صحنههایی که هر از گاهی در رسانههای ارتباط جمعی پیرامون گرسنگی از دید جهانیان میگذرد و دل هر انسان شرافتمندی را به درد میآورد، معلول جنگ و غارت و چپاول است. اتفاقا آنها که از طریق همین رسانهها اشک تمساح میریزند و مدام به جهانیان القاء میکنند که غرب متمدن پیوسته در فکر نجات گرسنگان است! و راه حلهای آنچنانی ارائه میدهند، خود باعث و بانی پیدایش میلیونها گرسنه در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و امروز حتی در اروپا و آمریکا هستند.
در جهانی که مواد غذایی میتواند به اندازه کافی برای سکنه کره ارض وجود داشته باشد، علیالقاعده نمیبایست کسی گرسنگی بهکشد. اما واقعیت این است که در جهان امروز قریب به یک میلیارد نفر با فقر و گرسنگی مواجهاند. بسیاری از این گرسنگان را اتفاقا کشاورزانی تشکیل میدهند که خود در چرخه تولید شرکت دارند، منتها اجیر شرکتهای عظیم کشاورزی هستند که تحت حمایت حکومتهای مرتجع محلی قرار دارند. اغلب این شرکتها هدف اصلیشان تولید خوراک دامی، تولید محصولاتی که برای تولید سوخت (بیواتانول و بیودیزل) به کار گرفته میشود و نیز تولید غلات جهت فروش در بازارهای بورس جهانی است. آنچه نصیب کشاورزان اجیر شده میشود، حقوق بخور نمیری است که به هیچوجه کفاف تأمین مواد اولیه غذایی آنها را نمیکند. در صورتی که اگر این کشاورزان برای خود تولید میکردند، نه تنها مجبور به گرسنگی نبودند، بلکه برای جمعیت رو به رشد کره زمین نیز که طبق برآورد موجود تا سال ۲۰۵۰ به ۹ میلیارد نفر خواهد رسید، میتوانست به اندازه کافی مواد غذائئ تولید شود. اگر اشک تمساحریزان واقعا به فکر گرسنگان میبودند، باید امکان بازگشت کشاورزان بر سر زمین و آبشان را فراهم میآوردند تا در درازمدت هم بر فقر، هم بر بیکاری و هم بر گرسنگی غلبه کنند. اما مادام که سیاست نئولیبرالی کسب سود حداکثر و افسارگیختهگی سرمایه با پشتیبانی دولتها ادامه دارد، چنین امکانی خواب و خیالی بیش نیست و درب بر همین پاشنه خواهد چرخید. به این ترتیب دره میان فقر و ثروت روز به روز عمیقتر میشود. فقر و گرسنگی علاوه بر زجری که بر مردم کشورهای تحت سلطه تحمیل میکند که با خطر مرگ زودرس همراه است، در درازمدت برای این کشورها که سالها به علت جنگ، ویرانی، غارت، قحطی و استثمار و چپاول و … به بیکاری، فقر و گرسنگی درغلطیدهاند، آیندهای بس تیره و تار در راه است.
در کشوری که ویرانی فقر و گرسنگی حاکم گردد، نه مدرسهای دائر است، نه دانشگاهی برقرار است، نه بیمارستانی و نه کارخانهای. در نتیجه مردم این کشورها محکوم به فقر و گرسنگی و فنا هستند. روزانه هزاران نوزاد و کودک خردسال در اثر بیغذائی و بیداروئی چون برگ خزان بر زمین میریزند و از میان میروند.
در مقابل این فقر، ثروت است که رشد میکند. امروز تعداد کنسرنهای تولید و توزیع کننده مواد غذائی در اثر ادغام هر چه بیشتر روز به روز کمتر میشوند. قدرت انحصاری کنسرنها بزرگتری که کوچکترها را بلعیدهاند پیوسته روبه تزاید است. طبق آمار “اکسفام” از سال ۲۰۱۵ دوازده ادغام در شرکتهای عظیم صورت گرفته است که پنج عدد آنها در رشتههای شیمی، مواد غذائی، نوشابه و تنباکو بوده است. از اینرو آنها بختکوار سایه شوم خود را بر روند تولید تا مصرف مواد غذائی جهان گستراندهاند. آنها سطح دستمزدها چه در تولید، چه در حمل و نقل و چه در توزیع را دیکته میکنند. علاوه بر این، این کنسرنها در اثر جهانیشدن سرمایه و اعمال سیاستهای نئولیبرالیِ تجارت آزاد در کشورهای در حال توسعه و عقبنگهداشته شده، نه تنها قیمت محصولات کشاورزی را هر روز گران و گرانتر میکنند، بلکه با دایر کردن فروشگاههای زنجیرهای در این کشورها، مشغول خالی کردن جیب مردماند. دولتها به جای مقابله با این تمرکز سرسامآور، با مقرراتزدایی و دامنزدن به سیاستهای نئولیبرالیِ تجارت آزاد و خصوصیسازیها، جاده را برای کسب سود حداکثر و تمرکز هرچه بیشتر سرمایه هموار میکنند. برای نمونه دولتهای امپریالیستی با دادن یارانه به سرمایهداران جهت تولید «بیواتانول» و «بیودیزل» که آنها را در اصطلاح علمی «سوختهای زیستی» نیز مینامند، عملا به گرسنگی در جهان دامن میزنند.
«بیواتانول» نوعی الکل است که از «کربوهیدرات»های شکر و نشاسته و محصولات زراعی مانند نیشکر، ذرت و… تولید میشود. این ماده معمولا به عنوان مواد افزودنی در بنزین به کار میرود.
حزب کار ایران (توفان) به حزب طبقه کارگر ایران بهپیوندید!

