یکشنبه , ۲۹ مهر ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / رنج نامه‌ای از یک راننده کامیون

رنج نامه‌ای از یک راننده کامیون

دیگر نمیدانم راه چاره چیست

نامه‌ای که مشاهده می‌کنید از زبان یک راننده کامیون است که از درد و رنج و وضعیت مصیبت‌بارش سخن می‌گوید. وی در پایان نامه‌اش حتا از خودکشی سخن می‌گوید، اما درعین حال به خود نهیب می‌زند که خودکشی چاره درد نیست!

ما این رنج نامه را که بیان درد و رنج ده‌ها هزار کارگر ایرانی و غیر ایرانی است، انتشار می‌دهیم و می‌افزاییم که کارگران در اعتراض به وضعیت موجود بیش از سه دهه، بویژه پس از اجرای سیاست‌های نئولیبرالی «تعدیل اقتصادی»، تحت رهبری هاشمی رفسنجانی، به شکل فردی و یا جمعی به خیابان آمدند و رژیم حامی سرمایه را به چالش گرفتند. اما یک تحقیق و بررسی تاریخی کوتاه به ما نشان می‌دهد، کارگرانی که بطور جمعی و متحد اعتراضات‌شان را بیان کرده‌اند، بیشتر به خواسته‌هایشان دست یافته‌اند. پس باید جمعی و متحد حرکت کرد، تا حداقل بخشی از مطالبات را از حلقوم سرمایه‌داران زالو صفت بیرون کشید. روشن است که چاره درد خودکشی نیست، بلکه مبارزه متحد همه کارگران و زحمتکشان علیه سرمایه‌داران است. اما برای پاسخ و حل نهایی به وضعیت موجود نمی‌توان امیدی به مناسبات سیاسی کنونی داشت، نمی‌توان به هیچ جناحی از حاکمیت سرمایه امید به تحول به سود زحمتکشان بست. پس باید  نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را با ساز و کار تشکیلات حزبی و انضباط  سازمانی و با دورنمای الغای بهره‌کشی فرد از فرد و برقراری حکومت کارگری که جز سوسیالیسم معنا نمی‌دهد، برانداخت. نظام نوینی که با اجتماعی کردن ابزار تولید به اجتماعی کردن توزیع ثروت می‌پردازد و هر فرد به اندازه کارش از محصول ثروت عمومی بهره‌مند می‌شود.

چاره کارگران و زحمتکشان، آگاهی و تشکیلات است!

هئیت تحریریه

***

«سلام من یک راننده تریلی هستم. سالهاست که تو جاده‌های بعضا ناامن کشور به صورت شبانه‌روزی در زیر تازیانه‌های سرمای زمستان و نیزه‌های گرمای تابستان با یک ماشین مستحلک در حال به چرخش درآوردن چرخ اقتصاد این مرز و بوم میباشم. ولی متأسفانه چرخ زندگی خودم می‌لنگد. همه روزه رد شلاق مافیای تقسیم بار؛ پرداخت کمیسیون‌های غیرقانونی سنگین؛ کرایه‌های خیلی پایین‌تر از تعرفه، که البته کرایه تعرفه‌ای هم خیلی پایین و ناجوانمردانه می‌باشد؛ بومی‌گری در اکثر شهرها، مخصوصا بنادر؛ گرانی لوازم یدکی و دستمزد مکانیک؛ گرانی لاستیک؛ گرانی بیمه؛ قرارنگرفتن این شغل طاقت‌فرسا و فوق سخت در ردیف مشاغل سخت و زیان آور؛ برخورد غیر انسانی پلیس در جاده‌ها؛ دچارشدن به انواع دردها و امراض در اثر رانندگی‌های طولانی؛ برخورد نامناسب صاحب بار؛ نداشتن هیچگونه حامی و پشتیبان؛ از بین رفتن سندیکای رانندگان؛ عدم هماهنگی بین همکاران؛ پرداخت هزینه‌های تحمیلی از قبیل کارت سلامت، تعویض کارت هوشمند، تعویض گواهینامه، معاینه فنی، عوارض شهرداری، عوارض دارایی، مالیات سنگین و هزاران مشکل که روایتش در این مجال نمی‌گنجد را بر روی تن بیمار و خسته خود نظاره‌گر می‌باشم. از طرف دیگر زمانی که لحظاتی را برای استراحت به کنار خانواده باز می‌گردم، با اخم و تخم صاحب خانه‌ای که چند ماه کرایه‌اش عقب افتاده، روبرو می‌شوم. که تو خود حدیث مفصل بخوان از این … نمیدانم صدای من به گوش کسی می‌رسد یا نه از اینکه هیچ تغییر و ترتیب اثری داده نمی‌شود معلومه که صدای من خفه می‌شود. دیگر نمی‌دانم راه چاره چیست، تا کی باید از فرزند خود شرمنده باشم و از اینکه به هیچ کدام از قول‌هایی که بهش دادم و عمل نکردم، ازش خجالت بکشم. کم کم حس بدی بهم دست میده و با خودم می‌گویم شاید خودکشی چاره این درد باشد. ولی باز با خودم می‌گویم کمی دیگر تحمل کن. نمیدانم دیگر چکار بکنم، دیگر فکرم کار نمیکند».

عیسی نعمتی، راننده کامیون

برگرفته از شبکه تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی

انتشار یافته در نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۵ مرداد ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email