سه شنبه , ۱۲ فروردین ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / گزارشی از ماهشهر، شهر خون و آتش!

گزارشی از ماهشهر، شهر خون و آتش!

گزارش زیر در مورد حوادث خونبار و قتل عام کارگران و محرومان میهن ما در ماهشهر است که به آدرس مرکزی حزب ما ارسال شده است. این گزارش کوتاه اما تکان‌دهنده، که تحت عنوان «نامه یکی از بچه‌های ماهشهر» پخش شده است، خبر از وضعیت مشقت‌بار اقتصادی کارگران، قطب فقر از یکسو و ظلم و ستم و قطب ثروت از سوی دیگر می‌دهد و ماهیت طبقاتی تعرض بی‌رحمانه رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی به مردم را برای حفظ نظم چرک و خون حاکم بازتاب می‌دهد. این گزارش گوشه‌ای از سرکوب قیام بینوایان و گرسنگانی است که برای نان به‌پاخاسته‌اند. قیام ده روزه‌ای که ایران را به شدت تکان داد. ما این نامه را بدون دخل و تصرف به چاپ می‌رسانیم تا خوانندگان گرامی با وضعیت اسفناک اقتصادی و معیشتی مردم و علل خیزش آبانماه در ماهشهر بیشتر آشنا شوند.

***

«نامه یکی از بچه‌های ماهشهر»

سلام!

من اهل ماهشهرم و حتماً میدونید که در اعتراضات اخیر بعد از کرمانشاه، ماهشهر بیشترین تعداد کشته رو داشت. نمیدونم چقدر ماهشهر رو میشناسید. ماهشهر با داشتن بیش از ۲۰ مجتمع پتروشیمی یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های پتروشیمی ایران و حتی خاورمیانه است و همچنین با داشتن بندر امام خمینی دارای یکی از بزرگ‌ترین بنادر تجاری در ایران و همچنین یکی از بزرگ‌ترین بنادر صادرات نفت در کشوره (بیشتر نفت ایران و بیشتر محصولات تولیدی پالایشگاه آبادان از ماهشهر و خارک صادر میشه) و جالب‌تر اینکه ماهشهر بین دو رودخانه زهره و جراحی قرار گرفته و از لحاظ کشاورزی و صیادی هم جایگاه ویژه‌ای بین بقیه شهرهای خوزستان داره. بزرگ‌ترین مخازن نگهداری و صادرات بنزین گازوئیل و میعانات و غیره با فاصله پنج دقیقه‌ای خونه‌ی هر کدوم از اهالی ماهشهره. حالا در کنار این شهر که از لحاظ جمعیت در رتبه دوم شهرهای خوزستان بعد از اهواز قرار داره، چند شهرک قرار گرفته که همه کارگرنشین و به شدت فقیر هستن: شهر چمران (جراحی)، شهرک طالقانی (کوره)، شهرک رجایی (زنجیر)، شهرک مدنی و دهکده گاما. توی این شهرک‌ها به دلیل بیکاری و فقر گسترده انواع بزه رواج داره. در مورد دهکده گاما جالب اینه که در فاصله هزار متری مجتمع‌های پتروشیمی قرار داره اما حتی ساکنینش به حمام ساده دسترسی ندارند. حالا با گفتن اینا میخوام به اینجا برسم که اهالی ماهشهر و این شهرک‌ها حتی یک بانک رو آتش نزدند (ماهشهر تنها شهر درگیر در این اعتراضات بود که حتی یک بانک آتش نگرفت حتی یک مغازه هم صدمه ندید. تنها کاری که مردم کردند درست کردن راه‌بندان و بستن جاده‌های دسترسی به منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی (مجتمع‌های پتروشیمی) و بستن راه دسترسی به بندر امام خمینی بود، اونم با آتش‌زدن چند حلقه لاستیک و قراردادن چند تا سنگ توی جاده و خاموش‌کردن چند تا کمپرسی و کامیون در جاده. حالا فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاد؟ به دستور استاندار و با مجوز شاک، سپاه خوزستان یه تیپ ویژه تکاور به ماهشهر فرستاد به همراه دو تانک (بله واقعا تانک) و شش نفربر و کلی سلاح سنگین و نیمه سنگین و حتی هلی کوپتر نظامی! به محض ورود به ماهشهر ابتدا توی شهر چمران (جراحی) وارد شدند و مردم رو به گلوله بستن. با کلاشینکف؟ خیر با تیربار دوشکا. دقیقا با تیربار دوشکا. و از هلی‌کوپتر هم توی شهر چمران (جراحی) به مردم عادی تیراندازی کردند. حتی به سمت مردمی که توی خونه بودن و حتی توی راهپیمایی اعتراضی شرکت نکرده بودند. و در همون ساعت اول حدود ۱۷ نفر از جمله دو کودک ۴ و ۸ ساله و یک پیرزن هفتاد و چند ساله با تیر مستقیم برادران پاسدار کشته شدن (آمار بقیه کشته‌ها به علت فرار جوان‌ها به بیشه‌ها و تیراندازی کور پاسدارها به این بیشه و نیزارها هنوز مشخص نیست).چند کشته از بین زخمی‌هایی بودند که بیمارستان شهر به دستور پاسداران از پذیرششون امتناع کرد. عصر همون روز وارد شهرک‌های رجایی و دهکده گاما و شهرک مدنی شدند و اونجا رو هم از کشتار بی‌نصیب نگذاشتند. به علت عشایری بودن بخشی از ساکنین این شهرک‌ها که از عشایر عرب خوزستان هستند، خیلی‌ها مسلح هستن و سپاه به عمد با این حمام خونی که راه انداخت مردم رو تحریک کرد. درگیری به شهرک طالقانی (کوره) کشیده شد و چون مردم این شهرک به دلیل مسلح بودن، مقابله به مثل کردن، از ساعت شش هفت عصر سه شنبه تا ساعت یک بامداد چهارشنبه حتی یک ثانیه صدای رگبار قطع نشد. با تانک وارد شهرک شدند اما با مقابله مردمی در این شهرک‌ها، غائله جمع نشد و پاسداران هم کشته و زخمی زیادی داشتن که با وساطت شیوخ و ریش سفیدان و بزرگان منطقه تیراندازی قطع شد و شهرک طالقانی محاصره شد. تا سه روز بعد از اون از این شهرک‌ها جوان‌ها رو دستگیر می‌کردند. و فعلا غائله ساکت شده ولی نمیشه گفت آرامه.

فاجعه انسانی که اینجا اتفاق افتاد مورد توجه کسی نیست. خیلی‌ها فکر میکنند اینجا بانک آتش زدند، ولی حتی یه عابر بانک توی ماهشهر صدمه ندید. تنها به این دلیل که مردم این شهر پاشون رو روی شاهرگ اقتصادی کشور گذاشتن به این شکل سرکوب شدند. توی هیچ شهر دیگه‌ای نه با تانک وارد شدند و نه کماندو ویژه فرستادن و نه نیروی تکاور با هلی کوپتر پیاده کردن. مردم ایران حق اعتراض ندارند، اما مردم ماهشهر حتی به اندازه بقیه ایرانی‌ها هم اجازه عصیانگری ندارند. خواهش میکنم واقعیات این شهر رو منعکس کنید».

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۶۲ دیماه ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email