برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / افتخار بر زنان قهرمان ایران

افتخار بر زنان قهرمان ایران

فوتبال در ایران برخلاف همه کشورهای جهان، به پاس حاکمیت عفریت جمهوری اسلامی صرفاً یک پدیده ورزشی نیست، یک اقدام آشکار سیاسی است. رقابتی آشکار میان توده مردم و حاکمیت متحجر اسلامی است. رقابتی میان ترقی و تحجر است. رقابت و مبارزه‌ای آشکار میان استبداد اسلامی و تلاش مردم برای تساوی حقوق زنان با مردان ایران است، که آنها را حتی از شرکت در شادی پیروزی تیم ملی فوتبال ایران و یا مسابقات باشگاهی در آوردگاه آزادی محروم می‌کنند. اما علی‌رغم همه این تبعیضات وممنوعیت‌های بی‌شرمانه، زنان ایران به کوری چشم ارتجاع به پیروزی‌های خیره‌کننده‌ای نائل آمدند. پیروزی تیم ملی فوتسال زنان ایران بر زنان ژاپن و قهرمان‌شدن در قاره آسیا از این دست است.

چه زیبا و با شکوه بود لحظه‌ای که ورزشکاران زن برای ایران افتخار آفرین شدند و چه تلخ و دردناک بود که صدا و سیمای کشور با تقاضای پخش مسابقه مخالفت کرد و میلیون‌ها نفر نه‌توانستند افتخارآفرینی آنان را به تماشا به‌نشینند.

پیروزی‌های چشمگیر زنان در رشته‌های ورزشی مختلف، خصوصاً از دهۀ نود به بعد با شرکت در مسابقات منطقه‌ای، آسیایی شروع شد و پس از سال‌ها توانستند به بازی‌هایی در سطح جهانی راه یابند. امید و مقاومت در دل دختران و زنان ورزشکار راز پیروزی آنها بود.

چه موانعی بر سر راه پیشرفت ورزش بانوان در ایران وجود داشته و دارد؟

اما نگاهی به وضعیت زنان در جامعه کافی است، تا موانع اصلی و اساسی را، که زنان ورزشکار در ایران با آن مواجه هستند، بتوان برشمرد. لازم به توضیح است که این نگاه از دید تخصصی ورزشی نیست.

اصلی‌ترین موانع را می‌بایست در تبعیض‌های شغلی و جنسیتی در قوانین جمهوری اسلامی جستجو کرد. عدم به‌رسمیت شناختن حق آنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور و عدم حضور زنان در بسیاری از رشته‌های ورزشی در ایران، داستان تبعیضی چهل ساله است. تبعیضی که زنان روزانه با پوست و گوشت خود آن را در تمامی عرصه‌های زندگی تجربه می‌کنند. ولی سرانجام پس از سه دهه تلاش پی‌گیرموفق شدند، تا رژیم را وادار به عقب‌نشینی‌هایی هر چند کوچک به‌کنند و بدین ترتیب زنان اولین امکانات راه یابی به میادین ورزشی جهانی را یافتند.

پیشرفت‌ها و موفقیت‌های ورزشی زنان بدون حمایت دولت و باشگاه‌های دولتی که امکانات مالی یا مربیان گران‌قیمت خارجی و… نداشتند، صورت گرفت. مسئولین و مقامات دولتی تقریباً تمام امکانات و همّ و غم خود را معطوف به رسیدگی به وضعیت تیم‌های مردان می‌کنند. فدراسیون‌ها تا به امروز یا با بی‌احترامی با ورزشکاران زن برخورد می‌کنند و یا آنان را از شرکت در برخی رشته‌های ورزشی چون تنیس، شنا، کشتی … در سطح مسابقات بین‌المللی محروم می‌کنند. با تأسف باید اقرار کرد که مردان جامعه، یا قوانین حاکم بر جامعه را تأیید کردند و یا با سکوتِ خود به استمرار این روند کمک می‌نمایند. برای نمونه نیلوفر اردلان، بازیکن تیم ملی فوتسال، کاپیتان تیم ملی فوتبال و خانم گل دو دوره اول بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی، که همسرش مانع از حضور وی در بازی‌های گواتمالا شد. اما جامعه و به خصوص در عرصۀ ورزشی اعتراض زیادی در این خصوص نه‌کرد. اگر هم چند جمله‌ای نوشتند و گفتند، بیشتر جنبۀ گله داشت تا اعتراض جدی و مصم نسبت به این ناعدالتی. تنها فشارها و اعتراضات فعالان زنان باعث گشت تا او به‌تواند با حکم دادستانی در مسابقات قهرمانی فوتسال جهانی ۲۰۱۵ در گواتمالا شرکت کند.

نمونه‌ای دیگر در تبعیض جنسیتی آن است که به زنان حتی حق تماشای مسابقات در استادیوم‌های ورزشی را هم نمی‌دهند. تحقیرِ زنان و دختران در پشت ورزشگاه‌ها، باعث شد تا برخی زنان به شکل پراکنده به شیوۀ خود اقدام به مبارزه با ممنوعیت‌های رژیم کنند. آنها با لباس و گریم پسرانه وارد ورزشگاه‌ها می‌شوند، تا به مسئولان و دولت صدای اعتراض خود را برسانند. در چارچوب قوانین اسلامی برخی به رئیس جمهور نامه نوشتند و خواستار لغو ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی شدند و برخی پیشنهادِ اختصاص دادنِ بخشی از استادیوم‌های ورزشی به زنان را دادند.

گذشته از قوانین ضدزن، خلاء حاکم در ساختار آموزشی و رشد ورزش زنان از سطح دبستان تا پایان دبیرستان، عدم حمایت دولتی و کمبود سرانه‌های ورزشی، عدم برنامه‌‌ریزی و مدیریت سالم در فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها می‌توان به جرأت گفت که پوشش اجباری اسلامی خود مانعی است بزرگ برای حضور زنان و دست‌یابی به موفقیت‌های بیشتر در مسابقات ورزشی در سطح جهانی. تمرکز مسئولان و قانونگذاران بیشتر معطوف به گشادی، بلندی و ضخامتِ لباس زنان است که هیچگونه همخوانی با استاندارهای جهانی ندارد. این در حالیست که تمامی کنسرن‌های تولید لباس و کفش‌های ورزشی تلاش در عرضۀ لباس‌ها و کفش‌ها با وزن، جنس   و فرم‌های محاسبه شده هستند تا به ورزشکاران شانس آن داده شود حتی از هزارم‌های ثانیه را نیز برای بُرد خود استفاده کنند.

تا وقتی رژیم جمهوری اسلامی حضور زنان در عرصه‌های مختلف جامعه را نه‌پذیرد، تا وقتی جلوی فساد و تنگناهای مالی گرفته نشود، مبارزۀ زنان ادامه خواهد داشت. رژیمی که حقوق زن و مرد را برسمیت نمی‌شناسد، چه برسد به تساوی این حقوق راضی باشد، رژیمی که از حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی ممانعت به عمل می‌آورد، مایه ننگ است و نمی‌تواند در افکار عمومی مردم جهان امتیاز مثبتی به دست آورد. حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب بخشی از مردم فریب‌خورده و نماینده نظام اسلامی، که با تحمیل پوشش اجباری و آپارتاید جنسی و اجرای سنگسار و اعدام در ملاء عام قریب به چهاردهه برمسند قدرت تکیه زده و چهره زشتی از فرهنگ کشور ما را ترسیم کرده است، نمی‌تواند و نمی‌خواهد درهای استادیوم ورزشی را به روی زنان ایران باز کند و این خواست ابتدایی را تحقق بخشد. به سخنان بزدلانه و کاسب‌کارانه اخیر وی مبنی بر حضور زنان در استادیوم فوتبال نمی‌توان دل بست. این وظیفه دختران و پسران آگاه جامعه است که با تشکل و سازماندهی، مردم را برای درهم شکستن درهای بسته استادیوم فرا به‌خوانند و از حق حضور زنان در ورزشگاه صد هزار نفری حمایت نمایند. باشد که زنان و مردان در پیکاری مشترک برای رسیدن به عدالت اجتماعی، عدالت جنسیتی و آزادی در آینده‌ای نه چندان دور پیروزی‌های بیشتری را در تاریخ ایران و تاریخ ورزشی جهان به ثبت برسانند.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۳ خرداد ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email