برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / درد و دل کوتاه یک دانشجو از ایران

درد و دل کوتاه یک دانشجو از ایران

«من هم علاقه داشتم در مورد مسائل اخیر ایران نوشته‌ای از شما بخونم…… احتمالا شبیه شما مسائل و می‌بینم.

….. شدت کشتار و سرکوب وحشیانه‌ای که به قربانیانش دیگه نمیشه به راحتی انگ سیاسی زد. استیصال دولت، از روحانی تا نماینده‌های مجلس در اظهارنظر و چرخش گفتار رهبر که بدون همون اندک ملاحظات همیشگی، بسیج و سپاه رو مامور سرکوب مردمی کرد که نه مستضعف، بلکه اشرار بودن!! حمایت منفعل اروپا و اظهارنظر شک‌برانگیز و سوء‌استفاده سران آمریکا در مورد اعتراضات مردم و همراهی ابلهانه اپوزیسیون که فقط رنگ منفعت‌طلبی داشت و بهانه بیشتری به دست حکومت داد که معترض‌ها رو وابسته یا فریب خورده جلوه بده.

هرچند هیچ چیز زندگی‌های از دست‌رفته‌ رو برنمی‌گردونه، اما به نظرم این اتفاقات چشم همه‌ی مردمو بیشتر باز کرد. کسانی که همیشه رهبر رو از سیاست‌های ظالمانه دولت تطهیر میکردن. کسانیکه به اصلاحات امید داشتن و منتظر منجی‌های در حصر بودن یا طبقه متوسطی که فکر میکرد راه زیادی تا فقر در پیش داره و نباید خودشو درگیر اعتراضی بکنه که بر سر نان به راه افتاده نه احقاق آزادی‌های مدنی – که در سایه این انبوه گرسنگی و غارت اموال عمومی بیهوده بنظر میرسه.

واقعاً با مسائل یکسال اخیر، اتفاقاتی که در کتاب دکترین شوک، از چهل سال پیش آمریکای لاتین روایت شده بود، برام تداعی شد. سیر صعودی خصوصی‌سازی و کم‌کردن تعهدات دولت در قبال خدمات اجتماعی و شکاف طبقاتی که روز به روز عمیق‌تر میشه. لااقل خوش‌شانسی ما در اینه که میتونیم از گذشته درس بگیریم.

من احساس ناامیدی ندارم. میشه از این مرحله خشم و ترس عبور کرد و تسلیم القای ناتوانی نشد.

ما اولین مردم قربانی نابرابری نیستیم و آخری هم نخواهیم بود».

برگرفته از نشریه توفان الکترونیکی شماره ۱۶۲ دیماه ۱۳۹۸

Print Friendly, PDF & Email