یکشنبه , ۱۷ فروردین ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / دختر آبی‌پوش، حاکمیت مستبد و تاجران سیاسی

دختر آبی‌پوش، حاکمیت مستبد و تاجران سیاسی

این روزها در ایران هر اتفاقی می‌تواند به چالشی برای رژیم مبدل گردد. ماجرای دختری، که عاشق فوتبال و آرزویش رفتن به استادیوم ورزشی بود، با پایان دردناک خودسوزی‌اش به چالشی برعلیه رژیم و سیستم تبعیض جنسیتی بدل شد، به طوری که حتی مسئولان کشور نیز لب به سخن گشودند و به اظهارنظر پرداختند. برخورد مسئولان مثل همیشه متنناقض، دوگانه و دوگونه بود. آنها که ظاهراً قوانین کشوری را قابل نقد و تغییر می‌دانستند، نظیر «معصومه ابتکار»، معاون امو زنان و خانواده ریاست جمهوری، در همان روزها قوانینی مانند گواهینامه موتورسیکلت را دوباره وارد میدان کرد. او می‌گوید «اگر زنانی تمایل و نیاز داشته باشند، باید بتوانند گواهینامه موتورسیکلت دریافت کنند و اگر هم در آیین نامه‌ای مشکل یا سیاست نانوشته‌ای داریم، امید است که برطرف شود». گروهی دیگر از مسئولان که خواست مردم را همواره نادیده گرفته و عیب و علت را در دشمن و در کسانی که با آنان همسویی فکری ندارند، می‌جویند، ابتدا کلاً منکر همۀ ماجرا شدند و بعد مصاحبۀ تلویزیونی با پدر داغدار دختر آبی‌پوش را تدارک دیدند و سعی کردند با زور و دروغ حرف خود را تبلیغ کنند.

آن سوی قضیه گروه‌ها، فرقه‌ها و رسانه‌های وابسته و اتاق‌های فکری هستند که هدفمندانه کمبودها را برجسته می‌کنند و به دنبال هر حادثه‌ای سعی در ایجاد بلوا دارند و راهکارهای خود را به افکار عمومی تزریق می‌کننند، تا ذهنیت مردم حساس و موج کوتاهی از اعتراضات به راه اُفتد. رضا پهلوی با زبانی ساده همین روش را به عنوان روش مبارزاتی! خود بیان کرد و اظهار داشت از این طریق مردم را «به نافرمانی مدنی» می‌کشاند. تفکر دیگر افراد و دسته‌های کوچک به نام سازمان و حزب هم در همین حد است و سرانجام هم مردم را به جنبش‌های رنگ و وارنگ تشویق می‌کنند. متاسفانه هزینۀ حرکت‌های خودجوش را در جامعۀ دیکتاتور زده‌ای چون ایران، انسان‌های بی‌گناه و خانواده‌ها می‌پردازند.

واکنش این جناح، ریختن اشک تمساح و فحاشی برای خنک‌شدن دلهایشان بود. اینها هم مانند جمهوری اسلامی از خانوادۀ داغ‌دیده سوء استفاده کردند و از قول خواهر دختر آبی پوش نوشتند که او دارای دو مدرک پایانی دانشگاهی بود و سابقۀ ناراحتی روحی داشته است. بعد هم از خود اضافه کردند که مسئلۀ بیماری او در پروندۀ قضایی وی مطرح شده است. پس از این نقل قول زن‌هایی که تا به حال ندیده‌اید به نام موسسین سازمان زنان، مبارزان برای حقوق بشر… ظاهر شدند و هرکدام برای بازار خود مشتری بیشتری جمع کردند. ابزار کارشان هم تلویزیون‌های معلوم‌الحال خارج از کشور و کانال‌های اینترنتی بود. تا آنجا که رضا پهلوی او را با زیرکی «دختر فیروزه‌ای پوش» (که رنگ سلطنتی در دوران پدرش بود) جا زد. عجیب‌تر اینکه خوانندگانی که چند سال بود نفس هم نمی‌کشیدند، یکشبه شعر گفتند و آهنگ به بازار دادند!

این دستۀ همدستانِ استعمار درصددِ جلبِ‌نظر «مخاطبانِ عادی» هستند. اینها تمام تلاش خود را می‌کننند تا از نقاطِ ضعفِ بسیار فراوانی که حاکمیت ایران دارد، حداکثرِ استفاده را به نفع خود و منافع سیاسی خود به‌برند. در واقع اینها حتی با جنازۀ مردم هم تجارت سیاسی می‌کنند و به نام جنبش و نافرمانی مدنی بساط تبلیغات خود را به راه می‌اندازند. ابزار کار این دسته، تلویزیون‌های خارج و پلاتفرم‌های مختلف اینترنتی است. برای مثال از مردان دعوت کردند در ورزشگاه‌ها اعلام همبستگی کنند. جمعی هم واقعاً تحت‌تاثیر احساسات پاک، در ورزشگاه با دست‌زدن و خواندن «ما عین هم هستیم» و «یادت جاودان»،… از او یاد کردند.

در اینجا ضرورتی نیست بیش از این دروغ‌های دو طرف را برشماریم. هدف فقط یک مقایسه اجمالی بود تا هر دو زاویه شباهت‌های عملکردی آنها را بیشتر برجسته سازیم. کمتر رسانه‌ای به زبان فارسی یافتیم که به مسئلۀ افزایش جهانی خودکشی به‌پردازد و آنرا به مثابه یک معضل جهانی به‌بیند. طبق گزارش ۲۰۱۹ سازمان جهانی بهداشت، هر ۴۰ ثانیه یک انسان دست به خودکشی می‌زند که در سال به رقم ۸۰۰ هزار نفر در دنیا می‌رسد. براساس همین گزارش خودکشی بین جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله دومین عامل مرگ بعد از تصادفات است. آمار دولتی ایران حاکی از نرخ صعودی خودکشی بین سال‌های ۹۴ تا ۹۷ است. عوامل اجتماعی خودکشی متفاوت‌اند، وجود تفاوت‌های اقتصادی، فقر، تفاوت‌های فرهنگی، سن، جنسیت، عوامل تربیتی، آداب و سنن … کمبود و حتی نبود اقدامات پیشگیرانه یکی از نکات مهم است که سازمان جهانی بهداشت در گزارش خود، به آن پرداخت. در ایران تاکنون نه بطور جامع به شناخت عوامل پرداخته شده است و نه به راهبردها و راهکارها به درستی توجه شده است. نه بخاطر عدم وجود انسان‌های متخصص بلکه به خاطر عدم خواست سرمایه‌گذاری در این زمینه‌ها از سوی دولت. اینجا باید از مسئولان خواست که مسئولیت‌پذیر باشند و اقدام کنند.

طبیعی ست که محدودیت‌ها و تبعیض جنسیتی و مشکلات زنان در ایران می‌تواند عامل تشدید یا به وجودآمدن بیماری‌های روحی باشد و هست. به همین دلیل نیاز به بررسی‌های علمی و پاسخ علمی مسئولانی داریم که همۀ جواب‌ها را در کتاب دعای خود می‌جویند!

جنبش زنان که سال‌هاست در صفِ اول مبارزات آزادی‌خواهانۀ ایران جایگاهی غیر قابل انکار یافته است، تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی از روز اول با مجموعه‌ای از قوانین ارتجاعیِ مملو از تبعیضات جنسیتی و اجتماعی روبرو شد. زنانی که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند، زیر حجمی غیر قابل تصور از نابرابری‌ها و محدودیت‌های اجتماعی کمر خم کردند، اما نه‌شکستند.

ممنوعیت ورود دختران و بانوان به استادیوم‌ها و سالن‌های ورزشی به دلیل «بی‌تربیتی» مردان، احمقانه‌ترین استدلال یک رژیم می‌تواند باشد. پاسخ به رژیم این است که به جای تذکرِ شبانه‌روزی به زنان بابت رعایتِ حجاب، به مردان جامعه اخلاق و ادب را شبانه‌روز بیاموزید. مسئولان نباید فراموش کنند که مستمسک قراردادن بی‌نزاکتی مردان به معنای توهین به کل مردان جامعه است!

 

مسئولان و مقامات باید به‌دانند تفریح و نشاط، علاقه به ورزش، نوع سرگرمی‌ها، جنسیت نمی‌شناسد! فوتبال، موزیک، رقص، دوچرخه‌سواری، موتورسواری … عشق است، نیاز روح است و انتخاب انسان‌ها و مقامات کشوری هر اعتراضِ مردم را کودکانه و لجوجانه رد می‌کنند. می‌گویند مشکل مردم ورزشگاه رفتن زنان نیست؛ حجاب اجباری نیست؛ موتور سواری و دوچرخه سواری نیست؛ بله مشکل همۀ مردم نیست. اما خواست برخی از مردم کشور است!

مشکل مردم نان، کار، پرداخت حقوق‌های معوقه، دستمزدهای ناعادلانه، فقر که بر کشور سایه انداخته است. مشکل مردم کولبری، کارتن خوابی، کودک همسری است. مشکل مردم عدم آزادی، قلم، بیان، فعالیت‌های صنفی و اتحادیه‌های کارگری غیروابسته است. مشکل مردم عدم پوشش سراسری تحصیل رایگان فرزندان‌شان است. مشکل مردم صبوری و همدستی با دزدان و مفسدان مالی آقازاده‌ها است. مردم مشکلات عدیده دارند و سرکوب مطالبات دموکراتیک و خواست‌های بر حق مردم تنها به نفع امپریالیسم و صهیونیسم خواهد بود و راه را برای احیای سلطۀ استعمار سهل و هموار می‌سازد.

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۵۹ مهر ۱۳۹۸

 

 

Print Friendly, PDF & Email