شنبه , ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سفری به سرزمین انقلاب اکتبر

سفری به سرزمین انقلاب اکتبر

‌بمناسبت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر تصمیم به مسافرتی گرفته شد، تا از نزدیک شاهد تغییر و تحولات این کشور بزرگ، زادگاه اولین انقلاب سوسیالیستی و پیروزی بر فاشیسم هیتلری باشیم. بدین منظور سفری ۱۰ روزه با الهام از «ده روزی که دنیا را تکان داد»، به شهرهای استالین‌گراد؛ مسکو و لنین‌گراد تدارک دیده شد. پس از کسب روادید از سفارت روسیه از طریق مسکو عازم استالین‌گراد؛ شدیم و در هتلی در مرکز شهر به نام «ولگوگراد» که نام کنونی استالین‌گراد و نزدیک به رودخانه ولگا است، وارد گشتیم. صبح روز اول که برای تعویض ارز به بانک مراجعه کردیم تا به بازدید شهر برویم. اولین اثری که نظر ما را جلب کرد، پایه‌های هنری فلزی چهاربر چراغ برق شهر بود، که هنوز با علامت داس و چکش مُزین بودند، در میدان جلوی هتل، مجسمه الکساندر ناوسکی، که در انقلاب ۱۹۱۷ شرکت داشت و «تأتر دراما»ی شهر به‌چشم می‌خورند. در طرف راست هتل، پارکی با سمبلی از خاطره جانباختگان جنگ، که آتشی دایم در جلوی آن شعله می‌کشد و به شاخه‌های گل سرخ مزین شده بود، دیده می‌شدند. چهار سرباز (دو زن و دو مرد) که با مراسم ویژه‌ای تعویض می‌شدند و با ادای احترام کشیک می‌دادند، مورد توجه مردم و توریست‌ها قرار می‌گرفت. ادامه این پارک به رودخانه ولگا میرسد که دو سوی آن بر روی دیوارها؛ مجسمه‌ها؛ تصاویر و نام‌ جانباختگان جنگ نقش بسته بودند و همچنین تصویری از لنین به چشم میخورد. در پایان پارک که به ولگا ختم می‌شود، دو ستون عظیمی که بر روی یکی از آنها لنین و سوی دیگر آن ستاره سرخ بود، توجه را به خود جلب میکرد، در گذشته جای تصویر استالین بود که رویزیونیستها آنرا به دور انداخته بودند و با ستاره سرخ برای عوامفریبی تعویض کرده بودند. این شیوه جعل تاریخ را به شیوه رویزیونیستی می‌توان بر روی دیوار یکی از ساختمان‌های نزدیک هتل، که تصاویر مارکس، انگلس، لنین و یک جای خالی است، مشاهده کرد. سفری کوتاه بر روی ولگا داشتیم که از آنجا توانستیم شهر را از بیرون مشاهده کنیم، موزه جنگ، منظره استادیوم و پُل عظیمی که از وسط شهر شروع شده به طرف دیگر رودخانه ختم می‌شود، پهنای ولگا سه برابر رود «راین» است.

روز دوم برای دیدن میدان نبرد استالینگراد با مترو عازم آنجا شدیم. پس از طی چند ایستگاه؛ مترو از زیر زمین به‌ روی زمین آمد. در نزدیکی دومین ایستگاه بر روی ساختمان بزرگی که بیشتر شباهت به تالار و تأتر شهر داشت، مجدداً تصاویری از مارکس، انگلس، لنین در کنار یک جای خالی به چشم می‌خورد. این جای خالی جای مارکسیسم – لنینیسم در شوروی رویزیونیستی خروشچف – برژنفی بود. جائی که نماد شرم و واهمه رویزیونیستهاست. پس از رسیدن به مقصد، مجسمه عظیم «مامایوگورکان» که بالای تپه بلندی با راهی طولانی قراردارد،  جلب نظر می‌کرد. در شروع راه، مردم شاخه‌های گل میخک قرمز می‌خریدند. پس از طی مسافتی با پله‌های زیاد که در دو طرف آن مجسمه‌های سمبل جنگ بودند، به میدانی رسیدیم که در دو طرف دیوارهای آن موسیقی زمان جنگ پخش می‌شد. در پایان این میدان دالانی بود که بر سر در آن طرف چپ، تصویر لنین و طرف راست به سنت رویزیونیستی یک جای خالی به چشم می‌خورد. کاری را که هیتلر نه‌توانسته بود بکند، باند خروشچف – برژنف – کاسیکین – گورباچف کردند. با ورود به دالان و رسیدن به جایگاه مخصوصی که به یاد جانباختگان جنگ در دست یک انسان در مشعلی آتش شعله می‌کشید، رسیدیم. در پایین آن با دسته گل‌هایی به رنگ پرچم روسیه و نه پرچم سرخ شوروی، با گل میخک‌هایی که مردم نثار آنجا می‌کردند و ما نیز به سهم خود انجام دادیم، تزئین شده بود.

در اینجا دو سرباز به حالت احترام ایستاده بودند و در سردر خروجی این جایگاه، که طبقه بالای آن بود، نیز همچنین دو سرباز دیگر ایستاده بودند. بر روی دیوارهای این جایگاه نام انسان‌های فراوانی، که در جنگ به شهادت رسیده بودند، حک شده است و بر روی سقف آن تصویری از لنین، فرماندهان جنگ از زن و مرد در کنار جای خالی استالین، که بجای آن ستاره نصب شده بود، به چشم می خورد. هر انسان کمونیست، انقلابی و دموکراتی از این همه تقلب و کینه‌توزی نسبت به فاتح جنگ کبیر میهنی و نفرت از پیروزی وی بر نازِی‌ها و هیتلر احساس شرم می‌کند. پس از خروج از آنجا برای رفتن به بالای تپه تا پای مجسمه، هنوز راه زیادی در پیش بود، که در کناره این راه سنگ مزار فرماندهان و انسان‌های مهمی که در جنگ جانباخته بودند، با نامشان بر دیوارها حک شده بود.

برگرفته از توفان الکترونیکی شماره ۱۴۱ فروردین ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email