چهارشنبه , ۲۶ تیر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / با تروریسم نمی­شود بازی کرد
Islamic State fighter (ISIS; ISIL) Copyright: WHA 0034

با تروریسم نمی­شود بازی کرد

در استراتژی آمریکا در برخورد به سیاست خاورمیانه بزرگ؛ سیاست نابودی کشور عراق؛ سوریه؛ تجزیه ایران؛ ایجاد کردستان بزرگ اسرائیلی؛ حذف اردن و… وجود داشت و هنوز هم دارد. از زمان کلینتون به­تدریج در این زمینه اقدامات مطلوب آمریکا صورت گرفت. جرج بوشِ پسر این سیاست را اجرائی کرد و ممالکی نظیر ایران؛ کره شمالی؛ سوریه و لیبی را محور “شرّ” خواند و کمر به نابودی آنها بست و انجام انقلابات مخملی را با صدور تروریسم به این کشورها تکمیل نمود. هزاران نفر داعشی وهابیست از طریق سازمانهای سلفیستی در اروپا؛ در زیر نظر سازمانهای جاسوسی ممالک اروپائی و زیر نظر این سازمانهای امنیتی با همکاری دول ترکیه؛ عربستان سعودی و قطر راهی سوریه شدند. ترکیه که خود مرکز تجمعی از تروریستهای داعشیِ چچن بود، همه آنها را مسلح نموده به سوریه اعزام داشت. طرز کار  آنها در زیر نظارت سازمانهای جاسوسی این بود که جوانان را با خرافات مذهبی و دادن هویت اسلامی به آنها شستشوی مغزی داده و به صورت “قانونی” از مرز ممالک اروپائی رد کنند. سازمان امنیت ترکیه در فرودگاههای ترکیه آنها را تحویل گرفته و با عبور از خاک ترکیه به سوریه وارد می­کرد. تمام مشخصات این تروریستها روشن و در دفتر اطلاعت سازمانهای جاسوسی و شرکتهای هوائی چه در اروپا و چه در ترکیه ثبت است. حتی دختران و پسران صغیر بدون دارا بودن سرپرست با نظارت مرزبانان اروپائی از مرزهای بریتانیا؛ فرانسه؛ آلمان؛ دانمارک؛ هلند؛ سوئد و… می­گذشتند و خود را به ترکیه می­رساندند. در فرودگاههای ترکیه نام همه این تروریستها ثبت می­شد. پس به این دروغ ممالک دموکراسی­های غربی باور نکنیم که گویا غافلگیر شده و از گسیل تروریستهای داعشی به سوریه بی­خبر بوده و از نام و نشان آنها خبر ندارند. در شبکه­های مجازی ویدئوهای تیرباران و سربریدنهای اسراء و سردادن سرودهای مذهبی و نشان دادن عملیات “دلاورانه” و تبلیغاتی داعش سالها رایج بود. هیچکدام از این ممالک دموکراسی­های غربی لزومی ندیدند که جلوی نمایش این همه بیرحمی و جنایات را در شبکه مجازی؛ تا قبل از شکستشان در سوریه بگیرند، زیرا در آن موقع که هنوز امید سرنگونی رژیم بشار اسد را در مخیله خود می­پروراندند، به چنین تبلیغات مذهبی نیاز داشتند. امروز که این کشورهای اروپائی با “مشتهای گره” کرده برضد داعش داد سخن می­دهند و اشک تمساح می­ریزند، با این هدف است که سیاست شوم و جنایتکارانه خویش را در کشور مستقل سوریه کتمان کنند. بسیاری از اسرای داعش در زندانهای سوریه به­سر می­برند و با اعترافات خود نقش ممالک غربی را افشاء کرده­اند و اسناد کتبی و شفاهی بسیاری در اختیار دولت سوریه قرار داده­اند. اکنون ممالک غربی باید در برخورد به داعش سیاست دیگری در پیش گیرند و در فکر تتمه “آبروی” خود باشند.

امروز عده­ای از عوامل داعش در سوریه دستگیر شده­اند و با خانواده­های خویش در اردوگاههای موجود در مناطق اشغالی آمریکائی­ها بسر می­برند. دولت ترامپ از ممالک اروپائی خواسته است که اتباع خویش را پس بگیرند. دولت آمریکا خودش سران داعش و عوامل مطلوبش را با هواپیماهای نظامی آمریکا برای مصارف بعدی از صحنه خارج کرده است و حال باید به مزاحمت سیاهی لشگر داعش که فعلا نیازی به وجود آنها ندارد، پایان دهد. ترامپ از اروپا خواسته که تروریستهای اروپائی را پس بگیرند. این خواست ترامپ وضعیت مضحکی در اروپا ایجاد کرده است. عده­ای از کشورها نظیر بریتانیا تابعیت اتباع داعشی خویش را باطل کرده­اند و به مصداق سیاست “آی دزد؛ آی دزد؛ دزد را بگیر” خود را به کوچه علی چپ می­زنند که از روز نخست ضد داعش بوده­اند. دولت فرانسه بدون سرو صدا؛ قبل از برپاشدن سر و صدا راه کمترین ضرر را انتخاب کرده و به نحوی مشکل خود را با آمریکا در سوریه حل کرد. سایر دول اروپای غربی که فکر می­کردند اتباع داعشی آنها در زندانهای گوانتاناموی آمریکائی در داخل سوریه نفله می­شوند، از این بابت خوشحال بودند و صدایش را در نمی­آوردند. آنها اعلام نمی­کردند اتباع ما در اردوگاههای داعش هستند و باید برای امنیت جانی و حقوقی آنها اقدامی کنیم. همین اروپائی­ها که از زندانی شدن فلان فرد معلوم­الحال روسی اپوزیسیون در روسیه خبردارند و فورا برایش کارزار تبلیغاتی راه می­اندازند، در مورد زندانی بودن اتباع خود در سوریه سکوت می­کنند و از “خدا می­طلبند” هر چه زودتر آنها را نفله کند. نخستین واکنش آنها نسبت به برملائی ترامپ چنین بود که ما اتباع خوب و اتباع بد داریم. اتباع بد همه مسلمان؛ دارای تبار غیر آلمانی بوده و بازگشت آنها به آلمان؛ به هلند و یا به دانمارک موجبات نگرانی و خطر برای ملت این کشورهای مشخص ایجاد کرده و میسر نیست. آنها تروریسمی که خودشان ایجاد کرده بودند و با آن به توسعه­طلبی و دخالت در امور داخلی سوریه مشغول بودند را امروز به عنوان یک ابزار فاشیستی به کار گرفته­اند تا اتباع خویش با تبار غیر اروپائی را انسان پست­تر جلوه داده و مشمول حقوق بشر و حقوق شهروندی ندانند و نگردانند. در روزهای نخست این اظهار نظرها؛ مبنی براینکه ما باید تابعیت این افراد را باطل کنیم، گوش فلک را کر می­کرد و نشان می­داد که تابعیت این ممالک هرگز به مفهوم برخورداری از همه حقوق شهروندی در این کشورها نیست. چند سال پیش در آلمان پرستاری را دستگیر کردند که بیش از صد نفر را در بیمارستهای محل کارش به قتل رسانده بود، ولی وی چون “خون آلمانی” در رگهایش جاری بود در مقابل دادگاه قرار گرفت، محاکمه شد و محکوم گردید. در آنزمان کسی به مغزش هم خطور نکرد تا بگوید که باید تابعیت این جنایتکار آلمانی را باطل کرد و یا اینکه این جانی؛ آلمانی “بد” است. ولی بسیاری دولتمردان و از جمله وزیر خارجه بی­شخصیت و سوسیال دموکرات آلمان در این عرصه بر حذف تابعیت افراد داعشی پافشاری می­کردند. آنها زمانی با تناقض روبرو شدند که معلوم گشت در رگهای برخی از این داعشیان دستگیر شده “خون آلمانی” جاری است. آقای لمکه و یا آقای دیرک؛ خانم کلارا؛ لئونارا و یا آلکساندرا دارای نام؛ نام خانوادگی و تابعیت آلمانی بودند و امکان نداشت، مدعی شد که آنها آلمانی نیستند و آنها را به عنوان عنصر نامطلوب و یا آلمانی “بد” در اردوگاههای داعش باقی گذارد. این برخورد طبیعتا صرفا نژادپرستانه محسوب می­شد. امکان نداشت آلمانها را به “خوب” و “بد” تقسیم کرد و مانند دوران هیتلر آلمانهای “بد” را نابود نمود. صحبت بر سر تبهکاری داعش نیست که تا دیروز مورد تائید همین نژادپرستان بود، سخن بر سر حمایت از حقوق شهروندی است که شامل همه این افراد می­شود. اعتبار تابعیت به “خوب” و “بد” بودن انسانها نیست. یک تعریف حقوقی؛ سیاسی؛ تاریخی برای اداره کشور و حفظ امنیت جانی و مالی احاد افراد مملکت است. دخالت دادن عوامل مذهبی؛ ایدئولوژیک؛ سیاسی و مشابهات آن در تداوم تابعیت؛ شیرازه یک کشور را برهم می­ریزد. وقتی در قانون اساسی گفته می­شود کرامت انسانی خدشه­بردار نیست یک اصل کلی و اصولی بیان می­شود که همه انسانها را در برمی­گیرد. حتی رژیم جمهوری اسلامی که در آغاز حکومتش در نظر داشت تابعیت مخالفان سیاسی را باطل کند، از این سیاست تبهکارانه روی­برتافت.

وظیفه نیروهای دموکرات این است که از این اصل دفاع کنند و مانع شوند که در شرایط بحرانی؛ تابعیت خارجیان را که ده­ها سال در این کشورهای زندگی کرده­اند، از امروز به فردا با استدلالات ساختگی و یا حتی غیرساختگی باطل اعلام نمایند. ممالک غربی اروپای “دموکرات” و “بشردوست” نشان دادند که برخوردشان به اتباع غیر آلمانی؛ غیر دانمارکی؛ غیر بلژیکی؛ غیر هلندی؛ غیر بریتانیائی؛ غیر ایتالیائی و.. صرفا نژادپرستانه است. موضعگیریهای ارتجاعی آنها موجی از نگرانی و عدم امنیت در میان اتباع “درجه دوم” این کشورها ایجاد می­کند که می­بینند سرنوشت خود و فرزندانشان در بحرانهای واقعی جهانی و یا در شرایط ایجاد فضاهای کاذب و مسموم توسط حکام وقت؛ به موئی وصل است. کشورهائی که با تروریسم بازی کردند و داعش را در دامان خود پروراندند، خود امروز آماج ضربات تروریسم قرار گرفته­اند. کسانی که جوانان کشور خویش را با تعلیمات و تبلیغات؛ آموزش تروریستی دادند و به سوریه گسیل داشتند، حال باید آنها را به استناد همان قوانینی که دارند، پس بگیرند و به خانه خودشان بازگردانند. امپریالیستها آن روزی که چهچه مستانه می­زدند یادشان نبود که سرمای سخت زمستان هم در راه است. مبارزه امروز آنها علیه داعش مبارزه­ای علیه همه خارجیان و اتباع دو تابعیتی خویش؛ برای “پاکسازی” جوامع خودشان است. این مبارزه آنها ماهیتا یک مبارزه داعشی و نژادپرستانه است. آنها اتباع دو تابعیتی را تهدید می­کنند، ولی بازهم میان دو تابعیتی­های دانمارکی و عرب؛ آلمانی و ترک؛ هلندی و ایرانی با تابعیت استرالیائی و آمریکائی فرق می­گذارند. کسانیکه پناهجویان آسیائی و آفریقائی را تنها به علت یک خطا به کشورشان باز می­گردانند، خودشان حاضر نیستند خطاکاران خویش را پس بگیرند. تکرار این تناقضات مکرر برای آن است که چشم ایرانیانی که مجذوب “دموکراسی ناب” و امنیت و آزادی غیرطبقاتی شده­اند، باز شود و بدانند که در کجای این محور مختصات ایستاده­اند.

برگرفته از توفان شـماره ۲۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۸ـ آوریل ۲۰۱۹

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email