برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / روسیه امپریالیسم، سرمایه‌داری و یا مستعمره؟ بخش دوم

روسیه امپریالیسم، سرمایه‌داری و یا مستعمره؟ بخش دوم

حزب توده ایران، که گویا در بدو امر به این مسایل آگاه بود، در برخورد به تحولات شوروی، کشور روسیه را یک کشور سرمایه‌داری و سپس امپریالیستی معرفی نمود. مراجعه به اسناد پلنوم کمیته مرکزی در سال ۱۳۷۹ گواه این مدعاست:

«حاکمیت الیگارشی در روسیه

پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات فروردین ماه را باید گام مهمی از سوی سرمایه‌داری نوپای روسیه برای بازسازماندهی خود در مبارزه بر سر بازارها و منابع اولیه در جهان ارزیابی کرد. معامله رسوای سردمداران کرملین برای کنترل ارگان‌های قدرت، که در شکل استعفای بوریس یلتسین در مقابل کسب مصونیت برای خود و خانواده‌اش از هرگونه تعقیب جنائی بود. هدف اصلی امپریالیسم و کلان سرمایه‌داری روسیه تقویت موقعیت پوتین و جلوگیری از پیروزی نامزد کمونیست‌ها در انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود». (نقل از اسناد پلنوم (وسیع) کمیته مرکزی اردیبهشت ۱۳۷۹ صفحه ۴۰)

و یا در جای دیگر تحت عنوان «جنگ امپریالیست‌ها بر سر تصاحب بازارها» می‌آورد:

«جنگ بر سر بازتقسیم بازارها!

تحولات سال‌های اخیر در جهان، نشان‌گر آن است که، انحصارهای بزرگ سرمایه‌داری (و به تبع آنها کشورهای عمده سرمایه‌داری) همگی در مبارزه برای تقسیم بازارهای جهان با یکدیگر درگیر هستند. واقعیت این است که با توجه به تجربیات دردناک تاریخی (از جمله دو جنگ جهانی در سده بیستم) رقابت انحصارهای سرمایه‌داری می‌تواند به درگیری منطقه‌یی و حتی جهانی بیانجامد. در این رابطه اگر چه درگیری علنی نظامی بین کشورهای عضو ناتو، برغم اختلافات صریح و آشکار اقتصادی بین آنها، در حال حاضر غیر محتمل است، ولی نمی‌توان برای همیشه آن را غیرممکن دانست. به هر صورت درگیری نظامی در چچن که در آن تجاوزگری امپریالیسم نوپا و ضعیف روسیه به نمایش گذاشته شد، نشانه‌ای از این امر است که خصلت تجاوزگری امپریالیستی بر پایه خواست آن برای اعمال نظم مورد نظر خود یک واقعیت است. الیگارشی حاکم در روسیه، که ستون فقرات آن را سرمایه مالی این کشور تشکیل می‌دهد، درجهت حفظ منافع استراتژیک خود در چچن جنگی را سازمان داده است که می‌تواند نمونه ماجراجویی‌های آینده در این منطقه جهان باشد. در حال حاضر، ممکن است که سرمایه‌داری حاکم بر روسیه از نظر اقتصادی، سیاسی و یا نظامی آنقدر توانمند نباشد که در تدارک ماجراجویی‌های جدید باشد، ولی این وضع دائمی نخواهد بود‌».(از همان سند، صفحات ۳۹ و ۴۰).

اسناد بالا به روشنی نظر حزب توده ایران را در مورد ماهیت امپریالیستی دولت روسیه نشان می‌دهد که در پی تقسیم جهان و رقابت با سایر امپریالیست‌هاست. نظریاتی که از طرف حزب توده ایران در سال ۱۳۷۹ ابراز می‌شد، به‌یکباره در سال ۱۳۹۳ از زمین تا آسمان بدون ارائه یک تحلیل علمی تغییر کرد. روسیه امپریالیستی به‌یکباره به «فدراسیون روسیه» بدل شد که در مرزهایش امپریالیست‌ها در پی تجاوزاند. حال به اسناد حزب توده ایران مراجعه کنیم.

در سند «اطلاعیه دبیرخانه کمیته مرکزی در باره برگزاری دومین پلنوم کمیته مرکزی» می‌آید:

«رفقای گرامی،

دومین نشست کمیته مرکزی حزب تودهٔ ایران، پس از ششمین کنگره حزب، در آبان ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.

پس از بحث درباره ارزیابی‌ها و تزهای ارائه شده در گزارش هیئت سیاسی و بررسی و گنجاندن پیشنهادهای اصلاحی و تکمیلی گزارش هیئت سیاسی به اتفاق آراء به تصویب پلنوم کمیته مرکزی حزب رسید»

در این گزارش از مصوبات پلنوم صحبت می‌شود از جمله تحت عنوان: «امپریالیسم، خواهان و حامیِ جنگ و نظامی‌گری است!» می‌آید:

«صد سال پس از آغاز جنگ جهانی اوّل و گذشتِ نزدیک به ۷۵ سال از آغاز جنگ جهانی دوّم، امروزه امپریالیسم در حال کشاندن جامعهٔ بشری به سوی جنگی دهشتناک و فاجعه‌بار در ابعادی بی‌سابقه است. سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در مسیر تحکیم و تثبیت هژمونیِ استیلاجویانه‌اش بر اساسِ دکترین «نظم نوین جهانی» هر روز تنش‌های سیاس  نظامی جدیدی برپا می‌کند و ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را با فاجعه‌هایی روبه رو می‌کند که در اساس پیشگیری شدنی‌اند.

امروزه، بی‌ثباتی و ناامنی وضعیتی معمول در عرصهٔ بین‌المللی شده است. آمریکا و متحدانِ نظامی‌اش در حال تحکیم اتحادی سیاسی و نظامی در پیمان تجاوزگر «ناتو»اند. اجلاس سالانهٔ ناتو که در نیمهٔ اوّل شهریور امسال زیر مراقبت‌های امنیتی ویژه در شهر«نیوپورت» در ول (یکی از کشورهای چهارگانهٔ تشکیل دهنده بریتانیا) برگزار شد، در مورد گسترش دادنِ پوشش و فعالیت این پیمان به شرقِ اروپا و تا مرزهای فدراسیون روسیه، تصمیم‌هایی گرفت.

… به باور حزب توده ایران کودتای نیروهای راست افراطی در اوکراین با سناریوی تنظیم شده از سوی ایالات متحده و اتحادیه اروپا شرایط فوق‌العاده خطرناکی در مجاورت مرزهای روسیه ایجاد کرده است.

…  پشتیبانی از دخالتِ نظامیِ بی پرده در سوریه به وسیلهٔ نیروهای تروریستیِ مسلح شده و آموزش دیده از سوی کشورهای امپریالیستی همراه با پشتیبانیِ مالی شیخ‌نشین‌های ارتجاعی حاشیهٔ خلیج فارس، افزایشِ مداخله‌گری‌ها و عملیات‌های نظامی در آفریقا، رشدِ بی‌سابقهٔ نظامی‌گری در خاوردور و به‌طورِ فزاینده هدف قراردادنِ چین در مقام دشمنِ بالقوه، دامن‌زدن به بی‌ثباتی و شدت‌بخشیدن به آن …  به وجود آوردنِ جَوِ درگیری در اوکراین به منظورِ دامنه‌دارکردنِ درگیری‌ها با فدراسیون روسیه، همگی، بیانگر کوشش آشکارِ امپریالیسم در گستردن و افزودن به تجاوزگری است…. تحمیلِ تحریم‌های سنگین اقتصادی به روسیه و رویاروییِ سیاسی آمریکا و متحدانش با این کشور در پی رویدادهای اوکراین  نیز بخشی از همان برنامه‌های راهبردیِ آمریکا و متحدانش به منظورِ در تنگنا قراردادنِ نظام اقتصادی و سیاسی روسیه است.» (همه جا تکیه‌ها از توفان است).

البته امپریالیسم روسیه فعلاً امپریایسم ضعیفی است که سایر گرگان امپریالیست در پی دریدن وی هستند. این ارزیابی برای کمونیست‌ها صرفاً از نظر تاکتیکی و اتخاذ سیاست‌های روز و مرحله‌ای و تعیین شعارها و مبارزه با دشمن خطرناک‌تر و تجاوزگر و توسعه‌طلبِ مشخص، مطرح است و نه از نظر ماهوی. امپریالیسم هلند یا بلژیک، امپریالیسم آلمان و یا فرانسه هرکدام به تنهائی از روسیه ضعیف‌ترند، ولی این ضعفِ کَمّی به مفهوم تغییر سرشت امپریالیستی آنها نیست. «فدراسیون روسیه» به هر صورت یک نیروی امپریالیستی است و وظیفه حزب کمونیست و نه حزب زیگانوف، مبارزه با حاکمیت امپریالیستی، انجام انقلاب سوسیالیستی و استقرار مجدد سوسیالیسم در روسیه است و نه اینکه الیگارشی مالی در روسیه مورد حمایت قرار به‌گیرد تا امنیت روسیه حفظ شود.

در کنار روسیه امپریالیستی، کشور امپریالیستی چین قرار دارد که آنها خود را «سوسیالیستی» می‌نامند. در عمل امپریالیست‌اند، ولی در حرف «سوسیالیست». به‌بینیم نظریات حزب توده ایران در مورد ماهیت کشور امپریالیستی چین چیست و رویزیونیست‌های حزب توده چه تحلیلی از ماهیت چین ارائه می‌دهند و یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنند.

بسیاری از نظریه‌پردازان بورژوازی، ضمن ردکردن نظریه توطئه خارجی بر ضد سوسیالیسم، بحران و سرانجام فروپاشی اتحاد شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی را امری اجتناب ناپذیر دانستند.

… چنین نظریه‌ای، … با تاریخ جهانی سوسیالیسم… در تضاد است. ادامه پیکار و حیات کشورهای سوسیالیستی، … از نمونه‌های روشن این واقعیت است. مبارزه کمونیست‌های کوبایی، … ادامه سوسیالیسم در ویتنام و چین نیز، از جمله نمونه‌های قابل ذکر دیگر است….» (به نقل از برنامه حزب توده ایران، مصوب چهارمین کنگره حزب، بهمن ۱۳۷۶ ص. ۱۶)

پس بنابر اعتراف حزب توده ایران و احزاب برادرش، گویا کشور چین یک کشور سوسیالیستی است که در آنجا حزب کمونیست حاکم بوده و دیکتاتوری پرولتاریا را مستقر ساخته است.

حزب توده ایران در برنامه خود در باره چین چنین می‌نویسد:

«قابل توجه است که ،اقتصاد پرقدرت چین توانسته است بدون آسیب‌های عمده بحران اقتصاد سرمایه‌داری کنونی را پشت سر بگذارد. تداوم نرخ بالای رشد اقتصادهای چین، ویتنام، هندوستان، و برخی کشورهای آمریکای لاتین در سه سال گذشته نشان دهنده مزیت‌ها و باثباتی اقتصاد برنامه‌ریزی شده در مقابل آنارشیسم خودجوش اقتصاد بازا  است.»

از این توصیف حزب توده هنوز معلوم نمی‌شود که آیا کشور چین دارای ماهیت سوسیالیستی باشد، زیرا در اینجا سخن بر سر اقتصادبرنامه‌ریزی دولتی است که الزاماً ربطی به ماهیت سوسیالیستی کشورها ندارد. حزب توده ایران ولی نظریات خویش را در مورد اقتصاد چین به صورت ناروشن و نامفهوم که موجب سردرگمی و آشفته‌فکری خواننده گردد، ادامه می‌دهد و در نامه مردم، شماره ۹۱۳، ۹ بهمن ماه ۱۳۹۱ می‌نویسد:

«البته گزارش کنگره ۱۸ حزب کمونیست چین )آبانماه ۱۳۹۱(، با شعار «مارش عظیم به سوی شکوفایی سوسیالیسم ادامه دارد»، به همراه برشمردن دستاوردهای بسیار مهم برنامه‌ریزی پنج‌ساله، به مسئله‌ایی بسیار حساس اشاره می‌کند که برای حزب توده ایران مهم اس، زیرا این گزارش با نگاهی واقع‌بینانه و شفاف نشان دهنده مسیر پر پیچ و خم به سوی سوسیالیسم است. در این رابطه به دو روند مهم و چالش‌برانگیز در برابر مبانی ایدئولوژیک حزب کمونیست چین و هدف استراتژیک آن به سوی سوسیالیسم در کشوری با جمعیتی ۱٫۵ میلیارد نفری می‌توان اشاره کرد: نخست این که ژرفش تضاد میان شهر و روستا در چارچوب تأسیس منطقه‌های بسیار پیشرفته صنعتی در برابر منطقه‌های عقب‌مانده‌تر، که به سیل سریع و عظیم مهاجرت به شهرها منجر شده است؛ دوم این که، تضادهای اجتماعی برآمده از نقش محوری پدیده «اقتصاد بازار سوسیالیستی» در اقتصاد سیاسی چین، ناگزیر زایش دوباره طبقه‌یی سرمایه‌دار و خرده بورژوازی‌ای متمایل به کسب‌وکار )خصوصی) را باعث شده است. گزارش کنگره ۱۸ با درک تأثیر و پیامدهای تلفیق راه رشد سرمایه‌داری در برنامه‌های پنج ساله، در این باره یادآور می‌شود: «خطراین مسئله در درازمدت این است که ممکن است به شکل‌گیری سازمان‌یافته بورژوازی‌ای بوروکراتیک منجر به‌شود، یعنی قشری از سرمایه‌داران محفلی که آفت خیلی از کشورهای در حال رشد شده است. وابستگی و نیاز این بخش سرمایه‌داری به دولت ]مطابق قانون[ به منظور بستن قراردادها، گرفتن وام و پروانه کار، و مشابه این‌ها، تاکنون مانع از آن بوده است که این بخش به طور مستقیم چالشی در برابر حزب کمونیست چین به وجود آورد». اگر از سیاه‌نمایی‌ها و تبلیغات معمول ضدسوسیالیستی بر ضد چین و حزب کمونیست آن به‌گذریم، تغییرهای بنیادی اجتماعی-قتصادی گسترده به رهبری حزب کمونیست بر اساس الگوی اجرای برنامه اقتصادی‌ای مُدَوَن را به درستی باید پدیده‌یی بسیار مهم تاریخی، و جهشی انقلابی ارزیابی کرد. فرایند بغرنج مسیر چین به سوی سوسیالیسم، با استفاده از برخی از ابزارها «بازار»، همزمان با شکست انکارناپذیر الگوی «اقتصاد بازار» در عالی‌ترین مرحله سرمایه‌داری جهانی، برای حزب ما دربردارنده نکته‌های بسیار کلیدی و ارزنده‌ای بوده و بود.» ادامه دارد

برگرفته از کتاب «حزب توده ایران، گذار از رویزیونیسم به سوسیال دمکراسی، با تجدیدنظر در اصول عام مارکسیسم-لنینیسم و خیانت به سوسیالیسم و اتخاذ سیاست سازش طبقاتی

نقدی بر برنامه مصوب ششمین کنگره حزب توده ایران

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ مطابق ۲۰ مه ۲۰۱۷

از انتشارات حزب کار ایران (توفان)

چاپ شده در نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۳۷ آذر ۱۳۹۶

Print Friendly, PDF & Email