سه شنبه , ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سخنی درباره جبهه مدعیان دفاع از حقوق زنان با جنگ افروزان ضدبشر در جهان

سخنی درباره جبهه مدعیان دفاع از حقوق زنان با جنگ افروزان ضدبشر در جهان

برای شناخت بنگاه های و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری باید انگیزۀ شکل گیری آنرا شناخت.

بدنبال افزایش مقاومت های مدنی دهۀ شصت، آمریکای نیمۀ دهۀ هفتاد آمریکایی شد مدعیِ حمایت از آزادی و حقوق بشر. از آن به بعد آمریکا با پرچم «حقوق بشر» شروع کرد به متهم‌کردن ِ کشورهای مخالف خود به نقضِ حقوق بشر و با صرفِ بودجه‌های هنگفت مؤسسات و نهادهایی با نام‌های دهان‌پُرکنی چون «فعالیت‌های بشردوستانه»، «فعالان مدنی»، «صُلح‌بانان»… تأسیس کرد، تا راه را برای کشورگشایی‌های جدید خود باز کند. در ادامۀ اهداف غارت‌گرانۀ خود، از اواسط دهۀ ۸۰ میلادی برخی از این نهادهایِ نظارتیِ حقوقِ بشری مُبلّغ «دولت‌های بدون ایدئولوژی» شدند، در حالی که خود، پرچمِ تبلیغِ کثیف‌ترین ایدئولوژی‌ها یعنی سرمایه‌داری را برافراشته بودند. مواجب بگیرانِ این نهادها تلاشی شبانه‌روزی با هدفِ یافتنِ سوژه‌هاییِ جهت انحرافِ اذهان عمومی از بدبختی‌ها و فلاکت‌های ناشی از سیاست‌های نئولیبرالی، که در گوشه و کنار جهان هر لحظه بیشترگسترش می‌یافت، داشتند. شایان توجه است که با بیشترشدنِ بدبختی‌ها و نارضایتی‌هایِ ناشی از نئولیبرالیسم، فعالیت این نهادهایِ امپریالیستی – صهیونیستی نیزافزون‌تر شد تا در واقع از انفجار خشم سیاسی مردم جلوگیری کنند. این نهادها انتقادات و مسائلی را مطرح می‌کردند، که در واقع بسیاری سطحی و چون قلقلکی برای سیستم‌ها بود. با افزایش و تکرار حملات نظامی آمریکا و کشورهای ناتو به بهانۀ صدور دموکراسی به کشورهای مختلف، ایجاد و گسترشِ قارچی اینگونه نهادها در کشورهای جنگ زده هم چشم‌گیرتر شد. وظیفۀ برخی از این بنگاه‌های حقوق بشری آن شد که با تهیه و پخشِ گزارشاتی «بشردوستانه» از بدبختی در مناطق جنگ‌زده یا با تکیه بر نواقص و نارسایی‌ها در کشورها اختلافات نژادی و مذهبی را دامن زنند. بی‌فرهنگ نشان‌دادن کشورهای خاورمیانه و آفریقایی و نیاز ِاین «بیچاره‌گان» و نیاز آنان به «ناجیانِ» سفیدپوست تبلیغ و ترویج می‌یافت. در واقع با ظاهری غیر سیاسی اما تبلیغی کاملاً هدفمندانه کردند. این تبلیغاتِ نهادهای «صادراتِ دموکراسی» با دو هدف انجام گرفت. از یکسو تلاش می‌کردند برای توجیه کشورگشایی‌ها و از سویی با دامن زدن به نژادپرستی و اختلافات فرهنگی و مذهبی سعی می‌کردند تا مبارزۀ طبقاتی و فعالیت‌های سیاسی را به انحراف بکشانند.

با پیشرفت و جاافتدن استفاده از اینترنت و ساخت اتاق‌های فکری مجازی کارِ مستخدمینِ بنگاه‌های سرمایه‌داری-صهیونیستی هم آسان‌تر شد. «بشردوستان»” این بنگاه‌ها هر از گاهی آکسیون‌های بی‌محتوا و بی‌سروته، اما با جنجالِ فراوان براه انداختند. نقش این خادمان تاکنون چه درسناریوهای براندازی‌ها و چه در انقلابات مخملی رنگ و وارنگ، چه در پخش اخبار نادرست، معروف‌کردن افراد ناشناخته برای دردست‌گرفتن قدرت سیاسی در این کشور و آن کشور، استفاده‌های بسیاری شده است.

پس از قلع و قمع کردنِ سازمان‌های سیاسی توسط حاکمیت جمهوری اسلامی، دوران افول سیاسی باردیگر بر کشور سایه افکند. در این برهه از زمان که جای سازمان‌ها و تئوریسین‌های انقلابی بیش ازهر زمان خالی بود، نهادهای معلوم‌الحال، که از کانال‌های فوق تغذیه می‌شدند، رشد صعودی پیدا کردند. البته جمهوری اسلامی هم جلوی این گسترش را نمی‌گرفت. وجود چنین نهادهایی از سویی کمک به ایجاد تشتت و تفرقۀ بیشتردر افکار عمومی شد که در نهایت مانعی بودند تا نطفه‌های تشکلات آرمان‌خواه رشد کنند و از سویی دیگر این امکان را به ج.ا. داد، تا با توسط آن پُزِ «دموکراسی» و «آزادی» در ایران بدهد. خواسته یا ناخواسته سودی دو طرفه برای آمریکا و ج.ا دربرداشت.

چند سالی است که سرمایه‌گذاران «رژیم چینج» سعی می‌کنند کنار مزدبگیرانِ مشهورِ خود چهره‌های جوان‌تر و ناشناخته‌تری را هم وارد میدان کنند. این سرمایه‌گذاری ابعاد و اشکال مختلفی به خود گرفته است، از دانشجویان اصلاح‌طلب طرد شدۀ درون حاکمیت جمهوری اسلامی گرفته تا جوانانی که خارج از ایران بدنیا آمده و به سختی به زبان فارسی تکلم می‌کنند. یکی از این چهره‌های بَزَک کرده مسیح علینژاد است که از قرار از خبرنگاری پارلمانی در مجلس هفتم به دلیل سرقت اسناد محرمانه اداری اخراج شده و سرانجام پس از اعتراضات ۸۸ از ایران خارج شد تا «مسیح» گونه ناجی ملت ایران شود!! معصومه علینژاد قمی از قمی کلای بابل در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش خیاط بود. با کمکِ دستگاهِ تبلیغاتی به ناگهان دختری از قشرِ پایینِ جامعه نمادِ مصنوعیِ رهایی زنان سرکوب شدۀ ایران (به تازگی جهان!) شد. او آمد تا چند نفر یواشکی روسری بردارند، و اسمش را گذاشت آزادی‌های یواشکی! مسیح آمد تا با رضا پهلوی چرخی بخورد، با پمپئوعکس بگیرد و خواهان تحریم‌های بیشتر علیه مردم ایران شود و حتی کم کم ادعای رهبری هم دارد! این بنگاه اما تنها مسیح را ندارد. امریکا با ترفندِ تکیه بر حقوق زنان در ایران، سعی کرد که زنان زیادتری را وارد نقشه خود کند. از جمله مریم معمار صادقی، که جنگ را یکی از ابزار رسیدن به آزادی می داند، نیز دائم بر طبل جنگ می‌نوازد و خواهان دخالتِ آمریکا در سرنوشت مردم ایران است. یکی دیگر از اعضای بنگاه آلترناتیوسازان، صبا فرزان است که تاکنون برنامه‌های زیادی بر سر«آنتی سمیت» بودن برگزار کرده و مقالاتی اینجا و آنجا نوشته است، اما ندیده و نخوانده‌ایم که حتی یکبار هم سیاست‌های اسرائیل را به نقد کشیده باشد! فرزان روز شانزدهم فوریه درحساب کاربری توئیترخود عکسی را با اندرو پیک، مدیر میز ایران و عراق در وزارت خارجه امریکا، به اشتراک گذاشت و در حاشیۀ کنفرانس امنیتی مونیخ به عنوان یکی از نمایندگان زنان ایران با برایان هوک نمایندۀ ویژه امریکا در امور ایران و تیم دیپلمات‌های همراهش دیدار و گفتگو کرد و پیشنهادات خود را به این جلادان برای دخالت در مسائل ایران مطرح کرد! این زنان و مردانِ بنگاه‌های آلترناتیوسازی جملگی گدایان و دخیل بستگانِ بارگاهِ بیگانگان، که دخالت، تحریم، جنگ و حتی صدورِ رئیس جمهور صادراتی از نوع ونزوئلا را تبلیغ می‌کنند، تا اذهان عمومی آمادۀ هرگونه دخالت خارجی در مسائل و امور داخلی ایران بشود.

آنچه این آلت دستان آمریکا و متحدان‌اش فراموش می‌کنند، آن است که جنبش زنان در این دوره علی‌رغم شدیدترین برخوردهای رژیم از نفس نیافتاده است. پیگیری زنان برای رسیدن به خواسته‌های برحق خود با تداوم یافته‌ترین جنبش‌ها بود. «مسئله زنان» اساساً یکی از ریشه‌ای‌ترین و رادیکال‌ترین مسائل جامعه طبقاتی سرمایه‌داری و مبارزه بر سر آن از اصلی‌ترین مبارزات برای برابری انسانهاست. یکی از برجستگی‌ها و ویژه‌گی‌های جنبش زنان در ایران به درهم‌تنیدگی آن با دیگر مبارزاتِ اجتماعی گوناگون بوده است. برعکس اتهامات بی‌مایه و ناصواب خانم مسیح علینژاد انگیزه منتقدان حسادت نیست، بلکه انگیزه افشای چهرۀ کریهِ خودفروختگی سیاسی است. بازی کثیفی که به قیمت جان هزاران کودک و انسان تمام خواهد شد. مسیح علینژاد و زنان بارگاه عموسام نه تنها از عکس گرفتن با جنایتکاران و ضدبشری‌ترین نمایندگان امپریالیسم آمریکا و صهیونیست‌ها شرم ندارند، بلکه از ضدانسانی‌ترین و ضدزن‌ترین حکومت‌ها درخواست حمایت از مبارزات زنان ایران را می‌کنند و توقع دارند ما برای کارهایشان سوتِ تشویق هم بکشیم! زهی بی‌شرمی! این افراد در اتاق‌های فکری با تمام قوا به تبلیغ همکاری با قدرت‌های امپریالیستی پرداخته‌اند و جنگ طبقاتی را درحد جنگ‌های مذهبی تقلیل می‌دهند. برای این زنان دو راه بیشتر وجود ندارد: یا با امریکا و صهیونیست‌ها علیه جمهوری اسلامی یا هر که راه آنان را نه‌پسندد، مدافع و هوادارجمهوری اسلامی می‌شود!! اما واقعیت آنست که این عده هدف‌شان رهایی انسان‌ها نیست. در واقع می‌خواهند به نام «فعالان زنان»، «حقوق بشری»، جای مبارزان و انقلابیون را به‌گیرند تا مبادا دست به ترکیب سیستم جنایتکار نئولیبرالی بخورد.

آگاه‌بودن به این امر که سرنوشت زنان ایران با سرنوشت زنان منطقه گره خورده است و مطالبات بر حق زنان ایران بدون پیوند آگاهانه با مبارزه علیه تجاوزات امپریالیستی پیشرفت لازم و مطلوب را نخواهد داشت، اصلی است مهم و تعیین‌کننده برای فعالین زنان، چرا که همواره اولین قربانیان تجاوزات امپریالیستی کودکان و زنان بوده‌اند.

زنانی که خصوصاً دو سال گذشته بطور مستمر علیه نابرابری‌ها، تبعیض طبقاتی، معضلات اجتماعی و علیه آپارتاید جنسی در خیابان‌ها مطالبات خود را با دلیری از ج.ا خواستند، آگاه‌اند که اگر هوشیار نباشند، باری دیگر قربانی و بازندۀ ماجرا خواهند بود.

اکنون در آستانۀ هشتم مارس، روز جهانی زن، هنگامی که برگه‌های تاریخ را ورق می‌زنیم، به صفحاتی مملو از نام زنانی برمی‌خوریم که حماسه آفریدند، زنانی مبارز که تاریخ‌ساز شدند. نه تنها مسیح، مریم و شاپرک و … نامشان در این صفحات ثبت نخواهد شد، بلکه تاریخ از آنها به زشتی یاد خواهد کرد.

 

Print Friendly, PDF & Email