سه شنبه , ۱۲ فروردین ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / بیانیه جمعیی از فعالین صنفی دانشگاه نوشیروانی بابل به مناسبت روز دانشجو

بیانیه جمعیی از فعالین صنفی دانشگاه نوشیروانی بابل به مناسبت روز دانشجو

 بیانیه زیر یکی از ده‌ها بیانیه دانشجویان دانشگاه‌های ایران در شانزده آذر امسال است که به دستمان رسیده است. دانشجویان در این بیانیه به درستی ارتجاع داخلی، استعمار و امپریالیسم را هدف قرار داده‌اند. در این بیانیه آمده است که «مبارزه برای معیشت و سرکوب از جانب حاکمیت، تنها مختص این نقطه از جهان نیست؛ وقتی چشمانمان را فرای رسانه‌های فاشیستی سلطنت‌طلب و رسانه‌های سرکوب‌گر داخلی باز می‌کنیم به یک همبستگی جهانی در مسیر احقاق حق زندگی برای توده‌های همه ملیت‌ها و نژادها می‌رسیم؛ چونان که در ایران، عراق، لبنان، شیلی و فرانسه جرقه‌های مشابهی عامل شعله‌ورشدن خیزش مردمی و حق‌طلبی آنان گشت».

این دانشجویان میهن‌دوست و انقلابی «راه رهایی و مسیر آزادی را جز در پرتوی اتحاد و همبستگی مبارزات توده‌ها ندانسته و خط سیر رهایی از استثمار داخلی و استعمار خارجی را تنها و تنها با همبستگی مبارزات زنان، کارگران، دانشجویان و دیگر اقشار فرودست و زحمتکش جامعه رو به سوی خورشید نان، کار، آزادی برشمرده اند». در این بیانیه می‌خوانید:

«دیدار به روز آزادی»؛ این وداع، آخرین خاطره‌ی پدران و مادرانی است که جوانان و قهرمانان‌شان را به دامن دشت آبان لاله‌گون سپرده‌اند و در جای جای پهنه‌ی خون‌آلود ایران شنیده شد. اکنون ما در نقطه‌ای از تاریخ سرزمین‌مان ایستاده‌ایم که فواصل دیماه‌ها و آبانماه‌های تقویم‌مان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و این نشان از تنگ و تنگ‌ترشدن حلقه‌ی داری دارد که برگردن معیشت طبقات فرودست و زحمتکش جامعه‌ی ما است. طبقاتی که اقتصاد را بر بازوان رنج کشیده‌شان به پیش می‌برند، اما امان از ساختار سیاسی و اقتصادی حاکم بر کشور، ساختاری بنیان نهاده بر مبنای سرمایه که هر روز بوی گندی از سر بده بستان‌های قدرت و ثروت در آن شنیده می‌شود؛ صد اما و اگرهایی که اگر چه می‌دانیم، صرفاً بیان و توصیف‌شان از هیچ یک از دردهای جان به لب رسیدگان کم نخواهد کرد.

دانشگاه خود زخم خورده‌ی این ساختار سیاسی اقتصادی است؛ آنگاه که سیاست‌های کلان کشور بر سر خصوصی‌سازی و پولی‌سازی آموزش، مدارس و دانشگاه‌ها را درنوردیده و حق تحصیل را برای فرزندان فرودستان ناممکن می‌کند و آموزش را کالایی پر زرق و برق در بازاری که نقاب دانشگاه بر چهره دارد، جلوه‌گر می‌سازد. ما دانشجویان فراسوی زندگی دانشجویی به نقطه‌ی تاریک بیکاری و یا بیگاری می‌رسیم؛ وقتی به دنبال علل این تاریکی‌ها می‌گردیم باز به همان حلقه‌داری می‌رسیم که بر گردن طبقات فرودست آویخته شده و به واسطه تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌محور حاکمیت در تمام اشکال و مظاهرش به وجود آمده است؛ حاکمیتی که حتی گوشه چشمی باز نمی‌کند تا شاهد فواجع اطرافش باشد. چرا که ماهیت‌اش به او اجازه چنین کاری نمی‌دهد.

اما این تمام رمان دانشگاه و دانشجو نیست؛ جنبش دانشجویی صنفی در دهه نود بنای سکوت در برابر این سیاست‌گذاری‌ها را در پیش نگرفت؛ کاسبان این بازار اما نتوانستند صدای حق‌طلبی جریان فعالیت صنفی در دانشگاه را بربتابند؛ از اینرو از راه‌های امنیتی‌سازی فضای دانشگاه‌ها و اخته‌سازی سیاسی دانشجویان وارد شدند و چه بسیاری فعالین صنفی دانشجویی که رو در روی پولی‌سازی آموزش ایستاده‌اند و احکام درون دانشگاهی، همچون محرومیت از تحصیل و احکام سنگین قضایی از سوی نهادهای خارج از دانشگاه را در چشم‌انداز سالیان جوانی شان دیده‌اند. اینجاست که باید به گوش دوستان در بندمان برسانیم که ندای «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد!» از سوی رفقایشان در دانشگاه نوشیروانی به گوش می‌رسد.

مسئله زنان، مسئله بنیادین جامعه ماست. زنان توسط سیستم سرمایه‌دارانه موجود، استثمار می‌شوند؛ حق انتخاب نوع پوشش از آن‌ها سلب شده است. برای تحصیل، ازدواج و … نیازمند اخذ اجازه از مردان هستند و ساز و کارهایی دیگری که فرودستی آنان را تقویت می‌کنند. اما مسیر درستی در حال پیمایش است. در چند سال اخیر، شاهد محوریت مسئله زنان در هسته اصلی اعتراضات بوده‌ایم. جایگاه زن در جامعه ما از عضوی منفعل در اندرونی‌ها، به هدایت تعدادی از سیاسی‌ترین مطالبه‌ها ارتقا یافته است. سیستم مردسالار موجود اما در مواجه با صدای اعتراض زنان و در مواجه با این تضاد، چاره‌ای جز سرکوب برخود نمی‌بیند. در این برهه است که در می یابیم، نقد، اعتراض و مطالبات ما دقیقاً نقطه‌ای را نشانه رفته است که برخلاف منافع افرادی است که نان‌خور‌های این تضاد جنسیتی و استثمارگرایانه‌اند و باید این را بدانیم و باید این را بدانند! که برای رسیدن به جایگاه حقیقی زن، از مبارزه دست نمی‌کشیم.

جنبش‌های کارگری در سرتاسر تاریخ پیدایش نظام و منطق سرمایه از پیشرانان مبارزه و حق‌خواهی ستمدیدگان و فرودستان بوده‌اند و همواره دانشجویان و جنبش‌های دانشجویی، به موازات جنبش‌های کارگری همراه و همدل با آنان به مبارزه علیه ستم و تحقق عدالت مشغول بوده‌اند. ما نیز وظیفه داریم در بزنگاه‌ها، آگاهانه حمایت خود را از این جنبش‌ها اعلام کنیم. چند سالی است جنبش‌های کارگری ایران از نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز گرفته تا هپکو اراک و کنترسازی قزوین و …، علی‌رغم سرکوب شدید، توانسته‌اند از گوشه و کنار کشور صدای اعتراض خود را از همیشه بلندتر نگاه دارند. جنبش‌های کارگری صراحتاً یک خواست را طلب می‌کنند: خواست کوتاه کردن دست ستمگر خصوصی‌سازی؛ همان رنجی که فرزندان‌شان در دانشگاه‌ها تحت عنوان پولی‌سازی آموزش با آن مواجه‌اند و خواهان واگذاری سرنوشت‌شان به دستان و عرق پیشانی خودشان‌اند.

مبارزه برای معیشت و سرکوب از جانب حاکمیت، تنها مختص این نقطه از جهان نیست؛ وقتی چشمان‌مان را فرای رسانه‌های فاشیستی سلطنت‌طلب و رسانه‌های سرکوب‌گر داخلی باز می‌کنیم به یک همبستگی جهانی در مسیر احقاق حق زندگی برای توده‌های همه ملیت‌ها و نژادها می‌رسیم؛ چونان که در ایران، عراق، لبنان، شیلی و فرانسه جرقه‌های مشابهی عامل شعله‌ورشدن خیزش مردمی و حق‌طلبی آنان گشت.

راه رهایی و مسیر آزادی جز در پرتوی اتحاد و همبستگی مبارزات توده‌ها گذر به ناکجا آبادی دیگر است؛ چنان که هم در عصر معاصر کشور خودمان و هم در تاریخ مبارزات توده‌های جهان شاهد آنیم.

خط سیر رهایی از استثمار داخلی و استعمار خارجی تنها و تنها با همبستگی مبارزات زنان، کارگران، دانشجویان و دیگر اقشار فرودست و زحمتکش جامعه می‌تواند رو به سوی خورشید نان، کار، آزادی حرکت کند.

ما دانشجویان در روز آزادی‌خواهی‌مان این را لازم می‌دانیم، دوباره و دوباره تکرار کنیم که اجازه نمی‌دهیم هیچ صدای حق‌طلبانه‌ای اگرچه با گلوله بسته شد، خاموش و فراموش شود، حتی اگر زیر سیلان خون باشد.

روی پاهایمان می‌میریم، اما روی زانوهایمان زندگی نمی‌کنیم»

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۶۲ دیماه ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email