پنج شنبه , ۲ آذر ۱۳۹۶
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / پنجاه سال از تیرباران رفیق ارنستو «چه» گوارا گذشت

پنجاه سال از تیرباران رفیق ارنستو «چه» گوارا گذشت

«زنده آنهایند که پیکار می‌کنند،
آنها که جان و تن‌شان از عزمی راسخ آکنده است
آنها که از نشیب تند سرنوشتی بلند بالا می روند
آنها که اندیشمند به سوی هدفی عالی راه می‌سپرند
و روز و شب، پیوسته در خیال خویش
یا وظیفه‌اى مقدس دارند، یا عشق بزرگ»
ویکتورهوگو
پنجاه سال از تیرباران رفیق «چه» گوارا، پزشک آرژانتینی تبار و وزیر دارائی کوبا پس از انقلاب آن کشور، می‌گذرد. وی خدمت به بشر را نه در خدمت از طریق حرفه پزشکی، بلکه در مبارزه انقلابی برای رهائی بشریت از قید بهره‌کشی انسان از انسان و نابودی نظام بربرمنش سرمایه‌داری جستجو کرد. رفیق «چه»‌گوارا سرانجام در مبارزه انقلابی در بولیوی به اسارت ارتش مزدور بولیوی درآمد و به دست مأموران سازمان «سیای» آمریکا، که در تعقیب وی بودند، تیرباران شد.
«توفان»، در پنجاه سال پیش، نظر خود را در مورد راه «چه« گوارا، که پس از وی به «گواریسم» و «کاستریسم» بدل شد و سرانجام به راه جدائی از مبارزه توده‌ها و انتظار از معجزه قهرمانان انجامید، اعلام داشت. این موضع پس از پنجاه سال هنوز به قوت خود باقی است و بیان آن از روشن‌بینی «توفان» حکایت می‌کند:
مرگ «چه»گوارا
مردی که زندگی خود را در راه انقلاب نهاده بود، به تیر جنایت‌کاران از پای درآمد. چه گوارا، انقلابی پاک‌باز و پرشور آمریکای لاتین، در میدان پیکار به شهادت رسید. شهادت او برای همه خلق‌های جهان ضایعه دردناکی است. و نیز جانبازی او برای همه مبارزان راه خلق انگیزه تازه‌ای است. بدون تردید، همانطور که چه گوارا آرزو می‌کرد، صدها و هزارها دست بی تزلزل برای بلند‌کردن و به‌کاربردن تفنگ وی دراز خواهد شد. امپریالیست‌های آمریکا و چاکران آنها بیهوده به شادی نشسته و پنداشته‌اند که نبرد مسلحانه خلق بولیوی و خلق‌های دیگر آمریکای لاتین، با مرگ چه گوارا به پایان خواهد رسید. این نبرد مقدس که پیش از چه گوارا وجود داشته و پس از او نیز وجود خواهد داشت، از واقعیت اجتماعی برخاسته و جزء نفی این واقعیت فرو نخواهد نشست.
چه گوارا، در انقلاب کوبا نقش بزرگی ایفاء کرد و پس از انقلاب نیز در ساختمان سوسیالیسم از یک سلسله از مواضع درست به دفاع پرداخت. وی، برخلاف نظریه رویزیونیست‌ها، مخالف آن بود سود و ذینفعی مادی که از عوامل محرک جامعه سرمایه‌داری است، به همین عنوان در جامعه سوسیالیستی وارد شود. وی بر آن بود که کوبا باید برخلاف تلقینات رویزیونیست‌ها بتوسعه تولید صنعتی و کشاورزی همه‌جانبه به پردازد و به یک محصوله‌بودن اقتصاد خود خاتمه دهد. وی عقیده داشت که باید قهر ضدانقلابی امپریالیسم آمریکا را با قهر انقلابی پاسخ گفت. جز این راه دیگری وجود ندارد.
ولی در عین حال چه گوارا در یک سلسله از مسایل نه‌توانست در موضع مارکسیستی – لنینیستی قرارگیرد. وی هنوز در نبرد عظیمی که بین مارکسیسم – لنینیسم در عرصه گیتی درگیر است و سرنوشت انقلاب جهانی وابسته به آن است، موضع مشخص و بی‌تردید نداشت. وی هنوز به این اصل مهم نرسیده بود که مبارزه با امپریالیسم از مبارزه با رویزیونیسم جدا نیست و بدون افشاء کامل رویزیونیسم و طرد آن نمی‌توان بر امپریالیسم فائق آمد. وی در تحلیل راه سومی بود که هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت.
چه گوارا نتوانست انقلاب آمریکای لاتین را بر پایه مارکسیسم – لنینیسم طرح‌ریزی کند. او با همه علاقه‌ای که نسبت به خلق داشته، نه‌توانست این آموزش بزرگ مائوتسه‌دون را به درستی به موقع اجراء بگذارد: «جنگ انقلابی، جنگ توده‌های خلق است، نمی‌توان این جنگ را از پیش برد، مگر با بسیج آنها و با تکیه بر آنها».
چه گوارا این آموزش دیگر مارکسیسم – لنینیسم را نیز که رفیق مائو تسه‌دون بیان کرده است، نادیده گرفت: «برای انقلاب کردن باید حزب انقلابی وجود داشته باشد. بدون حزب انقلابی، بدون حزبی که بر پایه تئوری انقلابی مارکسیستی – لنینیستی برپا شده باشد، نمی‌توان طبقه کارگر و توده‌های عظیم خلق را در مبارزه بر ضد امپریالیسم و چاکرانش به پیروزی رهبری کرد».
زندگی و مرگ چه گوارا برای همه انقلابیون و همه مارکسیست‌ها – لنینیست‌ها درس‌های گرانب‌هائی دربردارد. خاطره چه گوارا در نزد خلق‌های جهان همیشه گرامی خواهد بود.» (نقل از توفان شماره ۳ مهرماه ۱۳۴۶ ارگان سازمان مارکسیستی-لنینیستی (توفان).
بورژوازی امپریالیستی، که تیر زهرآگینش را به قلب چه‌گوارا نشانید، امروز قصد دارد از چه‌گوارای انقلابی و آرمان‌پرست و علاقمند به زندگی مردم که در راه انقلاب جان خود را فدا کرد، موجودی بی‌ضرر و «رمانتیک» وغیر انقلابی به‌سازد که فقط به این مفهوم سرمشقی برای نسل جوان باشد. بورژوازی مکار همواره این سیاست موذیانه را به پیش برده است که شکل را از مضمون انقلابی آن زدوده و از آن مجسمه تقدس ساخته است. باید از نکات مثبت زندگی چه‌گوارا الهام گرفت و اشتباهات وی را در مورد بی‌توجهی به اهمیت نقش حزب طبقه کارگر، بی‌توجهی به مبارزه توده‌ها و نقش تاریخ‌ساز آنها، پُر بها‌دادن به نقش قهرمانان و مبارزه جدا از توده‌ها و کم بها‌دادن به نقش مبارزه ایدئولوژیک بررسی و تصحیح کرد و از آن سلاحی برای مبارزه علیه امپریالیسم ساخت و به گفته خود وی باید یک، دو، سه و صدها ویتنام علیه امپریالیسم آمریکا به وجود آورد.
تجلیل از چه گوارا آموزش از خدمات و پرهیزاز خطاهای وی است.
یادش گرامی باد! ننگ ونفرت برجنایتکاران امپریالیست!
توفان سخن هفته دوشنبه ۹اکتبر ۲۰۱۷ برگرفته ا فیسبوک حزب کار ایران (توفان)

Print Friendly, PDF & Email