چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / پروژه امپریالیستی در قالب مبارزۀ علیه حجاب اجباری!

پروژه امپریالیستی در قالب مبارزۀ علیه حجاب اجباری!

 پروژه امپریالیستی درقالب مبارزۀ علیه حجاب اجباری!

محمد رضا شاه خائن مدعی گشایش “دروازه های تمدن بزرگ” بروی مردم ایران در مصاحبه ای با خبرنگار امریکایی گفت که “زنان ناقص العقل اند”. این همان نگاه مردانۀ کهتری است که در تاریخ جهان به رغم بیش از صد سال  مبارزۀ پیگیر علیه این تفکر ارتجاعی، هنوز حاکم بوده ونابرابری جنسی درتمام سطوح جامعه داغ ننگی بر پیشانی نظام طبقاتی وستمگرانه سرمایه داری است.

خروج زنان از چهاردیواری خانه آغاز رهایی زن بود. مشارکت فعال زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی حاصل صدها سال مبارزۀ زنان در تاریخ بشریت است. با آغاز دوران سرمایه داری زن از مقام “پست”  به “موجودی قابل احترام” در تولید ارتقا مقام پیدا کرد! با انقلابات صنعتی زنان به رزمی نو فراخوانده شدند.

در ایران یکی از اولین گامهای مبارزاتی زنان دردوران انقلاب مشروطه تلاش برای بدست آوردن حق تحصیل بود. دراین دوران زنان آگاه وعلاقمند به مبارزه مشترک وکسب سرنوشت خود شدند. حضور بانوان درعرصه  فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فکری و فرهنگی و خصوصا امکانِ تحصیل، رهایی زنان از حق قیمومیت مردان وبرابری حقوقی بین زن ومرد را مطرح ساخت. یقینا حاکمیت ملایان در ایران نیز از اینروست که قوانین زن ستیز خود را تدوین و تصویب کردند. قوانینی که با مقاومت و مبارزۀ جدی زنان برای احقاق حقوق انسانی خود روبروگشت.

در چند دهۀ گذشته از نیروهای سوسیال دموکرات تا مجاهدین ؛ سلطنت طلبان و حتی  اصلاح طلبان درون رژیم همگی داعیۀ دفاع از حقوق زنان را داشتند. اما در نهایت جملگیِ این گروهها با قوائد بازی جوامع بورژوایی بازی کردند. مبارزه علیه حجاب اجباری یک ضرورت است اما اعتراضات اگر فاقد تشکیلات وسازماندهی واحد سیاسی باشد، سرانجام به یک حرکت فرسایشی تبدیل خواهد گشت و به شکست خواهد انجامید. تردیدی نیست که باید از مطالبات زنان و مردانی که به خیابانها آمده اند و خواستِ جدایی دین از دولت، آموزش رایگان، استقرار آزادیهای دمکراتیک چون آزادی احزاب، تظاهرات، الغای تفکیک جنسیتی و پوشش اجباری، اتحادیه ها و تشکلات مستقل، حق کار، مسکن، بیمه و پرداخت حقوق های … را داشتند، دفاع کرد.

مبارزه علیه مرد سالاری و تبعیض‌های موجود علیه زنان در جامعه، تنها با جهت‌گیری طبقاتی علیه نظام سرمایه داری امکان پذیر است. برخلاف ادعای جریانات خرده بورژوایی یا جریاناتی با برچسب چپ اما با ویژگی های پوپولیستی باید گفت که جنبش زنان معلولی از قوانین مرد سالارانه و سنت‌های اجتماعی نیست بلکه ریشه های آنرا باید در مالکیت خصوصی سیستم و روند تقسیم کار اجتماعی موجود جست. “انسان زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود”. جنبش زنان تنها با صف‌بندی مستقل خود مقابل نظام سرمایه داری و در کنار کارگران و زحمتکشان و پرچم داران واقعی منافع پرولتاریاست که می‌تواند متشکل شود.

تلاش افراد و بنگاه های وابسته به غرب بر آنست که امپریالیسم را چون قهرمان فیلم های هالیوودی ناجی زنان ایران جلوه دهند و در پایان سناریو با افتخار مدعی شوند که با فشار بر رژیم ایران توانسته اند زنان را از اهریمن جمهوری اسلامی رها سازند. این  تلاشهایشان را می توان بعنوان خیانت به جنبش زنان ارزیابی کرد. خیانتی که منجر به انحراف و جدایی جنبش زنان است. سالهاست که دستگاه پروژه سازی امپریالیسم با  فعالیت های شبانه روزی خود بدنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است. البته خواست سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی خواست مشترک ما و میلیونها ایرانی دیگرنیز می باشد. اما میان “ماه ما با ماه گردون” تفاوت از زمین تا آسمان است. یکی از پروژه های مورد حمایت امپریالیست ها ولابی های صهیونیستی “پروژه  مسیح علینژاد” است. خانم معصومه علی‌نژاد قمی خبرنگارپیشین مجلس جمهوری اسلامی درسال ۱۳۸۶ برای ادامه تحصیل  راهی لندن شد . وی در خارج نام مسیح را بجای معصومه برای خود برگزید. با کمک بنگاه تبلیغاتی امپریالیستی چنان شخصیتی ازوی ساخته شد که چند سال بعد از ورودشان به دنیای تمدن! خواستار مصاحبه باباراک اوباما رییس جهور آمریکا  شد. چندین جایزۀ محافل امپریالیستی نیز به ایشان بعنوان فمینیست تعلق گرفت. خانم علی نژاد در همین فاصلۀ کوتاه که درخارج سکنی گزید چند کتاب هم نوشت!! مسیح علینژاد در سال ۱۳۹۳ با کامبیز فروهرخبرنگار ارشد “بلومبرگ” ازدواج کرد و  پروژۀ “آزادی های یواشکی” را براه انداخت. پس از خیزش زحمتکشان دردی ماه سال گذشته خانم علی نژاد” ناگهان” تصمیم گرفت پروژۀ آزادی های یواشکی خود را “به گونه ای تازه از سطح آنلاین وارد بدنۀ جامعه سازد.” و اینگونه بود که اوطراح چهارشنبه های سفید” هم شد! مسیح علی نژآد که  تا چند سال پس از اقامت خود در خارج از کشور حتی حاضر نبود بدون کلاه در مجامع عمومی حضور یابد، اندک اندک با ورود به “دنیای متمدن” خرمن موهایش را در باد رها کرد و حال می خواهد به زنان و دختران روستاییِ “بی تمدن” در ایران بیاموزد که آنها هم باید موها را به دست باد بسپارند و قدم در راهی پر سعادت بگذارند. رهنمود “مسیح” به زنان ایران دراعتراض به حجاب اجباری برداشتن روسری ها و حضورشان در معابر عمومی با شال یا روسری سفید چهارشنبه‌ها در مناطق مختلف ایران و ارسال و انتشار فیلم وعکس خود در شبکه‌های اجتماعی بود. از آنجایی که اعتراضات فاقد تشکیلات وسازماندهی واحد سیاسی باشد، سرانجام به یک حرکت فرسایشی  و به شکست خواهد انجامید، این حرکت اعتراضی نیز بتدریج خاموش شد.

اما هدف وحاصل اینگونه تبلیغات چیست؟

مسیح علی نژاد چنان در رسانه های خارجی مطرح شد که گویی وی در سالهای گذشته پرچمدار مبارزات زنان در ایران بوده است. جدیدا نیز روزنامۀ گاردین به تبلیغ و تمجید از کتاب این خبرنگار همه فن حریف پرداخته است. اما آنچه روزنامۀ گاردین به آن اشاره نمی کند، پافشاری مسیح علی نژاد دراعمال تحریم های شدید تر و قطع اندک روابط باقی ماندۀ غرب با ایران است. آنچه این روزنامۀ “بهشت تمدن”به آن نمی پردازد تاثیرات وآسیب های همه جانبۀ این تحریم ها بر زندگی میلیونها ایرانی است.

در این کتاب مسیح علی نژاد دروغ های بزرگی هم تحویل خوانندگان خارجی داده است. از جمله دروغ های شاخدار این  خانم اینست که ایشان از هفت سالگی علیه حجاب مبارزه کرده است.از دردسرهای موهای پر پشتش و صدای رسایش می گوید و افسانه ای می سازد و مدعی می شود که وی در ایران  زندانی سیاسی بوده است! این خانم با استفاده ازموقعیتی که به او داده اند خود را قربانی جمهوری اسلامی معرفی می کند و خود را نمایندۀ قربانی های دیگر می نامد. او بنام نمایندۀ زنان ایران در سراسردنیا سفر کرده و درخواست قطع روابط اقتصادی این کشورها را با ایران داشته است.او با استفاده ازسلاح “مبارزه علیه حجاب اجباری” بر سینۀ نمایندگان خارجی اسلحه می گذارد و از کشورهای غربی تقاضای اقدامات عملی برای رهایی زنان به مثابۀ گروگان های جمهوری اسلامی را می کند!

این روزها شاهد تلاش حامیان پروژۀ “جنگ تمدن ها” با جدیت هرچه تمام هستیم. همان کشورهایی که زمانی به بهانۀ “متمدن کردن جوامع بدوی افریقایی استعمار را به آنها تحمیل نمودند، می خواهند به بهانۀ نجات زنان ایرانی از “بربریت” ” تمدن” خود را به ما بمباران کنند. پرسش این است  آیا برای مسیح علینژاد و هواداران وی اهمیتی دارد که چه برسر میلیونها ایرانی می آید؟ آیا لحظۀ مرگ کودکان در آغوش مادرانشان بخاطرعدم دسترسی به دارو اندکی قلبشان را آکنده از اندوه می سازد؟ آیا برای معصومه خانم ها مهم است که زنی در اثر تحریم شغلش را از دست داده است وجسم خود را برای تهیۀ تکه نانی برای خانواده شان می فروشد؟ آیا مسیح علینژاد و شرکا که ازمبارزه باحجاب و ورود زنان به استادیوم به درستی سخن میگویند، به این مسئله دقت دارند که دامن زدن به یک حرکت فراگیر فمینیستی در ایران علیه حجاب اجباری خواب و خیالی بیش نیست، زیرا به اقرار خود فمینیست های ایرانی الویت ها براساس تجارب قومی متفاوت هستند. زنانی که با تبعیض قومی روبرو نیستند، الویت هایشان ستم دوگانه (قومی وجنسی) نیست. و دقیقا به همین دلیل هم سالهاست که میان فمینیست های ایرانی پیرامون الویت ها گفت وشنودهای بسیار اما بدون نیتجۀ قابل ارائۀ مشترک صورت گرفته است.

اگر به این جنبش ها وکمپین های مختلف از جمله آزادی های یواشکی، چهارشنبه های سفید و دیگر کمپین های اینترنتی نگاهی بیندازیم مشخص میشود که  چه استراتژیی را دنبال می کنند. از آنجا که جنبش بدون استراتژی سیاسی مفهومی ندارد باید دید تلاش این افراد در چه راستایی به پیش می رود؟ این پروژۀ امپریالیستی چه می خواهد. تلاش پروژۀ مذکورآنست تا تصویری به مجامع بین المللی ارائه دهد که منجر به فشارهای بیشتراقتصادی و مشروعیت بخشیدن به مداخلات نظامی امپریالیستی گردد.

کسانی که در شرایط کنونی با توجه به تهدید امپریالیسم و صهیونیسم برای نابودی ایران مستقیم یا غیر مستقیم از تجاوز به ایران  و نقشۀ شوم تجزیۀ ایران حمایت می کنند؛ کسانی که افتخارشان در افزایش فشارِ تحریمِ جنایتکارانۀ اقتصادی امپریالیستها علیه مادران، زنان و فرزندانشان است؛ نه خواهان استقرار دمکراسی هستند و نه خواهان برابری حقوق زن و مرد. آنها تنها خواست وافتخارشان خدمت به امپریالیسم جهانی است اما با نقاب دروغینِ دفاع از حقوق بشر و یا حقوق زنان و…

باید نسبت به مسیح علی نژاد که با حمایت رسانه هایی چون صدای امریکا و یو ان واچ ( لابی اسرائیل در شورای حقوق بشر) خود را حامی زنان و آزادی زنان ایران نشان می دهد و افرادی چون ایشان با هشیاری برخورد کرد. ایشان با تشویق و تائید سیاست های غرب و سیاست های صهیونیستی نه تنها طرفدار حقوق زنان نیستند، بلکه به زندگی نیمی از جمعیت جامعۀ ایران یعنی تقریبا چهل میلیون زن و دختر ایرانی آسیب های جدی می رسانند. زنان همواره اولین قربانیانِ لحظاتی بودند که جمهوری اسلامی در مخمصۀ سیاسی قرار داشته است. استفاده از حجاب به مثابۀ اسلحه ای علیه امنیت ایران به سرکوب و شدت عمل جمهوری اسلامی در برابر جنبش مبارزه علیه حجاب اجباری می انجامد.

مبارزه در راه رسیدن به مطالبات زنان تا رهایی شان در تمام سطوح، تنها با پیوند با جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر و با پیشبرد مبارزۀ طبقاتی میسر خواهد بود!حقوق دمکراتیک زنان ازجمله ازادی پوشش بخشی از حقوق عمومی مردم ایران است که باید با براندازی نظام فاسد سرمایه داری زن ستیز اسلامی واستقرار آزادی وعدالت اجتماعی وحفظ تمامیت ایران محقق شود.چنین باد!

* سیمون دوبوار

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۴ تیر ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email