پنج شنبه , ۲۵ مهر ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / در حاشیه انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا. چرا تحریم؟

در حاشیه انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا. چرا تحریم؟

انتخابات پارلمان اتحادیه اروپا در٢۶ ماه مه برگزار می‌شود. احزاب و سازمان‌های حامی این اتحادیه و حتا بخشی از سازمان‌ها و احزاب «کمونیست و چپ» و مدعیان حمایت از محیط‌زیست نیز مردم را فراخواندند، تا در انتخابات شرکت نمایند و بر «روند سیاست‌گذاری این اتحادیه در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی دخیل و منشاء اثر» باشند. اما صرف‌نظر از همه این هیاهوئی که به‌راه‌نداخته‌اند به‌جاست تا مختصراً به علل پیدایش این اتحادیه، سیاست‌های آن و سپس نقش پارلمان اتحادیه اروپا و تاکتیک صحیح در قبال شرکت و یا عدم شرکت در این انتخابات به‌پردازیم و پرتوی بر دورنمای این اوضاع افکنیم .

تکامل «بازار مشترک اروپا» به «اتحادیه اروپا» پس از فروپاشی بلوک رویزیونیستی شرق و در رقابت با امپریالیسم آمریکا، ژاپن و چین بر سر مناطق نفوذ و کسب بازارهای جدید شتاب گرفت. اروپا به سرکردگی امپریالیسم آلمان، که دیگر قیمومیت آمریکا را نمی‌پذیرد، می‌کوشد با تشکیل اتحادیه اروپا، سیاست واحد خارجی، پول واحد، نیروی واحد نظامی و سرانجام تشکیل «ایالات متحده اروپا» در قالب فدرالیسم به عنوان یک قطب نیرومند امپریالیستی در مقابل سایر رقبا صف‌آرایی کند.

سیاست حاکم بر این اتحادیه، که بیانگر اتحاد قدرت‌های برتر امپریالیستی اروپا، آلمان و فرانسه و دول ضعیف‌تر سرمایه‌داری و امپریالیستی است، بر ریاضت اقتصادی نئولیبرالی، خصوصی‌سازی‌ها، کاهش دستمزدها، لغو پیمان‌های جمعی و تضعیف فعالیت‌های سندیکایی، تصویب قوانین ضدپناهندگی، افزایش بودجه نظامی و تشدید اختلافات طبقاتی و گسترش بیکاری و فقر….. استوار است. رشد روزافزون خارجی‌ستیزی، راسیسم و نئو فاشیسم نتیجه طبیعی سیاست افسارگسیخته سرمایه‌داری نئولیبرالی و هدف گرفتن معیشت اقتصادی کارگران و عموم زحمتکشان است. فاشیسم فرزند خلف سرمایه‌داری است و شبحی که هم اکنون در اروپا در گشت‌وگذاراست، حاصل بحران اقتصادی سرمایه‌داری امپریالیستی است که باید با نابودی دست‌آوردهای طبقه کارگر و جنگ و خونریزی حل گردد.

امپریالیست‌های اروپایی برای مشروعیت‌بخشیدن به سیاست‌های نئولیبرالی و ارتجاعی خود باید تمام این قوانین را در قانون اساسی این اتحادیه به تصویب برسانند و به آن قانونیت بخشند. ارگان‌هایی نظیر «شورای اروپا»، «شورای وزیران اتحادیه اروپا»، «کمیسیون اتحادیه اروپا»، «دادگاه اتحادیه اروپا»، ارگان‌های اجرائیه و تصمیم گیرنده‌ای هستند که نمایندگانش بدون دخالت مردم و بدون هرگونه انتخاباتی، از بالا و در سالن‌های در بسته انتخاب می‌شوند. «پارلمان اتحادیه اروپا»، که هر پنج سال یکبار برگزار می‌شود، تنها نهادی است که نمایندگانش ظاهراً از جانب رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند. تعداد اعضای پارلمان اتحادیه اروپا ۷۵۱ نفر است که برحسب جمعیت ۲۸ کشور عضو تقسیم می‌شود.

«پارلمان اتحادیه اروپا» ارگان قانون‌گذار نیست، اگرچه اختیارات این پارلمان بعد از قرادادهای ماستریشت در ١٩٩٢ و لیسبون در ٢٠٠٧ قدری افزایش یافته است، اما علی‌رغم این رفرم، دو وظیفه بیشتر در اختیار این پارلمان نیست؛ یکی انتخاب رئیس کمیسون اروپا، دیگری تصویب برخی قوانین، که «کمیسون اروپا» تنظیم می‌کند و باید با مشورت «شورای وزیران» انجام گیرد. بدین‌رو «پارلمان اتحادیه اروپا» اساساً ارگان قانون‌گذار نیست و کلیه سیاست‌های کلان «اتحادیه اروپا» توسط «کمیسیون اروپا» و «شورای وزیرا»ن اتخاذ می‌گردد. «پارلمان اتحادیه اروپا»، پارلمان بی یال ودم و اشکمی است که برای آرایش و مشروعیت‌بخشیدن به اتحادیه اروپا نقش بازی می‌کند. این یک پارلمان تقلبی است که با پارلمان‌های ملّی، که حداقل حفظ ظاهر را به جای می‌آورند و بر طبق قانون اساسی ملّی هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌گردد، تفاوت دارد.

دستگاه عریض و طویل بروکراتیک، حقوق‌های کلان نمایندگان پارلمان، و بریدگی از مردم به اندازه‌ای است که اکثریت مردم در چنین انتخاباتی شرکت نمی‌کنند، نسبت به آن بیگانه‌اند، آن را تحریم و یا اساساً بدان توجه‌ای ندارند. در انتخابات اخیر فقط ۴٣ درصد از مردم در ٢٨ کشورعضواتحادیه اروپا در این انتخابات شرکت کردند.

با توجه به نکات فوق و اهداف و مکانیزم‌های اتحادیه اروپا، فراخواندن مردم جهت شرکت در این انتخابات پارلمانی، که برای مشروعیت‌بخشیدن به اتحادیه امپریالیستی برای فقر و بیکاری بیشتر و جنگ‌افروزی است، سیاست صحیحی نمی‌باشد. وظیفه احزاب مارکسیستی – لنینیستی و نیروهای ترقی‌خواه فراخواندن مردم برای تحریم این انتخابات و خواست خروج کشورشان از اتحادیه اروپاست. برای تحقق این امر خواست همه‌پرسی مجدد برای بود و نبود در اتحادیه اروپا یک تاکتیک مشخص سیاسی برای کشاندن مردم به خیابان‌ها و اعتراض عمومی علیه سیاست خانمان‌برانداز نئولیبرالی و سیاست جنگ‌افروزانه اتحادیه اروپاست.

خروج دولت‌ها از اتحادیه اروپا و تشدید تضادهای درونی امپریالیست‌ها به نفع مردم است و شرایط را برای پیش‌برد مبارزه طبقاتی و حفظ دست‌آوردهای طبقه کارگر مناسب‌تر خواهد کرد. پرولتاریا نمی‌تواند بدون شعار و تاکتیک صحیح «خروج فوری از اتحادیه اروپا» مردم را علیه سیاست ریاضت اقتصادی نئولیبرالی بسیج کند. اکنون شرایط برای انقلاب سوسیالیستی و تحقق «اتحادیه مشترک سرخ اروپا» فراهم نیست و تنها تاکتیک صحیحی که می‌تواند یک گام پرولتاریا را به هدف استراتژیک‌اش نزدیک سازد، همانا خواست جدایی فوری از این اتحادیه و منفردکردن این دستگاه گران وعریض و طویل انحصارات چند ملیتی امپریالیستی است، که شیره جان کارگران و توده مردم را می‌مکد و آنها را به سوی جنگ‌های خونین و اروپای متحد فاشیستی و راسیستی رهنمون می‌سازد. بحران کنونی یونان، گسترش فقر و فاقه و بی‌خانمانی در این کشور حاصل سیاست نئولیبرالی اتحادیه اروپاست که کشور را به پرتگاه سقوط و ورشکستگی مطلق سوق داده است. بحران انگلیس و علل خروج از این اتحادیه ریشه در نارضایتی گسترده کارگران و زحمتکشان وعموم مردم نسبت به سیاست‌های تحمیلی نئولیبرالی به رهبری آلمان دارد.

فراخوان برخی از احزاب «چپ و کمونیست» و محیط‌زیست اروپا مبنی بر شرکت مردم در انتخابات پارلمانی اروپا به جای شعار خروج از این اتحادیه نشان از ورشکستگی این جریانات سیاسی دارد که برای چند کرسی پارلمانی به خیانت ملی و طبقاتی تن داده‌اند. شعله‌ورشدن جنگ در اوکراین و تقویت فاشیسم و راسیسم در این کشور که با همدستی امپریالیسم آمریکا صورت گرفته است، حاصل سیاست جنگ‌افروزانه و دخالت اتحادیه امپریالیستی اروپا در أمور داخلی اُکراین است.

نتیجه: تشکیل کشورهای متحده اروپا در رژیم‌های سرمایه‌داری امپریالیستی مساوی است با سازش درباره تقسیم بازارهای ممالک توسعه نیافته وعقب‌نگاه داشته شده و این جز زور نمی‌تواند اساس و اصل دیگری برای تقسیم وجود داشته باشد. این اتحاد و سازش موقت از طرفی برای غارت مشترک ثروت و دست‌آوردهای صد ساله اخیر طبقه کارگر کشورهای عضو این اتحادیه است. ریاضت اقتصادی نئولیبرالی در سرلوحه این سیاست غارت‌گرانه امپریالیستی قرار دارد.

احزاب و سازمان‌های مارکسیستی – لنینیستی و نیروهای مترقی با تکیه به کارگران و زحمتکشان و همه آحاد ملت، باید خواهان برگزاری یک همه پرسی عمومی و خروج فوری دولت‌های خودی از این اتحادیه ارتجاعی را محقق نمایند. از هم پاشیدگی این اتحادیه، منفردشدن دولت‌های امپریالیستی و تشدید تضادهای آنها به نفع مبارزات طبقه کارگر وخلق‌های اروپا و جهان است.

از اینرو تحریم انتخابات پارلمان اروپا و طرح خروج کشورها از این اتحادیه تاکتیک صحیحی برای تضعیف اتحاد شرکت‌های فراملیتی و پیکار علیه سیاست‌های نئولیبرالی و ریاضت اقتصادی است.

کانال رسمی تلگرام وابسته به حزب کار ایران – توفان

برگرفته از توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ خرداد ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email