چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / عربستان سعودی یکی از ارکان نفوذ امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل در منطقه
shutterstock_381326251

عربستان سعودی یکی از ارکان نفوذ امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل در منطقه

ماهیت تحولات اخیر در عربستان سعودی را چگونه باید ارزیابی نمود؟

عربستان کشوری است که بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی توسط قدرتهای امپریالیستی با توجه به توازن جدید قدرتهای آنها در چارچوب تقسیم مجدد جغرافیای جهان، ایجاد شد. همان کسانی که این کشور را برپا داشتند، می­توانند به راحتی فرمان بر نابودیش دهند. دونالد رامزفلد وزیر دفاع وقت آمریکا و دیک چنئی معاون جرج بوش پسر، بارها به این “اشتباه خدای یگانه انتقاد کرده­اند که چرا مخاذن عظیم نفتی آمریکا را در زیر خاک عربستان سعودی” قرار داده است. این گفتار که ظاهرا به طنز بیان می­گردد، حاکی از آن است که این کشور فاقد حق حاکمیت ملی واقعی و تمامیت ارضی قابل احترام است. بود و نبودش در دست آمریکاست. البته عده­ای استناد می­کنند که اگر عربستان سعودی که میلیاردها دلارش را در آمریکا سرمایه­گذاری کرده است مصمم شود این ثروت را از خاک آمریکا خارج کند کشور آمریکا با بحران روبرو خواهد شد. این پژوهشگران طوری سخن می­گویند و تحلیل می­کنند که گوئی ریش و قیچی در دست ملک سلمان است و کافی است که به اشاره انگشتِ وی، آمریکا متلاشی شود. حال آنکه حقیقت عکس آن است. ثروتی را که عربستان سعودی به آمریکا برده است، بدون اجازه آمریکائی ها نمی­تواند از آنجا خارج کند. آنها همانگونه که ثروت دولت لیبی و ثروت شخصی معمر قذافی را یک شبه خوردند و رویش نیز یک کوزه آب نوشیدند، می­توانند در عرض چند ساعت ثروت عربستان سعودی و همه اتباعش را به عنوان همدستان تروریسم بین­الملل و پدرخوانده القاعده که درست نیر هست، بالا بکشند. آمریکا فقط زبان گلوله و زور را می­فهمد و هرگز به هیچ سنّت، ضابطه، توافقنامه و قرارداد جهانی احترام نگذاشته و نمی­گذارد. سران عربستان سعودی نیز از این پوسیدگی حکومت و عقب­ماندگی کشورشان خبر دارند. میلیاردها دلار ثروت مردم این کشور به جیب خاندان سعودی می­رود و آنها مانند طفیلی با مفتخوری با استبداد مخوف بر جامعه عربستان حکومت می­کنند.

عربستان سعودی و اسرائیل، به ویژه دو کشوری بودند که بیش از همه در اثر تحولات منطقه در این عرصه هراسناک شدند به خصوص که دیدند بعد از تجاوز امپریالیسم آمریکا به عراق، نفوذ ایران در این کشور رو به افزایش نهاده و دامنه آن تا لبنان، سوریه، بحرین و یمن نیز گسترش یافته است.

از آن تاریخ عربستان سعودی مستمرا برای کاهش نفوذ ایران در منطقه از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است. اقدامات گسترده تروریستی و عملیات انتحاری در عراق، سوریه، پاکستان، تقویت القاعده، طالبان و داعش، تسلیح خویش تا دندان به­یاری امپریالیسم آمریکا که زمام امور نظامی این کشور را صد در صد در اختیار دارد، تجاوز به بحرین و یمن، استخدام مزدور و اجیر از سودان و ممالک افریقائی، تحریک دولت پاکستان برای تجاوز به ایران و… از نمونه کارهای این رژیم علیه ایران است و به قولی در خفا به آمریکائی­ها گفته بوده است که “ایران ماری است که باید سرش را به سنگ کوفت”. اخیرا عربستان سعودی بر روی اپوزیسیون خود فروخته ایران از جمله سلطنت طلبان، مجاهدین خلق و حزب دموکرات کردستان ایران و پاره­ای جریانهای ناسیونال شونیست کُرد ایرانی سرمایه­گذاری کرده است و تلاش دارد که میان فعالیتهای خرابکارانه و تجزیه طلبانه این اپوزیسیون و مزدورانِ طالبان در افغانستان و داعش در عراق و سوریه هماهنگی ایجاد کند. حمایت ضمنی عربستان سعودی از خودمختاری کردستان عراق و “همجوار” کردن مرز ایران با اسرائیل در متن این سیاست راهبردی صورت می­گیرد. دولت عربستان سعودی از ترس رژیم ایران و در متن سیاست راهبردی آمریکا، به اسرائیل نزدیک شده است و به همکاری پشت پرده با آنها مشغول است و این امری نیست که از چشم مطلعان سیاسی پنهان بماند. عربستان سعودی با همدستی نظامیان در مصر، حکومت اخوان المسلمین را که رقیب وهابیسم می­دید، سرکوب کرد و به فشار به کشور قطر متوسل شد تا آنها را از حمایت از حماس و اخوان­المسلمین باز دارد. آنها می­خواهند پرده­دار کعبه به هر قیمت باقی بمانند و رهبری دنیای اسلام را در چنگ داشته باشند، زیرا  این خانه­سیاه سنگی مقدس، غاری مملو از گنج بی­پایان است. درآمد آن بیش از درآمد مخاذن نفت عربستان سعودی است.

عربستان سعودی در تهاجم دپیلماتیک، سیاسی و نظامی اخیر خویش نشان می­دهد که دست در دست اسرائیل کار می­کند و به میل این کشور مانع می­شود که ممالک اسلامی در مقابل همدستی کُردهای بارزانی با صهیونیسم اسرائیل، برای تجزیه عراق به حمایت از دولت عراق برخیزند. دولت نتانیاهو در عین اینکه به مثابه تنها کشور جهان به صورت آشکار از کُردهای ناسیونال شونیست تجزیه طلب عراق حمایت کرده و آنها را تشویق به جدائی کامل نموده، که باید برای همسایگان نیز سرمشق باشند در کنار عربستان سعودی و آمریکا قرار دارد که از ته دل از این امر رضایت  داشته به تجزیه دامن می­زنند و در پی تغییر جغرافیای منطقه هستند. نشریه میدل ایست آی نوشت:

“از آن زمان بین دو رژیم منافع مشترکی شکل گرفت به ویژه در دو دهه اخیر. به طور اخص هر دو رژیم خواستار مقابه با تلاش­های اتمی تهران و همچنین توقف نفوذ منطقه­ای ایران و تبدیل شدن این کشور به هژمون منطقه بودند. در نتیجه استراتژی­های مشترکی میان مقامات اسرائیلی در ارتش و اطلاعات ایجاد شد و این مقامات شروع به دیدار با همتایان عربستانی شان کردند. رییس سازمان اطلاعات اسرائیل موساد با رییس سازمات اطلاعات عربستان و رییس شورای امنیت ملی این کشور دیدار داشت. بر اساس گزارش­ها ایهوت اولمرت نخست وزیر وقت اسرائیل نیز با بندر بن سلطان زمانی که رییس سازمان اطلاعات و به طور همزمان رییس شورای امنیت ملی کشورش بود دیدار کرده بود. میر داگان رییس موساد بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰ با ریاض درباره احتمال پذیرش طرح اسرائیلی برای پرواز بر فراز حریم هوایی عربستان در صورت نیاز به حمله به سایت­های هسته­ای ایران گفت و گو کرده بود.همه این دیدارها و گفت و گوها به شدت طبقه بندی شده و محرمانه بوده است. مقامات اسرائیل می­دانند که هر نوع تاییدی بر این دیدارها به شدت آل سعود را شرمنده خواهد کرد. از دوران نتانیاهو تنها صحبت­های مبهمی درباره منافع مشترک طبقه حاکمه جهان سنی با اسرائیل علنی شده است. اما اکثر ناظران و تحلیل­گران می­دانند که چنین عباراتی در واقع به صورت رمزی به عربستان و امارات و بحرین و عمان و حتی قطر اشاره دارد. یاریو لوین وزیر گردشگری اسرایل در سفر اخیر خود به لهستان گفته بود از آمریکا برای گفت و گو میان وزارت خانه­اش با کشورهای مختلف خلیج فارس درخواست کمک کرده است. مسیر زمینی دیگری که درباره آن صحبت کردیم مسیر ریلی بین اسرائیل و اردن و عربستان و قطر و عمان و امارات است. اسرائیل ۶۰ کیلومتر مسیر ریلی از بندر حیفا به بیت شین در اردن دارد. این رژیم می­خواهد این مسیر را به اندازه ۶ کیلومتر دیگر در مرز اسرائیل و اردن امتداد دهد. این می­تواند برای انتقاد کالا با قطار به جای استفاده از کامیون مثمر ثمر باشد.“ همین نشریه تائید می­کند: “با همه این­­ها روابط اقتصادی و تجاری بین اسرائیل و عربستان هم اکنون نیز بدون جدی شدن مسیر ریلی آغاز شده است.اسرائیل محصولات کشاورزی، اطلاعاتی و سایبری و همچنین تکنولوژی­های امنیتی­اش را به بحرین، عمان و عربستان و امارات می­فروشد. بیشتر این مبادلات از طریق یک کشور سوم مانند اردن و عراق و کردستان و یا قبرس انجام می شود و برخی از آنها به صورت مستقیم.محصولات صنایع پتروشیمی نظیر مواد خام نیز از عربستان و از طریق اردن به دست اسرائیل می­رسد”. عربستان سعودی با این سیاستش در پی تجزیه بخشهای بزرگی از ایران است. آنها از جنبش­های ناسیونال شونیست کُرد ایران برای تجزیه ایران حمایت می­کنند و در ضمن جریانهای تجزیه طلب در خوزستان و بلوچستان را تقویت می­نمایند. رهبران جریانهای کُرد ناسیونال شونیست ایرانی حتی به همدستی با عربستان سعودی و دریافت حمایتهای گوناگون از آنها افتخار نیز می­نمایند. در کنار نزدیکی عربستان به اسرائیل و تلاش برای تجزیه ایران و یاری به اپوزیسیون خودفروخته ایران، عربستان سعودی مجبور شده در اثر فشار جهانی از یک طرف و گستردگی شبکه مجازی گوگل، فیس بوک، یاهو، آیفون و… که مرزها را از بالای سر ماموران سانسور می­پیمایند به تغییراتی تن در دهد که تا دیروز غیرقابل تصور جلوه می­کرد. بیکباره حقوق زنان در مرکز توجه سلطان سلمان قرار گرفته است. آنها حق رانندگی دارند، آنها حق ورزش دارند و مهمتر اینکه آنها حق دارند به استادیومهای ورزشی همراه با همسران و یا بستگان مذکر خود بروند. این “حرمت”شکنی عربستان سعودی از یک طرف برای بستن دهان منتقدان به سیاستهای این کشور است و از جانب دیگر یک دهن­کجی آشکار به رژیم جمهوری اسلامی است که با تمام قدرت مانع از آن است که زنان کشور ما در استادیومهای ورزشی شرکت داشته باشند. حال توپ به زمین رژیم ایران افتاده است و باید در مقابل این مانور عربستان سعودی که از ایران در عرصه “اصلاحات” سبقت گرفته است، واکنش نشان دهد. اقدامات عربستان سعودی نگاهی به وضعیت سیاسی ایران و استفاده تبلیغاتی از تضادهای اجتماعی کنونی در جامعه ایران دارد و در این امر موفق بوده است.

عربستان سعودی ابزاری برای دخالت در کشورهای منطقه با نشستن بر انباری از دلارهای نفتی است. این کشور توانست با زور تهدید و پول و فشار در گزارش سازمان ملل متحد که این کشور را در فهرست سیاه قرارداده بود و متهم به کشتن کودکان در یمن کرده بود خارج کند. این دومین بار است که عربستان سعودی با این روش در اعمال سیاستهای زورگویانه خویش از مرز بی­شرمی گذر می­کند. عربستان سعودی با این پشتوانه مالی، سیاسی و دیپلماتیک مورد توجه دنیای صهیونیسم و امپریالیسم است تا وی را آرایش کرده و به جنگ ایران بفرستند. تلاش ارتجاع جهانی برای جلب افکار عمومی برای محق جلوه دادن سیاستهای تجاوزکارانه عربستان سعودی است. وضعیت این کشور را باید در متن سیاست راهبردی امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه مورد ارزیابی قرار داد تا ماهیت این همه تناقضات روشن شود.

بر گرفته از توفان شـماره ۲۱۷ فروردین­ماه  ۱۳۹۷ـ آوریل سال ۲۰۱۸

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email