یکشنبه , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / استعفای محمد جواد ظریف، مخالفت با استعفای او، بن‌بست نظام است

استعفای محمد جواد ظریف، مخالفت با استعفای او، بن‌بست نظام است

در مورد اعلام استعفای ناگهانی محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی و مخالفت حسن روحانی با استعفای او، رسانه‌های داخلی و خارجی بسیار سخن گفته‌اند و این خبر از زوایای مختلف نقد و تحلیل شده است و هنوز هم ادامه دارد. دلایل این استعفا و بازگشت سریع او کدامند و ایران به کدام سو می‌رود:

یکم اینکه همگان به یاد دارند در ۲۶ دی ماه ١٣٩۴مذاکرات نمایندگان ایران تحت رهبری تیم محمد جواد ظریف و به فرمان رهبر جمهوری اسلامی سید علی خامنه‌ای از موضع تسلیم و ضعفِ قهرمانانه با کشورهای ۵ + ۱ در وین به نتیجه رسید و «قرارداد لوزانچای» اجرائی شد.

ایران با یک زیان ٢٠٠ میلیارد دلاری و دفن‌کردن اورانیوم غنی‌شده، بر طبل صلح و دفع جنگ کوبید و وعده رونق اقتصادی داد. به قول باراک أوباما، رئیس جمهور اسبق امریکا، «آنها در اراک قلب تأسیسات هسته‌ای ایران را درآوردند». أوباما در سخنرانی خویش بعد از این توافق اعلام کرد: «قبل از توافق هسته‌ای ایران نزدیک بود راکتور جدیدی را تکمیل کند، که می‌توانست پولوتونیوم برای یک بمب تولید کند. امروز قلب این راکتور بیرون آورده شده و با سیمان پُر شده است تا دیگر قابل استفاده نباشد».

زیر این سند خیانت ملی را سید علی خامنه‌ای امضا کرد و ظریف مجری اوامر رهبر بود.

دوم اینکه برای رفع تحریم‌ها و محاصره اقتصادی ایران، که از همان بدو امر غیرقانونی، ضدانقلابی، ضدبشری و نادرست بود، عده‌ای ساده‌لوح جشن گرفته و پایکوبی کرده بودند. عده‌ای خوش‌خیال نیز بر این توهم بودند که گویا از این به بعد در جوی‌های ایران شیر و عسل جاری خواهد شد. توجه کنید چقدر این رژیم سرکوب‌گر و فاسد به مردم ایران ستم روا داشته است که عده‌ای تسلیم‌شدن به خفت بیگانه را پیروزی ایران تلقی کردند و در حسن روحانی «اصلاح طلب»، ناجی ایران را جستجو می‌کردند.

سوم اینکه آمریکا با خروج از همین برجام که محصول فشار ۵+۱ و تسلیم رژیم بود، تحریم‌های غیرقانونی اقتصادی علیه مردم ایران را از سر گرفت و تشدید کرد و عملاً با اعلان جنگ علیه ایران تسلیم کامل سیاسی رژیم را در دستور کار خود قرار داد .فشارهای تروریستی آمریکا اقتصاد نحیف و بیمار ایران را بیمارتر کرد و مردم ایران را در شرایط سختی قرارداده است. تشدید تحریم‌های اقتصادی موجب تشدید وخامت وضع معیشتی مردم و در نتیجه تشدید تضادهای درونی رژیم جمهوری اسلامی گردیده است.

چهارم اینکه جناح‌های رژیم ضمن توافق بر سر حفظ نظام اما بر سر چگونگی پیشبرد سیاست‌های داخلی و خارجی و غارت ثروت مردم اختلافاتی داشته و دارند و این تضادها همواره در طول تاریخ چهل ساله رژیم وجود داشته و رئیس جمهور و وزیر امورخارجه‌ای از جمهوری اسلامی را در طول این مدت نمی‌یابید که از مداخله ولی فقیه و دولت موازی نه نالیده باشد.

پنجم اینکه درپی اعلام استعفای محمدجواد ظریف برخی از نمایندگان مجلس، «ناهماهنگی‌ها در حوزه سیاست‌ خارجی و دخالت نهادهای مختلف در این حوزه» را علت اقدام محمد جواد ظریف خوانده‌اند. عدم حضور ظریف در جریان سفر بشار اسد به تهران دلالت بر تشدید اختلافات سیاسی در زمینه‌های مختلف خارجی و دخالت‌های دولت سایه در اعمال فشار و سرانجام استعفای ظریف دارد.

ششم اینکه بخاطر عدم شفافیت سیاست‌های جمهوری اسلامی و دخالت‌های رهبر عملاً ما با دو دولت در کنار هم روبروئیم  و دولت رسمی که ظاهراً منتخب مردم است، فاقد استقلال و قدرت تصمیم گیری‌های سیاسی است.

هفتم اینکه حسن روحانی، بامداد چهارشنبه ۸ اسفند ماه ۱۳۹۷، در پاسخ رسمی به نامه استعفای محمد جواد ظریف پذیرش استعفای او را «بر خلاف مصالح جمهوری اسلامی» دانست و با آن مخالفت کرد و ظریف پس از مخالفت حسن روحانی به سر کار خود بازگشت. قاسم سلیمانی نیز گفته بود «ظریف مورد حمایت مقامات عالی نظام است و با «درایت و نظارت رهبر» کار خود را انجام می‌دهد».

در این نامه حسن روحانی نوشت: «اینجانب نسبت به فشارهای وارده به دستگاه دیپلماسی کشور، دولت و حتی رئیس‌جمهوری به خوبی آگاهم»، اما در ادامه افزود: «جنابعالی مورد اعتماد اینجانب و مجموعه رژیم جمهوری اسلامی و به‌خصوص رهبر انقلاب اسلامی هستید».

در حالی که کمتر از دو روز از استعفای محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی، نگذشته او استعفای خود را پس گرفت.

خلاصه کلام اینکه این دو گانگی‌ها از یکسو و از سوی دیگر رشد باندهای مافیایی در نظام جمهوری اسلامی و منفردشدن کلیت رژیم در داخل، وی را به شدت آسیب‌پذیر کرده است .نظامی که به مردمش دروغ می‌گوید، نظامی که از مردمش بیشتر از امپریالیست‌ها می‌ترسد، نظامی که یک فرد به عنوان متولی از بالا تحت نام ولی فقیه تصمیم می‌گیرد و ملت را صغیر می‌پندارد، نمی‌تواند در مقابل تحریم و محاصره خارجی به‌ایستد، ناچار است روزانه بیشتر به آغوش امپریالیست‌ها رفته منافع ملی ایران را بر باد دهد. چنین نظامی محکوم به شکست است. امپریالیست‌های مارخورده افعی شده که ناظر بر تناقضات درونی رژیم و نارضایی عمومی و دروغگوئی‌های او هستند، دلایل آنرا بهتر از خود رژیم دانسته و درک می کنند که آنها در استیصال خویش غوطه‌ورند و مانند کرکس‌ها برای تجاوز به حریم سیاسی، اقتصادی ایران کمین گرفته‌اند. موضع‌گیری‌های آمریکا نشان می‌دهد که آنها از اهداف خود در خاورمیانه و تصمیمات‌شان در مورد ایران باز نه‌ایستاده‌اند.

برگرفته از نشریه الکترونیکی شماره ۱۵۲ اسفند ۱۳۹۷

 

Print Friendly, PDF & Email