یکشنبه , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / ۷۵ سالگی شکستن محاصره لنین­گراد در اثر مقاومت و مبارزه مردم شوروی

۷۵ سالگی شکستن محاصره لنین­گراد در اثر مقاومت و مبارزه مردم شوروی

۷۵ سال پیش محاصره شهر لنین­گراد توسط ارتش نازی­ها و متحدانشان از طریق فنلاند که از ۸ سپتامبر ۱۹۴۱شروع شده بود، بعد از حدود بیش از دو سال با شکست روبرو شد. در تاریخ ۲۷ ژانویه ۱۹۴۴ شهر قهرمان لنین­گراد آزاد گردید و حلقه محاصره ارتش نازی را درهم شکست. هدف ارتش نازی تنها تسخیر شهر نبود. آنها با محاصره لنین­گراد که توانائی فتح آن را به علت مقاومت مردم نداشتند به گرسنگی دادن ۵/۲ میلیون مردم لنین­گراد آغاز کردند. ارتش نازی همه راههای منتهی به شهر را مسدود کرده و بمباران می­نمود. لنین­گراد ۸۷۲ روز در محاصره فاشیستها بود. در این شهر حدود یک میلیون نفر و اکثرا در اثر گرسنگی جان دادند. نا گفته روشن است که اکثر آنان مردم غیرنظامی، کودکان، و بیماران و افراد مسن و مادران بودند. کشتار مردم غیرنظامی را نمی­شود درگیری ارتشها قلمداد کرد. این عملیات تنها با نیت آدمکشی صورت می­گرفت. تا بلشویکها و انسان شوروی را از بین ببرند. به این جهت تنها همین یک نمونه حاکی از جنایت ضد بشری و کشتار جمعی ضد انسانی نازی­هاست. هرمان گورینگ Herrman Göring مرد شماره ۲ آلمان نازی در گفتگو با وزیر امور خارجه ایتالیا گالئاتسو چینو Galeazzo Gino در نوامبر ۱۹۴۱ اظهار داشت: “امسال ۲۰ تا ۳۰ میلیون مردم روسیه گرسنگی خواهند کشید. و شاید خوب باشد، زیرا برخی خلقها باید نابود شوند”.

شرایط زندگی در لنین­گراد بسیار سخت بود. لوله­های آب یخ­زده و ترکیده بودند. غذا به حد کافی در شهر موجود نبود. مواد سوخت نایاب شده و پیدا نمی­شد. مردم چوب و مبلمان خانه­های خویش را برای اینکه منجمد نشوند می­سوزاندند. آذوقه­ای را که ارتش سرخ از راه دریاچه یخ زده در وخیمترین اوضاع نظامی به مردم می­رساند تنها یک سوم احتیاجات را تامین می­کرد. آذوقه مردم باید برای پنجمین بار تقلیل داده می­شد. کارگران حق داشتند ۲۵۰ گرم نان در روز داشته باشند و سایر ساکنان لنین­گراد ۱۲۵ گرم تا سنگرها خالی نشود و تولید و مقاومت استمرار داشته باشد. کارخانه تسلیحاتی “کیروف” تا روز آخر تسلیحات تولید می­کرد و از جمله تانکهای  ت-۳۴(T34)  که برخی از آنها تا برلین نیز رسیدند. کارگران از هیچ فداکاری کوتاهی نمی­کردند و تا روز آخر تولید ­کردند. بمب­افکنهای آلمان نازی کارخانه را بمباران می­کردند و آتش­سوزی راه می­انداختند و کارگران را به قتل می­رساندند ولی آنها مانع از کار افتادن چرخ تولید می­شدند. کارگران که در مواقع حملات هوائی ناچار می­شدند به پناهگاههای ضد بمب بروند، با درک این مسئله که این امر ساعتها در تولید کارخانه تاخیرات جبران ناپذیر ایجاد می­کند، تصمیم گرفتند که در زمان بمباران نیز کار کنند. نقشه هیتلر که مدارس؛ کارخانه­ها؛ بیمارستانها و صنایع زیربنائی و هستی مردم شوروی را از بین ببرد، با شکست روبرو گردید. سوسیالیسم بر سرمایه­داری هار پیروز شده بود.

در زمستان ۱۹۴۲ حزب بلشویک تصمیم گرفت برای تشویق روحیه مقاومت و مبارزه ارکستر سمفونیک ایجاد کند که برنامه آن  از رادیو و بلندگوهای نصب شده در شهر و جبهه پخش شود. رهبر ارکستر ویلونیست “الیاسبرگ” Eliasberg بود که در اثر خستگی مفرط پس از چندی از پای درآمد.

در ۹ آوریل ارکستر جدیدی از موسیقی­دانان شهر ایجاد شد. مشکل موسیقی­دانانی بودند که با سازهای بادی کار می­کردند. آنها به علت گرسنگی نای دمیدن در آلات موسیقی را نداشتند ولی خود را برای مبارزه آماده کرده بودند. تغذیه آنها را بهتر کردند تا توان دمیدن داشته باشند.

آنگاه بلشویکها هجوم خویش را در عرصه هنری شروع کردند. ارتش آلمان وعده کرده بود در ۹ اوت ۱۹۴۱ در سالگرد محاصره این شهر آن را فتح کند. ولی لنین­گراد ایستاده، زنده بود و  می­رزمید و ارتش آلمان درجا می­زد. در چنین روزی سمفونی شماره هفت رفیق

دیمیتری شوستاکوویچ čDmitri Šostakovi نواخته شد. شوستاکوویچ این سمفونی را برای مردم لنینگراد نوشته بود و به این جهت به نام “لنین­گرادی­ها” مشهور گشت. دقیقا در سالگرد محاصره لنین­گراد نوای موسیقی شوستاکوویچ در فضای شهرِ در محاصره؛ طنین انداخت و پژواک آن تا حلقه محاصره دشمن رسید و روحیه نازی را درهم شکست. آنها فهمیدند که لنین­گراد تسخیر ناپذیر است.

مردم شهر برای تهیه بلیط ارکستر در مقابل سالن بزرگ شهر به صف ایستادند و این صف طویل­تر از همه صفوف نان و آذوقه تا به آن روز بود. در آن روز تاریخی ارکستر همراه با نور و برق که به شدت جیره­بندی شده بود، آغاز به کار کرد. مردم با صدای موسیقی به اوج می­رفتند و زمانیکه در مرحله نهائی و صعود به قله احساسات؛ شکست فاشیسم تصویر شد، جمعیت به پاخاست و به کف زدن مشغول شد. نوای موسیقی “لنین­گرادی­ها” آن چنان قدرتمند بود که در جبهه جنگ؛ سربازان ارتش سرخ آنچنان با نیروی آتش سربازان نازی را هدف قرار دادند که هیچ یک از هواپیماهای نازی­ها نتوانستند پرواز کرده به فضای شهر لنین­گراد تجاوز کنند. سمفونی شماره هفت شوستاکوویچ با سمفونی آتش جبهه سربازان ارتش سرخ کامل شد. نازی­ها فهمیدند که آرزوی پیروزی را باید با خود به گور ببرند.

مردم مقاوم لنین­گراد بعد از جنگ به عنوان قهرمانان وارد تاریخ شوروی و بشریت مترقی در جهان شدند. در این روز در سراسر شوروی و به­ویژه در لنین­گراد رژه نظامی برگزار شده و مردم بر سر مزار شهدایِ محاصره؛ گل و شکلات می­گذارند تا از قهرمانان خویش که جان دادند تا سوسیالیسم زنده بماند تجلیل کنند.

نازی­ها در آلمان غربی بعد از جنگ؛ این بخش تاریخ بشریت را حذف کردند و حتی در مدارس از تدریس آن به دانش­آموزان جلو گرفتند. سانسور عمیق؛ آلمان غربی را که با ممنوعیت فعالیت کمونیستی آغاز شده بود، در نوردید. ولی این کشور ساخته و پرداخته نازی­ها؛ که آنها مجددا در آن دست بالا را داشتند و دارند و سرنوشت آنرا تعیین می­کردند و می­کنند، کشوری “دموکرات” و “آزاد” قلمداد شد. دولت کنونی آلمان برای خالی نبودن عریضه اعلام کرده است که قصد دارد به باقیماندگان محاصره لنین­گراد ۱۲ میلیون یورو کمک برساند. این مبلغ توهین جدیدی به مردم ­لنین­گراد است. با این مبلغ تنها می­شود یک ساختمان چند طبقه ساخت و بس. شهری را با یک میلیون نفر نابود کردند و حالا می­خواهند در ازای آن به عنوان تاوان؛ یک ساختمان چند طبقه بسازند. حاکمیت ضدکمونیست روسیه که همان رویزیونیستهای سابقِ­ بر مسند کارند، این ننگ را می­پذیرند و معترض نمی­شوند. از این گذشته ۷۵ سال بعد از آزادی لنین­گراد کسی دیگر از آنها باقی نمانده است که از این کمکها برخوردار شود. این سیاست دولت آلمان مکمل همان سیاستی است که محاصره کنندگان جانی و تبهکار لنین­گراد را تا روز مرگشان در آلمان مورد حمایت قرار داد، و آنها را از انواع حقوق بازنشستگی، درمانی و حقوق شهروندی و … برخوردار گردانید. نازی زدائی در آلمان غربی مفهوم ناشناخته بود و باقی­ماند.

رویزیونیستها و امپریالیستها نام بزرگ “لنین­گراد” را به “سن پترزبورگ” تغییر دادند و سن پترزبورگ کنونی باید خاطره انقلاب کبیر اکتبر و محاصره لنین­گراد را از اذهان مردم روسیه و تاریخ بشریت بزداید. پوتین در ۷۵ سالگی آزادی لنین­گراد وقت نداشت در سان دیدن از این رژه سنتی ارتش در روز آزادی لنین­گراد شرکت کند. “تجلیل” از این روز بزرگ با ناخرسندی صورت گرفت. هر چه باشد امپریالیسم روس و رویزیونیسم شوروی هر دو دشمنان سوسیالیسم بودند و هستند. بزودی سالگردهای رسمی مبارزه مردم لنین­­گراد فقط در قلبها زنده است و شعله می­کشد. می­شود از برگزاری با شکوه این خاطره تاریخی طفره رفت و از تجلیل از این قهرمانان سرباز زد،  ولی نه نام لنین­گراد زدودنی است و نه نام استالینگراد. این دو نام در حافظه تاریخ ثبت هستند.

در برخورد به مسئله مقاومت قهرمانانه مردم لنین­گراد دو نوع برخورد وجود دارد. یکی برخورد کمونیستی همانگونه که از زمان رفیق استالین در شوروی معمول بود و تا بروز رویزیونیسم در این کشور به آن عمل می­شد و دیگری برخورد امپریالیستی- رویزیونیستی که هدفش نفی مبارزه قهرمانانه مردم شوروی و به فراموشی سپردن آن است.  دشمنان بشریت؛ امپریالیسم و رویزیونیسم تلاش دارند تا با کسانی که به روحیه مقاوم مردم لنین­گراد تکیه کرده و قهرمانی و حماسه مبارزه لنین­گرادی­ها را زنده نگاه می­دارند، مبارزه کنند. اکثریت مردم روسیه ولی از حماسه لنین­گراد سرشارند و می­خواهند جوانان روسیه و کمونیستهای جهان از آن برای مبارزه بر ضد سرمایه­داری الهام بگیرند. نیت شوم دشمنان؛ تخریب هویت و افتخارات جامعه سوسیالیستی شوروی و شخص رفیق استالین است.

در جبهه  دوم که بشدت از طرف جناح ارتجاعی در روسیه و در ممالک امپریالیستی غرب تبلیغ می­شود، یکی این است که گویا موجبات کشتار بیش از یک میلیون نفر در لنین­گراد را باید در اشتباهات دفاعی شهر جستجو کرد. آنها مدعی می­شوند که مبارزه مردم آنچنان هم که تبلیغ می­شود، قهرمانانه نبوده است. زیرا دزدی و قتل رواج یافته و حمله به مخاذن مواد غذائی توسط گروههائی که تیرباران شده­اند انجام می­شده است. آنها برای تحقیر مردم شوروی صفحات زیادی را سیاه می­کنند که چگونه آنها در اثر گرسنگی، حیوانات خانگی و وحشی را می­خوردند و… و سازمان امنیت شوروی نامه­های مردم را کنترل می­کرده است. در دوران محاصره لنین­گراد در همه جا “خفقان استالینی” حاکم بوده است. یک خبرنگار بی­شرم آلمانی در یکی از نشریات مشهور آلمان حتی چنین مضمونی را تبلیغ کرد که آیا بهتر نبود استالین تسلیم می­شد و مانع کشتار تا بیش از یک میلیون نفر از مردم شوروی می­شد؟ آیا این رفتار وی نقض حقوق بشر نیست؟ این نشریه وزین آلمان اشاره نمی­کند که تسلیم لنین­گراد به نازی­ها به معنی قتل­عام مردم روسیه بود که از جانب هیتلر نژادِ پست محسوب می­شدند. به نقل از مصاحبه­های غیرقابل نظارت و پژوهش و در یک کلام ساختگی با مردم کنونی روسیه چنین آوردند که آیا بهتر نیست به جای تامین هزینه رژه نظامی برای تجلیل از لنین­گرادی­ها مخارج آنرا برای امور جاری و نیازهای دیگر در نظر گرفت؟ یک کارگردان مرتجع به نام آلکسی کراسووسکیه فیلمی تهیه کرده است که مبارزه مردم لنین­گراد را به تمسخر گرفته و از برگزاری جشن سال نو میلادی توسط “خانواده­ای با نفوذ” که در ارتباط با “مقامات فاسد” حکومتی بودند، “پرده برمی­دارد” و نشان می­دهد لنین­گرادی­ها مقاوم نبودند و نسل جدید روسیه و مردم جهان باید از این خانواده­های کثیف کشف شده توسط آقای آلکسی کراسووسکیه در فیلم­اش الهام بگیرند. البته این فیلم در روسیه ممنوع است، ولی در شبکه مجازی توسط دشمنان سوسیالیسم توزیع می­گردد.

تئوری ضرورت عدم مقاومت و مبارزه با نیروهای فاشیسم هیتلری به منظور “حفظ جان مردم” در اساس یک تئوری آشنای ارتجاعی است که انسانها را در اسارت میخکوب می­سازد. در هیچ جای طبیعت و اجتماع سکون و یا تسلیم به شرایط نامساعد و حمله دشمن، راه گشای گذار به شرایط مساعد نبوده و نیست. این امر با ماهیت تکامل طبیعت و جامعه هماهنگی نداشته و عملا اسارت و تبعیت را تمدید می­سازد.

بر گرفته از توفان شـماره ۲۲۸ اسفند ماه ۱۳۹۷ـ مارس  ۲۰۱۹

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email