پنج شنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / شکست داعش در سوریه، پایان تروریسم امپریالیستی نیست

شکست داعش در سوریه، پایان تروریسم امپریالیستی نیست

لانه تروریستها ممالک امپریالیستی و یا همدستان منطقه­ای آنها است. تروریسم که به اقدامات خرابکارانه؛ قتل؛ تجاوز؛ تبهکاری ضد بشری و… دست می­زند ماهیتا ضد مردمی بوده و هیچگاه دارای پایه توده­ای نخواهد بود. توده­ها از تروریسم متنفرند. به این جهت تروریسم همواره موجودی بیگانه؛ منفرد و منزوی است.

در قرن بیست و یکم تروریسم به صورت ابزاری سازمانیافته و تعلیم دیده از جانب امپریالیسم علم شده است که برای اعمال تبهکاری­های خویش که مورد نظر امپریالیسم می­باشد و در متن سیاست راهبردی آنها جریان دارد، هم مستمری از جانب آنها دریافت می­کند و هم تا خرخره اسلحه از طرف این کشورها؛ شرکتها و یا “علاقمندان” خرپول که بیشتر نقش پوششی دارند، به کف می­آورد. جریانهای تروریستی چنانچه از این حمایت سخاوتمندانه ارتجاعی جهانی برخوردار نباشند، هرگز امکان بقاء ندارند. خاصیت بسیج لشگر تروریستی در این است که آنها اجیر قدرتهای بزرگ هستند و هر کجا این قدرتها صلاح بدانند مورد استفاده قرار می­گیرند.

این افراد به ارتش منظم و یا هویت ملی معیینی وابسته نیستند. پیروزی و یا شکست آنها احساسات ملی کشوری را جریحه­دار نمی­کند. چون محل اقامت دائمی نداشته و مرتب در حال سفرند از جانب قوه قضائیه مورد تعقیب قرار نمی­گیرند. آنها در جنگ منظم شرکت نمی­کنند در جنگهای نامتقارن دوره می­بینند و با اشغال شهرها؛ کشتار بی­حساب و ایجاد رعب و وحشت با ابعاد گسترده­ی تبهکاری و جنایت؛ فضائی مسموم و هولناک ایجاد می­کنند تا بتوانند در متزلزل کردن حکومتهای نامطلوب امپریالیستها موفق شوند. تروریسم کور جنایتکار ستون پنجم ارتش منظم امپریالیستی است. آنها به عنوان پیشقراول تخریب و خوف وارد میدان شده و سپس جای خود را به سربازان منظم دشمنان بشریت می­دهند. بهترین نمونه این آدمکشان حرفه­ای داعش است. این دارو دسته که مشتی تبهکار از ده­ها ملیت گوناگون­ آسیائی؛ اروپائی؛ آفریقائی هستند از اقصی نقاط جهان به لیبی و سوریه گسیل شده­اند و حتی گروه­های مخالف یکدیگر نیزبه نیابت از جانب سازماندهندگان خویش به جان یکدیگر نیز می­افتند. مثلا در لیبی تا زمانیکه تکلیف تقسیم “منصفانه” نفت این کشور میان ممالک امپریالیستی در درجه نخست اروپا معلوم نشود این گروههای تروریستی از مبارزه با یکدیگر و قتل مردم غیر نظامی دست برنمی­دارند. ایجاد یک محیط آشوب­زده و ناامن از مختصات گروه­های تروریستی است زیرا چنین وضعی امنیت آنها را تامین می­کند.

این اوباشان آدمکش را به عنوان ارتش آزاد سوریه و “مردم انقلابی” سوریه با تبلیغات گوشخراش به صورت قاچاق و حمایت تدارکاتی امپریالیسم و ارتجاع منطقه به سوریه گسیل داشتند. این اوباشان را در اروپا در کشورهای بریتانیا؛ فرانسه؛ آلمان؛ دانمارک؛ هلند؛ سوئد و… پرورش دادند. سالها فعالیت سلفیستها که نوع پوشیده وهابیسم است در این کشورها آزاد بود و از رهبران آنها دعوت می­شد در برنامه­های تلویزیونی به دفاع از نظریات خود بپردازند و از این سکوهای تبلیغاتی برای جلب مشتری سوءاستفاده کنند. بیش از ۶۰ هزار نفر از آنها را به عنوان اتباع آزادیخواه سوریه از طریق ترکیه و اردن برای انجام عملیات تروریستی به سوریه گسیل داشتند. این گروه­ها بهترین سلاحهای جنگی؛ خودروهای حمل و نقل؛ اطلاعات ماهواره­ای؛ اطلاعات جاسوسی؛ تسلط به شبکه مجازی و شرکتهای مبلغ نظریات جنایتکارانه آنها را به مدت ۸ سال در اختیار داشتند. مبالغ هنگفتی هزینه روزانه آنها بود. این جنایتکاران موزه­ها را غارت کرده و آثار باستانی را به موزه­های ممالک امپریالیستی فروختند تا هویت ملی مردم سوریه را نابود کنند. آنها شهر تاریخی حلب را با خاک یکسان کردند و به هر شهری که پا گذاردند به روشنی نشان دادند که هدفشان ساختمان و آبادانی نیست، تخریب و نابودی است. شهری در سوریه نیست که پای این تروریستها به آنجا رسیده باشد و از آن شهر چیزی باقی مانده باشد. آنها حتی زمان فرار و ترک شهرها خانه­ها را بمبگذاری کرده و یا آتش زدند. این تروریسم علاقه­ای به مردم سوریه ندارد و دلش برای نابودی ثروت آنها نمی­سوزد. مردم سوریه نیز این آدمخواران را خوب شناختند و در مقابل آنها ایستادگی کردند. نقبهای زیرزمینی آنها با بتون ساخته شده است و روشن است که این قطعات بتونی باید در کشور دیگری ساخته و با وسیله نقلیه به سوریه حمل شده باشد. باید ماشین­آلات لازم برای نقب­زنی در اختیار این جنایتکاران گذارده شده باشد که قادرند کیلومترها در زیر زمین به نقب­زنی بپردازند. آنها را به سلاح گاز سمی و تسلیحات شیمیائی مسلح کردند تا از آن برای کشتار مردم سوریه استفاده کنند و با زور تبلیغات امپریالیستی این اقدامات را به گردن حکومت بشار اسد بیاندازند. حال این سیاست تروریستی بین­المللی با شکست کامل در سوریه روبرو شده است. آمریکائی­ها به­صورت نیروئی متجاوز بخشی از خاک سوریه را اشغال کرده­اند و هواداران و اعضاء مهم داعشی خویش را از سوریه خارج کردند تا از آنها در محلهای مناسب دیگری استفاده کنند. مرز بلوچستان ایران یکی از این مکانهاست. کُردهای ناسیونال شونیست تجزیه­طلب سوریه که حتی بخشی از مناطق عرب­نشین سوریه را اشغال کرده­اند، همدست امپریالیسم آمریکا در منطقه هستند و در همدستی با آمریکائیها از کشورهای اروپائی خواسته­اند که اتباع داعشی خویش را پس بگیرند. کُردهای ناسیونال شونیست مرتجع از هم اکنون وارد معامله جهانی شده و بر سر داد و ستد داعشی آهنگ آن دارند که برای خود مشروعیت کشوری ایجاد کنند. “وزیر امور خارجه” خود خوانده آنها راه مذاکره با دولتهای اروپائی را باز گذارده است. ولی واقعیت این است که این جنایتکاران وارداتی به صورت غیرقانونی وارد خاک سوریه شده و به قتل و غارت مشغول بوده­اند و باید در سوریه در یک دادگاه علنی محاکمه شوند. کُردهای همدست امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه باید این جنایتکاران را تحویل دولت مشروع؛ قانونی و مرکزی سوریه دهند و نه اینکه خودشان مشتی تبهکار را به یاری آمریکا در بازار مکاره سیاست به فروش بگذارند. تحویل جنایتکاران داعش به اروپا دفاع از داعش است. ایجاد امنیت برای آنها و دادن تامین به آنان محسوب می­شود تا در آینده در هر جا که امپریالیستها مناسب دیدند مجددا از آنها؛ با این تجارب فراوان استفاده کنند. در حالیکه محاکمه علنی آنها در سوریه با حضور مطبوعات و رسانه­های گروهی جهان؛ دست امپریالیستها؛ سازمانها و موسسات آنها؛ دست سازمانهای جاسوسی و سیاستمداران آنها را باز خواهد کرد. دادگاههای سوریه در مورد تبهکاران داعش مشهورتر از دادگاه نورنبرگ خواهد شد. ولی همه امپریالیستها با این کار مخالفند و کُردها مامور تحقق خواستهای این بانیان ترور هستند. امپریالیسم آمریکا باید خاک سوریه را ترک کند و گرنه مردم سوریه آنها را اخراج خواهند کرد. برای کُردهای ناسیونال شونیست و خودفروخته سوریه راهی باقی نمی­ماند جز اینکه خودشان در نقش داعش ظاهر شوند و به قدرتهای امپریالیستی بر ضد مردم سوریه تکیه کنند. نقشی را که تا به امروز داعش در سوریه بازی می­کرد از فردا کُردهای ناسیونال شونیست به عهده می­گیرند. امروز به پاس مقاومت مردم سوریه و دولت بشار اسد دسیسه داعش در سوریه با شکست روبرو شده است. نابودی سوریه که جزء ممالک “شرّ” قرار داشت و مطابق نظر نئوکان­ها در آمریکا باید نابود می­شد، با شکست روبرو شد. امپریالیسم آمریکا نتوانست وضعیت لیبی و یا عراق را در آنجا حاکم کند تا زمینه تجاوز به ایران را فراهم گرداند. حزب ما بارها گفته و تکرار می­کند که شعار “نه غزه و نه لبنان؛ جانم فدای ایران” شعاری ارتجاعی و اسرائیلی است تا سیاست راهبردی امپریالیسم و صهیونیسم را در منطقه متحقق نماید. ممالک سوریه؛ لبنان؛ فلسطین عوامل بازدارنده برای تجاوز به ایران هستند و آمریکا هنوز نتوانسته است تمام شرایط مناسب برای تجاوز به ایران را فراهم آورد. سرنوشت مردم سوریه؛ لبنان و فلسطین بیکدیگر گره خورده و مانع بزرگ بر سر راه داعشی کردن منطقه و ایجاد خاورمیانه بزرگ هستند. ایرانیهای خودفروخته که از روز نخست بشار اسد را آماج حمله خویش قرار داده بودند و مدافع داعش محسوب می­شدند، همان سیاست را با تغییر لحن در مورد نقش ایران در منطقه ادامه می­دهند. این ایرانی­های خود فروخته که هوادار تجاوز آمریکا به ایران هستند، نه از نقش ایران در منطقه رضایت دارند و نه از پیشرفتهای ایران در عرصه موشکی. آنها تهدیدات ترامپ و اتحادیه اروپا و شرایط آنها را نشخوار می­کنند. حزب ما با هرگونه تجاوز به ایران و تضعیف ایران در منطقه که شرط امنیت آن بشمار می­آید مخالف است. مضمون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی که ما طلب کرده و تبلیغ می­کنیم با مضمون سرنگونی رژیم ایران از جانب نتانیاهو و ترامپ ماهیتا متفاوت است و همین تفاوت آن مرز روشنی است که ما را از دشمنان ایرانی مردم ایران که نقاب “انقلابی” به چهره می­زنند و خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به دست امپریالیسم و صهیونیسم هستند جدا می­سازد. نگذاریم ایران به جولانگاه داعش و عربستان سعودی بدل شود و سرنوشت لیبی و سوریه را برایش رقم زنند. این مردم ایران هستند که باید به حساب جمهوری اسلامی برسند و نه دشمنان مردم ایران و خائنان خودفروخته ایرانی.

برگرفته از توفان شـماره ۲۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۸ـ آوریل ۲۰۱۹

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email