ارتباط بین جنبش دانشجوئی و طبقه کارگر ایران پاره نشده است. و همین خود نشانه کیفی تداوم این همبستگی است. روح این نزدیکی و پیوند طبقاتی در بیانیه سراسری دانشجویان آنچنان آشکار است که با استقبال تشکلات مستقل کارگری روبرو شد و بازتاب گسترده ای یافت. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اعلام همبستگی و پشتیبانی از جنبش دانشجوئی به اصل «اتحاد» چنین اشاره می‌کند: «…دانشجو، کارگر، معلم و پرستار تنها با اتحاد و اعتراض می توانند خواسته‌های خود را فریاد زنند و به اصل تنظیم قوانین و مقررات برابر خواست عموم مردم تحقق بخشند..» سندیکای نقاشان استان البرز طی بیانیه‌ای با اشاره به  «همبستگی طبقاتی» می‌آورد: «… روند و پروسه بر قراری پیوند میان کارگران، معلمان و دانشجویان و … در جهت همبستگی طبقاتی به پیش می رود و وظیفه همه تشکل‌های مستقل کارگری است، که از این روند استقبال کرده و برای آگاهانه کردن این روند برنامه‌ریزی لازم را انجام دهند…»
همبستگی جنبش دانشجوئی با زحمتکشان و طبقه کارگر ایران همانند خاریست که در چشم حاکمیت و جناح های وابسته به بورژوازی و امپریالیسم فرو میرود. و تا کنون شاهد ضربه زدن به بدنه این جنبش بوده‌ایم. جنبش دانشجوئی باید برای آلوده نگشتن و پاکیزه نگاه داشتن خود پیونداش را با جنبش کارگری حفظ کند و آن را تعمیق بخشد. دستیابی به مطالبات دموکراتیک تنها و تنها از مسیر یک مبارزه مشترک و هماهنگ، میگذرد. آنجا که خواست‌های صنفی با مبارزه و رهبری سیاسی طبقه کارگر توام گردد، به موفقیت خواهد انجامید. دشمن مشترک مبارزه مشترک میطلبد.

توفان الکترونیکی شماره ۱۲۶ دیماه ۱۳۹۵

Print Friendly, PDF & Email