سه شنبه , ۳ مهر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / افسارگیسختگی نئولیبرالیسم و وضعیت کارگران در چین «کمونیسم»
AFP PHOTO

افسارگیسختگی نئولیبرالیسم و وضعیت کارگران در چین «کمونیسم»

گزارشی را که در زیر ملاحظه میفرمائید، در مورد وضعیت کارگران چین است که از شبکه خبری کانال ۱ سوئد در برنامه «آگندا»، یکشنبه مورخ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۶ پخش گردید. جالب توجه است، حزب و دولتی که مدعی کمونیسم و سوسیالیسم  و طبقه کارگر است، چنان با اقتصاد نئولیبرالی درآمیخته است که حتی به جرأت میتوان گفت از ممالک سرمایهداری امپریالیستی غربی نیز سبقت گرفته است و اساساً کوچکترین وقعی به حقوق ابتدایی کارگران، محیطکاری و قوانین و پیمانهای دسته جمعی نمیگذارد و با کارگر همان برخورد ضدانسانی را میکند که در سه دهه اخیر سرمایهداران اروپایی و آمریکایی با الهام از دکترین نئولیبرالیسم «میلتون فردمن» مشغول به اجرای آن هستند و روزگار کارگران را سیاه کردهاند.

تضعیف قراردادهای دسته جمعی و در بخشهای صنایع کوچک الغای کامل اینگونه قراردادها، اخراجهای دسته جمعی و بیرویه کارگران و کاهش دستمزد، کاهش بیمه بیکاری، کاهش بیمه درمانی، خصوصیسازیها و افزایش هزینههای خدماتی …و کاهش قدرت خرید مردم نتیجه همین سیاستخانمانبرانداز نئولیبرالی است که سیمای سیاسی اقتصادی «دولتهای رفاه» را دگرگون کرده و ناامنی شغلی سایه شوماش را در سراسر محیط کاری گسترده است.

آنها که هنوز براین باورند، چین کشوری «سوسیالیستی» است و تحت رهبری «حزب کمونیست» به سوی جامعه بیطبقه و الغای طبقات و دولت روان است، یا در جهل و نادانی بسرمیبرند، یا اینکه آگاهانه مأموریت دارند تا نظام سرمایهداری امپریالیستی چین را به عنوان سوسیالیسم به خورد مردم دهند و با خرابکاری و مشوب افکار مانع رشد و تکامل جنبش کمونیستی گردند. آنچه غیرقابل کتمان است، این است که با رویکارآمدن دارودسته دن سیاپینگ در ۱۹۷۴ ماهیت حزب و دولت چین دگرگون شد و سرمایهداری در این کشور احیا گردید. احیای سرمایهداری در چین و مظاهر فرهنگی و اجتماعی و ورزشی…. آن به قدری آشکار است که نیاز به تحقیق و بررسی آنچنانی ندارد. زیرا خود سران حزب و دولت چین بدان اذعان دارند، حتی در برنامه «حزب کمونیست» چین نیز عضویت سرمایهدار و استثمارگر به رسمیت شناخته شده است. چین امروز نه تنها سرمایهداری است، بلکه یک کشور امپریالیستی و به گفته صحیحتر یک نظام سوسیال امپریالیستی است. زیرا هنوز حزب گردانندهاش «حزب کمونیست» است و ریاکارانه از «سوسیالیسم» سخن میگوید، لیکن آنچه عمل میکند، امپریالیستی است و جز این نیمتواند باشد.

رویزیونیستهای وطنی ایرانی، که شرمگینانه چین را «سوسیالیستی» تعریف میکنند و شهامت واردشدن به این بحث را ندارند، منتظر شنیدن آژیر «حزب کمونیست» چین هستند تا ناماش را رسماً تغییر دهد و خود مستقیماً به سرمایهداریبودن نظام اعتراف نماید و آنوقت است که رویزیونیستها خواهند پذیرفت که چین از امروز کشور کاپیتالیستی است و نه «سوسیالیستی»!! به دیگر سخن، چین به یکباره و یکشبه سرمایهداری و سوسیال امپریالیستی شده است!!!؟

حال در زیر چکیده این گزارش در مورد تبعات سیاستهای نئولیبرالی در محیطکاری و وضعیت مصیبتبار کارگران و حاکمبودن قانون جنگل و بیحقوقی مزدبگیران را از زبان خود کارگران بهخوانید و به قضاوت بهنشیند! از سخنان کارگران بیکار و نمایندگان سندیکاهها در این گزارش جز این برنمیآید که رویزیونیسمِ حاکم در چین، دیکتاتوری بورژوائی است و نه دیکتاتوری پرولتاریا! سیستم حاکم سرمایهداری امپریالیستی است و نه سوسیالیستی!

مطالعه این گزارش را به خوانندگان گرامی توصیه میکنیم:

«بیکاری در چین افزایش یافته و گریبانگیر بخش بزرگی از کارگران شده است. یکی از کارگران معدن شرق چین میگوید: «اگر تغییراتی به نفع کارگران صورت نه گیرند، جامعه منفجر خواهد شد. دولت مدافع ما تهیدستان نیست و نسبت به وضعیت ما بیتوجه است». کارگرانی که از روستاها برای پیداکردن کار به شهرها مهاجرت کردهاند، در وضعیت اسفناکی به سر میبرند. این کارگران در اتاقهای کوچک و پرشمار زندگی میکنند و فاقد امکانات اولیه زندگی هستند. در سال گذشته روزانه ۸ اعتصاب کارگری برای اضافه دستمزد، حقوق معوقه و بهبود شرایط محیطکاری و یا علیه اخراج بیرویه انجام گرفت. در همین رابطه یکی از فعالین کارگری میگوید: «ما از فقدان قراردادهای جمعی، اخراج و تقسیم ناعادلانه ثروت رنج میبریم. حزب «کمونیست» چین امروز از کارگران دفاع نمیکند. این حزب نماینده کوچکی از بالائیهاست و از سرمایهداری حمایت میکند.» زن کارگر نساج که تازگیها بیکار شده است، میگوید: «پس از شرکت در یک تظاهرات اعتراضی از کار برکنار شدم» این زن کارگر که با یک خبرنگار خارجی در منزلاش در حال مصاحبه بود، بازداشت شد.

پا هم دونگ فنگ، یکی از رهبران و موسسین «سندیکای چاینا بولیتی هونکونگ» میگوید:

نباید تسلیم شد، باید علیه وضع موجود اعتراض کرد. در یکسال اخیر  بیش از ۲۳۰۰ اعتصاب کارگری در چین داشتهایم. اقتصاد «بازار آزاد» به شدت درحال رشد است. چین دیگر کشور سوسیالیستی نیست، دولت و حزب به کارگران بیتوجهاند و نمیخواهند منافع و حقوق کارگران و امنیت محیطکاری را تحقق بخشند. تضادهای طبقاتی رشد کردهاند و حزب «کمونیست» گام به گام بیشتر پی میبرد که کنترلاش را ازدست میدهد و به دنبال راه حلی میگردد. واقعیت این است که چین آن طور که مدعی است، دیگر یک کشور سوسیالیستی نیست. دولت وحزب باید به اتحادیه کارگری بیشتر توجه کنند و از حقوق کارگران دفاع نمایند، اما متأسفانه اینطور نیست. در چین سندیکای دولتی وجود دارد، اما این اتحادیه طبقه کارگر را نمایندگی نمیکند. هدف این اتحادیه دولتی، کنترل بر کارگران است. در دورهای که اقتصاد با برنامه در چین حاکم بود، اتحادیههای کارگری میتوانستند، نقش مثبتی ایفا نمایند، زیرا اقتصاد تحت کنترل دولت بود. اما اکنون اقتصاد بازار در کشور جریان دارد و کارفرمایان از حزب و دولت تبعیت نمیکنند، زیرا این اقتصاد نامش اقتصاد «بازارآزاد» است و هر طوری که خواستند، عمل میکنند. کارفرمایان از نیروی کار سوء استفاده میکنند و اتحادیه نمیداند چگونه با آنها برخورد کند. (تاکید از توفان است).»

در پاسخ به این پرسش که آیا همه این اعتصابات و اعتراضات تهدیدی برای حزب محسوب میشوند و اینکه این امر می تواند به یک خطمشی سیاسی تکامل یابد؟ پا هم دونگ فنگ چنین پاسخ میدهد:

«بسته به این دارد که چگونه آدم به خواهد این موضوع را بهبیند. اگر این اعتراضات تهدید محسوب شوند، آن وقت پلیس را برای دخالت در این رابطه به میدان میآورد که در این صورت میتواند منجر به انفجار در جامعه شود. از طرفی این اعتراضات و اعتصابات میتوانند به امر مثبتی بدل شوند، از جمله اینکه خواست مهم کارگران، که قراردادهای دستهجمعی است، محقق شوند. من قبلاً از کشور شما، سوئد، دیدن کردم، کشورهای اسکاندیناوی با اجرای پیمانهای دستهجمعی توانستند به این قبیل معضلات پاسخ دهند. به نظر من پیمانهای دستهجمعی در محیطکاری و در بخش صنایع روشهایی هستند که میتوانند موقعیتی برای «حزب کمونیست چین» جهت مذاکره و حل بحران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و پیشرفت عمومی باشد. این روش موقعیتی مناسب برای راه حلهای مسالمتآمیز، حتی برای بقاء حزب نیز میباشد. مایه تعجب من است که اکنون در کشور سوئد عدهای از قراردادهای دستهجمعی ناخرسند هستند، درحالی که چنین قراردادی یک راه حل منطقی برای کشور پهناور چین محسوب میشود. من راستش نمیفهمم شما سوئدیها چرا از قراردادهای دستهجمعی ناخرسندید؟»

***

حزب «کمونیست» چین در نوزدهمین کنگرهاش، که اخیراً برگزار گردید، اعلام کرده است که به مارکسیسم – لنینیسم، اندیشه مائو ، «تئوری سه جهان» دونگ سیاپینگ ( سال ۱۹۷۶)، «تئوری سه نمود» ژیانگ زمین ( سال ۲۰۰۰) و «اندیشه شی زین پینگ با خصوصیات چینی» (سال ۲۰۱۷) بطور قاطع وفاداراست. رهبران این حزب همه سیاستها و اندیشههای ضد و نقیض گذشته چین را برای عوامفریبی و ایجاد سردرگمی کارگران و مردم چین دنبال هم قطار کردهاند. آیا اندیشه دیگری در صحنه سیاسی چین باقی مانده است که رهبران به این قطار اضافه کنند؟ «اندیشه شی زین پینگ با خصوصیات چینی» در عمل به معنی این است که آقازادهها باید به محض ورود به دانشگاههای اروپا و آمریکا توان خرید مرسدس بنز آخرین مدل را داشته باشند و این درحالی است که در خیابانهای پکن افرادی دیده میشوند که آشکارا و در ملاء عام گدائی میکنند.

همچنین در کنگره ۱۹ حزب «کمونیست» چین آمده است «بازار است که سهم امکانات برای سرمایهگذاری در بخشهای اقتصادی را تعیین میکند.» دولت چین بین سیستم حاکم بر هنگ کنگ و سیستم حاکم بر مناطق دیگر فرق میگذارد و اذعان میکند که هنگ کنگ سرمایهداری است. حال پرسش این است این هنگ کنگ سرمایهداری است که به چین «سوسیالیستی» پیوسته است، یا برعکس، «چین کمونیستی به هنگ کنگ کاپیتالیستی» پیوسته است.!!!

Print Friendly, PDF & Email