چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سخنی پیرامون کودکان کار و کودکان خیابان

سخنی پیرامون کودکان کار و کودکان خیابان

 گزارش تکان‌دهنده مدیر سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران: به ۹۰ درصد کودکان کار تجاوز می شود” .و این در کشور “اسلامی صورت می گیرد که قرار بود تمامی مردم از رافت اسلام و حکومت اسلامی بهره برند!

معضل کودکان کار فراگیر است و از تبعات نظام سرمایه داریست. علت و اساس وجود آن فقر و تنگناهای اقتصادی و فرهنگی است. وقتی از کار کودکان سخن رانده میشود منظور انجام کارهایی است که برای کودکان خطرناک است، به رشد جسمی و فکری  کودکان آسیب میرساند، دوران کودکی و بازی های کودکی را از آنان میرباید، امکان تحصیل از آنان گرفته می شود، کودک از کودکی با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم می کند، برای این کودکان پیشرفت در زندگی از اساس و پایه مقوله ای است ناآشنا.

تعداد رسمی کودکان کار در ایران در سال ۱۳۷۷ شمسی  بیش از یک میلیون بود. این رقم در سال ۱۳۹۶ به ۳ میلیون رسید. آمار غیر رسمی که توسط نهادهای مدنی اعلام گشته بیش از ۷ میلیون می باشد.  بخش غیر خیابانی کودکان کار در کارگاههای زیر زمین، کارگاههای آجرپزی و یا در بخش کشاورزی و بدور از چشم مردم مشغول به کارند و حقوق روزانه آنها ۲ دلار است. در پی تبانی بازرسان و ناظران وزارت کار با صاحبان معادن ، کار کودکان در معادن نیز رواج یافته و پر رونق است. این کودکان از ساعت ۷ صبح تا ۶ بعد از ظهر چیزی حدود ۱۱ ساعت به کارهای سخت غیر استاندارد مشغولند. حد سنی کودکان کار بین ۵ تا ۱۶ سال است. بنابر شواهد عینی جمعیت امامعلی، کودکان زیر پنج سال و حتی نوزاد در کارهای اجباری مشاهده شده است. بنابر گزارشی در جام جم آنلاین ، سوداگران شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان و غیره کودکان را برای مدتی بسته به جنسیت و تجربه شان بین ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان اجاره می کنند و یا میخرند( همان برده فروشی) و آنان را به گدایی وا میدارند. آمار نشان می دهد که تعداد بسیار زیادی از کودکان کار در ایران توسط قاچاق چیان از مرزهای شرقی وارد کشور میشوند. این بخش از کودکان خیابانی هرگز از چشم “دایی” خود در امان نیستند. دایی آن فردی است که بطور پنهان کودکان را از حاشیه های شهر به پشت چراغ  قرمزهای  پر رفت و آمد می کشاند. بر خلاف آنچه شایع است تعداد بسیار کمی از کودکان کار را باندهای سوداگر مرموز اداره می کنند و اکثریت قاطع ، بین ۹۰ تا ۹۵ درصد آنان برای امرار معاش خانواده مشغول به کار هستند. بیکاری، حقوق کم، اعتیاد و بی سوادی والدین و سیاستهای لیبرالیستی دولتها در پهنه آموزش و پرورش، خصوصی سازی مدارس که بخش بزرگی از مردم قدرت پرداخت هزینه چنین مدارسی را ندارند، از علل بروز کودکان کار در صحنه ایران است. فرزندان اقشار زحمتکش جامعه که حقوقهای سه برابر زیر خط فقر دریافت می دارند و همین حقوق ناچیز نیز بارها پرداخت نمی شود و یا با ماهها تاخبر پرداخت می گردد آسیب پذیرترند. اینرا به خصوصی سازی مدارس اضافه کنید تا اوج فلاکت فرزندان طبقات زحمتکش جامعه را در یابید.  نتیجه خصوصی سازی مدارس وجود بیش از ۳۰۰ میلیون کودکان کار بین سنین ۵ تا ۱۴ سالگی در سطح جهان است و ایران در این عرصه با هفت میلیون کودک کار جزو بالاترینهاست! گفت و شنود یکی از این کودکان خیابان را از زبان خودش بشنویم:

 

خبرنگار: چرا کار می کنی

 محمد علی: چون پول لازم داریم

خبرنگار: کسی مجبورت

 می کند؟  

محمد علی : نه 

خبرنگار: اگر کار نکنی چه می شود؟

محمد علی: نمی توانیم اجاره خانه را بدهیم و خرید کنیم.

خبرنگار: حقوق پدرت کافی نیست؟  

محمد علی: نه 

خبرنگار: مادرت هم کار می کند؟ 

محمد علی: آره. می رود خانه مردم را تمیز می کند. ولی نه هر روز

خبرنگار: مدرسه می روی ؟

محمد علی: تا پارسال می رفتم. الآن نه.

خبرنگار: دوست نداری بجای کار کردن بروی مدرسه؟

محمد علی: بعد برادر و خواهرم گرسنه می مانند      

خبرنگار: اگر به اندازه کافی پول داشته باشید، باز هم کار می کنی یا مدرسه می روی؟

محمد علی: می روم مدرسه     

خبرنگار: حاضری به جایی بروی که همه نیازهایت تامین شود و بتوانی مدرسه بروی:

محمد علی: نه، باید به خانواده ام کمک کنم وگرنه برادر و خواهرم گرسنه می مانند.  محمد علی یک خواهر ده ساله دارد و یک برادر چهار ساله و نمی خواهد در مورد مشکلاتی که در خیابان برایش روی می دهد سخن گوید. او در این خصوص سکوت می کند. این سکوت چه معنایی دارد؟؟؟؟

 اکثر کودکان کار فاقد شناسنامه و مدارک هویتی هستند. در میان کودکان کار بخشی در جنوب شهر تهران و در خیابانها پشت چراغ قرمز به گل فروشی، دستفروشی، شستن شیشه اتوموبیل، اسپند دود کنی، فال گیری و یا در محله های تفکیک زباله ها اشتغال دارند، که به کودکان خیابان معروفند. برخی از این کودکان شبها در زباله ها می خوابند و برخی در درون کارتن. ما شاهد فیلم مستندی بودیم که کودک خیابانی ۱۰ ساله در جواب سوال خبرنگار گفت، ساعت پنج صبح تا ساعت ۷ در خیابان کار می کند، سپس به مدرسه میرود و دوباره از پنج بعد از ظهر تا ۱۱ شب در خیابان شیشه های اتوموبیل را می شوید که در خرج خانواده سهیم باشد. مگر ممکن است با چنین فشاری بتوان در تحصیل موفق بود! چنین کودکان و نوجوانانی بدون تردید بعد از مدتی مجبور به ترک تحصیل شده و در نتیجه جامعه آنها را طرد می کند. بنا بر آمار فعالین این بخش در درون کشور به بیش از هفت درصد کودکان کار تجاوز جنسی شده است. باید به این تکیه کرد که تعداد زیادی از کودکان خیابان که به آنها تجاوز می شود زیر سنین هفت هشت سال را می گذرانند. بنا بر گزارشات فعالین حقوق کودکان  یکی از دلایل اصلی تجاوز جنسی به کودکان عدم وجود مراقبت بزرگسالان و بخصوص والدین این کودکان است و دلیل دیگر فقر فرهنگیست که کودک یاد نگرفته “نه” بگوید. از گفتن “نه” می هراسد. روزنامه جهان صنعت نوشت بیش از ۱۱ درصد از کودکان خیابان با همجنس خود و بیش از  ۲۴ درصد با هر دو جنس رابطه دارند. بنا بر گزارشات داخلی برخی از کودکان داروهای روان می فروشند. در استانهای شرق کشور مغازه هایی دیده شده است که ظاهرا به فعالیتهای جمع آوری ضایعات مشغولند اما در این مغازه ها کودکان به فروش ناس، پان، شیشه و کراک مشغولند و خود نیز به این مواد معتادند. برخی از این کودکان مواد مخدر را قورت میدهند که در هنگام حمل آن برای فروش از دست دزدان در امان باشند. بسیاری از کودکان در این راه جان باخته اند. بنا بر گزارشات ویژگی های زیست محیطی در بروز کودکان کار تاثیر گذار است. زمانی که دریاچه هامون رو به خشکی گذاشت بسیاری از خانواده ها مهاجرت نمودند و مشکلات معیشتی مجبورشان ساخت کودکانشان را به کار اجباری وادارند. برخی از کودکان کار شب کار هستند. کودکی که باید در کنار مادر بخوابد، کودکی که هنگام خواب احتیاج به شنیدن صدای مادر و شنیدن داستان آرام بخش را دارد، با مواد شیمیایی و سرطان زا مشغول است که هیچ مناسبتی با سن او ندارد. کودک از عوان کودکی همزمان با دو بیماری جسمی و روحی روبروست. مجلس شورای اسلامی حاضر نیست لایحه حمایت از حقوق کودکان را به تصویب رساند، چون تصویب چنین لایه ای سود مالی برای این اراذل و اوباش ندارد. یادمان نرود در ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است.

آن بخش از کودکان کار که به زباله گردی مشغولند از نظر جسمی و سلامتی آسیب پذیرترند. بیش از ۵۰ درصد زباله گردها در مراکز جمع آوری زباله زندگی می کنند. و در کنار موجودات موزی  چون موش و مارمولک  شب می گذرانند و بخاطر آلودگی محل خواب در معرض خطرات جدی سلامتی بسر میبرند. بر روی بدن بسیاری از این کودکان زخمهای پوستی زیادی مشاهده شده است. چندی قبل در آتش سوزی تفکیک زباله به کشته شدن دو کودک به نامهای احد و صمد منجر شد که حقوق بشریهای بی مقدار ککشان نگزید و سکوت کردند. بیش از ۴۱ درصد کودکان کار در این بخش بی سوادند و ۳۷ درصدشان ترک تحصیل کرده اند. برخی از کودکان خیابان شب را در گاراژها بسر می برند. فعالین کودکان خیابان  صورتهای جویده شده کودکان توسط موشها و یا مارمولکها و یا انگشتان بریده شده، زخمهای عفونی، کندگی و چرکهای ناشی از گزیدگی را گزارش داده اند. عضو هیِئت موسس خیریه کودکان کار “کوک” ۷۲ درصد از این کودکان بیماریهای چشمی، ۶۱ درصد از بیماریهای تنفسی، ۶۴ درصد از بیماری قلبی، ۸۲ درصد از بیماریهای پوستی در رنجند و  ۶۹درصد  اختلال های شنوایی دارند.

برای رفع این معضل اجتماعی هیچ یک از نهادهای دولتهای مختلف حاضر نیست اقدامی جدی انجام دهد. در مجلس شورای اسلامی نیز عده ای شکم پرست بی وجدان لم داده اند و هر بار که بحث شورای عالی کودکان و لایحه حمایت از حقوق کودکان به میان می آید از کنارش می گذرند که مبادا گفته شود کودکان نیز از رافت اسلام و حکومت اسلامی  بی بهره اند.  معضل کودکان کار ناشی از یک زنجیره  سیاستهای لیبرالیستی دولتهای سرمایه داریست. مشکلات معیشتی خانواده بخاطر عدم کار، دستمزدهای زیر خط فقر، عدم رفاه اجتماعی، نبود امکانات نگهداری و تحصیل کودکان و نوجوانان، عدم ارتباط سالم بین مردم و قانونگذاران و مجریان قانون، و در یک کلام بخاطر سیاستهای بغایت ضد مردمی سردمداران چپاولگر در تمام نهادهای دولتیست. رسیدگی به معضلات کودکان کار نیاز مبرم به پشتیبانی و تقویت نهاد خانواده در دو عرصه اقتصادی و فرهنگی دارد. فقر اقتصادی عامل بوجود آورنده کودکان کار می باشد و خود آسیبهای اجتماعی متعددی را بوجود می آورد و این زنجیره پایانی ندارد.

آنانکه بر مسند قدرت نشسته اند بجای رویکردی انسانی جهت رفع این مشکل اساسی جامعه با وقاهت و بی شرمی به مامورین انتظامی دستور داده اند ونک را از حضور کودکان خیابان “پاکسازی” کنند! روشن است وقتی پول فروش نفت  بجای هزینه کردن تامین اجتماعی، آموزش و پرورش، رشد علم و آموزش در سطحی در خور پذیرش در دانشگاه برای آینده کشور و مردم، توسط آقازاده های کلاش ربوده شده و در خارج از کشور انبار می شود، نمی توان انتظار رفع این مشکل بزرگ کشور را داشت. راه غلبه بر تمام ناعدالتی‌های اجتماعی، مبارزه بر علیه نظام ترور، خفقان و فاسد جمهوری سرمایه داری اسلامی است. تنها از طریق سرنگونی نظام فاسد جمهوری اسلامی و استقرار حکومت زحمتکشان می توان فقر را در تمامی زمینه های اجتماعی از میان برد.

Print Friendly, PDF & Email