برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / گزارش مختصری از برگزاری بیست و سومین کنفرانس بین‌المللی احزاب و سازمان‌های مارکسیست-لنینیست برای تحکیم وحدت و پیروزی انترناسیونالیسم پرولتری

گزارش مختصری از برگزاری بیست و سومین کنفرانس بین‌المللی احزاب و سازمان‌های مارکسیست-لنینیست برای تحکیم وحدت و پیروزی انترناسیونالیسم پرولتری

کنفرانس بین‌المللی احزاب برادر جهان با شرکت ۲۰ حزب و سازمان مارکسیست-لنینیست، در تونس به مدت چهار روز در اواخر ماه اکتبر ۲۰۱۷ برگزار گردید.

برخی از احزاب به علت مشکلات فنی امکان شرکت در این کنفرانس را نیافتند. کنفرانس با خوش‌آمدگوئی کشور میزبان آغاز به کار نمود.

 ابتدا کمیته هماهنگی کنفرانس بین‌المللی گزارش فعالیت‌های خود را در سال گذشته به سمع حضار رسانید. سپس هر یک از احزاب وسازمان‌ها گزارش مختصری از فعالیت‌های یک سال اخیر خود را در عرصه‌های مختلف ارائه دادند.

در بخش بعدی این اجلاس، بحثی خلاق پیرامون مقاله تحلیلی در مورد اوضاع بین‌المللی، که از قبل دراختیار همه احزاب و سازمان‌ها قرار گرفته بود، آغاز گردید. رفقای شرکت‌کننده در کنفرانس هر یک به سهم خود و با توجه به شرایط خاص سیاسی و اوضاع کشورشان به بحث و تبادل‌نظر پرداختند و به لزوم تبلیغات و نوع فعالیت‌های انقلابی و اتخاذ تاکتیک‌های مناسب میان مردم، به‌ویژه طبقه کارگر، اشاره نمودند. پیرامون اوضاع بین‌المللی، قطعنامه‌ای به اتفاق آراء به تصویب رسید، که به زبان‌های مختلف منتشر می‌گردد. کنفرانس همین‌طور قطعنامه‌هایی در دفاع از حقوق کارگران و زحمتک‌شان و محکوم‌کردن تعرض بورژوازی به سازمان‌ها و احزاب سیاسی در چند کشور مختلف به تصویب رسانید.

در این رابطه کنفرانس قطعنامه‌ای نیز در محکومیت جمهوری اسلامی و سرکوب فعالین کارگری و خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی در ایران تصویب نمود.

کنفرانس در پایان به اتخاذ تصمیمات و قرارهائی برای سال آینده پرداخت و کمیته هماهنگی جدیدی به اتفاق آراء انتخاب نمود و با موفقیت به کار خود پایان داد. هئیت نمایندگی احزاب و سازمان‌های مارکسیست-لنینیست، در روز شنبه، چهارم نوامبر، در جلسه گرامی‌داشت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر، که توسط رفقای تونس برگزار گردید، شرکت نمودند. در این جلسه که در آن بیش از ۳۰۰ نفر شرکت داشتند، رفقای تونس با چندین سخنرانی شورانگیز درمورد پیروزی انقلاب اکتبر ودست‌آوردهای عظیم آن و از آموزش‌های گرانب‌های این انقلاب که دنیا را تکان داد، سخن گفتند.

 در بیست و سومین کنفرانس بین‌المللی رفیق نماینده حزب کار ایران (توفان) با شرح مختصری از انقلاب دموکراتیک و ضدامپریالیستی بهمن ۵۷ و دوران کوتاه مدت دموکراسی در آن زمان، رشد حزب ما و هم چنین رشد سازمان‌های صنفی و سیاسی دیگر و سپس سرکوب آزادی‌های دموکراتیک، توسط رژیم جمهوری اسلامی، با همدستی و کمک رویزیونیست‌های حزب توده و در نتیجه رکود مبارزات و قلع و قمع سازمان‌های انقلابی، به لزوم مبارزه برای دموکراسی و ضرورت دموکراسی برای جنبش کارگری و پیوند کمونیست‌ها با طبقه کارگر در شرایط استقرار دموکراسی پرداخت. رفیق نماینده حزب ما، همچنین سخنانی در مورد رفراندم کردستان عراق و ماهیت ارتجاعی و پرُو امپریالیستی و صهیونیستی این جدائی و سیاست‌های ناسیونال شونیستی رهبری جنبش کُرد عراق و حق تعیین سرنوشت پرداخت و پروژه استقلال کردستان عراق را به عنوان یک پروژه امپریالیستی-صهیونیستی محکوم کرد و این امر مورد توجه رفقای احزاب برادر قرارگرفت. رفیق نماینده حزب در آخرین سخنرانی خود پیرامون احیای سرمایه‌داری در شوروی و تبعات آن و همینطور در مورد تشدید تضادهای امپریالیستی و اشغال سوریه توسط امپریالیست‌های غربی و متحدین‌شان سخن گفت. در زیر توجه خوانندگان گرامی را به بخشی از این سخنرانی جلب میکنیم:

 «رفقای عزیز، برای درک و شناخت بهتر از اوضاع کنونی و بحرانی که در ایران جریان دارد، ابتدا ضروری است تا اشاره کوتاهی به اهداف انقلاب بهمن ۵۷ و علل کسب قدرت سیاسی، توسط روحانیت، نمائیم و سپس به وضعیت اسفناک مردم و تعرض وحشیانه رژیم سرمایه‌داری به حقوق اکثریت قاطع کارگران و زحمتکشان به‌پردازیم.

انقلاب بهمن ۵۷ (فوریه ۱۹۷۹) انقلاب عظیمی برای کسب استقلال سیاسی و حقوق دمکراتیک، آزادی بیان و قلم، آزادی احزاب و اجتماعات و سندیکاها و عدالت اجتماعی بود. این انقلاب آن طور که سردمداران جمهوری اسلامی بیان کرده وهنوز هم می‌کنند، برای اسلام نبود، برای حجاب اجباری و نقض حقوق زنان و اجرای قوانین اسلامی و قرون وسطایی نبود. این انقلاب برای پاسخ به یک سری مطالباتی بود، که رژیم سرسپرده پهلوی با کوتادی ننگین ۲۸ مرداد، آنها را پایمال کرد. انقلاب بهمن با نام جمهوری و درهم‌شکستن دستگاه سلطنت و حکومت موروثی به پیروزی رسید. واژه جمهوری بر روحانیون مرتجع تحمیل گشت. واژه اسلامی بعدها در روند انقلاب به تدریج بر مردم تحمیل گردید. همه‌پرسی سال ۱۳۵۸ با سوء استفاده از توهم توده‌ها، توسط روحانیت، و به منظور مشروعیت‌بخشیدن به نظام ولایت فقیه اسلامی و قوانین قرون وسطایی، صورت گرفت.

جمهوریت و اسلامیت دو پدیده متضاد زمینی و الهی هستند، که قریب به چهل سال جامعه را در بحران وناهنجاری‌های اجتماعی فرو بُرد. جامعه ایران امروز در یک بُن‌بست اجتماعی بین جمهوری و استبداد مذهبی، که نمادی از روبنای فئودالی و قرون وسطایی است، به‌سرمی‌برد. انقلاب ایران، با کسب استقلال سیاسی به سلطه امپریالیسم آمریکا و پایگاه‌های نظامی این ابرقدرت در ایران، پایان داد. امّا در پاسخ به علل روی‌کارآمدن روحانیت در انقلاب سال ۵۷، باید تأکید کرد که انقلاب در شرایطی رُخ داد، که جنبش در فقدان یک بَدیل انقلابی رَنج می‌بُرد، که این امر نتیجه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲ و قلع و قمع کمونیست‌ها و نیروهای ملّی و دمکرات در خلال بیش از سی سال دیکتاتوری عنان‌گسیخته حکومت محمد رضا شاه پهلوی بود که عملاً باعث تقویت نیروهای مذهبی و عقب‌گرا و تضعیف نیروهای ترقی‌خواه گردید.

در مورد اوضاع اقتصادی ایران باید گفت که اساس اقتصاد ایران بر محور تولید نفت می‌چرخد. اقتصادی بیمار و تک‌پایه، که با کاهش قیمت نفت، لطمات سنگینی بر جامعه ایران زده و می‌زند.

بیش از سه دهه است که رژیم سرمایه‌داری ایران، سیاست تعدیل اقتصادی (نئولیبرالی) را پیش‌گرفته است. این سیاست با آزاد‌ساختن قیمت‌ها و کاهش ارزش پول ملی در مقابل ارزهای خارجی، موجب افزایش تورم شده است و این امر بر اقشار کم‌درآمد جامعه فشار اقتصادی کمرشکنی وارد آورده است. خصوصی‌سازی‌ها، حذف سوبسیدها (یارانه‌ها) و محول‌کردن زمین‌ها و شرکت‌های دولتی به بخش «خصوصی» و اخراج روزافزون کارگران، جامعه را به بُن‌بست کشانده است.

عدم پرداخت حقوق معوقه به کارگران و زحمتکشان، حتی در بعضی موارد به بیش از یک سال به درازا می‌کشد و این امر حیات کارگران را به خطر انداخته است. نرخ بیکاری و فحشا و ارتشاء و فساد و گرانی به‌شدت افزایش یافته است. آنچه در ایران رونق دارد، رانت‌خواری و دلالی و واردات کالاهای مصرفی و چپاول ثروت ملّی مردم، یعنی نفت و گاز است. بیکاری و گرانی و شکاف طبقاتی و فقر هر روز رو به افزایش است و هزینه‌های سرسام‌آور مواد خوراکی و مسکن و کلاً معیشتی چون هیولایی بر دوش عموم کارگران و زحمتکشان سنگینی می‌کند.

درچنین شرایطی کارگران خاموش نه‌نشسته‌اند و دست به اعتراض و اعتصاب زده و می‌زنند. رشد و گسترش اعتصابات کارگری، در طی سال‌های اخیر، رژیم را در تنگنا قرارداد است و رژیم جز تشدید سرکوب سیاسی پاسخ دیگری برای حل مشکلات روزمره مردم ندارد.

امروز اعتصابات کارگری در ایران در اشکال مختلف، تحصن، بستن جاده‌ها، تجمع و اعتراض در مقابل وزارت کار، در معادن، کارخانه‌جات و نساجی‌ها و اتوبوسرانی‌ها…. و در صدها کارخانه و کارگاه به‌شدت افزایش یافته است. معلمان و کارمندان و مال‌باختگان و همه اقشار و طبقات تهی‌دست جامعه در اشکال مختلف نارضایتی خود را نسبت به وضعیت موجود، ابراز می‌دارند.

در جامعه ایران زندان و شکنجه و حتی شلاق‌زدن کارگران در ملاء عام، که برای ایجاد ترس و ارعاب می‌باشد، پدیده عجیبی نیست.

رژیم به‌شدت از تشکل‌های سیاسی می‌هراسد و ازهمین‌روی هیچ‌گونه تشکل سیاسی و یا صنفی مستقل را برنمی‌تابد و به‌شدت سرکوب می‌کند. صدها تن از فعالین سندیکایی در زندان‌های جمهوری اسلامی به‌سرمی‌برند و تعدادی از آنها در اثر شکنجه و بیماری و عدم بهداشت جان سپردند. دو تن از این کارگران، که در یک سال اخیر جان باختند، شاهرخ زمانی و محمد جراحی است.

همانطور که قبلاً به اطلاع رساندیم، یکی از رهبران شجاع و برجسته سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد تهران، رضا شهابی نیر بعد از ۵ سال حبس و آزادی کوتاه مدت، دوباره بازداشت شد و در زندان به‌سرمی‌بَرَد. وی در روزهای اخیر مجبور گشت پس از ۵۰ روز اعتصاب غذای خود را پایان دهد. وی امروز جانش در خطر است و رژیم آهنگ آن دارد، تا جان این کارگر مبارز و سایر کارگران زندانی را به‌گیرد. امروز صدها تن از روشنفکران و دگراندیشان ایران نیز در زندان به‌سر‌می‌برند و تحت شکنجه‌های وحشیانه جسمی و روحی قراردارند.»

نماینده حزب ما، همچنین خاطرنشان ساخت که «مبارزه دموکراتیک، بخشی جداناپذیر از مبارزه ضدامپریالیستی است و رژیم فاشیستی-مذهبی جمهوری اسلامی، با سرکوب این مبارزات، ناچار است برای ادامه حاکمیت خود دیر یا زود با امپریالیست‌ها همگام شود و سرانجام سلطه سیاسی اجانب را به‌پذیرد. رسانه‌های امپریالیستی و صهیونیستی بیکار نه‌نشسته‌اند و با سرمایه‌گذاری کلان، جهت نفوذ در ایران، تلاش دارند، تا با بهره‌برداری از این نارضایتی عمومی و نفرت گسترده‌ای که نسبت به رژیم جمهوری اسلامی در بین مردم وجود دارد، به مقاصد شوم خود دست یابند.»

 رفیق نماینده حزب درمورد رفراندم کردستان عراق و تحزیه‌طلبان احزاب ناسیونال شونیست‌های کُرد، به اظهارنظر پرداخت و به‌صورت موجز موضوع حق ملل در تعیین سرنوشت را چنین بیان داشت:

 «رفقای عزیز،

نخست اینکه ما مارکسیست-لنینیست‌ها همواره با  یک اصل موافقیم. «اصل حق تعیین سرنوشت ملل» آنهم به دست خود و نه با دست دیگران.

دوم اینکه ما کمونیست‌ها درعین به رسمیت‌شناختن این حق، براین نظرنیستیم که درهر مورد مشخص به حمایت از این جدایی به‌پردازیم.

سوم اینکه باید تحلیل کرد، آیا این جدایی به مصالح والای مبارزه طبقه کارگر، مبارزه ضد‌استعماری و ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی یاری می‌رساند و یا در خدمت ارتجاع جهانی و تقویت ضدانقلاب در جهان است.

حال با این مقدمه کوتاه به موضوع مشخص رفراندم کردستان و طرح جدایی و استقلال کُردهای عراق می‌پردازم.

نخست باید تأکید کنم که «کردستان خودمختار عراق» محصول یک طرح امپریالیستی و صهیونیستی برای تجزیه عراق و کشورهای مشابه، از جمله ایران است. این خودمختاری از ۲۶ سال پیش و در ادامه تجاوز به عراق، به‌ویژه بعد از بمباران عراق و برانداختن حکومت مستقل و قانونی عراق، بنا گردید. امپریالیسم آمریکا به اپوزیسیون عراق به‌ویژه دو حزب با نفوذ کُرد، به رهبری مسعود بارزانی و جلال طالبانی، ۹۷ میلیون دلار کمک مالی و نظامی کرد، تا با یاری این اپوزیسیون رژیم صدام حسین را براندازد. احزاب کُرد از آن تاریخ پای جاسوسان و مستشاران مخفی اسراییلی در کُردستان را بازکردند. البته مُلا‌مصطفی بارزانی، پدر مسعود بارزانی، طبق اسناد موثق، که حتی از طرف جلال طالبانی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی مورد افشا قرارگرفت، از سال های ۶۰ میلادی با اسراییل و موساد همکاری داشته و کُردها را به همدستی با صهیونیست‌ها ترغیب و تشویق کرده است. طبق اسناد موثقی که انتشار یافته‌اند، اسرائیل از سال‌های ۶۰ میلادی سالیانه ۵۰۰ هزار دلار به حزب دمکرات کردستان عراق کمک مالی کرده، تا این حزب گزارشات محرمانه داخلی عراق را دراختیار اسراییل قرار دهد و جهت تضعیف و سرنگونی حکومت مرکزی عراق بهٔ‌کوشد. بر کسی پنهان نیست که باند بارزانی به عنوان جاسوس رژیم صهیونیستی اسرائیل عمل کرده و ایده دولت کُردی «اسرائیل دوم» در منطقه را به خورد ملّت کُرد داده است.

 به باور حزب ما، حزب دمکرات کردستان عراق یک حزب خودفروخته ناسیونال-شونیست و نوکر اسراییل است. رهبری کُردها در کلّیت‌اش در انحصار این حزب است و بارزانی‌ها در خیانت و هم‌دستی با امپریالیسم و ارتجاع منطقه و از جمله هم‌دستی با رژیم شاه و رژیم خمینی و تأیید سرکوب کُردها، ید طولانی دارند و همین سیاست اتکا به امپریالیسم و ارتجاع سبب شده که خلق کُرد همواره شکست به‌خورد و از چاله به چاه به‌اُفتد. برافراشتن پرچم اسراییل در سراسر کردستان و در آکسیون‌های داخل و خارج در جهان، نشان از یک سیاست ارتجاعی و ضد خلق‌های منطقه دارد و نمی‌تواند مورد حمایت کمونیست‌ها قرارگیرد.

 از طرفی شایان توجه است که کُردهای عراق به قانون اساسی عراق رأی دادند و از حقوق خودمختاری، زبان و فرهنگ و از ۱۷ درصد بودجه مرکزی برخوردار بودند. پس دلیل این «رفراندم واستقلال‌طلبی» در شرایطی که توازن قوا، اوضاع منطقه به نفع‌شان نیست و کلّیت عراق هنوز آزاد نشده و زیر سلطه امپریالیسم آمریکا قرار دارد، چه می‌توانست باشد، جز تجزیه عراق به نفع صهیونیست‌های اسراییل.

رفراندم در کردستان عراق، تحت رهبری حزب دمکرات کردستان، به این امید صورت گرفت که کُردها تحت حمایت آمریکا به استقلال خود دست یابند. اما امپریالیسم آمریکا با توجه به تضادهای جاری در منطقه و به خاطر منافع کلان‌اش در شرایط کنونی به پای حمایت از این طرح جدایی‌طلبانه نه‌رفت، زیرا می‌بایست با سه نیروی مخالف این رفراندم، ایران، ترکیه و عراق درگیر شود، به‌ویژه با عراق و ترکیه، که ضمن تضادهایی، اما متحد آمریکا هستند و کلا این دو کشور تحت نفوذ آمریکا قراردارند. لذا این طرح همان طور که پیش‌بینی می‌شد، با محاصره ایران،عراق و ترکیه و با پس‌گرفتن کرکوک، که چهل درصد کل درآمد نفت عراق را تأمین می‌کند، شکست مفتضحانه‌ای خورد و مسعود بارزانی به حاشیه رانده شد. این را همه دانسته‌اند، که اقلیم کردستان به رهبری مسعود بارزانی، با فروش غیر قانونی نفت و گاز به اسراییل، آن هم به قیمت بسیار نازل، سرسپردگی خود را به تلاویو نشان داد.

تنها حامی سرسخت این رفراندم برای جدائی، دولت صهیونیستی اسرائیل بود.

 بطور خلاصه باید تاکید کنم که حزب ما از جنبش ملّی و حق تعیین سرنوشتی حمایت میکند که باعث تضعیف نفوذ امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع منطقه گردد، و نه تقویت آنها. وظیفه مارکسیست-لنینیست‌ها تبلیغ همبستگی و اتحاد با سایر همسرنوشتان خود در عراق بر علیه ارتجاع و امپریالیسم و استقرار یک عراق دمکراتیک و تساوی کامل حقوق اقلیت‌های ملی و قومی می‌باشد. این سیاست به نفع خلق‌های عراق و منطقه و ایران خواهد بود. حزب ما در برخورد با مسئله ملّی در ایران نیز مُبلّغ همبستگی و مبارزه خلق‌ها علیه دشمن مشترک، یعنی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و مبارزه علیه دخالت‌های امپریالیستی و صهیونیستی است. تساوی حقوق ملیت‌ها به عنوان یک حق دمکراتیک و رفع همه اشکال تبعیضات و ستم‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تنها با مبارزه مشترک همه خلق‌ها و به‌ویژه مبارزه متحد طبقه کارگر در سراسر ایران، میسر است»

در بخش دیگری، رفیق نماینده حزب به تشدید تضادهای امپریالیستی در منطقه و جهان پرداخت و در مورد تجاوز به کشورها و استقلال ملل، به اظهارنظر پرداخت:

 «تضادهای میان امپریالیست‌ها در رقابت و سازش با یکدیگر به نحو روشنی در روی‌کارآوردن نازی‌ها در اوکرائین و تهاجم گستاخانه و جنگ‌افروزانه امپریالیسم غرب در مناطق نفوذ امپریالیسم ضعیف روس، وضعیت خطرناکی را برای جهان ایجاد کرده است.غلبه بر بحران و رقابت با سایر امپریالیست‌ها موجب تشدید سیاست تهاجمی و تحقق جنگ‌های پیش‌گیرانه امپریالیستی شده است. این افسارگسیختگی و نظریه اجرای سیاست جنگ‌های پیش‌گیرانه خطر جنگ را تشدید کرده است، ولی این جنگ در شکل فرسایشی به روسیه و اقمارش تحمیل می‌گردد. سیاست امپریالیسم غرب برای تسلط کامل بر جهان بر اساس تهدید، نقض همه مقررات و پیمان‌های جهانی، تحمیل جنگ‌های فرسایشی و ویرانگر با نیت نوسازی امپریالیستی، محاصره اقتصادی، نظارت و هدایت کامل بر نظام مالی و مبادلات ارزی، نقض حق حاکمیت دول و تجاوز به تمامیت ارضی ممالک، و تجزیه‌طلبی و تاراندن میلیون‌ها مردم از خانه و کاشانه‌شان در ممالک مورد نظر و… می‌باشد. امروز امپریالیسم امریکا خطرناکترین امپریالیسم در جهان است و سودای تثبیت هژمونی‌اش را دارد. در اثر این تهاجم ضدانسانی و وحشیانه، کشورهای فلسطین، عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن و بسیاری ازممالک آفریقا درهم کوبیده شده و میلیون‌ها انسان به قتل رسیده و میلیون‌ها نفر دیگر خانه به‌دوش شده‌اند.

تمام تلاش امپریالیسم آمریکا، از دوره جرج بوش تاکنون، چنین بوده که در قالب سیاست نظم‌نوین به‌ویژه در منطقه خاورمیانه، که یکی از مناطق مهم نفت خیز و دارای اهمیت استراتژیک جهانی است، کنترل این انرژی عظیم را در دست خود گیرد و از این طریق بر رقبای تازه نفسی، نظیر امپریالیسم چین اِعمال هژمونی کُند.

 باید صف‌بندی‌های امپریالیستی را به طور دقیق مورد بررسی قرارداد و روشن‌ کرد که چرا امپریالیست‌های غربی تحت رهبری امپریالیسم آمریکا، به‌عنوان امپریالیست‌های مهاجم و جنگ‌طلب در شرایط کنونی باید مورد آماج نیروهای انقلابی و کمونیستی قرارگیرند. در این میان باید به طور شفاف از حقوق ملل دفاع کرد و مردم را علیه جنگ طلبی و تجاوزات امپریالیستی بسیج نمود و در هر مورد مشخص رهنمودهای صحیح را برای بسیج توده مردم و نیروهای ترقی‌خواه ارائه داد.

تجاوز به عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن توسط امپریالیست‌های غربی، به سرکردگی ابرقدرت آمریکا، صورت گرفته و تهدید به تجاوز و اِعمال تحریم‌های اقتصادی به کُره شمالی و ایران و شماری از ممالک آمریکای لاتین به‌شدت ادامه دارد. در این بین لازم است به جنگ ویران‌گر سوریه به طور مشخص اشاره شود و وظیفه نیروهای انقلابی و نوع تبلیغات و تاکتیک‌های مشخص را روشن نمود.

رفقای عزیز، جنگی که در سوریه جریان دارد، جنگی استعماری و تجاوزکارانه است. اکنون کشور سوریه تحت اشغال آمریکا، ترکیه، اسرائیل و قوای تروریستی داعش و القاعده، این پیاده نظامان ارتش‌های استعماری غربی، قراردارد، که توسط پول عربستان سعودی و قطر تغذیه شده و هنوز هم می‌شوند. طبق اَسناد «ویکی لیکس» طرح حمله به سوریه از سال ۲۰۰۹ ریخته شد. از زمانی که او، یعنی بشار اسد، با طرح ایجاد خط لوله گاز از قطر به اروپا از طریق سوریه مخالفت کرد.

امپریالیستهای غربی می‌خواستند حکومت سوریه را از درون متلاشی سازند، زیرا این تلاشی در جهت مصلحت اسرائیل و غرب بود که با سرنگونی رژیم مستقل سوریه و سپس تجاوز به لبنان و خالی‌شدن پشت جبهه ایران، تجاوز نظامی به کشور ما سهل‌تر متحقق گردد. دولتﮬﺎﻯغربی، به ویژه آمریکا، در جهت این مصلحت حرکت کرده وهنوز هم می‌کنند، اگرچه امروز با شکست روبرو شده‌اند. اتحاد روسیه، ایران، سوریه و لبنان عملاً بر جبهه ارتجاع غرب و متحدین‌اش پیروز شد و رژیم بشار اسد بر سر قدرت باقی ماند، اگرچه هنوز به‌رغم درهم شکسته‌شدن ستون فقرات داعش، امپریالیسم آمریکا، بخش‌هایی از داعش و نیروهای ترکیه در خاک سوریه حضور دارند. بخش‌هایی از خاک سوریه هم‌چنان تحت اشغال اسراییل قراردارد. ممانعت از سرنگونی رژیم بشار به نفع منافع ملّی خلق‌های منطقه است و جز این نیست.

 حزب ما، ضمن بررسی دقیق از تضادهای امپریالیستی، از حق حاکمیت ملّی سوریه به دفاع برخاست و با شعار تبلیغی «دست امپریالیسم آمریکا و متحدینش از سوریه کوتاه باد!» خواهان خروج همه نیروهای متجاوز از خاک سوریه گردید و این شعار تا پیروزی نهایی ادامه خواهد داشت. در این میان تضاد عمده، تضاد بین ملّت سوریه با متجاوزین امپریالیست و داعشیان، این دست‌ درازشده غرب است. این که جنگ و خون‌ریزی در سرشت امپریالیسم است، سخن صحیحی است، اما در هر شرایط مشخص باید دید کدام سر تضاد عمده و کدام غیرعمده است، درغیر این‌صورت با شعار مبارزه علیه همه امپریالیست‌ها، از آمریکا، چین، روسیه، دانمارک و سوئد گرفته تا فرانسه، بلژیک، آلمان وانگلیس…..نمی‌توان تاکتیک مشخصی بیرون کشید و به بسیج مردم پرداخت. به باور حزب ما روسیه و یا چین نه از نقطه نظر دفاع از منافع خلق‌ها و مردم ستمدیده، بلکه براساس منافع سرمایه‌داری انحصاری خویش – به مثابه یک نیروی امپریالیستی – در جهت عکس منافع امپریالیسم جهانی، به رهبری آمریکا، در اینجا و آنجا عمل می‌کنند. از این اعمال و از این سیاست‌های موقتی می‌توان و باید با سیاست اتکاء به منافع راهبردی و عام جنبش کمونیستی و ضدامپریالیستی در عرصه ملّی و جهانی استفاده کرد و میدان و فرصت را از دست نداد. نیروی اساسی و عمده ارتجاع، تجاوز، جنایت و جنگ برافروزی در جهان کنونی که خطر جنگ را تشدید کرده و صلح جهان را به خطر می‌اندازد، امپریالیسم آمریکا و هم‌دستان اروپائی آنان‌اند. چین و روسیه را همتراز با امپریالیسم آمریکا قراردادن در حکم رهانیدن دشمن اصلی از آماج حمله ماست و این به سود امپریالیسم آمریکا و ناتو و امپریالیسم اروپا تمام خواهد گشت.»

 در بخش پایانی این سخنرانی، رفیق نماینده حزب، ضمن اشاره به دست‌آوردهای عظیم انقلاب اکتبر از ضرورت مبارزه ایدئولوژیک علیه رویزیونیسم معاصر و برای پاکیزه‌گی مارکسیسم-لنینیسم سخن گفت:

«صد سال از انقلاب عظیم پرولتری شوروی گذشت. انقلاب عظیمی که جهان پوسیده سرمایهﺪاری را به‌شدت لرزاند و به وحشت مرگ انداخت.

پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر شوروی و ساختمان عظیم سوسیالیسم بدون غلبه بر رویزوینیست‌های انترناسیونال دوم، بدون غلبه بر جریانات ضدحزبی انفرادمنش، بدون غلبه بر تفکرات اکونومیستی و ترتسکیستی و منشویستی وآنارکوسندیکالیستی و تمام گرایشات خرده بورژوایی و انحرافی ممکن نبود. رمز موفقیت و پیروزی انقلاب اکتبر در نبرد عظیم ایدئولوژیک بلشویک‌ها، تحت رهبری لنین، علیه تمامی جریانات ضدمارکسیستی و اپورتونیستی بود. ادامه‌دهنده راه لنین، رفیق استالین نیز بدون نبرد در تمام عرصه‌ها و غلبه بر مخالفین ساختمان سوسیالیسم در یک کشور و درهم‌شکستن کولاک‌ها و ستون پنجم امپریالیسم و دارودسته ترتسکی، نه بنای سوسیالیسم امکان‌پذیر بود و نه پیروزی بر هیتلر نازی. لذا، پیروزی اکتبرهای آینده نیز بدون چیره‌شدن بر رویزیونیسم معاصر و تفکرات ضد‌حزبی آنارکوسندیکالیستی و رفرمیستی سوسیال دمکراتیک و ترتسکیستی و شبه‌ترتسکیستی امکان‌پذیر نخواهد بود. امروز تجلیل از انقلاب اکتبر بدون مبارزه علیه رویزیونیسم، که موجب احیای سرمایه‌داری در شوروی و چین گردید، و آموزش از این شکست، تجلیل نیست، تلاش برای آشتی لنینیسم با اپورتونیسم است. غلبه رویزیونیسم بر حزب و دولت شوروی سهمگین‌ترین ضربه بر جنبش کمونیستی جهان بود. ضربه‌ای به مراتب مهلک‌تر و کشنده‌تر ازضربه ارتش هیتلر نازی به اتحاد جماهیر شوروی بود. از این‌روی شرایطی که امروز جنبش کمونیستی درآن به‌سرمی‌بَرَد به مراتب پیچیده‌تراز دوره بلشویک‌ها و پیروزی درانقلاب اکتبر ۱۹۱۷ است. در دوره تدارک انقلاب سوسیالیستی اکتبر، کشوری به‌نام شوروی سوسیالیستی، که در آن سرمایه‌داری احیا شده باشد، وجود نداشت، چینی که نظام‌اش سرمایه‌داری باشد، اما «کنگره کمونیستی» برگزارکند و خود را «سوسیالیسم نوع چینی» معرفی کُند، وجود نداشت. از این‌روی امروز وظایف سنگینی به دوش ما مارکسیست-لنینیست‌ها قراردارد، مارکسیست-لنینیست‌هایی که از سنن درخشان جنبش کمونیستی و سی سال ساختمان سوسیالیسم تحت رهبری دیکتاتوری پرولتاریا دفاع می‌کنند و پرچمدار این قطب نیرومند تاریخی هستند. ما بدون مبارزه‌ای بی‌امان علیه رویزیونیسم معاصر، در تمام عرصه‌های سیاسی، ایدئولوژیک و سازمانی و چیره‌شدن بر تفکرات ضدکمونیستی «حزب تمام خلق و دولت تمام خلق»، که در کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی حاکم گشت و نقطه عطفی در احیای سرمایه‌داری و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است، پیروز نخواهیم شد. این آن وظیفه سنگینی است که حزب ما در کنگره پنجم خود به طور مفصل به‌ آن پرداخت و کتاب اخیری که در نقد همه‌جانبه رویزیونیسم در عرصه ملّی (نقد کنگره ششم حزب رویزیونیست توده) و بین‌المللی انتشار داده‌ایم و مورد توجه بسیاری از رهروان طبقه کارگر قرارگرفته است، حاصل مصوبات این کنگره است و این مبارزه به طور همه‌جانبه ادامه خواهد داشت. در یک کلام تجلیل از انقلاب اکتبر، آموزش از دست‌آوردهای آن و علل شکست آن و بسیج کمونیست‌ها برای مبارزه با رویزیونیست‌های آشکار و پنهان است.»

 

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۳۷ آذر ۱۳۹۶

Print Friendly, PDF & Email