جمعه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۷

بحران در راه است

سخنی درباره اعتراضات بازنشستگان

در ماه‌های اخیر اعتراضات بازنشستگان که اغلب با شعارهای ساختار شکنانانه همراه بود، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. این اعتراضات در شرایطی رخ می‌دهند که دولت خود بارها به وضعیت بحرانی صندوق‌های بازنشستگی اذعان داشته است. مطابق اظهارات حسن روحانی، « هیچ یک از صندوق‌ها قادر نیستند به تعهدات خود عمل کنند». وضعیت صندوق‌های بازنشستگی آنچنان وخیم هستند که مرکز پژوهش‌های مجلس چندی پیش اعلام کرد که «بحران در صندوق تأمین اجتماعی می‌تواند در آینده زمینه ناآرامی‌های اجتماعی و اقتصادی را ایجاد کند». این پیش بینی واقع‌بینانه دور از حقیقت نیست. کافیست به اعتراضات بازنشستگان فولاد و ذوب آهن نگاهی انداخت تا به عمق فاجعه پی‌برد.

کارگری که سال‌ها با کم‌ترین امکانات و پایین‌ترین حقوق و مزایا کار طاقت فرسا انجام می‌دهد و بخشی از حقوق خود را بابت بیمه بازنشستگی به صندوق بازنشستگی واریز می‌کند، تا در دوران پیری و کهولت از حقوق و مزایای آن بهره ببرد، امروز در بدترین شرایط اقتصادی به سر می‌برد. کارگران بازنشسته به حقوق ناچیزی که از صندوق بازنشستگی دریافت می‌کنند، وابسته‌اند، مضافا اینکه شرایط جسمانی آنها این امکان را به آنها نمی‌دهد که برای تأمین معاش خود به بازار کار روی آورند، آن هم به شرط اینکه اساساً کاری گیرشان بیاید.

وزیر کار، دولت حسن روحانی علناً اظهار می‌دارد که «این واقعیتی است که نباید کتمان کنیم که وضع کارگران خوب نیست، سالها دریافتی کارگرها از تورم عقب مانده و قدرت خریدشان کاهش یافته، این یک واقعیت است…. غالب بازنشسته‌های تأمین اجتماعی ما دریافتی چندانی ندارند، مثلا کسی که با ۱۵ سال بازنشسته شده، واقعا چیزی نمی‌گیرد….می‌گوئید وضع بازنشسته‌ها خوب است؟ می‌گویم نه؛ می‌گوئید آیا قدرت خرید کارگرها کفاف زندگی را می‌دهد، به خصوص کارگرانی که در شهر زندگی می‌کنند، می‌گویم نه، چرا که فقر شهری بسیار وحشتناک‌تر از فقر روستایی است.

علی سرزعیم، معاون امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هشدار میدهد که «اگر صندوق‌های بازنشستگی اصلاح نشوند ابعاد بحرانی خواهد داشت که اعتراض‌های کنونی در مقابل اعتراض‌هایی که اگر در خصوص صندوق‌ها صورت بگیرد، کاریکاتوری بیش نخواهد بود».

این اظهارات روشن و شفاف مسئولین نظام نشان میدهد که اعتراضات بازنشستگان کشور به وضعیت نابسامان خود کاملا محق و قابل فهم است. تلاش دولت و به تکاپو افتادن سران بلند پایه کشور برای یافتن راهی که به مطالبات بازنشستگان پاسخ دهد، سرانجامی جز شکست نخواهد داشت، چون با این سنگ روی سنگ بنا نهادن هیچ بنائی در این اقتصاد ملی در برابر بحران‌های خودساخته استوار نمی‌ماند، در هم میریزد.

صندوق‌های بازنشستگی اساساً با دو بحران مواجه هستند، یکی اینکه مجموع مستمری‌ها افزایش یافته‌اند، در حالی که حق بیمه دریافتی پایین آمده است و این برمی‌گردد به اینکه سیاست کارآفرینی دولت نتیجه معکوس داشته است. دولت نتوانسته است برای جوانان ما کار ایجاد کند. و این خود باعث شده است که تناسب و تعادل شاغلین و بازنشستگان برهم بخورد. به گفته وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی «اکنون میزان شاغلان به بازنشستگان در بسیاری از صندوق ها تناسب درست ندارد. در صندوق فولاد این نسبت ۱ به ۱۰ است. یعنی یک نفر شاغل و در مقابل ۱۰ نفر بازنشسته بگیر هستند».میانگین سن بازنشستگی و افزایش سنوات مستمری بگیری باعث شده تا سن بازنشستگی به حدود ۵۲ سال در ایران برسد در حالی که میانگین سن بازنشستگی در جهان حدود ۶۵ سال است. در کنار این عامل به نظر می‌آید که عامل سوم با ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی ارتباط نزدیک داشته باشد. و آن این است که صندوق‌ها برای درآمد‌ بیشتر رجوع می‌آورند به فعالیت‌های اقتصادی و در زمینه‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنند. به یک نمونه آن اشاره می‌کنیم. صندوق بازنشستگی فولاد ۵۵ درصد از سهام شرکت دخانیات ایران را خریداری کرده است. و به گفته خودشان این شرکت زیان‌ده است و نفعی برای صندوق فولاد ندارد و طبیعتاً این انتظار از سرمایه‌گذاری‌هایشان متحقق نشده است. اوضاع صندوق بازنشستگی فولاد آنقدر وخیم است که گویا قرار است برای جبران کسری‌ها اموال این صندوق را به فروش برسانند. صندوق فولاد کشور هم اکنون بیش از ۸۶ هزار حقوق بگیر دارد. وقتی این صندوق با ۲۰ روز تأخیر حقوق بازنشستگان خود را پرداخت می‌کند، جای تعجب نیست که هر ماه پای ثابت اعتراضات، بازنشستگان صندوق فولاد کشور هستند. بی‌خود نیست که مشاور اقتصادی حسن روحانی مسأله صندوق‌های بازنشستگی را «یکی از شش ابر چالش اقتصادی آینده ایران » عنوان می‌کند و معتقد است که «در این سال‌ها با صندوق‌های بازنشستگی نیز مانند منابع آب رفتار شده است. زمانی که بی‌رویه از آن خرج می‌شد، به این فکر نبود که این منابع چگونه باید جایگزین شود».

روال دولت‌ها این بوده است که بدهی‌های خود به صندوق‌های بازنشستگی را غیر نقدی پرداخت می‌کردند، یعنی به جای اینکه بدهی به صندوق‌ها را به صورت نقد پرداخت کنند، تا آنها خودشان برای سرمایه‌گذاری تصمیم به‌گیرند، با واگذاری‌های اشتباه تلاش می‌کنند تا بدهی خود را از این طریق صاف کنند. به عنوان نمونه صندوق فولاد را به تأمین اجتماعی به ازای بدهی واگذار کردند که ارزش معدن آن ۲ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان قید شد، اما ارزش امروز آن به ۵۰۰ میلیارد هم نمی‌رسد. به گفته ربیعی «صندوق‌ها موجودات بی‌گناهی هستند که بنگاه‌های زیانده به آنها تحمیل شد». یعنی در حقیقت صندوق‌های بازنشستگی تبدیل شده‌اند به بنگاه‌داری، آن هم از طریق «شرکت سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی» که در زمینه مدیریت صندوق‌های بازنشستگی فعالیت می‌نماید.

مشکل اینجاست که صندوق‌های بازنشستگی بر فعالیت‌ها و تصمیمات هلدینگ‌ها که در زمینه مدیریت صندوق‌های بازنشستگی، مبادلات سهام، مدیریت سرمایه‌گذاری و مدیریت دارائی فعالیت می‌کنند، به هیچوجه نظارت ندارند. شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری ایرانی که مدیریت صندوق‌های بازنشستگی را بر عهده دارد، به مانند گرگی میماند که میش را به آن سپرده باشند.

اجازه دهید نگاهی به شرکت سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی کشور به‌اندازیم. این شرکت در سال ۱۳۶۷ توسط سازمان بازنشستگی کشور و از دارائی‌های صندوق‌های بازنشستگی کشوری، که در مالکیت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بود، راه اندازی شد و بخشی از سهام آن هم در بازار بورس تهران معامله می‌شود. نگاهی اجمالی به ترکیب شرکت‌هائی که اکثریت و یا بخش قابل توجه از سهام آن را در اختیار دارند، نشان میدهد که ترکیب سهام‌داری این شرکت‌ها به گونه‌ای است که هیچ قدرت واحد نظارتی ناظر بر کارهای آنها نیست. «شرکت هواپیمائی سامان»، «شرکت نفت سپاهان»، «شرکت پالایش نفت اصفهان»، «پتروشیمی آبادان»، «بانک پارسیان»، «ایران خودرو»، «بانک اقتصادی نوین»، «شرکت نفت ایرانول»، «پتروشیمی جم»، «شرکت نفت پاسارگاد»، «شرکت پتروشیمی نوری (برزویه)»، «شرکت معدنی و صنعتی چادرملو»، «شرکت لوله‌سازی اهواز»، «شرکت فولاد اوکسین»، «شرکت صنایع شیر ایران»، «شرکت ملی نفت‌کش ایران« و «بیمه ملت». در رأس این شرکت‌ها گروه‌های مافیائی وابسته به حاکمیت قرار دارند و هیچ نهادی نیست که بر فعالیت‌های آنها نظارت داشته باشد. شرکت‌های زیر گروه صندوق‌ها تبدیل شده‌اند به معضل بزرگی، به این دلیل که فعالیت مالی آنان از آن شفافیت لازم و کافی برخوردار نیست و هیچ نهادی نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی آنان ندارد. آن دسته از شرکت‌هائی بورسی که به طور فرمال به بورس پاسخ‌گو هستند، می‌توانند به راحتی قوانین را دور بزنند. بدین ترتیب وقتی اموال و موجودی صندوق بازنشستگی در دست شرکت‌هائی قرار می‌گیرد که هیچ کس ناظر بر فعالیت‌های آنان نیست، روشن است که چه بر سر صندوق‌های بازنشستگان می‌آید.

چندی پیش سایت فرارو با وحید شقاقی، کارشناس و تحلیل‌گر مسایل اقتصادی در اینباره به گفتگوئی نشست. وحید شقاقی به این مسأله چنین اشاره می‌کند: «اولین مسئله وضعیت داخلی صندوق‌هاست. باید مدیریت این صندوق‌ها از حیات خلوت خارج شود. هر دولتی آمده است، صندوق‌های بازنشستگی را به حیات خلوت خود تبدیل کرده است. مدیرانی را در ریاست صندوق‌ها و شرکت‌های زیر مجموعه آن‌ها منصوب کرده‌اند که عمدتا بده بستان‌های سیاسی داشته‌اند. پاسخگو هم نبوده‌اند و حقوق‌های کلانی هم گرفته‌اند و رفته‌اند……». نهاوندیان در همین راستا اظهار میدارد که «به ‌طور نمونه سازمان بورس اوراق بهادار هنوز صلاحیت برخی از مدیران شرکت‌های سرمایه‌گذاری صندوق‌های بازنشستگی را تأیید نکرده است. ولی با این حال صندوق بازنشستگی قبل از احراز و تأیید صلاحیت مدیران توسط بورس، حکم مدیریت‌ها را می‌زند و ده‌ها هزار میلیارد تومان از اموال و دارایی بازنشستگان را در اختیار افرادی قرار می‌دهد که صلاحیت مدیریت دارایی‌های بازنشستگان را ندارد و نتیجه آن می‌شود که بازدهی سالانه مجموعه‌هایی چون شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی سالانه زیر ۵ درصد است و باید ۵۰ تا ۶۰ میلیارد تومان از جیب ملت به صندوق‌های بازنشستگی تزریق شود».

گره‌زدن سرنوشت صندوق‌های بازنشستگی به اقتصاد ناسالم کشور و در اختیار گذاردن آنها به موسسات مالی با فعالیت‌های مالی غیر شفاف، بازی با سرنوشت بیش از ۶ میلیون بازنشسته است. این خسارات ناشی از سوء مدیریت و اختلاس‌های میلیاردی از منابع صندوق‌های بازنشستگی، باعث میشود به میزان افزایش وابستگی صندوق‌های بازنشستگی به دولت به‌انجامد. بنابر نهاوندیان این وابستگی از ۳۶ ٪ در سال ۱۳۸۷ به ۵۸٪ در سال ۹۵ و در سال ۹۶ به ۶۵٪ افزایش یافته است.

اگر بخواهیم با زبان ساده آن را بیان کنیم. باید بگوئیم که صندوق بازنشستگان را در اختیار تعدادی موسسه مالی قرار داده‌اند، بدون هیچ نظارتی. موسسات مالی هم با پول بازنشستگان سرمایه‌گذاری می‌کنند. شواهد نشان می‌دهند که تاکنون سود قابل توجه‌ای از این سرمایه‌گذاری‌ها به صندوق بازنشستگان تعلق نگرفته است، برعکس بخش اعظم ضرر آن را به پای صندوق بازنشستگان می‌نویسند. کسری صندوق را هم از بودجه عمومی، یعنی از جیب مردم، تأمین می‌کنند. آنطور که نهاوندیان به آن اشاره می‌کند.

با این ساختار نظام بازنشستگی کشور که اینها ساخته‌اند، مشکلی از مشکلات بازنشستگان حل نخواهد شد، بلکه بیشتر بر مشکلات آنها افزوده خواهد شد. موج نارضایتی بازنشستگان موجب ناآرامی‌های وسیع و گسترده در سطح کشور شده است. روزی نیست که در برابر وزارتخانه ها جمعیت‌های کوچک و بزرگ با مشت‌های گره کرده نارضایتی خود را از اوضاع نابسامان کشور نشان ندهند.

چندی پیش کامیون داران شعاری نوشتند که بیان همبستگی طبقاتی زحمتکشان بود. «درد ما درد شماست!» آری این شعار نه تنها بیان می‌دارد که ما همه درد مشترک داریم، بلکه بیان این حقیقت نیز هست که علت عمده رنج و محنت ما همانا نظام منحوس سرمایه‌داری عقب مانده جمهوری اسلامی است که دشمن مشترک طبقه کارگر و اقشار زحمتکش جامعه است. بسیاری می‌پندارند که این همبستگی کافیست تا به موفقیت و پیروزی دست یافت. اتحاد و مبارزه همه جانبه مردم اما بدون تشکیلات و رهبری راه به جائی نخواهد برد. تنها با اتکاء به خود و اعتماد و ایقان به رهبری سیاسی طبقه کارگر ایران است که می‌توان با درایت و دوراندیشی در این مبارزه به پیروزی نائل آمد. راه دیگری متصور نیست.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۵ مرداد ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email