چهارشنبه , ۱ آبان ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / مبارزه درخشان کارگران هفت تپه و دورنمای پیروزی آن

مبارزه درخشان کارگران هفت تپه و دورنمای پیروزی آن

اعتراضات گسترده و متداوم کارگران در ماه‌های اخیر نمی‌توانست پشتیبانی دیگر اقشار جامعه را موجب نشود، که شد. این همصدائی و همدردی که نماد همبستگی اقشار زحمتکش جامعه با طبقه کارگر ایران است این حقیقت را بیان می‌دارد که پرولتاریا در سیاست خود، خود را از دیگر طبقات و اقشار جامعه جدا نمی‌بیند، چشم خود را بر هر یک از مبارزات و فعالیت‌های آنها نمی‌بندد، وگرنه در تلاش خود ناکام میماند. اما آنچه که پرولتاریای ایران را از دیگر طبقات و اقشار جامعه برجسته می‌کند، نقش تاریخی و سرنوشت ساز اوست. قانون مبارزه طبقاتی که مبتنی بر قانون ارزش اضافی است، کارگر را ناچار به سوی براندازی نظام سرمایه‌داری می‌راند، راه دیگری نیست. گذار انقلابی از نظام سرمایه‌داری به سوسیالیسم، که از عمل قانونمندی‌ها برمیخیزد، یعنی از طریق فعالیت‌های طبقه کارگر و توده‌های زحمتکش و به طور کلی از طریق فعالیت همه افراد و طبقات جامعه به تحقق درمی‌آید. از اینرو مادام که دو طبقه متخاصم در برابر هم ایستاده‌اند، قانون مبارزه طبقاتی عمل می‌کند و هیچ نیروئی قادر نیست جلوی آنرا بگیرد. این واقعیت سیمای جامعه سرمایه‌داری است و خارج از اراده انسان‌ها عمل می‌کند. یعنی هیچ اراده‌ای نمی‌تواند روند روبه رشد و تکامل جامعه را تغییر دهد و یا آنرا از حرکت باز دارد. گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم اما یک گذار مکانیکی نیست، پروسه ایست کم و بیش طولانی که پیچیدگی‌ها و دشواری‌های منحصر به خود را دارد. اراده آگاه کارگران چنانچه در حزب سیاسی تبلور یابد، با موفقیت و پیروزی قرین خواهد شد. تاریخ پر فراز و فرود جنبش کارگری جهان موید این واقعیت است.

 اکنون روشن است که چرا جنبش اعتراضی کارگران ایران تا این حد حساسیت‌هائی را برای صاحبان سرمایه موجب شده است. این اعتراضات و اعتصابات گام‌هائی هستند که طبقه کارگر ایران در مسیر رو به رشد مبارزات خود برمی‌دارد، هرچند این گام‌ها کوچک باشند؛ مهم، حرکت است و حرکت موجب تغییر و تحول است. کارگران چنانچه بخواهند اراده خود را اعمال کنند، به سازمان نیاز دارند. سندیکا نخستین نهادی است که کارگران را به دور خود جمع می‌کند و آنها را سازمان می‌دهد؛ سندیکا ابزار اراده کارگر در مبارزات صنفی است. بی‌جهت نیست که یکی از مطالبات اصلی کارگران ایران «حق تشکیل سندیکای مستقل» است. در این خواست دو نکته مهم نهفته است: یکی آنکه کارگران برای تحمیل اراده خود به صاحبان سرمایه به سازمان صنفی خود نیاز دارند. دیگر این اینکه این سازمان استقلال رأی دارد و مستقل از دولت و کارفرما عمل می‌کند. طبیعیست که کمونیست‌ها باید از این خواست بدوی کارگران به دفاع برخیزند و آنان را در امر تأسیس سندیکاهای کارگری یاری دهند. بورژوازی اما با این مطالبه کارگران سر توافق ندارد، به هر بهانه‌ای از ایجاد قانونی چنین سندیکاهای مستقل جلوگیری می‌کند، موانعی بر سر راه آنها قرار می‌دهد، سندیکاهای زرد تأسیس می‌کند، در میان صفوف کارگران رسوخ می‌کند تا وحدت آنان را برهم زند، آنها را در امر تشکل‌یابی سندیکائی ناکام گرداند. بورژوازی که خود حتی یکروز بدون سازمان سرپا نمی‌ماند، طبقه کارگر را از رفتن به سوی تشکل بازمی‌دارد. آنچه برای بورژوازی حلال است برای پرولتاریا حرام می‌شود. کارگران اما بیش از آنچه که بورژوازی تصور می‌کند، آگاه‌ و هوشیارند؛ این حیله‌ها و ترفندها تاکنون ره به جائی نبرده‌اند. بورژوازی می‌کوشد تا طبقه کارگر ایران را از سازمان‌های صنفی‌‌اش دور سازد، فعالیت‌های آنان را در سطح مطالبات صنفی محدود سازد، ارتباط بین طبقه کارگر را با دیگر اقشار زحمتکش جامعه مخدوش سازد. گاه این کار را با ریا و تزویر و دروغگوئی انجام می‌دهد، گاه با تهدید و ارعاب و زندان و شکنجه و اعدام و گاه با بردن نظرات غیرمارکسیستی و ضدپرولتری به میان کارگران.

امروز کارگران هفت تپه بدرستی در طرح مطالبات خود به دو مسأله اصلی اشاره می‌کنند که برای این مرحله از مبارزات آنها حائز اهمیت هستند: از یکسو «ارجاع واحد تولید از بخش خصوصی به بخش دولتی»، هر چند که دولت، دولت سرمایه‌داری باشد. این خواست یک گام به جلوست چون به نوع مالکیت آن واحد تولیدی توجه دارد. از سوی دیگر «به رسمیت شناختن حق تشکیل سندیکای مستقل». این دومین خواست ناظر به نظارت بر امور واحد تولیدی است. این دو مطالبه اصلی کارگران هم مسأله مالکیت و هم مسأله کنترل و نظارت را در خود جمع آورده است. روشن است که حاکمیت تن به این خواست‌ها نخواهد داد و در برابر مطالبات کارگران مقاومت خواهد کرد. کارگران ایران دقیقاً با طرح این خواست‌ها نوک تیز شمشیرشان را متوجه سیاست‌های نئولیبرالی دولت کرده‌اند و این زمینه مساعدی را بوجود می‌آورد برای ارتقای سطح مطالبات کارگران. افزایش سطح خواست‌ها، دید کارگران را به آینده متوجه خواهد ساخت، آینده‌ای تابناک، که دست‌یابی به آن، اگرچه سهل و آسان نیست، ولی ممکن و محتوم است. کارگران ایران در مصاف با بورژوازی به ضرورت حزبیت پی‌خواهند برد، حزب ابزار مبارزه طبقاتی آنها در شکل سیاسی آن است. امروز مبارزه اقتصادی سلاح زحمتکشان در مقابله با کارفرمایان آزمند است. اما گذار از این مبارزه به مبارزه آگاهانه سیاسی ناگزیر است ولو آنکه در حال حاضر گرفتار سستی و رکود شده باشد.

دریک کلام کارگران بدون حزب طبقاتی خود و بدون رهبری کمونیستی به پیروزی نهایی نمی رسند.

برای مبارزه انقلابی و پیروزی در آن، باید دشمن ملی و طبقاتی را شناخت. بدون شناخت ماهیت دشمن، امکانات فنی، تدارکاتی، مالی، نفوذ معنوی، متحدان بالقوه و پایدار وی، درجه نفوذش در مردم و توان فریب آنها، نفوذ ایدئولوژیک، توان نظامی و قدرت سرکوب و… نمی توان دشمن را به زیر کشید. برای پیروزی بر دشمن ملی و طبقاتی به تشکیلات نیاز است. باید این نیروهای فردی در بستر این تشکیلات به نیروی جمعی بدل شوند تا قدرت شکننده و موثر در مبارزه داشته باشند. ولی صرف وجود تشکیلات نیز برای پیروزی بر دشمن کافی نیست. این تشکیلات باید توسط رهبران کاردان، با تجربه، با کفایت و انقلابی با دانش و به شیوه علمی رهبری شود. پس نقش رهبری در هر جنبش انقلابی شرط لازم برای پیروزی است و نمی توان آنرا نادیده گرفت.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی آذرماه ۱۳۹۷ شماره ۱۴۹

Print Friendly, PDF & Email