چهارشنبه , ۲۶ تیر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / تحریم اقتصادی؛ زبان گلوله استعمار در قرن بیست و یکم

تحریم اقتصادی؛ زبان گلوله استعمار در قرن بیست و یکم

حزب کار ایران(توفان) نقطه نظر خود را در مورد سیاست تحریمهای اقتصادی امپریالیستی بر ضد سایر ممالک جامعه بین­الملل از همان روز نخست بیان داشته و تا به امروز نیز این سیاست را مورد تائید قرار می­دهد. سیر رویدادها در جهان صحت نظریات حزب کار ایران(توفان) را تائید می­کند.

تحریم اقتصادی یک کشور آنهم با نقض منشور ملل متحد؛ مفهوم دیگری جز نقض حقوق ملل ندارد. نمی­شود با نقض حقوق ملل به مخالفت برخاست، ولی سیاست ارتجاعی و قلدرمنشانه تحریم را “مثبت”؛ “انقلابی” و “منادی سوسیالیسم” برای ایران ارزیابی کرد. ملتهای جهان صرفنظر از خرد و کلان؛ مسلمان و مسیحی؛ هندو و بودائی و…؛ صرفنظر از توان اقتصادی؛ نفوذ سیاسی و قدرت نظامی؛ همگی دارای حقوق مساوی بوده و باید از احترام متقابل برخوردار باشند. با زبان تهدید و دشنام نمی­شود به ملتهای جهان حمله نموده، و آنها را تحقیر کرده و با روش فاشیستی و ددمنشانه؛ وضعیت ویژه­ای برای خود آفرید. احترام به حقوق ملتها اعتقاد به اصل دموکراسی است. حقوق دموکراتیک همه ملتهای جهان از وزن و ارزش مساوی برخوردار است. جمهوری جیبوتی و یا جمهوری دومینیکن همان قدر حق و حقوق دارند و باید از مزایای دموکراسی در جهان برخوردار شوند که کشور آمریکا؛ آلمان؛ فرانسه و یا بریتانیا.

کمونیستها همیشه از تساوی حقوق بین ملل حمایت کرده­اند و می­کنند. به زیر پرسش بردن این اصل در درجه نخست خودِ ناقضانِ ضعیف این اصل را قربانی خواهد کرد.

مثالی بزنیم: اگر تجاوز به عراق و لیبی نقض حقوق بشر؛ نقض حقوق ملل و نقض دموکراسی بطور کلی است، آنوقت نمی­شود چون این تجاوز به دست امپریالیسم غرب و در راس آنها آمریکا صورت گرفته و برای برخی از عناصر متوهم؛ دارای منافع آنی است، برای ما قابل پذیرش گردد و مالا برای این کشورها حقوق ویژه قایل شویم. اگر در این عرصه سکوت کنیم و یا منافع کوته­بینانه لحظه­ای را تاج سر خود گردانیم و اصول پذیرفته و تجربه شده جهانی را به سخره بگیریم، روزی که این شتر درِ خانه ما خوابید، دیگر کسی نیست به ما یادآوری کند که خودِ ما همدست تجاوزکاران در نقض حقوق دموکراتیک و شکستن حرمت این دستآورد در گذشته بوده­ایم. به سرنوشت غم­انگیز کُردهای ناسیونال شونیست عراق نظر افکنید. آنها با محاصره اقتصادی عراق و نابودی یک میلیون کودک عرب عراقی موافق بودند و از تجاوز امپریالیسم آمریکا و متحدانش به عراق حمایت کردند و می­کنند، به این امید واهی که از این نمد به آنها نیز کلاهی برسد. آنها امروز به پایگاه صهیونیسم در منطقه بدل شده­اند. اینکه این تجاوز نقض حقوق بشر و ملل بود، برای آنها کوچکترین اهمیتی نداشت، زیرا سفیهانه فکر می­کردند، فقط گلیم ناسیونال شونیسم ارتجاعی کُرد را از آب بیرون می­کشند. و حالا خود آنها شاهد آن هستند که دولت متجاوز ترکیه به سوریه تجاوز می­کند و حقوق بشر و ملل را به زیر پا می­گذارد تا خدمت ناسیونال شونیستهای کُرد که در تضاد با پان­عثمانیسم و پان­ترکیسم قرار گرفته­اند، برسد. آنها امروز ناچارند تجاوز ترکیه به سوریه را محکوم کنند و خود را هوادار حقوق ملل جا بزنند. فقدان اصولیت و نان را به نرخ روز خوردن در سیاست؛ فاجعه ببار می­آورد. هر کشور و فرد دموکراتی باید هرگونه تجاوز ضد بشری را صرفنظر از اینکه متجاوز کیست محکوم کند.

حتی به بهانه دارا بودن نیات “مترقی” نیر نمی­شود، حقوق دموکراتیک ملتها را زیرپا گذارد. بزرگان مارکسیسم به این جهت تازاندن انقلاب سوسیالیستی را به کشورهای دیگرمحکوم می­کنند، زیرا این “نیت خوب” از بطن خود جامعه و نیاز رشد آن بیرون نیامده و اقدامی تحریک­آمیز و مکانیکی است. تجاوز به کشورها و نقض حقوق ملتها را به هیچوجه نمی­شود با مترقی بودن رهبران کشور و یا ارتجاعی بودن سران حکومت توجیه کرد. کسانی که مدافع تجاوز به کشور مفروضی هستند، با این ادعا که گویا در آن کشور حکومت مستبدی بر سر کار بوده و حقوق بشر را نقض می­کند، خود با نقض حقوق دموکراتیک و نقض اصولی حقوق ملل همواره در کنار ارتجاع امپریالیسم و استعمار قرار دارند و باید خیلی خوشباور باشیم که بپذیریم آنها فقط گمراهند و همدست امپریالیسم و استعمار نبوده و نیستند. به بهانه سرکوب سران ارتجاعی یک کشور مفروض نمی­شود حرمت دموکراسی و حقوق ملل را نابود کرد. این نوع تبلیغ و درک معیوب از دموکراسی راه را برای قلدری و تولد پلیس بین­الملل باز می­کند. عفریتی زاده می­شود که با انحصار تفسیر دموکراسی و حقوق بشر؛ ملتها را به زیر عرابه جنایات خویش خواهد گرفت. امپریالیسم آمریکا اکنون این نقش را ایفاء می­کند.

این روش امپریالیسم آمریکا و به تبعیت وی امپریالیستهای اروپائی؛ یادآور دوران قرون وسطی و عهد باستان است که سرداران لشگر برای فتح دژها و باروهای “دشمن” به محاصره شهر­ها پرداخته و امکان رساندن آب و آذوقه را به مردم می­بستند تا آنها در محاصره؛ در اثر بی­غذائی و بی­دوائی از پای درآیند و از روی ناچاری درِ و دروازه شهر را به روی قوای مهاجم بگشایند. آنوقت قتل عام گرسنگان؛ تازه آغاز می­گشت. تمام دوران جنگهای صلیبی در محاصره اورشلیم حاکی از این قانون زور بوده است.

امپریالیسم در قرن بیست­ویکم از همان وسیله فشار و تهدید برای پیشبرد مقاصد خودش استفاده می­جوید. اگر این روش امپریالیستی؛ مکتب آموزشی برای همه گردد و چنانچه کارزاری برای مبارزه با این شانتاژ جهانی صورت نگیرد، نه تنها شالوده جامعه بین­الملل برهم می­ریزد بلکه خطر جنگ نیز افزایش یافته و جهان را تهدید می­کند.

شما از این یاران امپریالیسم می­شنوید که آمریکا حق دارد ایران را محاصره اقتصادی نموده و تعیین کند چه ملتی در جهان حق حیات داشته و چه ملتی از این حق برخوردار نیست. بزعم آنها آمریکا بالاترین مرجع صالحه و “ولی­فقیه” در جهان است که باید در مقابل تصمیمات و اراده وی همه مردم جهان سجده کنند. اگر ترامپ می­گوید: (آمریکا اول)، ما هم باید با وی هماهنگ شویم و گفتار ترامپ را تائید نمائیم. اگر روسای جمهور آمریکا اموال ایران را مصادره کرده و به ضد انقلاب و شرکتها و اتباع آمریکائی بذل و بخشش می­کنند و یا تا حدی پیش می­روند که با آسمان و ریسمان بافی خسارت وارده به سربازان تجاوزکار آمریکائی به لبنان را غیر مستقیم کار ایران دانسته و اموال ایران را در آمریکا توقیف کرده و تاراج می­کنند، از نظر نوکران ایرانی و همدستان امپریالیسم کاملا موجه و قابل تائید است. اینکه این عمل غیرقانونی است برای آنها مطرح نیست برای آنها تنها دشمنی با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی مطرح است. توگوئی ضبط اموال مردم ایران در آمریکا به مصرف تحقق حقوق بشر در ایران و یا بقای ایران می­رسد. این تائید؛ تائید اصل “ولایت فقیه” نوع آمریکائی است. تکیه کلام این خائنین این است که : شما می­خواهید این پولها به جمهوری اسلامی داده شود تا بیشتر بر سر کار بماند و مردم را سرکوب کند؟ روش این خودفروخته­ها که شرافت خویش را نیز فروخته­اند؛ ارعاب است. طبیعتا حزب ما به استدلال مقابله به مثل که البته نادرست هم نیست متوسل نمی­شود و نمی­گوید که شما خائنان با امپریالیسم همدستی می کنید تا منافع کشور ایران را نابود نمائید. استدلال ما این است که در عرصه مراودات جهانی نه خرید و فروش و نه مبادلات بانکی و سرمایه­گذاری بر اساس ماهیت انقلابی و یا ارتجاعی انجام نمی­شود. هیچ بانک و یا موسسه مالی جهانی محق نیست از پرداخت حقوق شما به علت ناخوش­آیندی افکارتان خودداری کند. در آن صورت نظام بانکی و مبادلات جهانی برهم می­خورد و خودسری و راهزنی جای آنرا می­گیرد. در آن صورت هرج و مرج؛ خودسری؛ توحش و قانون جنگل در جهان حاکم می­گردد. در اینجا منافع همگانی و جهانیِ عالیتری وجود دارد که سایر مسایل را تحت­الشعاع قرار می­دهد. تازه کجاست آن “مرجع بی­طرف” جهانی که بتواند بیطرفانه در مورد ماهیت تفکر شما تصمیم بگیرد و این تصمیم مورد تائید همگان باشد. این ایرانی­های خود فروخته که با محاصره اقتصادی ایران موافقند نمی­توانند با محاصره اقتصادی کوبا؛ عراق؛ لیبی؛ نیکاراگوئه؛ ونزوئلا و… موافق نباشند. اگر می­شود اموال ایران را با قلدری و بهانه ارتجاعی بودن سران حکومت ایران بالا کشید و حق کشور ایران را ضایع کرد، چرا نباید اموال معمر قذافی را در بانکهای فرانسه؛ ایتالیا؛ آلمان؛ سوئیس و یا آمریکا بالا کشید؟ چرا نمی­شود حقوق کشور ونزوئلا را در بانکهای آمریکا بالا کشید و اموال دولت ونزوئلا را مصادره کرد؟ استدلالی که گویا حکومت کوبا؛ نیکاراگوئه و یا ونزوئلا انقلابی هستند، طبیعتا در این بحث خریداری ندارد، زیرا این حق عملا به امپریالیسم آمریکا تفویض شده است که راسا در مورد ماهیت کشورها تصمیم بگیرد. بهانه دشمنی با جمهوری اسلامی تا اموال ایران را به کام آمریکا شیرین گرداند، حال به یک معضل جهانی بدل شده است. کنگره آمریکا قانونی می­گذراند و با زور تهدید و فشار می­طلبد؛ همه کشورهای جهان باید به این مصوبه کنگره آمریکا که امر داخلی این کشور است، گردن نهند. آمریکا به صورت ضد دموکراتیک؛ خود را به نوعی حکومت جهانی بدل کرده است که قوای مقننه؛ قضائیه و مجریه جهان را در دست دارد و ناظر اجرای آنها در سراسر جهان نیز گشته است. آمریکا به دولت چین اخطار می­دهد که حق ندارد با ایران معاملات تجاری داشته باشد و بی­توجهی دولت چین به این اخطار را با دستگیری یکی از مقامات ارشد مالی چین در کانادا(خانم مانژو منگ مدیر مالی شرکت جهانی فنآوری هوآوایHuawei) پاسخ می­دهد. جرم خانم منگ این است که گویا یکی از شرکتهای تابعه هوآوای به نام اسکای­کام از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ تحریم­های ایران را دور زده است. ترامپ شرکتهای اروپائی را تهدید می­کند که همه به ساز آمریکا برقصند و از مبادلات تجاری با ایران خودداری کنند در غیر این صورت آنها را مطابق قانون آمریکا محاکمه کرده و مجبور به پرداخت خسارت می­کند. کاخ سفید بارها به شرکت‌های اروپایی که در ایران مشغول به کار هستند، هشدار داده که در صورت دور زدن تحریم‌های آمریکا “به شدت تنبیه و مجازات” خواهند شد.

طبیعتا تمکین شرکتها و دول اروپائی به آمریکا به مورد ایران خلاصه نمی­شود و همه ممالک را در بر می­گیرد. اروپائی­ها برای سرگرم کردن ایران و مهار وی از سازوکاری صحبت می­کنند که راه مبادله تجاری با ایران را هموار می­کند، گذشته از اینکه این امر دروغ محض است و اجرای آن موکول به برآوردن خواسته­های آمریکا و اسرائیل شده است، خود این اقدام مورد هجوم ترامپ قرار گرفته و آب پاکی را روی دستان اروپائی­ها ریخته است. اختلاف اروپا با آمریکا ماهیتا یک امر حقوقی نیست که با اختراع یک “سازوکار حقوقی” به این اختلاف پایان دهید. اختلاف سیاسی است و ترامپ هم با اشاره به این امر هشدار داده است که اروپا هر روشی را که اتخاذ کند نباید به ایران امکان دهد که محاصره اقتصادی را دور برند. به این جهت اروپای همدست آمریکا خود شتری را می­بیند که قصد دارد درِ خانه آنها نیز اطراق کند. سفیر آمریکا در برلن؛ آقای ریچارد گرنلRichard Grenell در نامه­ایکه به شرکتهای مشغول در پروژه انتقال گاز از روسیه به اروپا از طریق لوله انتقال گاز دریای شمال ارسال کرده است، آنها را تهدید کرده که با مجازات آمریکا حساب کنند زیرا دولت آمریکا مخالف انجام این پروژه بوده و تمایل دارد که گاز خود را(این گاز سی درصد گران­تر از گاز روسیه است-توفان) در اروپا به­فروش برساند. حال اروپا با وضعیتی جدیدی روبروست. ماهیت منازعه با ایران بر سر رهبری جهان و دیکته کردن اوامر آمریکاست. این یک سیاست نوین راهبردی است که عملا استعمار نوینی را در جهان تبلیغ می­کند. مدافعان تحریم کشورها با هر نقابی که ظاهر شوند همدستان امپریالیسم آمریکا هستند. از این خودفروخته­ها بپرسید آمریکا چه موقع و به چه نوع حکومتی در ایران مجاز است اموال مصادره شده را پس دهد. این خودفروخته­ها ناتوانند تا نوع حکومتی را که شایسته دریافت اموالش در ایران است بر زبان آورند، زیرا روشن است که این حکومت باید دست نشانده آمریکا باشد. سخنان تهدید آمیز این عده تنها برای آن است که آمریکا اموال مردم ایران را برای همیشه تناول کند. ایرانیانی که از گرسنگی دادن به مردم ایران و غارت ثروتهای این کشور پشتیبانی می­کنند و به بهانه­های “انقلابی”؛ مزدور ارتجاع جهانی شده­اند، به زودی خود قربانیان این نوع تبلیغ خواهند بود. کار به جائی رسیده است که حتی اردشیر زاهدی یکی از عوامل کودتای ۲۸ مرداد نیز این زروگوئیها را محکوم کرده است. نوکران “انقلابی” آمریکا در بن­بستی گیر کرده­اند که نمی­توانند برای حفظ “چهره” خود و به روش سنتی خودشان؛ وی را همدست جمهوری اسلامی قلمداد کنند. فقدان اصولیت وضعیت آنها را بسیار وخیم کرده و از این ببعد نیز وخیمتر خواهد کرد. مردم ایران هرگز نام این جاسوسان کثیف و عمال امپریالیسم و صهیونیسم و عربستان سعودی را فراموش نمی­کنند. این نوع برخورد به منافع کشور ایران که ربطی به حاکمیت ارتجاعی؛ فاسد و تبهکار آن ندارد، فقط موجبات توجیه بقای این حکومت را فراهم می­آورد و مردم را به گمراه می­کشاند.

برگرفته از توفان شـماره ۲۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۸ـ آوریل ۲۰۱۹

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email