یکشنبه , ۲۷ آبان ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / محمد خاتمی ، ناجی نظام ولایت فقیه و شخص رهبر است

محمد خاتمی ، ناجی نظام ولایت فقیه و شخص رهبر است

حوادث اخیر در ایران و تظاهرات و اعتراضات گستردۀ مردم در اکثر شهرهای بزرگ و کوچک، سردمداران رژیم جمهوری اسلامی و جیره‌خوارانش را به هراس انداخت، تا جائیکه «رهبر» نیز به تکاپو افتاد و در نطق‌های خود بار دیگر این تحرکات و مقاومت مردم را با بیگانگان مرتبط دانست. آنان براستی برای اولین بار، پس از چهل سال فشار بر مردم و تضییق حقوق حقۀ آنان، خطر سقوط خود و دستگاه زورشان را احساس کردند و البته به فکر چاره‌ای افتادند و برای ساکت‌نمودن مردم، بار دیگر دمّ از اتّحاد و یکپارچگی در مقابل دشمن زدند و خواستار «وحدت ملّی» و «آشتی» شدند.

پس از این احساس خطر، جناح‌های مختلف حکومتی دست به کار شدند و با انتشار برنامه‌های خود هرکدام نسخه‌ای را برای برون‌رفت از این وضعیت ارائه دادند و حتی عده‌ای نیز برای حفظ این نظام منفور تا به آنجا پیش رفتند که، آهنگ مذاکره با آمریکا را نواختند و برای حفظ موقعیّت و سرمایۀ خود از تمام آن «هارت و پورت‌های» قبلی خود عقب نشینی کردند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، که خود از پیشگامان سرکوب مردم و از کارگزاران این نظام بوده‌اند و بعدها به ارکان اصلی اصلاح طلبان تبدیل شده‌اند، به یکباره فعال شده و راهکارهای خود را برای برون‌رفت از این مخمصه‌ای که برای نظام و دولت روحانی بوجود آمده است، با صدور بیانیه‌ای تحت عنوان: «راهکارهای اصلاح‌طلبانه در شرایط موجود کشور» انتشار دادند، که به امضای ده نفر از اعضای ارشد این سازمان «بهزاد نبوی، محمدسلامتی، صادق نوروزی، سید مصطفی تاج‌زاده، محسن آرمین، فیض‌الله عرب سرخی، محمد کیانوش‌راد، عبدالله ناصری، جواد امام و علی باقری»، رسیده است. این بیانیه بر سه پایۀ، حوزۀ خارجی، حوزۀ اقتصادی و حوزه داخلی بنا نهاده شده است که همگی درخواست‌هائی پر از ابهام بوده و معلوم نیست و مشخص نمی‌کند مخاطب چه کسی است و باید چه کسانی به این خواست‌ها پاسخ دهند و آنها را برآورده سازند. کلی‌گوئی‌هائی است که برای تطهیر نظام و رهبری بر روی کاغذ آمده‌اند. انگشت بر روی مشکلات گذاشتن و عامل و یا عاملین اصلی را ندیدن و نام نبردن و برعلیه آنان مبارزه‌ای بی‌امان نکردن، می‌تواند یا ازسر ریا و تزویر و تحمیق توده‌ها باشد و یا از عقب‌ماندگی سیاسی و فکری این جماعت.

آنان می‌نویسند: «ما به عنوان جمعی، که دل در گرو عزت و سربلندی این مرز و بوم دارند و نگران وضعیت کشور هستند، بنابر وظیفۀ ملّی و احساس مسئولیت در قبال خدا و مردم، ضمن تأیید و حمایت از راهکارهای پیشنهادی اخیر جناب آقای سید محمد خاتمی برخود فرض دانستیم نظرات و پیشنهادهای خود را دربارۀ راه‌های برون‌ رفت ازبحران‌ها و مشکلات موجود با شما مردم شریف در میان بگذاریم». سوال اینجاست که چرا مخاطب شما مردم شریف هستند؟ مگر این مشکلات و فساد خانمانسوز، دزدی‌های کلان از بیت‌المال، که نتیجه‌اش فقر و بیچارگی اکثریت مردم ایران است، به دست مردم شریف صورت گرفته و به تازگی رخ داده‌اند؟ خیرآقایان! مخاطب شما باید «رهبر فرزانه» و سردمداران رژیم فاسد باشند.

غرش مردم ، نتیجه کارد تیز چهل سال حکومت جمهوری اسلامی است، که اکنون به استخوان به پاخاسته‌گان رسیده است و به همین خاطر است که مردم سرنگونی کل نظام را نشانه گرفته‌اند. باید بدانید که هیچ‌کدام از ترفندهای شما و امثال شما نمی‌تواند از عزم راسخ مردم برای به پایان رساندن این خواست جلوگیری کند. در این میان امّا پیشنهادات دیگری که از جانب سیّد محمّد خاتمی، رئیس جمهور «بیست میلیونی» ارائه داده شده است، بسیار حائز اهمیّت و نیز طنزآمیز است. اصلاح‌طلبان از بدو پیدایش‌شان، همواره نقش «محلل» را بین مردم و نظام بازی کرده‌اند، پس از برخاستن بانگ مردم، که به کرّات در اعتراضات خود شعار «اصلاح‌طلب! اصولگرا! دیگه تمومه ماجرا» را سر داده بودند، در قالب «شخصیت» خاتمی در دیدار با نمایندگان ادوار مجلس، راهکارهای پانزده گانه‌ای را برای عبور از شرایط فعلی ارائه دادند و خواستار اعمال این  پانزده راهکار شدند.

این پیشنهادات پانزده‌گانه چنین‌اند: «ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملّی؛ وحدت ملّی؛ تغییرنگاه رسانه‌های ملّی؛ ایجاد فضای باز، امن و آزاد سیاسی؛ محدود کردن دایره غیرخودی؛ برداشتن حصر؛ آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی؛ اعلام عفو عمومی؛ رفع محدودیت‌های بی‌جا؛ پایان دادن افراط و تندروی؛ کارآمدی بیشتر قوای سه گانه و نهاد‌های دولتی؛ شنیدن اعتراض مردم؛ پاسخگویی دولت؛ زنده نگه‌داشتن اعتماد مردم به مجلس؛ تشکیل دادگاه‌ها با هیأت منصفه مردمی».

اجرای هر یک از این پیشنهادات پانزده‌گانه، می‌توانست و می‌بایست در زمان ریاست‌ جمهوری ۸ سالۀ خود خاتمی اتفاق می‌افتاد، که نیفتاد. خاتمی با سرپوش گذاشتن و خزیدن در بیت رهبری و نهادهای قدرت، زمینه را برای فسادهای کنونی آماده و مهیا ساخت. حال به یک معذرت‌خواهی از مردم بسنده میکند و سعی دارد که دوباره مبارزات مردم را، که برای محو ونابودی این رژیم منحوس بپاخاسته‌اند، به کجراه به‌کشاند و موقعیّت رژیم و رهبری را مشروع جلوه دهد.

خاتمی، درپایان این دیدارگفت: «به عنوان یک شهروند دوستدار ایران و اسلام به خاطر نقص‌ها و کمبودهای موجود عذرخواهی می‌کنم، و امیدوارم شاهد از بین‌رفتن کاستی‌ها باشیم. با همه وجود از رهبری معظم در خواست می‌کنم که با فرمان و دستورات خود مسائل و مشکلاتی، که امروز کشور را دچار چالش کرده، حل فرمایند» .( تکیه از توفان).

خاتمی یکباردیگر (بیست و یک سال پیش) نیز در مورد «رهبر معظم» همین کلمات قصار را بیان کرد و دربست خود را تحت رهبری ولایت فقیه قرارداد و مردم را نیزتحت اوامر و رهبری خامنه‌ای دانست. او چند روز پس از انتخابات دوّم خرداد ۱۳۷۶، در کنفرانس مطبوعاتی‌ خویش، که در روزنامۀ کیهان به چاپ رسید، در مورد «ولایت فقیه» چنین اظهار داشت: «من بیش از آنکه از ۲۰ میلیون رأی تعجب کنم، افتخارمی‌کنم که این رأی به نظام و رهبری است» و نیز اینکه «نظریه ولایت فقیه بارزترین وجه تفکّر امام و اساس و محور نظام اسلامی است». (تکیه از توفان )

انسان چقدر باید دچار تزویر و ریا شده باشد، تا بتواند پس از سال‌ها، که خود از طرف همین «رهبری معظم» طعم خاموشی و منع تصویر و سخن را چشیده است، به دریوزگی و تملق اوفتد و از «رهبر» خواهان رفع آن بلایا و نابسامانی‌هائی باشد، که خود خامنه‌ای عامل اصلی و بوجود آورندۀ آن است. خاتمی هشت سال رئیس جمهور بود و اگر واقعأ بیست میلیون نفر پشتوانه انتخاباتی او می‌بودند، باید از این فرصت «طلائی» استفاده می‌کرد و به احترام رأی مردم در مقابل تمام مسببین این نابسامانی‌ها مقاومت می‌کرد. امّا او پس از پایان دوران ریاست‌اش، اذعان داشت که «تنها یک تدارکاتچی نظام» بیش نبوده است.

او در حالی خواست‌هائی را مطالبه می‌کند که هیولاهای «جمهوری اسلامی»، «ولایت فقیه» و «سپاه پاسداران» تا گلو در فساد فرو رفته‌اند و نجات آنان از خشم اکثر مردم، که به این امر پی‌برده‌اند، میسر نیست. شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و «توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گُم بشه» شعارهایی هستند که سرنگونی کل نظام جمهوری اسلامی را نشانه گرفته‌اند و ترس اصلاح‌طلبان نیز از همین است. خاتمی اظهارداشت: «تا زمانی که اصلاح‌طلبی هست، فروپاشی صورت نمی‌گیرد». این به این معنی است که اصلاح‌طلبان، اگر لازم باشد، در تقابل با خواست مردم قرار خواهند گرفت و به موقع مانند گذشته با شرکای خود، برای سرکوب اعتراضات مردم، همدست خواهند شد.

باید به این جماعت هشدار داد که دوران خام نمودن مردم به سرآمده است و مردم به پاخاسته، بخصوص اقشار فقیر و تهی‌دست جامعه، کارگران و زحمتکشان با شرف، با نیروی لایزال خویش و نه با کمک دولت‌های خارجی و دشمنان مردم، همه شما را از پیش راه خود برخواهند داشت. اصلاح‌طلبان باید منتظر این روز باشند.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۴۶ شهریور ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email