برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / به بهانه شصت و پنجمین سالگرد کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲

به بهانه شصت و پنجمین سالگرد کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲

حلبیآبادهای امروز ادامه حلبیآبادهای دوره دروازه تمدن پهلوی!

کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲ که در ۶۵ سال قبل با دخالت سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس صورت گرفت یکی از فجایع شوم و دردناک تاریخ میهن ما ایران است. اجانب به رهبری امپریالیسم آمریکا حکومت قانونی و ملی مردم ایران، دکتر محمد مصدق را سرنگون کرد و نوکر بی‌اختیاری بنام محمد رضا شاه را بر مسند قدرت نشانید، تا بعنوان ژاندارم منطقه و مجری اوامر استعمار عمل کند. چنین فاجعه‌ای حاصلی جزخفه کردن نخستین جوانه‌های دمکراسی و تکامل اجتماعی میهن ما نداشته است و این داغ ننگی بر پیشانی روشنفکران خودفروخته و بقایای رژیم سرسپرده پهلوی است که همچنان از این لاشه متعفن دفاع می‌کنند و در فکر احیای آن در ایران هستند. تجربه ۲۸ مرداد نشان می‌دهد که نباید به خاندان ننگین سلطنت پهلوی اعتماد کرد. تجربه ۲۸ مرداد نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس ماهیتاً سرمایه‌داری امپریالیستی هستند و اختلافات‌شان بر سر غارت غنایم نباید منجر به خطا در تحلیل از ماهیت امپریالیستی آنها گردد. تجربه ۲۸ مرداد می‌آموزد که امپریالیست‌ها از هر قماشی دشمنان مردم ایران و جهان هستند. امپریالیسم خوب و بد ندارد.

***

شکست انقلاب بهمن ۵٧ را نباید با اهداف انقلاب که در بستر مبارزه علیه فقر، سرکوب سیاسی و بحران اقتصادی شکل گرفت و با فریاد آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی آغاز شد، یکی دانست. براساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند. نرخ بی‌سوادی ۶۷ درصد بود. عوامل اقتصادی و سیاسی و سرسپردگی رژیم پهلوی به امریکا عوامل مؤثر شکل گیری انقلاب بود. فراز و فرود انقلاب را باید در یک بُعد تاریخی مورد بحث و گفتگو قرار داد و طبیعی است در یک بحث علمی و تاریخی و طبقاتی جای هیچ ندامت و پشیمانی و بازگشت از یک استبداد به استبداد دیگر نمی‌تواند مطرح باشد. جامعه ایران بیش از ۱۰۰ سال است که قدم در راه جمهوری گذاشته و مبارزه مردم ایران با مقولات آزادی و عدالت اجتماعی و استقلال درهم آمیخته است. باید این مسیر را طی کرد و با مردم همراه بود.

آنها که جنایات و گسترش فقر و فلاکت و اوضاع نابسامان کنونی را محصول انقلاب مردم می‌دانند و خامنه‌ای را رهبر «انقلابی!» و به سرزنش انقلاب دست می‌زنند و آرزوی احیای استبداد سلطنت پهلوی در سر دارند و سرسپردگی به امپریالیسم و صهیونیسم را راه حل خروج از بحران سیاسی اقتصادی تحلیل می‌کنند و به خورد مردم می‌دهند، مشتی ضد انقلاب ریاکار و نوکران اجانب هستند، که اینروزها در عرصه مجازی و رسانه‌های رنگارنگ سیا ساخته جولان می‌دهند. این مزدوران را إفشاء کنیم و از مبارزه مردم ایران علیه ارتجاع داخلی و برای استقرار جمهوری مردمی، آزادی و عدالت اجتماعی حمایت نماییم. آنها که سکوت می‌کنند و سیاست «بی‌طرفی» اتخاذ کرده‌اند، غافل از این هستند که بی‌طرفی خود سیاستی است و چه به‌دانند یا نه‌دانند، چه به‌خواهند یا نه‌خواهند جانب ارتجاع و امپریالیسم را گرفته و به مردم و میهنشان پشت کرده‌اند .حلبی‌آبادها و حاشیه‌نشینی کنونی در ایران ادامه حاشیه حلبی آبادها و حاشیه نشینی دوره طلایی «دروازه تمدن رژیم پهلوی» است.

حال بطور مختصر به برخی نکات از سیاست «دروازه تمدن شاه» تألیف هوشنگ آریانپور – بازنشسته نیروی دریایی ایران می‌پردازیم، تا واقعیت آن «دوره طلایی» را روشن کنیم.

ایران پهلوی در رده چه کشورهایی بود؟

فرانس فیتزجرالد، نویسنده سرشناس امریکایی، مشاهداتش در ایران را در سال ۱۳۵۳ در مقاله‌ای به نام «به شاه هرچه می‌خواهد بدهید» (giving the shah everything he wants) که در یکی از مجلات امریکا چاپ شد، آورده ‌است:

«وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه است که نه نفت و نه ثبات سیاسی دارد. به این دلیل که شاه برای توسعه کشور هرگز تلاش جدی نکرده است. ثروت کشور بیشتر به سوی خودروهای شخصی و نه اتوبوس، کالاهای مصرفی و نه بهداشت عمومی، و به سوی حقوق سربازان و پلیس کشور و نه آمورگاران، سرازیر شده است.»

 

ایران در دوره پهلوی به لحاظ نسبت پزشک – بیمار در میان کشورهای خاورمیانه چه رتبه‌ای داشته است؟

جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا در صفحه ۴۹۲ کتاب مقاومت شکننده از وضعیت تغذیه و بهداشت در جامعه ایران در زمان پهلوی دوم اینگونه می‌نویسد:

« ۶۴ درصد شهرنشینان در سال ۱۳۵۱-۱۳۵۲ ش. دچار سوء تغذیه بودند (که ۲۵ درصد این‌ها وضع تغذیه‌شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با ۴۲ درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می‌دهد که بر تعداد تخت‌های بیمارستان، کلینیک‌ها، پزشک و پرستار افزوده شده، اما در سال ۱۳۵۶ ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایین‌ترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است.»

چند درصد از روستاهای ایران در دوره پهلوی برق داشتند؟!

جان فوران همچنین در صفحه ۴۷۷ کتاب خود به وضعیت توسعه در روستاها می پردازد آمار بی‌سوادی زنان روستایی را ۹۰ درصد اعلام می کند. ولی در این خصوص می‌نویسد:

«به رغم ایجاد مدرسه‌های روستایی توسط سپاه دانش، تنها ۱۵ درصد روستاییان در سال ۱۳۵۰ ش. از تحصیلات ابتدایی برخوردار می‌شدند و در سال ۱۳۵۴ش. ۶۰ درصد مردان و ۹۰ درصد زنان روستایی بی‌سواد بودند. در سالهای دهه ۱۳۵۰ش. ۹۶ درصد روستاها برق نداشتند.»

اصطلاح فرار مغزها اولین بار کی و برای کدام کشور وضع شد؟! چند درصد از مردم می‌توانستهاند دوره ابتدایی را به پایان برسانند؟

دکتر یرواند آبراهامیان استاد دانشگاه شهر نیویورک در صفحات ۲۵۳ تا ۲۵۵ کتاب ایران مدرن آمار وحشتناکی را در خصوص وضعیت پزشکان و تحصیل در زمان پهلوی دوم بیان می کند که نشان از اوضاع بسیار بد کشور داشته است:

«انقلاب سفید [محمد رضاشاه پهلوی] و در پی آن رونق درآمد نفت به جای پاسخگویی به انتظارات عمومی، موجب افزایش نارضایتی‌های گسترده شد. درست است که اجرای برنامه‌های اجتماعی در بهبود وضعیت آموزشی و امکانات بهداشتی بسیار موثر بود، اما این نکته نیز صحت دارد که ایران پس از دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. یکی از پایین‌ترین نرخ‌های آموزش عالی مربوط به این کشور بود. افزون بر این، ۶۸ درصد از جمعیت بزرگسال بی سواد بودند، ۶۰ درصد از کودکان نمی‌توانستند دوره دبستان را به صورت کامل طی کنند و تنها ۳۰ درصد از داوطلبان کنکور می‌توانستند وارد دانشگاه‌ها شوند. دراین میان شمار افراد متقاضی تحصیل در خارج از کشور رو به رشد بود. در دهه ۱۹۷۰/۱۳۵۰ شمار پزشکان ایرانی مستقر در نیویورک بیشتر از شهرهای غیر از تهران بود. اصطلاح «فرار مغزها»نخستین بار برای ایران به کار گرفته شد.»

نظر موسسه امریکایی هادسن در مورد وضعیت کلان اقتصادی ایران در دوره پهلوی:

بنا به گزارش موسسه هادسُن « Hudson Institute» یکی از مهم ترین اتاق‌های فکر که در تدوین و طراحی سیاست‌های کلان ایالات متحده، که امروزه نیز همچنان نقش جدی و تأثیرگذار دارد، در ۱۹۷۵م/۱۳۵۴ ش.، حتی اگر ایران به نرخ رشد پیش‌بینی شده حاصل از سیاست‌های اقتصادی حکومت پهلوی دست یابد، در سال ۱۹۸۵م/۱۳۶۴ ش «اقتصادش از اقتصاد هندوستان بهتر نخواهد بود و اگر از مکزیک عقب نباشد، حداکثر به سطح آن کشور خواهد رسید.»

وضعیت صنعت ایران در دوره پهلوی در مقایسه با دیگر کشورهای جهان:

جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیا در کتاب مقاومت شکننده همچنین نگاهی به وضعیت صنعت کشور در پهلوی دوم می اندازد و به مقایسه صنعتی ایران با سه کشور هندوستان، سنگاپور و مکزیک می پردازد و در صفحه ۴۸۴ می‌نویسد:

«سهم صنعت در تولید ناخالص ملی ۱۸ درصد بود و به مراتب از سهم خدمات (۳۵ درصد) و نفت (۳۵ درصد) در ۱۳۵۶-۱۳۵۷ ش. کمتر می‌شد و دیگر اینکه صادرات صنعتی غیرنفتی تنها ۲ تا ۳ درصد همه صادرات ایران در سال ۱۳۵۴ ش. تشکیل می داد که در مقایسه با کشورهایی مثل هندوستان (بیش از ۵۰ درصد)، سنگاپور (۶۰ درصد) و مکزیک (۳۳ درصد) بسیار ناچیز می نمود. »

با همین اندک آمار میتوان به دروغ‌های دروازه تمدن شاه و پیشرفت و«توسعه ملی» و خدمات محمد رضاشاه که جز خیانت نبوده است، پی‌برد. می توان پی‌برد که دربار کانون فساد و توطئه بوده و ادعای «مظهر هویت ملی» آن وسیله تحمیق عمومی است. باید این بت سنگی را درهم شکست و ازریشه مانند خاندان تزار کند و به خاکروبه تاریخ افکند. جنایت و خیانت رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی نمی‌تواند حربه‌ای برای قلب حقایق و سیاست‌های نواستعماری و پس مانده دوره پهلوی که زمینه‌ساز حکومت خمینی گردید، باشد. در مقابل این جاعلان و تحریف کنندگان تاریخ باید ایستاد. حلبی‌آبادهای امروز ادامه حلبی‌آبادهای دوره «دروازه تمدن پهلوی» است و جز این نیست.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۵ مرداد ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email