جمعه , ۲۵ خرداد ۱۴۰۳
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / تروریسم ابزارِ دسیسه­های امپریالیستی

تروریسم ابزارِ دسیسه­های امپریالیستی

حمله تروریستهای داعش به مجلس شورای اسلامی در ایران و همزمان انجام عملیات انتحاری برای رفتن به بهشت در مقبره آیتﷲ خمینی، یک اقدامی تروریستی و سازمان­یافته و نقشه­مند است، تا ایران را به وضعیت سوریه، عراق و لیبی مبدل سازد.

در عرصه جهانی، امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل در این زمینه توافق دارند و در کنار آنها ارتجاع تروریست منطقه عربستان سعودی قرار دارد. عربستان سعودی در همدستی با صهیونیسم از مدافعان القاعده و داعش بود و هنوز هم هست. این کشور تروریستی و همدست امپریالیسم در تمام ترورهای افغانستان، پاکستان، لیبی، سوریه، عراق و بسیاری مناطق دیگر دست دارد. تجاوز آشکار عربستان سعودی به بحرین و یمن و کشتار هزاران مسلمان این مناطق اعم از شیعه و سنی، نشان می­دهد که آنچه برای عربستان به حساب می­آید تنها قدرت خاندان آل سعود و منافع راهبردی آنها در منطقه است و نه حمایت از اسلام “اصیل”. تبلیغات آنها در مورد جنگ شیعه و سنی که توسط امپریالیستها و صهیونیسم دامن زده می­شود، فاقد هرگونه مبنای منطقی و واقعی است. ارتجاع سیاه عرب منطقه که مورد حمایت امپریالیستهاست با خشونت و تبلیغات تلاش می­کند تا به اختلافات شیعه و سنی و جنگ مذهبی تنها به دلایل سیاسی دامن زند و ماهیت سیاسی اختلافات در منطقه را به حساب اختلافات شیعه و سنی جا بزند تا نیات شومش در پشت پرده اختلافات شیعه و سنی پنهان گردد. دین همیشه در دست طبقات حاکم ابزار فریب توده­های مردم بوده است. ابزاری که مانع رشد و انکشاف مبارزه طبقاتی می­شود و آنرا به عقب می­راند. دامن زدن و تبلیغ سیاست مبارزه “اسلام سیاسی” با “میلیتاریسم آمریکا” همان ایدئولوژی صهیونیسم جهانی است که مبارزه با اسلام را به جای مبارزه طبقاتی می­گذارد و در تمام کارزارهای اجتماعی در کنار صهیونیسم وامپریالیسم قرار دارد.

البته همه امپریالیستها با این سیاست آمریکا موافق نیستند. امپریالیسم روس و چین به محیط آرام نیاز دارند و آشوب در اوضاع کنونی جهان و به­ویژه منطقه را، به صلاح اقتصاد و پیشرفت خویش نمی­دانند. ولی امپریالیسم آمریکا با ایجاد آشوب تلاش می­کند حضور غیر موجه­اش را در منطقه تقویت کند و در عمل ممالک عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی را با قوای نظامی برای همیشه اشغال کند و سرنوشت این کشورها را مستقیما در دست بگیرد. همانگونه که “رامزفلد” وزیر جنگ وقت و “چنئی” معاون جرج­بوش رئیس جمهور سابق آمریکا بارها بیان کرده­اند “خدا نفت آمریکا را به اشتباه زیر خاک عربستان سعودی قرار داده است”.

آشوب در منطقه و حضور قوای نظامی آمریکا مانع از آن خواهد شد که جریان آزاد انتقال نفت به ممالک اروپائی، چین و ژاپن از خلیج فارس ممکن باشد و به این ترتیب آمریکا مهار سایر ممالک امپریالیستی غرب و چین را به کف می­گیرد. اروپای امپریالیستی و در راس آنها امپریالیسم آلمان که تا دیروز با سیاست کوته­بینانه خودش رژیم تروریستی عربستان سعودی را تقویت می­کرد و به آنها تسلیحات مدرن می­فروخت، حال در اثر سیاست تسلیحاتیِ جدیدِ امپریالیسمِ آمریکا و سفر یارگیرانه آقای ترامپ به عربستان سعودی و حمایت آشکار از یک رژیم تروریستی، با مشکلات و سردرگمی روبرو شده است و تلاش می­کند تا آتش جنگ، تمام منطقه را در بر نگرفته است، به کاهش تشنج یاری رساند.

روشن است که داعش دست­پرورده سازمان ناتو بوده و هست و آنها این ابزار را در هر جا صلاح بدانند به­کار می­گیرند. تمام تسلیحات، اقدامات تدارکاتی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و تسلیحاتی و مالی این سازمانِ بدونِ هویت ملی، توسط ناتو تامین می­شده و می­شود. در این جبهه دولتهای قطر، ترکیه و عربستان سعودی از ارکان عملی این سیاست در منطقه بوده­ و هستند.

در کنار این وضعیت جهانی، در داخل اپوزیسیون ایران، در درجه نخست سازمان جاسوسی مجاهدین ضد خلق به همدستی آشکار با داعش دست زدند و اعضاء درمانده­ی خویش را از عراق به سوریه گسیل داشتند تا در کنار اپوزیسیون اسلامی در سوریه، با رژیم قانونی و کشور مستقل سوریه بجنگند. تمام صفحات فیسبوک این سازمان در تجلیل از جنایات داعش بود. ارتجاع منطقه عمالِ نفوذیِ تبلیغاتی خویش را گسیل داشته بود تا در میان اپوزیسیون ایران تبلیغ کنند که باید رژیم بشار اسد را سرنگون ساخت و از اپوزیسیون سوریه دفاع نمود. کار به جائی رسید که اپوزیسیون خودفروخته ایران حتی از آزادی حلب و نابودی داعش اظهار نارضائی می­کرد و با حمایت از تجاوز ناتو به سوریه و سرمایه­گذاری ترکیه، عربستان سعودی و قطر در سوریه، آماج حملات خود را، دولتهای روسیه و ایران قرار دادند که این دولتها اتفاقا و قانونا با دولت سوریه دارای قراردادهای نظامی هستند و در این چارچوب حقوقی محق و حتی موظفند در کنار ارتش ملی سوریه با تروریسم مقابله کنند. جالب این است که بخشی از این اپوزیسیون ایرانی که تا دیروز شوروی خروشچفی را “سوسیالیستی” می­دانستند، بیکباره بدون توضیح، از امپریالیسم روسیه سخن می­رانند تا وضعیت کنونی تجاوز به سوریه را جنگ میان امپریالیستها جا زده و مردم و نیروهای مترقی را به بی­تفاوتی و خانه نشینی ترغیب کنند. می بینید ارتجاع نقابهای گوناگون دارد.

عربستان سعودی برای به خدمت گرفتن اپوزیسیون خودفروخته ایران که در پی حمایت پوششگرایانه از داعش است سفر حج به راه انداخت، موجی را به وجود آورد که هوادار دریافت کمکهای مالی از عربستان سعودی شدند و رهبران آنها از جمله در راسشان سازمان جاسوسی مجاهدین خلق، کُردهای ناسیونال شونیست تجزیه طلب که حامی تجاوز آمریکا به ایران با الهام از نمونه عراق هستند و… را به مکه برد و همه را حاجی و حاجیه کرد و آنها را با جیبهای پرپول به ایران و اطراف ایران فرستاد تا با سازماندهی، زمینه بمب­گذاری در ایران را به نفع داعش و عربستان سعودی فراهم آورند.

این اپوزیسیون خودفروخته ایرانی موظف است، برای تروریستهای داعش در ایران همه گونه امکانات پوششی فراهم آورد، آنها را یاری دهد تا به اقدامات تروریستی دست زنند. اقدامات اخیر تروریستهای داعش در ایران بدون حمایت این اپوزیسیون خودفروخته و در راسشان سازمان ضد خلقی مجاهدین خلق امکان نداشته است.

چراغ سبز این تجاوز را که مدتهاست تدارک دیده شده است آقای ترامپ در همکاری با عربستان سعودی و اسرائیل بعد از سفر اخیرش به منطقه روشن کرد و آنها با این نشانه به اقدامات تروریستی دست زدند.

یکی دیگر از تبلیغاتی که صهیونیسم و تروریسم داعش می­کنند و مشتی سازمانهای اپوزیسیون ایران را با خود همصدا کرده و فریفته­اند این است که گویا که ترور در ایران و نابودی مردم، جنگ میان دو نیروی داعشی بوده و هر دو به یک نسبت برای مردم ایران خطرناک­اند. این “انقلابیون” افراطی به توان دو، با این نوع تبلیغاتِ خودفریبانه­ی خویش، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را افشاء نمی­کنند، بلکه داعش را تبرئه می­کنند و مرزهای مبارزه را مخدوش می­نمایند، مردم را فریب می­دهند، از قدرت مقاومت و روحیه مبارزاتی آنان می­کاهند و این در خدمت همان سیاست منصور حکمت و دارو دسته­اش بوده و هست. شما در ایران در میان مردم حتی یک نفر را نیز پیدا نمی­کنید که آرزومند این باشد که به قیمت تبدیل شدن وضعیت ایران به وضعیت افغانستان، سوریه، عراق و یا لیبی از شَرّ رژیم جمهوری اسلامی راحت شود. این آرزو را دشمنان مردم ایران دارند. کسانی که رژیم جمهوری اسلامی را همسان داعش جلوه می­دهند عملا با سیاست تبرئه داعش و پوشاندن جنایت و وابستگی همه جانبه­اش به عنوان اجیران امپریالیسم، خواهان آن هستند که آشوب در ایران گسترش یابد. آنها می­خواهند افکار عمومی “مناسب” برای جنایات داعش در ایران فراهم کنند و تبلیغ کنند در ایران جنگ تروریستها در گرفته است که به ما مربوط نیست. این روش را این اپوزیسیون در آن زمان نیز اتخاذ کرده بود وقتی که سازمانهای جاسوسی صهیونیستی دانشمندان هسته­ای ایران را ترور می­کردند و این حضرات این اقدام را به پای جمهوری اسلامی می­گذاشتند، با این نیت که صهیونیسم را تبرئه کنند و نه اینکه رژیم جمهوری اسلامی را افشاء نمایند. این عده حتی حاضر نبودند نفس ترور دانشمندان هسته­ای ایران را محکوم کنند. این عده امروز نیزهمان سیاست را ادامه می­دهند. کادرهای آنها راه افتاده­اند و تبلیغ می­کنند که گویا همه چیز صحنه­سازی است و گویا اساسا داعشی در کار نبوده است، بلکه این کار، کار خود رژیم جمهوری اسلامی است. این عده ابله سیاسی نیستند، مامورانی هستند که بعد از ترورهای داعش در ایران که تازه آغاز کار است، باید به چشم مردم ایران خاک بپاشند و آنها را از هشیاری و تعمق و عواقب این سیاست باز دارند تا زمینه بعدی ترورهای داعش آماده شود و خطر داعش بی­اهمیت جلوه داده شود. ما نمی­د­انیم اگر فاجعه بمبگذاری در مجامع عمومی به یاری امپریالیستها انجام گیرد و هر روز صدها پیکر پاره پاره شوند، این “انقلابی”ها چه خواهند گفت؟. این سیاست همان سیاست معروف “جبهه سومی”ها است که می­خواستند و می­خواهند هم با این بجنگند و هم با آن. هم همه امپریالیستها و هم صهیونیسم، هم عربستان سعودی، قطر و ترکیه را و هم رژیم جمهوری اسلامی را از صفحه تاریخ بزدایند. از این همه قدرت تخیل بیمارگونه، انسان در شگفت می­ماند که به این مبتذل کردن سیاست چه پاسخی بگوید.

در این کشتارِ مردم، و در تمام خطراتی که جان مردم میهن ما را تهدید می­کند، تمام آن اپوزیسیون ایران که از امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع منطقه کمک مالی دریافت می­کرده اند و حتی تا به امروز نیز حاضر نشده­اند اخاذی از بیگانگان را محکوم کنند، شریک­اند. همه آن تریبونال لندنی­ها که رسیدگی به نقض حقوق بشر در ایران را به عهده عربستان سعودی گذاردند و از این کشور دستمزدشان را دریافت کردند، در این جنایت سهیم هستند. عربستان سعودی اکنون دارد به خواسته­های آنها جامه عمل می­پوشاند.

دسیسه داعش در ایران هرگز موجب تضعیف جمهوری اسلامی نیست، بلکه برعکس، جناحهای سرکوبگر شمشیرها را از رو می­بندند و دقیقا مانند زمان پس از بمبگذاری در مقر حزب جمهوری اسلامی بعد از انقلاب، برای زهرچشم گرفتن به بگیر و ببندِ اختیاری دست زده و مردم عادی را قربانی می­کنند. “ولی فقیه” آقای خامنه­ای با توجه به همین تجربه اعلام کرده است که همه اوباش جمهوری اسلامی “آتش به اختیار”(بخوانید حق تیر-توفان) دارند و در زمانی که در اجرای دستورات و اقدامات دستگاههای دولتی موارد تاخیر، عدم همآهنگی، خطر و یا تفرقه احساس کنند، خود باید راسا دست به­کار شوند و دمار از روزگار مردم درآورند. چنین سخنانی از زبان رهبر جمهوری اسلامی چراغ سبز به نیروی­های سپاه، بسیج، لباس شخصیها، سازمانهای امنیتی و تروریستی رسمی و پنهان نظام است تا هر جنبش و حرکتی را به بهانه مبارزه با داعش در نطفه خفه کنند. اعلام موقعیت “آتش به اختیار” اعتراف به جواز هرج و مرج و نشانه آشکار وحشت و درعین حال بهره­برداری از این وضعیت کنونی و به عقب راندن مردم معترض، به­ویژه کارگران ایران که پرچمدار مبارزه برای نان و آزادی و اتحادیه­های مستقل کارگری است، می­باشند. واکنش “ولی فقیه” آب پاکی است که بر دستان شیفتگان مبارزه مسالمت­آمیز از طریق پذیرش اعتبار نظام پارلمانی رژیم جمهوری اسلامی فرو ریخته شده است. رژیم کنونی برای حفظ قدرت سیاسی و تسلط خویش از هیچ جنایتی رویگردان نیست.

حزب کار ایران(توفان) تروریسم خوب و بد نمی­شناسد و این جنایت را محکوم می­کند. مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی نباید مخدوش شود که به نفع رژیم تمام می­شود. تروریسم مانع انکشاف مبارزه طبقاتی بوده و به نفع طبقات حاکمه است. این موجب می­شود که جمهوری اسلامی ترور و خفقان را در ایران تشدید کند، کارگران را سرکوب نماید و خیانت بخشی از اپوزیسیون و تهدیدات منطقه را وسیله قلع و قمع نیروهای مترقی و انقلابی و تبهکاری بر ضد مردم ایران قرار دهد. با تروریسم تنها باید با اتکاء و اعتماد به مردم و توسل به قهر انقلابی توده­ای مبارزه کرد.

 

برگرفته از توفان شـماره ۲۰۸ تیر ماه ۱۳۹۶ـ ژوئیه سال ۲۰۱۷

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email