برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / نمایش استعفای حریری، شکست سیاست‌های عربستان در یمن و لبنان

نمایش استعفای حریری، شکست سیاست‌های عربستان در یمن و لبنان

در پی تحولات اخیر در منطقه و در اثر تغییر موازنه قدرت به سود روسیه، ایران، سوریه و حزبالله لبنان،که با تضعیف موقعیت امریکا و اسرائیل و نیز شرکای منطقه‌ای آنها همراه است، ما شاهد هستیم که نظم جدیدی در منطقه در حال شکلگیری است. از پیش روشن بود که امریکا و اسرائیل و عربستان به این شکست تن نخواهند داد و با سیاستهای خود کوشش خواهند کرد، تا ایران را به پای یک بحران جدید به‌کشانند. از همان زمان که برای متحدین امریکا معلوم شد که داعش از نفس افتاده است، دست به کار شدند و مسأله رفراندم کردستان عراق را مطرح کردند. اسرائیل و عربستان امیدوار بودند تا با برگزاری رفراندم و امر «استقلال» کردستان عراق وسیلهای برای تهدید و تجاوز به ایران را فراهم کنند. این سیاست نه تنها مورد حمایت هیچ کشوری جز اسرائیل قرار نگرفت، بلکه اقلیت‌های ملی در عراق نیز آن را پروژه‌ای اسرائیلی ارزیابی کردند، که در پی آن بارزانی  از هر زمان دیگر بی‌آبروتر گشت. نهایتاً این سیاست به شکست انجامید.

باز دیری نپائید که عربستان ایران را متهم کرد که در پرتاب موشک از خاک یمن به سمت ریاض دست داشته است و این عمل را نوعی «اعلان جنگ» علیه عربستان تفسیر کرد و از سازمان ملل درخواست کرد که به این مسأله رسیدگی کند. این کوشش عبث عربستان در مجامع دیپلماتیک جهانی پژواکی نیافت و عربستان را به سکوت دیپلماتیک مجبور ساخت. روزنامه «هاآرتص» نوشت: «عربستان شکست‌های زیادی خورده است که آخرین آن شکست در جنگ یمن است. پافشاری عربستان برای رهبری منطقه برعکس حرکت تعیین شده، این کشور را به بن بست کشانده است» اگرچه عربستان و اسرائیل در قبال ایران و حزبالله منافع مشترک دارند و این نزدیکی باعث شده است تا سیاستهای عربستان با اسرائیل همسو شوند. ولی باید توجه داشت که اسرائیل در شرایط کنونی که توازن قوا در منطقه به سود اسرائیل تغییر نکرده است، به آنچه که بیش از هر چیز نیاز دارد، آرامش در مرزهای شمالی اسرائیل، عدم تحریک و تشدید اوضاع به جنگ با لبنان و این تنها میتواند از راه تضعیف حزب‌الله در لبنان تضمین گردد. عاموس هارئیل، تحلیل‌گر نظامی هاآرتص نوشت که «تلاش عربستان برای ایجاد نظام جدید در منطقه ایجاب می‌کند که اسرائیل از این مساله اطمینان حاصل کند که به جنگ با حزب‌الله کشیده نمی‌شود.» ایجاد یک بحران سیاسی در لبنان که به تضعیف ثبات سیاسی لبنان به‌انجامد، در راستای منافع اسرائیل است، زیرا که حزب الله را درگیر مسایل داخلی خود میکند و از قدرت بازدارندگی او میکاهد. اسرائیل و عربستان هر دو بر این باورند که تلاش برای کاهش تأثیر ایران در منطقه به نفع هر دوی آنهاست. لذا تحولات در پیش روی لبنان را باید از این نقطه نظر مورد بررسی قرار داد.

ثامر‌السبهان، وزیر مشاور عربستان سعودی در امور کشورهای عرب خلیج فارس، اظهار داشت که مردم لبنان باید میان صلح و دولت حزبالله یکی را انتخاب کنند. او «حزب‌الشیطان» (حزب‌الله) را تهدیدی برای امنیت عربستان خواند، چرا که عربستان دولت لبنان را در برابر اقدامات حزب‌الله مسئول میداند. در همین رابطه دو روز قبل از استعفای تردیدآمیز سعدالحریری، نخست وزیر لبنان، در مکانی نامعلوم در ریاض، روزنامه لبنانی «الجمهوریه» نوشت: «مقامات سعودی به ویژه «محمدبنسلمان»، ولیعهد سعودی، در دیدار هفته گذشته با «سعدالحریری»، نخست وزیر لبنان، تاکید کرد که رویاروئی قریبالوقوع ریاض با حزبالله لبنان در حال شکل گیری است». اما حریری، آنطور که منابع نزدیک به او اعلام کردند، به این نتیجه رسیده بود که ثبات لبنان منوط به حفظ توافق با حزب‌الله لبنان است و رویارویی با حزب‌الله کشور را ناامن می‌کند. حریری در عین حال به .ثامرالسبهان، وزیر مشاور در امور خلیج فارس نیز گفته بود، موضوع حزب‌الله، موضوعی داخلی نیست، «ما را برای کاری که فراتر از لبنان و من است، مسؤول نکنید».

در اثر واکنش غیر منتظره حریری، عربستان سعودی، از سعدالحریری، نخست وزیر قانونی لبنان دعوت کرد که به ریاض سفر کند «محمدبنسلمان»، ولیعهد سعودی در دیدار با الحریری در ریاض، به وی تاکید کرد که آنچه را که ثامرالسبهان وزیر مشاور عربستان درباره حزبالله و موضع‌گیری وی در خصوص این حزب و اوضاع لبنان گفته است، بیانگر سیاست عربستان و استراتژی این کشور در این مرحله است. ثبات لبنان اکنون در دست لبنانی‌هاست، چنانچه موفق شوند حزب‌الله را در انتخابات پیش رو در دولت راه ندهند، تا موضع رسمی دولت لبنان مغایر با موضع حزبالله باشد.

مقاومت حریری نتیجه نداد و در همانجا، در ریاض، او را مجبور ساختند، تا در یک نمایش تلویزیونی استعفای خود را به دلیل دخالت‌های ایران و حزب‌الله در امور لبنان اعلام کند.

نمایش استعفای حریری را به غیر از اسرائیل هیچ دولتی جدی تلقی نکرد و از آن سیاست تحریک و تهدید و دخالت عربستان سعودی در امور داخلی لبنان را نتیجه گرفت. روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» از قول یک دیپلمات اروپائی نوشت که «اکنون که ایران موقعیت خود را در عراق و سوریه تثبیت کرده و به نوعی پیروزی دست یافته، عربستان شایسته دانسته است که جنگ نیابتی علیه ایران را به جبهه لبنان بکشاند.»

وزیر اطلاعات اسرائیل در یک گفتگو با شبکه هفت تلویزیونی اسرائیل گفت: «آنچه درباره حریری اتفاق افتاد وجهه واقعی حزب‌الله را برملا کرد، ما به جهان می‌گوئیم حریری پوشش بود. لبنان همان حزب‌الله است و حزب‌الله همان ایران است و آن خط قرمز ماست». سایت بلومبرگ در تحلیل خود از اوضاع لبنان مینویسد که: «حزب‌الله به پوشش سیاسی که از سوی حریری در زمان افزایش تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله و شدت یافتن مواضع اسرائیل در خصوص بمباران لبنان و تبدیل آن به عصر حجر فراهم شده است، نیازمند است». وزارت خارجه آمریکا نیز خطاب به کشورهای اروپایی اعلام کرد، بین بازوی نظامی و سیاسی حزبالله تفاوتی وجود ندارد. شرکای اروپائی آمریکا اما بین این دو تفاوت قائل هستند و با قرار دادن بازوی سیاسی حزبالله در فهرست گروههای تروریستی، مخالف هستند. تلاش آمریکا برای همراه کردن آلمان، فرانسه و انگلستان علیه حزب‌الله راه به جائی نبرده است.

اکنون با توجه به تغییر موازنه قدرت و حضور نظامی روسیه امکان هرگونه درگیری مجدد نظامی درمنطقه فعلاً قابل تصور نیست. عربستان واسرائیل کوشش میکنند تا آنجا که میتوانند از کشاندن و درگیرکردن روسیه در مسایل لبنان خودداری کنند، از اینرو نوک تیز شمشیرشان را متوجه ایران کرده‌اند. این در حالیست که عربستان هم در باتلاق یمن گیر کرده است و هم در درون گرفتار جنگ قبیله‌ای است. از سوی دیگر میرود تا اختلافات آمریکا و اتحادیه اروپا عمیق تر و گسترده تر شوند. و مادام که این اختلافات بر سیاست های غرب در منطقه سایه افکنده است، اسرائیل قادر نیست خودسرانه وارد عمل شود.

آنچه که خلق‌های منطقه را به هم نزدیک می‌سازد، همبستگی و اتحاد آنهاست علیه امپریالیسم؛ مبارزه آنها برای استقلال ملی، مبارزه برای صلح و امنیت وآزادی و آرامش ملی و منطقه‌ایست و جز این نیز نمی‌تواند باشد.

Print Friendly, PDF & Email