یکشنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / تجلیل از خدمات مارکس به جامعۀ بشری (۳)

تجلیل از خدمات مارکس به جامعۀ بشری (۳)

سال ۲۰۱۸ سال دویست سالگی تولد کارل مارکس

تجلیل از خدمات مارکس به جامعۀ بشری(۳)

” فیلسوفان تا این زمان فقط به تفسیر جهان به طریقه های گوناگون پرداخته و اکنون باید در صدد تغییر جهان بر آمد “

کارل مارکس ـ تزهائی در مورد فویرباخ

انقلاب­های  ۱۸۳۰ و ۱۸۴۸ فرانسه وتأ ثیرات  مارکس وانگلس برآن­ها :

پس از انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، طبقۀ متوسط در اروپا که خیال می­کرد آزادی خود را به­دست آورده با سلطۀ سلطنت­های جدیدی در فرانسه و اسپانیا روبروشده بود،(پس از سقوط ناپلئون بناپارت، دوباره خاندان سلطنتی بوربون به مردم فرانسه تحمیل شده بودند) در اثر پیدایش همین سلطنت­های جدید، که ناخشنودی طبقۀ متوسط و طبقۀ کارگر را به دنبال داشت و منجر به انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ گردید، بساط بوربون­ها را برچید و جای آن را به سلطنت مشروطه لویی فیلیپ داد و متعاقب آن قیام­های مشابهی در کشورهای دیگر مانند بلژیک، لهستان و ایتالیا به­وقوع پیوست که همگی سرکوب شدند و در فرانسه نیز روشن شد که در پشت سلطنت لویی فیلیپ، سرمایه­داران بزرگ و پرقدرت قرار داشتند که با استثمار طبقۀ کارگر و فشار بی­حد به مردم بالاخره این اعتراض و جوشش مردم  در سال ۱۸۴۸ به انقلاب آنان انجامید. در اواخر فوریه ۱۸۴۸ انفجار اجتماعی فرانسه که نتیجه فشارهای اجتماعی در اروپا از سال­های ۱۸۳۰ به آن ­سو بود و همچنین تأثیرات “مانیفست حزب کمونیست” که به پرولتاریا امید و نوید می­داد، در محلّات کارگرنشین پاریس در حالی ­که فقر و فلاکت گریبانشان را گرفته بود، بوقوع پیوست. این انفجار منجر به تشکیل جمهوری دوّم فرانسه شد. مارکس پس از اطلاع از این واقعه پشتیبانی خود را از این جنبش اعلام کرد. نقش مارکس و انگلس در تاریخ مبارزاتی مردم اروپا بسیار با اهمیت است. آنان خود در متن این مبارزات قرار داشتند و توانستند افکارشان را در پاسخ به نیازهای سیاسی، مبازراتی و اقتصادی آنزمان تدوین کرده و به جامعه ارائه دهند.

در سال ۱۸۴۸ کارگران در انقلاب دموکراتیک شرکت وسیع داشتند که مارکس و انگلس در آنزمان در مجله (نویه راینیشه) آنان را به ضرورت شرکت در این انقلاب تشویق می­کردند. اما متأسفانه انقلاب قادر به انجام وظائف دموکراتیک خود نگردید و این وظائف همچنان در دستور کار قرار گرفت و باقی­ماند.

 مارکس در آن ­زمان در ادامه اثر بی­نظیر خود “مبارزۀ طبقاتی در فرانسه از سال ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۰” اثر دیگری را خلق کرد به نام “هجدهم برومرلوئی بناپارت” مشهور شد. مارکس در این کتاب با به کارگیری اسلوبی انقلابی حوادث آن سالها را، با اصول اساسی خود یعنی ماتریالیسم تاریخی، تئوری مبارزه طبقاتی و در نتیجه انقلاب پرولتری و استقرار دیکتاتوری پرولتاریا تجزیه تحلیل کرده و پیوند آنها را با یکدیگر نمایان نموده و غناء بخشید.

او همچنین دراین اثر، مراحل اساسی و وقایع انقلاب فوریه، نقش تمام نیروهای طبقاتی جامعه فرانسه و بیان و تجزیه تحلیل درست از منافع سیاسی و اقتصادی آنان را به تفصیل نشان داده و علل شکست آن و کودتای ضدانقلابی دوم دسامبر ۱۸۵۱ و روی کار آمدن لوئی بناپارت را که در نتیجه خیانت بورژوازی که به عنوان نیروی ضدانقلابی و ضدمردمی عمل کرد و پرولتاریا و دیگر اقشار زحمتکش که در آن ­زمان تاب مقاومت را نداشتند شرح داده، و وقوع این  کودتا را ناگزیر می­دانست. انگلس در پیشگفتار چاپ سوم آلمانی(۱۸۸۵) این کتاب(هجدهم برومرلوئی لوئی بناپارت) چنین نوشت: “به­راستی هم این اثر داهیانه بود. بلافاصله پس از رویدادی که به­سان غرش رعد در آسمان بی­ابر تمام عالم سیاست را به حیرت انداخته بود و برخی با فریادهای خشم معنوی به­آن لعنت می­فرستادند و برخی دیگر آنرا راه نجات از انقلاب و کیفری برای کج­رویهای آن تلقی می­کردند، ولی خود رویداد همگان را فقط به حیرت انداخته بود و هیچکس مفهوم آن را درک نمی­کرد ـ آری بلافاصله پس از چنین رویدادی مارکس اثر کوتاه و هجو کننده­ای را عرضه می­دارد که در آن تمام سیر تاریخ فرانسه از زمان حوادث ایام فوریه برپایۀ ارتباط درونی آن تشریح گردیده و نشان داده شده است که معجزه دوم دسامبر( منظور کودتای ۲ دسامبر است که بر مبنای آن لوئی بناپارت مجلس را منحل کردـ توفان) چیزی جز نتیجۀ طبیعی و جبری این ارتباط نبوده است. یک نکتۀ دیگر را هم باید افزود و آن اینکه مارکس برای نخستین بار قانون سترگ حرکت تاریخ را کشف کرد که به­موجب آن هر مبارزۀ تاریخی اعم از مبارزه در عرصۀ سیاسی، مذهبی،  فلسفی یا در هر عرصۀ دیگر ایدئولوژیک در واقعیت امر چیزی جز نمودار کم و بیش روشن مبارزۀ طبقات جامعه نیست و بنابراین تصادم میان طبقات نیز به­نوبۀ خود به درجۀ تکامل وضع اقتصادی و خصلت و شیوۀ تولید و مبادله(که چگونگی آنرا همان شیوۀ تولید معین می­کند) بستگی دارد. مارکس این قانون را که اهمیتش برای تاریخ به اهمیت قانون قابلیت تبدیل انرژی برای علوم طبیعی است در این­جا  نیز به­عنوان کلید درک تاریخ جمهوری دوّم فرانسه به­کار برد.”

بیانیه حزب کمونیست:

اتحادیه کمونیست­ها این سازمان بین­المللی کارگری در کنگره نوامبر سال ۱۸۴۷ خود در لندن به مارکس و انگلس ماموریت داد تا برنامه مفصل تئوریک و عملی حزب را برای انتشار تهیه کنند. در دسامبر ۱۸۴۷ و ژانویه ۱۸۴۸  مارکس و انگلس چکیده تمام افکار، عقاید و تجارب خود را که تا آنزمان از انقلابا ت اجتماعی دوران خویش بدست آورده بودند، با زبانی گویا و محکم به رشتۀ تحریر در آوردند که برای اولین بار در فوریه ۱۸۴۸ در لندن بصورت جزوه­ای به چاپ رسید. مارکس و انگلس نام  این جزوه را که به یکی از درخشان ترین وتأثیرگذارترین اسناد سیاسی در طول تاریخ بدل شد، مانیفست حزب کمونیست نهادند. لنین که خود یک مارکسیست برجسته بود و توانست آنچه را که مارکس اندیشیده بود، درعمل به تحقق درآورده و معماربزرگترین انقلاب سوسیالیستی جهان در اکتبر ۱۹۱۷  گردد، دراین مورد چنین گفته است:

“مانیفست حزب کمونیست” یکی از مهمترین اسناد برنامه­ای کمونیسم علمی است. “این کتاب کوچک باندازه چندین کتاب ارزش دارد: مضمونش تا امروز سراسر پرولتاریای متشکل و رزمنده دنیای متمدّن را جان می­بخشد و به­جنبش در می­آورد.”.

مانیفست حزب کمونیست زنگ پیکار و به پاخاستن کمونیست­ها­ و پرولتاریا برعلیه بورژوازی را در همۀ جهان به صدا درآورد. در این جزوه چنین آمده است: “جامعه نوین بورژوازی، که از درون جامعه زوال یافته فئودال بیرون آمده، تضاد طبقاتی را از بین نبرده است، بلکه تنها طبقات نوین، شرایط  نوین جور و ستم و اشکال نوین مبارزه را جانشین آنچه که کهنه بوده ساخته است. ولی دوران ما،  یعنی دوران بورژوازی، دارای صفت مشخصه است که تضاد طبقاتی را ساده کرده است. سراسر جامعه بیش از پیش به دو اردوگاه بزرگ متخاصم، به دو طبقه بزرگ که مستقیمأ در برابر یکدیگر ایستاده­اند تقسیم می­شود: بورژوازی و پرولتاریا .”. در جای دیگراین جزوه چنین آمده است:

“بگذار طبقات حاکمه در مقابل انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولتاریا در این میان چیزی جز زنجیر خود را از دست نمی­دهند، ولی جهانی را بدست خواهند آورد”.

 “مانیفست حزب کمونیست” در آخر، با شعارمشهور و ماندگار “پرولتاریای سراسر جهان، متحد شوید!” به پایان می­رسد.

برگرفته از توفان شـماره ۲۲۱ مردادماه ۱۳۹۷ـ اوت ۲۰۱۸

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email