پنج شنبه , ۲۵ مهر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / هذیان‌گویی دو سازمان شبه ترتسکیست وطنی درباره جنگ و اوضاع منطقه

هذیان‌گویی دو سازمان شبه ترتسکیست وطنی درباره جنگ و اوضاع منطقه

رادیو هبستگی استکهلم سوئد روز شنبه مورخ ۲۲ اردیبهشت ماه ، ۱۱ ماه مه گفتگوئی با آقایان «عباس توکل»، رهبر سازمان اقلیت و «حسن حسام»، رهبر و سخنگوی سازمان راه کارگر درمورد تشدید اختلافات ایران و آمریکا و احتمال بروز جنگ و تاکیتک سازمان‌ها و احزاب سیاسی و از جمله مواضع این دو جریان به عمل آورد که جز وراجی‌های شبه ترتسکیستی، بی‌برنامه‌گی، غلوگوئی و تلویحاً مثبت ارزیابی‌کردن از تجاوز نظامی به خاطر تضعیف رژیم و سرنگونی آن در پارکابی امپریالیسم و در قالب «جبهه موهومی سوم» نصیب‌ شنوندگان این رادیو نشده است. در زیر نقد فشرده ما بر محوری‌ترین سخنان این آقایان از نظر علاقمندان می‌گذرد:

یکم اینکه؛ از خوانندگان تقاضا داریم قبل از خواندن این نقد به مصاحبه رادیو همبستگی که لینکش در همین صفحه وجود دارد گوش دهند، تا ابتدا به ادبیات و پرت و پلاگوئی‌ها و سخنان پُرتناقض و ارتجاعی این دو جریان شبه ترتسکیست و ضدانقلابی در مورد تجاوز احتمالی نظامی به ایران آشنا شوند!

وقتی آنها در این مصاحبه از «دو قطب ارتجاعی» صحبت می‌کنند، منظورشان به طور عمده جمهوری اسلامی است که باید در پارکابی ارتش آمریکا سرنگون شود. این دو سازمان، که نقاب‌شان در کارزار مسخره امپریالیستی «ایران تریبونال» اُفتاد و منابع مالی آنها رو شد و سر «شهرزاد نیوز» از آخور وزارت خارجه هُلند درآمد، مردم را فرا می‌خوانند که در صورت تجاوز نظامی به ایران مقاومت نه‌کنند، بلکه برای اینکه «انقلابی» باشند و سوسیالیسم شورایی و خودحکومتی!! برقرار کنند در پارکابی آمریکا علیه رژیم به‌جنگند! البته آنها به این وضوح که ما دست‌شان را رو می‌کنیم، حرف نمی‌زنند. همه نیروهای ضدانقلاب و هم‌دست صهیونیسم و امپریالیسم حرفهایشان دو پهلو است، زیرا از مردم می‌ترسند. آنها به مردم ایران توصیه می‌کنند، وقتی ارتش آمریکا وارد ایران شد، مردم باید با اسلحه خود هر دو طرف را «نابود» سازند. جنگ داخلی راه بیاندازند و سوسیالیسم!!؟؟ را مستقر کنند. یک تیر هوائی به آمریکائی‌ها و یک تیر خلاص به ارتش ایران !! این دو جریان سیاست و تاکتیک ممانعت از جنگ و تجاوز به ایران را نمی‌پذیرند، چون آنوقت رژیم برسر قدرت می‌ماند!! و از طرف دیگر با وقوع جنگ از مقاومت برای بیرون‌ریختن قوای خارجی پرهیز می‌کنند و به یاری آمریکا برای سرنگونی رژیم می‌پردازند، زیرا سرنگونی رژیم تحت هر شرایطی عمده است‌! این در حالی است که تعدادشان به اندازه پنج بند انگشت هم نیست و چون زورشان نمی‌رسد، عملاً از مداخله آمریکا استقبال می‌کنند!

دوم اینکه؛ این دو جریان به خاطر توجیه سیاست ارتجاعی‌شان از جنگ ارتجاعی از هر دو طرف سخن می‌گویند. از کنار نقض «تساوی حقوق ملل» و «حق ملل در تعیین سرنوشت به دست خود ملل» و زورگوئی‌های امپریالیستی که توسط آمریکا صورت می‌گیرد، به سادگی می‌گذرند، تو گویی دولت ایران در شریط کنونی دولت امپریالیستی تزار است که درگیر در جنگ جهانی اول برای کسب بازارهای جدید و مستعمرات با سایر رقبایش درجنگ است. این آقایان شبه ترتسکیست هنوز نفهمیده‌اند که ایران کشور امپریالیستی نیست، حتی سرمایه‌داری در آن نیز در همه زمینه‌ها هنوز انکشاف کافی را نیافته است، چه برسد به اینکه سرمایه‌داری ایران به عالی‌ترین مرحله رشد خود، یعنی به مرحله سرمایه‌داری انحصاری امپریالیستی تحول پیدا کرده باشد و سیاست‌اش براساس سیاست سرمایه مالی تعیین شود، ایران در هیچ یک از گروه‌بندی‌های امپریالیستی برای غارت جهان و تقسیم غنایم شرکت ندارد، حتی امپریالیست‌ها ایران را به این دسته‌بندی‌های خود راه هم نمی‌دهند. برعکس ایران همیشه برای امپریالیست‌ها لُقمه چرب و نرمی بوده است که بر سر تسلط بر آن، امپریالیست‌ها با هم درافتاده‌اند. سخن بر سر تسلط بر ایران و غارت ایران است. رژیم حاکم در ایران صرفنظر از ماهیت فاسد، ارتجاعی و ستمگرانه خویش، تنها از موجودیت و استقلال سیاسی خود دفاع می‌کند. کمونیست‌ها باید تنها بر این اساس تاکتیک‌های انقلابی خویش را تعیین کنند. وضعیت ایران به شرایط روسیه در جنگ اول جهانی شباهتی ندارد، بلکه بیشتر به شرایط جنگ ضدژاپنی در چین شبیه است، با این تفاوت که کمونیست‌های ایران نه ارتش سرخی دارند و نه شخصیتی مورد احترامِ مردم، به نام مائو تسه دون، که به عنوان نیروئی مستقل و قدرتمند در محاسبات سیاسی به کار آید و امکان مانور سیاسی، به اتکاء این نیروی نظامی و حمایت مردمی در چین و حمایت شوروی در عرصه جهانی دارا باشد. با کوربینی سیاسی کسی انقلابی نمی‌شود.

تئوری «جنگیدن با هر دو قطب ارتجاع»، و «توسل به جنگ داخلی در ایران» یک تئوری ضدانقلابی و غیرطبقاتی و ناقض ماهیت تجاوزکارانه و غارتگرانه امپریالیسم است، که از جانب دارودسته‌های منصور حکمت در ایران برای اسارت خلق ما ساخته و پرداخته شده است. متأسفانه در میان نیروهای اپوزیسیون ایران حتا بخش‌های صمیمی نیز وجود دارند که به کُنه این مسایل واقف نیستند و به نتیجه عملی نهائی این تئوری‌های ارتجاعی و شبه‌انقلابی فکر نکرده‌اند. آنها در راهی گام گذارده‌اند که منصور حکمت نشان داده است. هدف وی حذف لنینیسم و تطهیر امپریالیسم بود. برای وی تنها میلیتاریسم آمریکا وجود داشت که می‌شد بر ضد آن مبارزه کرد. وی مخالف ایجاد یک جنبش وسیع ضدامپریالیستی بود. جنبش ضدمیلیتاریستی باید جایگزین مبارزه ضدامپریالیستی می‌شد. وی تمام مبارزه اجتماعی را از مضمون طبقاتی آن جدا کرد و به خورد جنبش کمونیستی ایران داد. این مجموعه هنوز از تئوری‌های منصور حکمت تغذیه می کند و بیمار است.

این عده چه به‌خواهند و چه ناآگاه باشند، در کنار امپریالیسم قرار دارند. آنها خودشان را پشت نقاب مبارزه علیه جنایات جمهوری اسلامی پنهان کرده‌اند و کسانی را که بر ضدامپریالیسم و صهیونیسم برای آزادی ایران پیکار می‌کنند، مدافعان جمهوری اسلامی قلمداد می‌کنند، تا همدستی خویش را با همه سازمان‌های ساخته و پرداخته امپریالیستی، که در زیر عناوین پر طمطراق «حقوق بشر» و یا «حقوق قومیت‌ها»، «ادیان اقلیت» و یا سازمانهای مشکوک «توسعه دموکراسی» و… پنهان کرده‌اند، به‌پوشانند. برای آزادی مردم ایران و نابودی استثمار تنها یک راه وجود دارد و آنهم پیوند مبارزه دموکراتیک با مبارزه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی است. مبارزه در راه سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی تنها با دست مردم ایران عملی، و نیروهای انقلابی و مترقی و این امر از مبارزه بر ضد امپریالیسم و صهیونیسم می‌گذرد.

 

سوم اینکه اگر احتمال جنگ وجود دارد و این جنگ هم آغازگرش امپریالیسم آمریکا خواهد بود، آنوقت باید هدف را درست تشخیص دهیم تاکتیک و سیاست تبلیغ «ممانعت از تجاوز به ایران» را درپیش گیریم و مسبب اصلی این تنش و جنگ احتمالی را آمریکا به‌دانیم، همانطور که در مورد عراق، أفغانستان، لیبی و یا سوریه ….دانستیم .

در عرصه جهانی همه کسانی که با تحریم و تجاوز به ایران و سیاست ممانعت اتفاق نظر دارند، در جبهه جهانی ضد جنگ، که نوک پیکانش علیه دولت جنگ‌طلب و متجاوز است، نشانه می‌رود و به افشاگری و آگاه‌کردن افکار عمومی می‌پردازند.

 

چهارم اینکه اگر بر فرض مثال علی‌رغم تلاش ما، تجاوز نظامی صورت گیرد، این جنگ یک تجاوز امپریالیستی و مغایر تمام موازین بین‌المللی و الحاق‌گرایانه است و باید محکوم گردد و همه مردم ایران باید در مقابل نیروی متجاوز خارجی به‌ایستند و دست به مقاومت به‌زنند. هر نیرویی که در مقابل متجاوزین تسلیم شود و مقاومت نه‌کند، خائن به ملت ایران است و همدست قدرت استعماری است. در اینجا دفع دشمن خارجی و متجاوز به یک اصل ملّی تبدیل می‌شود و سایر تضادها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. تنها در بستر حل این تضاد است که می‌توان به مسائل دیگر، از جمله به حقوق دمکراتیک و عدالت اجتماعی، که امری داخلی‌ است، پاسخ داد. در اینجا دو جریان راه کارگر و اقلیت به خاطر دشمنی با رژیم اسلامی عملاً به تجاوز نظامی لبیک می‌گویند و از برکت «جنگ دو ارتجاع» سود می‌جویند، تا از این طریق و در پارکابی متجاوزین به سرنگونی رژیم پاسخ مثبت دهند، همانطور که اپوزیسیون وطن‌فروش عراقی دادند و به استقبال بمب افکن‌های آمریکایی رفتند.

وظیفه حزب سیاسی طبقه کارگر، که در برنامه‌اش سرنگونی نظام سرمایه‌داری و استقرار سوسیالیسم را هدف قرار داده است، این است که باید فوراً با تغییر شرایط سیاسی و اشغال کشور، تاکتیک جدیدی بر سر مقابله با دشمن خارجی و حل مسئله ملّی اتخاذ نماید و برای دفع نیروی متخاصم خارجی به تشکیل جبهه‌ای وسیع بر ضد نیروی متجاوز امپریالیستی مبادرت ورزد، تا به‌تواند در بستر این مبارزه ملّی و کسب اعتماد مردم، رهبری جنبش را دردست‌گیرد. در شرایط کنونی با توجه به آنچه در عراق و لیبی و أفغانستان …. روی داد، وضعف نیروهای انقلابی، که شاهد بودیم، عملاً جبهه‌ایی پا نه‌گرفت، اگرهم گرفت، عمرش کوتاه مدت بود و متأسفانه سرکردگی جنبش مقاومت در دست نیروهای انحرافی قرار گرفت. پیش‌بینی دقیق چگونگی شکل‌گیری جبهه در شرایط یک جنگ و بمباران هوائی کاری بسیار مشکل است وامروز فقط می‌توان به خطوط کلی آن و تبلیغ مقاومت علیه دشمن خارجی بسنده کرد.

تلفیق دیالکتیکی مبارزه دمکراتیک با مبارزه ملی و بر ضد دشمن خارجی و شناخت دقیق از تضادهای جدید در کشور تحت اشغال از جمله وطائف آن نیروی پیشروئی است که باید بدون درغلتیدن به موضع چپ‌روانه و یا راست‌روانه اتخاذ گردد. مطالعه اسناد تاریخی جنبش جهانی ضداستعماری در چین، ویتنام و سایر ممالک آموزنده‌اند ….

امروز باید قبل از این فاجعه، که می‌تواند تکرار خطرناک ویرانی ممالک عراق و لیبی و…باشد، به تقویت سیاست ممانعت از تجاوز جنگ و مبارزه علیه تحریم و از سوئی به دفاع از مبارزه مردم برای تحقق حقوق دمکراتیک بر ضد رژیم و پیوند آن در مبارزه علیه امپریالیسم به‌پردازیم و به جلو حرکت کنیم. اینهاست آن نکاتی که دو جریان شبه ترسکیست و منحرف اقلیت و راه کارگر بوئی از آن نبرده‌اند.

 https://t.me/totoufan

نقل از کانال رسمی تلگرام، وابسته به حزب کار ایران – توفان

برگرفته از توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ خرداد ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email