پنج شنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / گسترش سلاح‌های هسته‌ای؛ پیامد خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌بُرد (آی.اِن.اِف)
Illustration: Simon Prades

گسترش سلاح‌های هسته‌ای؛ پیامد خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌بُرد (آی.اِن.اِف)

۲۰ اکتبر ۲۰۱۹ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تهدید کرد:

 «از آنجا که روسیه به پیمان منع تولید آزمایش موشک‌های هسته‌ای میان‌بُرد(INF(Intermediate Range Nuclear Forces متعهد نبوده است، بنابر این آمریکا از این پیمان خارج خواهد شد»

و چهار ماه بعد در یکم فوریه ۲۰۱۹ به این تهدید جامه عمل پوشانید و خروج آمریکا از پیمان(INF) را رسماً اعلام کرد و اضافه نمود که این تصمیم تا ۶ ماه دیگر لازم‌الاجراست. یکروز بعد متعاقباً پوتین؛ رئیس جمهور روسیه؛ در اقدامی تلافی‌جویانه عضویت روسیه در پیمان مذکور را مُلغی اعلام نمود.

(INF) پیمانی است که در سال ۱۹۸۷ میان رونالد ریگان؛ رئیس جمهور وقت آمریکا و میخائیل گورباچف؛ دبیر کل آن زمان حزب «کمونیست» اتحاد جماهیر شوروی به امضا رسید. پیمان مذکور این دو کشور را از آزمایشات موشکی و استقرار موشک‌های بالستیک و کروز زمین‌پایه، که بُرد آنها میان ۵۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر باشد، نه تنها در این دو کشور، بلکه در سرتاسر جهان منع می‌کرد. پس از عقد این پیمان؛ ‌آمریکا ۸۴۶ و شوروی ۱۸۴۶ موشک از نوع یادشده را از رده خارج کردند. مجموعه کشورهای اروپائی نیز از انعقاد این پیمان استقبال کرده و آنرا به فال نیک گرفتند. همانگونه که در بالا اشاره رفت، در پیمان مذکور صرفاً موشک‌هائی که بر خشکی مستقر شده‌اند، مورد نظر بود و دو ابر قدرت آگاهانه دست خود را برای استقرار چنین موشک‌هائی در دریا بر روی ناوهای نظامی بازگذاردند.

ادعای نقض(INF) را برای نخستین‌بار ۵ سال پیش اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا؛ مطرح کرد. در اواسط سال ۲۰۱۴ مقامات آمریکائی برای اولین‌بار ادعا کردند که روسیه پیمان منع سلاح‌های هسته‌ای را نقض کرده است. پایه استدلال واشنگتن تولید موشک‌هائی با بُرد ۲۰۰۰ کیلومتر توسط روسیه بود، که در روسیه به ۹M729 و در ناتو به SSC-8 مشهور است. لازم به ذکر است که این موشک‌ها از نوع موشک‌های «کروز» هستند. در نشریه «نشنال اینترست»، یکی از مقامات شورای امنیت ملی آمریکا شخصی به نام «کریستوفر فورد» در نوامبر ۲۰۱۷ علناً بیان داشت که علّت اینکه آمریکا باور دارد که روسیه پیمان(INF) را نقض کرده است، همان تولید ۹M729 و یا SSC-8 است.

به گزارش اسپوتنیک؛ امروز جدیدترین موشک مافوق صوت روسی «آوانگارد»، که سرعت آن ۲۰ برابر بیش از عدد «ماخ»(نسبت سرعت شیئی در یک سیال به سرعت صوت در همان سیال است) می‌باشد، نیز تولید گشته است.

کارشناسان سلاح‌های فضائی روسیه در این رابطه اظهار داشته‌اند که «ساخت موشک‌ مافوق صوت «آوانگارد» روسیه در واقع پاسخی به سیستم موشک‌های AEGIS آمریکائی مستقر در لهستان و رومانی است که سرعت آن ۵ برابر عدد «ماخ» است و از سال ۲۰۱۲ در این دو کشور مستقر گشته‌اند. امپریالیسم آمریکا به دروغ مدعی بود که استقرار موشکهایش در لهستان و یا رومانی واکنشی در برابر ساختن موشکهای ایران بوده و صرفا جنبه “دفاعی” دارند و به این وسیله می­خواست جبهه­ای از آمریکا و روسیه علیه صنایع موشکی ایران ایجاد کند که دسیسه­اش مورد توجه روسها قرار نگرفت. روسها به­درستی بیان کردند که این پایگاههای موشکی “دفاعی” آمریکائی علیه ایران؛  فورا می­توانند به سکوی پرتاب موشکهای میانبُرد برای تجاوز به روسیه بدل شوند که در واقع نقض قرارداد(INF) است. امپریالیسم آمریکا از این شگرد تبلیغاتی برای تسلیح عربستان سعودی؛ امارات متحده عربی و اسرائیل استفاده می­کند. این روش عوامفریبانه و ضد بشری که موذیانه به جنبه “دفاعی” تکیه می­کند، تنها برای مصرف افکار عمومی است، تا مبادا تصور کنند امپریالیسم آمریکا متجاوز؛ جنگ طلب و جنایتکار است.

از قدیم گفته‌اند «جوابِ های هوی» می­باشد. چگونه است که استقرار موشک‌های میان‌بُرد امریکائی در لهستان و رومانی نقض(INF) بشمار نمی‌رود، ولی موشک‌های SSC-8 روسی نقض کامل پیمان مذکور به شمار می‌آید و منجر به تصمیم آمریکا مبنی بر خروج از (INF) می‌گردد؟! آقای «گرینِل»Richard Grenell؛ سفیر وقیح و نخودِ هر آش ایالات متحده آمریکا در برلن؛ از آلمان به خاطر عدم پرداخت بودجه کافی برای ناتو شدیداً انتقاد می‌کند و هشدار می‌دهد که: «روسیه پشت در منزل شما کمین کرده است»! اما در این رابطه آقای «لوْهر هِنکِن»Lüher Henken یکی از محققین برجسته صلح، معتقد است که:

«قدرت‌های غربی به نادرستی روسیه را متهم می‌سازند که قصد تجاوز به اروپای غربی و کشورهای بالتیک را در سر می‌پروراند»

و اضافه می‌کند که:

«این ادعا به هیچوجه نمی‌تواند صحّت داشته باشد، زیرا که در زمینه سلاح‌های متعارف؛ روسیه به مراتب از ناتو ضعیف‌تر است و نمی‌تواند چنین رویائی را در سر به‌پروراند. مجموعه سلاح‌های متعارف ناتو نزدیک به ۳ برابر سلاح‌های روسیه است. قصد تجاوز به کشورهای غربی و یا بالتیک از جانب روسیه تنها می‌تواند خودکُشی محسوب شود».

در سال ۲۰۱۸ آمریکا ۱۰ برابر روسیه هزینه زرادخانه‌های نظامی‌اش بوده است. «موسسه تحقیقات استراتژیک» IISS در گزارش سالانه‌اش کل بودجه نظامی آمریکا را در ۲۰۱۸ برابر با ۶۴۳،۳ میلیارد دلار ذکر کرده که به مراتب بیش از دو کشور چین و عربستان سعودی است، که به ترتیب ۱۶۸،۳ میلیارد و ۸۲،۹ میلیارد دلار هزینه نظامی داشته‌اند. مسکو اما با ۶۳،۱ میلیارد دلار در واقع یک دهم بودجه نظامی آمریکا را به بودجه نظامی اختصاص داده است. علاوه بر این سایر کشورهای ناتو نیز در مجموع ۲۶۴ میلیارد دلار خرج زرادخانه‌های خود کرده‌اند. میلیتاریست‌های قهار اروپائی نظیر”ینس استو لتنبرگ”؛ دبیرکل ناتو و روتگن Röttgen، رئیس کمیسیون خارجی مجلس آلمان معتقدند که:

«در حال حاضر روز به روز تعداد موشک‌های میان‌بُرد روسی در اروپا افزایش می‌یابند. لذا ناتو درصدد است که اقدامات پیشگیرانه انجام دهد».

ترجمه دقیق اظهارات اشتولتنبرگ این است که آمریکا باید در اروپا موشک‌های میان‌بُرد هسته‌ای مستقر کند! در نتیجه خروج آمریکا از (INF) به طور قطع یک رقابت تسلیحات اتمی در اروپا را در پی خواهد داشت، که می‌تواند پی‌آمدهای بس خطرناکی برای مردم اروپا دربرداشته باشد.

از طرف دیگر «سِرگی ریابکُف» معاون لاوروف؛ وزیر امور خارجه روسیه؛ تهدید کرده است که خروج آمریکا از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌بُرد، قطعاً اقدامات مقتضی نظامی روسیه را به دنبال خواهد داشت. همانگونه که موشک‌های میان‌بُرد آمریکائی در رومانی و لهستان به سمت روسیه مستقر شده‌اند، روسیه نیز موشک‌های خود را به سمت اروپا مستقر خواهد کرد. به گمان حزب ما این افزایش و گسترش تسلیحاتی، حتی یک گام فراتر از جنگ سرد است و جهان را به سمت جنگ جهانی سوم سوق می‌دهد. هدف از رقابت تسلیحاتی غرب با روسیه شکستن توان اقتصادی این کشور؛ تجاوز به آن و تقسیم روسیه است که وسیعترین کشور جهان محسوب می­شود. سرزمینهای حاصلخیز و پهناور؛ منابع اولیه سرشار اشتهای امپریالیسم غرب بویژه آمریکا را باز کرده است.

آمریکا گرچه موشک‌های دوربُرد روسیه را بهانه‌ای برای خروج از پیمان(INF) ذکر کرده است، اما دلیل مهم دیگری که موجب اتخاذ این تصمیم از جانب آنها شده، این است که چین هیچ‌گونه تعهدی برای عدم تکامل و گسترش موشک‌های هسته‌ای میان‌بُرد ندارد و لذا با حضور گسترده اقتصادی؛ سیاسی و نظامیش در جهان؛ عملاً قادر است که تسلیحات خود را در این زمینه گسترش دهد. از اینرو امپریالیسم آمریکا برای آنکه بتواند چین را نیز مهار کند، مایل نیست که پایبند پیمان(INF) باشد و از این طریق دست و بال خود را در عرصه تولید موشک‌های هسته‌ای به بندد. در دورانی که پیمان(INF) میان دو ابرقدرت شوروی و آمریکا منعقد گشت، چین قدرتی به شمار نمی‌آمد. ولی اکنون این کشور به چنان قدرتی تبدیل شده است که حتی قادر است ماهواره روانه کره ماه کند و موشک‌های قاره پیما به‌سازد که قادرند آمریکا را نیز هدف قرار دهند. از اینرو آمریکا امروز مجبور است که عامل چین را هم در محاسبات خود به‌گنجاند. به همین دلیل ترامپ در سخنان ۲۶ ژانویه سال جاری خود «شرط عدم خروج» آمریکا از پیمان(INF) را با تبختری خاص چنین بیان کرد:

«مگر آنکه روسیه و چین پیش ما بیایند و بگویند که ما این نوع سلاح‌ها را توسعه نمی‌دهیم»!!.

تا‌آمریکا بتواند با خیال راحت در خفا به تولید و تکامل سلاح‌های هسته‌ای خود ادامه دهد. گرچه امپریالیسم آمریکا سال‌هاست که مشی سلاح‌های هسته‌ای خود را علی‌رغم وجود پیمان(INF) دنبال می‌کند، اکنون با طرح مسأله خروج از پیمان مذکور احتمالاً قصد امتیازگیری از روسیه و چین برای محدودکردن فعالیت‌های موشکی آنها و نیز رفع محدودیت‌ها از برنامه موشکی آمریکا را در سر می‌پروراند. دیگر اینکه کشورهای فرانسه و انگلستان نیز؛ گرچه هم‌پیمان آمریکا در ناتو هستند، ولی امضای آنها زیر پیمان(INF) نیست، که این امر نیز قطعاً در محاسبات آمریکا مبنی بر خروج از(INF) نقش ایفا کرده است. تهدید خروج امپریالیسم آمریکا از قرارداد(INF) بیانگر تمایلات میلیتاریستی و جنگ‌طلبی آمریکاست. وگرنه همانگونه که قرارداد به نسبت موفقیت‌آمیز(INF) توأم با بازرسی متقابل به ثمر رسید، اکنون نیز امکان نجات آن از طریق مذاکره می‌توانست وجود داشته باشد و نه اینکه با اتخاذ تصمیم یکجانبه پیمان را نقض کرد.

ایجاد سامانه موشک‌های ۵ «ماخ» در رومانی و لهستان توسط امپریالیسم آمریکا، آزمایش موشک‌های بالستیک در آمریکا و وجود هواپیماهای بدون سرنشین در این کشور و … نشانه‌های بارز نقض پیمان موشکی و دنبال‌کردن سیاست جنگی آنها به شمار می‌رود. امپریالیسم آمریکا با حرکت از سیاست هژمونی‌طلبانه و میلیتاریستی‌اش سال‌هاست که در پی تکامل سلاح‌های هسته‌ای و تهاجمی است که البته از دید آنها هیچ‌گونه تضادی هم با پیمان(INF) نداشته و ندارد و آنرا به هیچوجه نقض نکرده و نمی‌کند!! بنابر این شکی نیست که تصمیم اخیر ترامپ مبنی بر خروج از پیمان(INF) دقیقاً در خدمت استراتژی گسترش سلاح‌های تهاجمی است و بس!

خروج آمریکا از پیمان(INF) به معنی بازگشت به جنگ سرد و به‌کارانداختن ماشین تولید سلاح‌های هسته‌ای به بهانه تهدید روسیه است، که بدون تردید روسیه نیز با توسل به «عمل مقابل به مثل» جهان را بیش از پیش با وقوع جنگ جهانی سوم مواجه خواهند ساخت. دیر یا زود آمریکا، ناتو را نیز به پیروی از مشی اتمی خود؛ مجبور خواهد ساخت که در کشورهائی نظیر آلمان؛ هلند؛ بلژیک؛ لهستان؛ رومانی و …. به بهانه تضمین امنیت مردم این کشورها!! موشک‌هائی با کلاهک هسته‌ای مستقر کنند، که این امر بدون تردید نه تنها امنیت را تضمین نمی‌کند، بلکه برعکس آنرا شدیداً به خطر خواهد انداخت. طبیعی است که سیاست میلیتاریستی گسترش سلاح‌های هسته‌ای می‌بایست در خدمت تثبیت و گسترش سلطه و هژمونی امپریالیسم آمریکا باشد. در این راستا نه تنها کشورهای عضو ناتو به سرکردگی آمریکا می‌توانند از «موهبت» موشک‌های دارای کلاهک هسته‌ای برخوردار باشند، نه تنها اسرائیل سال‌هاست که دارای صدها کلاهک هسته‌ای است، بلکه حتی قرار است که عربستان سعودی هم به این سلاح مجهز شود.

جالب اینجاست: ایران که سال‌هاست تحت نظارت و کنترل «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» است و جهانیان نیز به خوبی می‌دانند که این کشور – حتی به شهادت ۱۶ سازمان امنیتی آمریکا از جمله سازمان سیا – از سال ۲۰۰۳ دیگر سیاست سلاح هسته‌ای را دنبال نمی‌کند و حتی هوشنگ ظریف وزیر امور خارجه‌اش؛ در مورد برنامه موشک‌های بالستیکی ایران اخیراً علناً اعلام کرده است که این موشک‌ها فاقد خاصیت حمل کلاهک هسته‌ای هستند و …. باز هم متهم به ساختن سلاح هسته‌ای می‌شود.

افزایش زرادخانه‌های جنگی از جانب امپریالیست‌ها هیچگاه به منظور حفظ صلح و امنیت نبوده و همانطور که تجارب جنگ‌های جهانی اول و دوم به ما می‌آموزند، جز کشتار و ویرانی ثمری به بار نخواهند آورد. خانم مرکل، صدراعظم آلمان در ۱۲ ژوئیه سال گذشته همصدا با سران اروپا؛ قرارداد(INF) را برای تأمین امنیت اروپا حیاتی می‌پنداشت و اعلام کرد که «ما خود را موظف می دانیم که این پیمان را حفظ کنیم». اما امروز خروج یکجانبه آمریکا از این پیمان را «ناگزیر» ارزیابی می‌کند!

اگر این موضع‌گیری نشانه ورشکستگی اروپا و سران قدرتمند آن در زمینه سیاست‌ خارجی و امنیت داخلی نیست، پس چیست؟.

برای مقابله با سیاست افزایش تسلیحات و خطر جنگ جهانی؛ کمونیستها باید به ایجاد و تقویت جنبش صلح و ضد جنگ؛ جنبش احترام به حقوق ملل و مبارزه با دخالت در امور داخلی کشورها بپردازند.  کسانی که عربده تجاوز امپریالیسم آمریکا به ایران را می­کشند و خواهان نقض حقوق ملل و حقوق بشرند در خدمت همین سیسات جنگ­طلبانه امپریالیسم آمریکا گام می­گذارند. محاصره تبهکارانه و غیرقانونی ایران در زمینه اقتصادی و مالی جزئی از همین سیاست جنگ طلبانه امپریالیستی است و نوکران امپریالیسم آمریکا در میان اپوزیسیون ایران از این جنگ­طلبی و زروگوئی امپریالیسم آمریکا دفاع می­کنند. روشن است که نمی­شود سیاست اپورتونیستی یک بام و دو هوا را اجراء کرد. افزایش تسلیحات نظامی؛ نقض پیمانهای تسلیحاتی؛ محاصره غیرقانونی کشورها؛ نقض حقوق ملل و حمایت از تروریسم در لیبی؛ سوریه و سایر کشورها؛ سیاست “رژیم چنج” در جهان و تحقیر نقش توده­ها؛ دیکته اوامر آمریکا در نظم کنونی جهان؛ حمایت از جنایات عربستان سعودی و اسرائیل و… همه و همه از یک تفکر و یک سیاست منشاء می­گیرند. مبارزه برای صلح و آسایش ملتها بخش جدا ناپذیر از مبارزه بر ضد امپریالیسم و صهیونیسم و اقدامات توسعه­طلبانه؛ تجاوزکارانه؛ غیرقانونی و زورگویانه آنها می­باشد. باید جنبش ضد جنگ را تقویت نمود.

برگرفته از توفان شـماره ۲۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۸ـ آوریل ۲۰۱۹

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email