برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سخنرانی درخشان یکی از دانشجویان مبارز و آگاه میهنمان در تجمع روز دانشجو در دانشگاه علامه طباطبائی

سخنرانی درخشان یکی از دانشجویان مبارز و آگاه میهنمان در تجمع روز دانشجو در دانشگاه علامه طباطبائی

این دانشجوی مبارز و عدالت‌خواه ضمن تأکید بر مبارزه علیه استبداد داخلی، استعمار، نیروهای امپریالیستی و تحریم و تهدید به تجاوز نظامی، سیلی محکمی نیز بر سیمای زرد اپوزیسیون ارتجاعی، بویژه بقایای منفورسلطنت پهلوی، کوبید وصف دانشجویان و مردم ایران را از اجانب جدا ساخت. وی در بخشی از سخنا‌ن خود گفت: «آیا اپوزیسیونی که می‌خواهد با ابزار جنگ و تحریم و به بهای زندگی روزمره مردم قدرت را بدست بیاورد، می‌تواند دلیل واقعی عرضه کند؟ نسبت این اپوزیسیون با کودتای سال ۳۲، با کشتار میدان ژاله و با سرکوب‌گری‌های خونین ساواکی، آیا این اپوزیسیون به دنبال همان نظم منحط نیست؟ که امروز مردم فرانسه و شیلی را به خیابا‌ن‌ها کشانده؟»

در زیر عین سخنرانی را که به صورت مکتوب تنظیم شده است، ملاحظه فرمایید:

«صف ما با حقیقت چیست؟ اگر در وضعیتی هستیم که هیچ پروژه سیاسی مترقی نمی‌یابیم، اگر در وضعیتی هستیم که جان مردم به لب‌شان رسیده و پاسخ هر اعتراضی چماق و گلوله است، اگر می‌بینیم که با وقاحت می‌خواهند این جنایت‌ها و کشته‌شدگان انسان‌های بیگناه را با پرداخت دیه بشویند، وظیفه ما در این میانه چیست؟ ما که بار دیگر در میانه دوگانه تاریخی و ارتجاعی خاورمیانه، یعنی استبداد داخلی و استعمار خارجی قرار گرفته‌ایم، نسبت‌مان با شهدای روزگار چیست؟ شهدائی که پس از کودتای ننگین ۳۲ پای حقیقت ایستادند، حتی اگر هزینه پافشاری بر حقیقت جان‌شان را فدا کردند. آری همه می‌دانند، اما چه کسی آنرا به زبان می‌آورد؟ در شرایطی که هم‌کلاسی‌هایمان به جای کلاس درس در دادگاه‌ها و بازداشت‌ها و بازپرسی‌ها و کمیته‌ها در رفت و آمد هستند، در شرایطی که صدها کشته و هزاران بازداشتی از اعتراضات گذشته از جای مانده، در شرایطی که وابستگان نظم منحط جهانی از درد این مردم برای خود کیسه دوخته‌اند، اگر ما دانشجویان حقیقت را بر زبان نیاوریم، چه کسی این صدا را بلند خواهد کرد؟ به جرأت می‌توان گفت که ترکیب نظم استبدادی با سیاست‌های اقتصادی کاسب‌کارانه دولت‌های مختلف در دهه‌های گذشته به فاجعه وضعیت کنونی منجر شده است. اگر کودتای سال ۸۸ به صورت عریان، جمهوریت را هدف گرفت، اعتراض‌های سال‌های گذشته نشان داده است که در تمامی این سال‌ها به صورت تدریجی و خزنده، عدالت اجتماعی نیز به محاق رفته است و پاسخ حکومت به واکنش‌های مسالمت‌آمیز مردم به این فجایع چه بوده است؟ آیا چیزی بجز به‌گیروبه‌بند و سرکوب نصیب مردم شده؟ باید بگوئیم که اگر حکومت آنقدر از مردم فاصله گرفته که نه درد آنها را می‌فهمد و نه تحمل شنیدن صدای انها را دارد، و حتی مستضعفان را هم تکیه‌گاه خودش ارزیابی نمی‌کند، پاسخ نیروهای به اصطلاح بدیل نیز دست کمی از این فاجعه ندارند. آیا اپوزیسیونی که می‌خواهد با ابزار جنگ و تحریم و به بهای زندگی روزمره مردم قدرت را به‌دست بیاورد، می‌تواند دلیل واقعی عرضه کند؟ نسبت این اپوزیسیون با کودتای سال ۳۲، با کشتار میدان ژاله و با سرکوب‌گری‌های خونین ساواکی، آیا این اپوزیسیون به دنبال همان نظم منحط نیست؟ که امروز مردم فرانسه و شیلی را به خیابان‌ها کشانده؟ شعار دست جمعی: «ایران ما چون ژاله شد، باغ وطن پر لاله شد» آن به اصطلاح اصلاح‌طلبانی هم که هنوز خون مردم خشک نشده به دنبال فضاسازی برای انتخابات آینده هستند، آنهم در حالی که صراحتاً بر ادامه سیاست‌هائی اصرار دارند که معیشت روزمره مردم را هدف گرفته، آنهم در شرایطی که از محکوم‌کردن سرکوب معترضین نیز ابا دارند، عملاً ثابت کرده‌اند که بخشی از وضعیت موجودند. شعار دست جمعی: «میلیون‌ها بیکار، حکومت کاسب‌کار». آری ما در میانه چنین وضعی قرار گرفته‌ایم که هیچ‌گونه روزنه امیدی نیست، اما پافشاری در حقیقت راه‌ها را نیز می‌گشاید. در میانه تباهی وضع موجود، ما دانشجویان به عنوان بخشی از این مردم تنها می‌توانیم بر خودمان تکیه کنیم. راه ما سیاست مردمی و مقاومتی متحد در برابر وضع موجود می‌باشد؛ درد ما مشترک است. دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان با به صحنه‌آمدن‌شان در سال‌های گذشته نشان داده‌اند که هنوز هم مسئله دموکراسی است اما نه آن دموکراسی که نسبت به زندگی مردم و عدالت اجتماعی بی‌طرف باشد. امروز روز دانشجوست، درد مشترک را فریاد کنیم! و در آخر شعار دستجمعی: «آبانماه امساله، کشتار میدان ژاله»»

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۶۲ دیماه ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email