سه شنبه , ۴ تیر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سرکوب و سازش دو سوی یک سیاست‌‌اند

سرکوب و سازش دو سوی یک سیاست‌‌اند

به بهانه خیزش دیماه ۹۶، خیزشی برای نان و آزادی

 یکسال از اعتراضات و خیزش درخشان تهیدستان دیماه میگذرد و جامعه ایران هنوز از تب و تاب نیافتاده است. روزی نیست که اعتصابات و اعتراضات کارگران، دانشجویان، بازنشستگان، معلمین و غیره… سر تیتر مطبوعات کشور را به خود اختصاص نداده باشند. همه شواهد نشان از آن دارد که جناحهای مختلف حاکمیت در مجموع خود کماکان در کلاف سردرگم گرفتاراند، ترس و واهمه از فروپاشی به بدنه نظام سرایت کرده و دیوار دستگاه قدرت شکاف عظیمی برداشته است. اوضاع عمومی کشور نیز وخیم است؛ رکود، تورم، گرانی، فقر، بیخانمانی، بیکاری، فحشا و اعتیاد، قتل و دزدی و غارت اموال عمومی و غیره… در چنین وضعیت نابسامانی حاکمیت بیش از هر چیز از روند رو به رشد جنبش کارگری در هراس است، چرا که این طبقه کارگر است که معیشت جامعه را تولید میکند و بار بحران را بر دوش خود میکشد. پرولتاریای ایران چنانچه پا به میدان مبارزه روی در روی بهگذارد، حاکمیت هست و نیست خود را از کف خواهد داد. واکنش سران حاکمیت به عدم تحریک کارگران شاید در وهله نخست با شاخ و شانه کشیدن دستگاه قضائی کشور برای فعالین کارگری، که با زندان و شکنجههای جسمی و روانی همراه است، متناقض به نظر آید، ولی هر دو پیرو یک سیاستاند، و آن دورنگاه داشتن کارگران از مبارزه متشکل سیاسی است. حاکمیت میکوشد تا از یکسو با تهدید و تحدید، سرکوب و کشتار کارگران و مبارزان راه آزادی، مردم جان به لب رسیده را بر سر جایشان بنشاند، و از سوی دیگر برای کاهش تحریم و تهدیدات خارجی به هر دری میزند، تا با امپریالیسم به نوعی سازش کند. سرکوب و سازش دو سوی یک سیاست‌‌اند. هدف حفظ قدرت و تحکیم نظام است.

سوی دیگر واقعیت این است که جنبش اعتراضی مردم، که در دیماه سال گذشته آغاز شد و تا به امروز ادامه یافته است، یک روند تکاملی را طی میکند، تکاملی، که اعتراضات مردمی را از مراحل بدوی به تدریج به مراحل عالی و عالیتری سوق میدهد. نیروی محرکه چنین حرکتی بدون تردید طبقه کارگر ایران است. روند روبه رشد و تکامل مبارزات تودهها نه تنها به تغییر کمی، بلکه و بخصوص به تغییر کیفی میانجامد. این تغییر کیفی را میتوان در ترکیب طبقاتی این اعتراضات، در نوع بیان و تنوع خواستها و مطالبات آنها در همبستگی اقشار جامعه با پرولتاریای ایران دید. یکی از ویژگیهای برجسته این تغییر کیفی خروج کارگران از محیط کارخانه و ورود به عرصه مبارزه سیاسی است. حضور قدرتمند و متداوم پرولتاریا آن پشتوانه محکمی است که حمایت و همبستگی دیگر اقشار جامعه را به خود جلب میکند؛ سقف مطالبات اعتراضی مردم را بالاتر میبَرَد؛ شعارهای مردم کوچه و خیابان را تحت تأثیر قرار میدهد؛ آنها را از هرگونه گرایشات انحرافی دور نگاه میدارد؛ به حفظ استقلال و پاکیزگی در امر مبارزه اهمیت میبخشد. اینچنین است که کارگران ایران در جایگاه درخور شأن خود ایستادهاند و همه کس به آنها به دیده اکرام و احترام مینگرد. این حقیقت متقن را باید نه فقط بیان نمود، بلکه باید کوشید آن را همیشه برجسته نمود، دید تودههای زحمتکش را به افقهای دوردست متوجه ساخت و آینده را بر پایه این اعتماد و ایمان و ایقان استوار نمود.

«روزنامه جوان» که وابسته به سپاه پاسداران است، در دیماه سال گذشته نوشت که «شعارهای ساختارشکن و تخریبگر نشان از وجود «تنفر» است. تنفر مذکور را میتوان محصول انباشتهشدن «احساس تحقیر و تبعیض» و «فاصله طبقاتی» دانست». این اعتراف «روزنامه جوان» به «فاصله طبقاتی»، بیان این واقعیت است که نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی ایران در همه عرصه‌‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به بنبست رسیده است و دستآوردی جز فقر، تحقیر، تبعیض و هزاران آلام اجتماعی دیگر برای مردم رنجدیده ما نداشته است و به حق مورد «تنفر» تودهها قرار گرفته است. اما این «تنفر» نمیتواند مایه و محرک تغییر و تحول در جامعه ایران باشد، چون نفرت نوعی رمیدگی است، فرار و گریز است و نه ماندن و امر به تغییر شرایط. آنچه که تغییر و تحول را موجب میشود، عمل از روی آگاهی است که ناگزیر با سازمان درمیآمیزد. پیروزی و موفقیت مبارزات مردم ایران در گروی این دو اصل است.

اینکه رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی ایران تاکنون دوام یافته است به این علت است که هیچ نیروئی در برابر او قدبرنیفراخته و برای براندازی آن گامی برنداشته است. طولانی شدن بحران کنونی و تداوم اعتراضات و اعتصابات کارگری، اگرچه رعب و وحشت بر پیکره حاکمیت انداخته است و همه جناحها را متحد ساخته است و این همان اتحادیست که مردم از دیماه سال گذشته به این سوی از آن عبور کردند، ولی میتواند به فرسایش مبارزات و خستگی و ناامیدی تودهها بهانجامد، چنانچه جنبش نتواند در طی روند رو به رشد سازمان و سامان یابد. ما بارها و بارها تأکید کردهایم که شرط موفقیت در امر مبارزه تشکیلات و رهبریست. پرولتاریای ایران در راهی قدم گذاشته است که برای تحقق آراء خود ناگزیر است به حزبیت روی آورد. کارگران ایران به حزب سیاسی و طبقاتی خود نیاز دارند، تا در مصاف با بورژوازی بهتوانند به موفقیت و پیروزی دست یابند. بر اساس این تجارب باید ترویج و تبلیغ کرد که طبقه کارگر به وحدت و تشکیلات نیاز دارد، تا بهتواند جنبش اعتراضی مردم را رهبری کند و به سرمنزل مقصود برساند. حزب کار ایران (توفان) این وظیفه کمونیستی را در دستور کار خویش قرار داده است و بی‌حزبی و سرفرودآوردن در قبال اعتراضات خودجوش و بیدورنما را نه تنها راه حل خروج از بحران کنونی نمیداند، بل دنبالهروی از بورژوازی و شکست و بنبست سیاسی و به زیان منافع کارگران و زحمتکشان ارزیابی میکند.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۵۰ دیماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email