سه شنبه , ۳۰ مهر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / در باب شُغل روحانیت در آینده ایران

در باب شُغل روحانیت در آینده ایران

«کارل مارکس« درباره روحانیون می‌گوید: «تا زمانی که جامعه شغل شرافتمندانه‌ای برای روحانیون پیدا نه‌کند، این گروه مفت‌خور، سربار و انگل اجتماع انسان خواهد بود!». آیا به راستی چنین نیست؟ یک روحانی چه حرفه‌ای بَلَد است و از چه راهی نان می‌خورد؟ آیا بدون حضور روحانیون در جامعه، نبودشان احساس میشود؟ کارِ مملکت میخوابد؟ و چرخه اقتصادی از بین می‌رود؟ نویسنده، پژوهشگر و روشنفکر بزرگ تاریخ معاصر میهن ما ، زنده یاد «احمد کسروی» درباره روحانیت نیزچنین می‌نویسد:

«آخوندها دسته‌ای هستند در این کشور که مفت می‌خورند و تنها کاری که از دست‌شان برمی‌آید، ایستادگی در برابر پیشرفت است؛ آن‌ها نه بافنده‌اند، نه ریسنده‌اند، نه سازنده‌اند، نه کارنده‌اند، نه دوزنده‌اند و نه می‌خرند و نه می‌فروشند. در یک جمله هیچ کاره‌اند». روحانی، حرفه‌ای به غیر از دروغگوئی، شیادی، فریب‌دادن مردمان و گدایی بلد نیست؛ این جماعتِ مفت خور مرده پرست و خرافاتی با افکار پوسیده‌شان، هر سال مردگان هزاران سال پیش را از قبر بیرون کشیده و برای درآوردنِ اشک مردم دوباره ایشان را کشته و روانه گورستان می‌کنند. این طایفه بی‌هنر و بی‌علم جلوی هرگونه پیشرفت و ترقی می‌ایستند و مانع رسیدن مردمان به جوامع دموکرات سکولار و مدرن میشوند و نان‌شان را از راهِ در جهل، خرافات و عقب ماندگی نگاه داشتن مردم در می‌آورند؛ به راستی جماعتی بی‌ذوق و بی‌مصرف‌تر از روحانیون، در تمامِ تاریخ به چشم نمی‌خورد. روحانیون با استفاده از سرمایه‌های ملی یک کشور و دستبرد‌زدن به بیت‌المال و چاپیدن مردمان و خالی‌کردن جیب ملت، برای مردمان جهل و نادانی و خرافات به ارمغان می‌آورند و ویران‌کردن پایه‌های اخلاقی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، سیاسی، ورزشی و علمی یک مُلک، از جمله خدمات برجسته آنان به جامعه‌ای است که در آنان به دین‌فروشی مشغول‌اند».

جامعه باید شُغل شریفی برای روحانیون پیداکند، این شغل‌های شریف می‌توانند کار در معادن و صنایع کشاورزی و الکترونیکی، کار در بخش خدمات اداری و بانکی و دفتری و آموزشی، کار در رستوران، آشپزی و نظافت، کار در شهرداری و نظافت خیابان و بازار و پارک‌های عمومی، کار در بخش ترابری و سرویس‌های راه و جاده و رآه آهن، کار در نانوایی‌های بزرگ و کوچک تولیدی، کار در اداره پست و مراسلات و خدمات، کار در دامداری و صنایع نساجی، کار در بخش بیمارستان و نگهداری و مراقبت از سالمندان و درمانگاهای روانی، کار در اداره آب و برق و هواپیمایی …….

حال سخن بر سر این است اگر جامعه با امتناع روحانیون روبرو شد، چه باید کرد. روشن است اگر قانون اساسی جامعه، که با رأی اکثریت اهالی جامعه وظیفه و حقوق شهروندان را در جامعه بطور روشن و مشخص تعریف کرده است، آنوقت چنین حکم خواهد کرد که اگر کسی با داشتن بضاعت جسمی و توانایی شرکت در حیات اقتصادی اجتماعی جامعه امتناع ورزد، حق برداشت از تولید و دسترنج دیگران را نه خواهد داشت، زیرا جامعه نوین هدف‌اش تولید انسان‌های نوین است و نه تولید اَنگل و بازتولید آن. کسانی که از شرکت در تولید جامعه امتناع می‌ورزند، کار اجباری در اردوگاه‌های تولیدی است، نه کمتر و نه بیشتر! روحانیون اَنگل یا باید این قانون را به‌پذیرند یا در اثر گرسنگی تلف شوند. آیا فرد عاقلی برای مرگ یک اَنگل مفت‌خورخواهد گریست؟

برگرفته از توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ خرداد ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email