شنبه , ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / رویزیونیسم دشمن کمونیسم است نه دوست آن
AP Photo

رویزیونیسم دشمن کمونیسم است نه دوست آن

اگر به سخنان پیروان رویزیونیسم شوروی و یا فریب­خوردگان دنیای “سوسیالیستی خروشچفی” گوش فرا دهید، به درستی می­گویند که سوسیال دموکراتهای اروپائی که همه آنها ضد لنینیسم بوده و در مقابل لنین قدعلم نموده و در جنگ اول جهانی در کنار امپریالیستهای خودی قرار گرفتند، سراپا رویزیونیست و خائن به طبقه کارگر هستند. آنها در انترناسیونال دوم به سوسیالیسم خیانت نمودند و لذا کمونیستها ناچار شدند، برای مبارزه با رویزیونیستهای انترناسیونال دوم؛ انترناسیونال سوم را به­جود آورند. از نظر رویزیونیستهای پیرو خروشچف؛ به­درستی؛ همه احزاب سوسیال دموکراتیک غرب؛ احزاب رویزیونیست و دشمنان طبقه کارگرند. ولی این رویزیونیستهایِ مسحور شوروی حاضر نیستند همان نسخه­ای را که برای سوسیال دمکراسی اروپائی می­پیچند برای رفع بیماری خویش نیز مورد استفاده قرار دهند. به نظر آنها رویزیونیسم بر دو نوع است رویزیونیسم اتو بائر، برنشتین، کائوتسکی، منشویکها که بد و خطرناک هستند و باید با آنها مبارزه کرد و رویزیونیسم خروشچفی که رویزیونیسم خوب است و باید از ترس اعتراف به­عواقب خطرناک آن برای کشور سوسیالیستی آنرا آرایش نمود و از آن به­لطایف­الحیل حمایت کرد.

کسانی که دست خود را در مبارزه با نیکیتا خروشچف این رهبر “کبیر” حزب “کمونیست” شوروی می­بندند، طبیعتا توانائی آنرا ندارند که برضد منشویسم، برضد رویزیونیستهای اروپائی و انترناسیونال دوم مبارزه کنند. رویزیونیستهای خروشچفی قادر نیستند این تناقض را حل کنند. نفی دیکتاتوری پرولتاریا خیانت به کمونیسم است، چه توسط کارل کائوتسکی مرتد صورت پذیرد و چه توسط خروشچف-برژنف در حکومت.

رویزیونیستها دشمنان مارکسیسم هستند؛ زیرا در اصول اساسی آن تجدید نظر نموده­اند. روشن است تجدید نظر در مارکسیسم به بهانه تکامل آن تجدید نظر درستی نیست.

رویزیونیستها عمال بورژوازی در طبقه کارگرند، برای اینکه جهت مبارزه طبقه کارگر را منحرف کرده و آنها را از مبارزه طبقاتی بازداشته به­سازش طبقاتی می­کشانند. آنها تاریخ جوامع بشری را تاریخ مبارزه طبقاتی ندانسته؛ تاریخ سازش طبقاتی می­دانند و به نیروی طبقه کارگر برای ساختمان سوسیالیسم اعتقادی ندارند. آنها به گذار قهرآمیز اعتقادی نداشته به پارلمانتاریسم بورژوائی دل بسته­اند و به هر وسیله­ای می­خواهند در دولتها شرکت نموده و یا به عنوان اپوزیسیون دستآموز آنها  فعال باشند.

امکان بروز رویزیونیسم در احزاب کمونیستی نه در گذشته منتفی بوده و نه در آینده منتفی خواهد بود، زیرا مبارزه طبقاتی حتی در درون احزاب کمونیستی به خاطر اینکه در احاطه سرمایه­داری و تفکر بورژوائی هستند ادامه دارد. با رویزیونیسم از جمله باید با تشدید مبارزه ایدئولوژیک در درون احزاب و در بیرون با دشمنان کمونیسم مبارزه کرد. به این جهت باید ماهیت و کنه رویزیونیسم را که نفی مبارزه طبقاتی و جایگزینی آن با آشتی طبقاتی را به دنبال دارد، شناخت. رویزیونیستها پدیده­های اجتماعی را از ماهیت طبقاتی آن جدا می­کنند و از آنها پدیده­های بی ضرری می­سازند که به کام بورژوازی است. برای آنها مفاهیم آزادی، دموکراسی، جنگ، صلح، دولت و… همه مفاهیم مافوق طبقاتی و به نفع “عموم” هستند. از نظر آنها فقدان دموکراسی که آنرا نه طبقاتی بلکه مافوق طبقاتی جلوه می­دهند به ذهنیات افراد وابسته است. اگر رجُل سیاسی خوب باشند، دموکراسی اجراء می­شود و اگر بد باشند، آنوقت ما با استبداد روبرو هستیم. به نظر آنها ما  دموکرات خوب داریم و دموکرات بد و نه دموکراسی طبقاتی.

تا زمانیکه طبقات و مبارزه طبقاتی در جامعه وجود دارد، یعنی تا زمان پیروزی نهائی کمونیسم؛ تا آن زمان مسئله پیروزی کی بر کی هنوز مطرح است و اهمیت خود را از دست نمی­دهد. یکی از اشکال این مبارزه کمونیستها؛ مبارزه ایدئولوژیک است و از جمله مبارزه با رویزیونیسم تا در این پیکار طبقاتی؛ طبقه کارگر همیشه گوش به زنگ و هشیار بماند و باشد.

رویزیونیستها عوامفریبانه خودشان را مارکسیست لنینیست جا می­زنند و خطر عوامفریبی آنها نیز در همین است. اگر رویزیونیستها شهامت داشته و با صراحت می­گفتند که به مارکسیسم اعتقادی ندارند، مبارزه طبقاتی را نادرست دانسته، دیکتاتوری پرولتاریارا نمی­پذیرند و یا اینکه دولتها ماهیت طبقاتی نداشته تنها برای  اداره کشور توسط احزاب “مصلح برای کشور” به نفع همه طبقات هستند و یا اعتراف می­کردند دموکراسی دارای ماهیت طبقاتی نیست، آنوقت شناخت این دشمنان بیرحم طبقاتیِ کارگران آسان بود. بیرحمی این رویزیونیستها را شما در اتحاد شوروی سوسیالیستی می­بینید که چگونه یک کشور سوسیالیستی را تغییر ماهیت داده و فروپاشاندند. رویزیونیسم بیماری خطرناکی است که دامنه عوامفریبی آن بسیار گسترده است و شما ناظرید که علیرغم اینهمه فجایعی که به بار آورده است؛ هنوز هم پیروانی دارد که به معجزه رویزیونیسم دخیل می­بندند. هواداران سابق شوروی که این دنیای غارتگر رویزیونیستی را تا روز آخر سوسیالیستی می­دانستند، هنوز هم دلبسته پوتین دشمن کمونیسم هستند و برای امپریالیسم روسیه حساب جداگانه­ای باز می­کنند. کسانیکه قادر نباشند با رویزیونیسم خروشچفی و عواقب آن در شوروی مبارزه کنند، هرگز قادر نخواهند بود با مشابه­هات آن در جهان  و یا در احزاب کمونیستی مبارزه کنند، زیرا درک روشنی از کمونیسم ندارند. آنها تفاوتی میان مضمون و شکل نمی­گذارند. ادعا را با واقعیت همتراز می­کنند. کمونیسم را با رویزیونیسم مساوی قرار می­دهند.

خطر رویزیونیستها مجددا در حال افزایش است زیرا ایران آبستن رویدادهای فراوان بوده و جامعه در وضعیت انفجاری به سر می­برد. در این شرایط وحدت کمونیستها در حزب طبقه کارگر شرط رهبری متمرکز؛ موثر و هشیارانه در مبارزات و طغیانهای آتی مردم است. در غیر این صورت رویزیونیستها مجددا تخم پراکندگی و سردرگمی را در جنبش می­کارند و به بورژوازی و جریانهای تروتسکیستی و آنارشیستی و اکونومیستی برای منحرف کردن طبقه کارگر خدمت می­کنند. در این مرحله برای مقابله با دشمنان طبقه کارگر به مسئولیت کمونیستی و انقلابی برای برخود به مسایل نیاز است. کسانی که هنوز بر سر دوراهی قرار دارند خوب است با احساس مسئولیت کمونیستی شهامت آنرا را داشته باشند که در فرای سایه خویش قرار گیرند. در حزب کار ایران توفان به روی همه کمونیستهای صمیمی باز است.

بر گرفته از توفان شـماره ۲۱۷ فروردین­ماه  ۱۳۹۷ـ آوریل سال ۲۰۱۸

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email