پنج شنبه , ۸ اسفند ۱۳۹۸
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / سردرگمی سازمان فدائیان اقلیت در برخورد با امپریالیسم

سردرگمی سازمان فدائیان اقلیت در برخورد با امپریالیسم

سازمان فدائیان اقلیت، که مدت‌ها از به‌کاربردن واژه «امپریالیسم» در ادبیات خود اجتناب می‌کرد، به واسطه تولد نامیمون «داعش»، نیاز به پذیرش امپریالیسم در حرف پیدا کرد، تا بتواند با توسل با تئوری‌های ارتجاعی «جبهه سوم موهومی» را «مستقل بودن داعش و در موضع تدافعی‌بودن آمریکا و اروپا، مهاجم‌بودن روسیه و چین و از همه مهم‌تر معرفی جمهوری اسلامی به عنوان مسبب هر آنچه در دنیاست» به خورد هوادارن گمراه خود دهد و با مشوب‌ افکار از کمک‌های بلاعوض کشورهای دموکراتیک! امپریالیستی بهره‌مند شود. در نشریه این سازمان در دو شماره اخیر خود (۸۵۱ و ۸۵۲) نظرات و مواضعی کاملاً متضاد در مورد امپریالیسم مطرح شده است که نشان از سردرگمی کامل این سازمان دارد. در ذَیل به چند نکته از این انحراف اشاره می‌کنیم.

در شماره ۸۵۱ نشریه کار به درستی به مبارزات ضدامپریالیستی دانشجویان و شعارهای مبتنی بر تحلیل صحیح از مسائل ایران و جهان، اشاره شده است. در مقاله‌ای به نام «صد افتخار به جنبش چپ رادیکال و سوسیالیستی دانشجوئی» آمده است: «صرف‌نظر از شعارهای دانشجویان در دفاع از خواست‌های دموکراتیک و آزادی‌خواهانه و نیز شعارهایی علیه نئولیبرالیسم اقتصادی و شعارهای مقابله‌جویانه با فقر و ستم و سرکوب و شعارهای دیگری در حمایت و همبستگی با خیزش‌های توده‌ای در عراق و لبنان و شیلی و فرانسه اما ویژگی بسیار مهم دیگر جنبش چپ رادیکال و سوسیالیستی دانشجوئی، جهت‌گیری ضدسرمایه‌داری و دفاع انترناسیونالیستی از استثمارشدگان است. حمل پرچم‌ها و پلاکاردهایی با خواست نابودی امپریالیسم و دفاع و طرفداری از سوسیالیسم و نیز شعارهایی مانند «ثروت که در جهان است- از رنج کارگران است»، «از هفت‌تپه تا پاریس- ای کارگر به‌پاخیز» و بالاخره تأکید بر آخرین کلام مانیفست مارکس و انگلس «کارگران جهان متحد شوید» تماماً نشانه‌های آشکاری از آرمان‌های والا و انگیزه‌های ضدسرمایه‌دارانه جنبش دانشجویی‌ست که در آذر ۹۸ چندین سر و گردن خود را بالا کشید و در جایگاه یک جنبش چپ رادیکال و سوسیالیستی دانشجوئی اظهار وجود کرد».

ولی اشتباه است اگر گمان شود که سازمان فدائیان اقلیت و «نشریه کار» به نظرات مطرح شده خود حتی برای یک ماه وفادار می‌ماند و بر مبارزه علیه امپریالیسم پای می‌فشارد. این سازمان بلافاصله در شماره بعدی نشریه خود در مقاله‌ای به نام «جبهه متحد ارتجاع، علیه جنبش رادیکال دانشجوئی» برعلیه مواضع ضدامپریالیستی دانشجویان موضع‌گیری می‌کند و عملاً نشان می‌دهد که خود نیز به «جبهه متحد ارتجاع، علیه جنبش رادیکال و ضدامپریالیست دانشجوئی» تعلق دارد. در شماره ۸۵۲ این نشریه آورده‌اند «… مرتجعین اکنون اما بهانه‌ای هم به دست آوردند. چند نفری که معلوم نبود عامل مستقیم خود جمهوری اسلامی هستند، یا وابسته به گرایش‌های سیاسی ارتجاعی نزدیک به رژیم، که خود را چپ ضدامپریالیست می‌نامند، اما در ضدامپریالیست بودنشان همین بس که گفته شود، امثال حزب‌الله لبنان، انصارالله، جهاد و حماس فلسطینی سمبل مبارزات ضدامپریالیستی آن‌ها هستند، پرچم آمریکا را آتش زدند. این دست‌آویزی شد برای حمله به جنبش رادیکال دانشجوئی به‌قصد بدنام کردن آن. در حالی‌ که آشکار بود، این افراد و اقدام آن‌ها ربطی به جنبش دانشجوئی ۱۶ آذر نداشت. در همین حال مخالفان این جنبش جنجال دیگری به راه انداختند بر سر پارچه نوشته‌ای که دانشجویان با خود حمل می‌کردند و بر آن نوشته‌شده بود، «ایران، فرانسه، عراق، لبنان، شیلی، مبارزه یکی است. سرنگونی نئولیبرالیسم». و بحث‌ها فراتر رفت تا آنجا ‌که آیا اساساً در ایران سیاست اقتصادی نئولیبرال به مرحله اجرا درآمد یا نه؟».

البته باز هم قلم به دستان نشریه کار به روده‌درازی در مورد آنکه نئولیبرالیسم وجود دارد و در جهان چنین کرده است و چنان، و حزب کمونیست کارگری در اشتباه است که وجود سیاست‌های نئولیبرالی در ایران را از بیخ و بن خطا می‌داند و در ایران هم همین سیاست‌ها دیکته می‌شود. ولی برای اثبات آنکه مرغ یک پا دارد، بعد از همه تئوری بافی‌ها اعلام می‌دارد که خطاست اصرار بر مبارزه ضدامپریالیستی و می‌بایست فقط و فقط به سراغ جمهوری اسلامی، که مسبب تمامی مسائل جهان است، رفت و آن را سرنگون ساخت زیرا امکان سرنگونی‌اش بوجود آمده است (و حتماً به کمک امپریالیسم آمریکا).

به مقاله مزبور نگاهی می‌اندازیم که در آن آمده است «… مخالفین جنبش دانشجوئی از اینکه در یکی از پارچه نوشته‌های ۱۶ آذر نوشته‌شده بود، سرنگون باد نئولیبرالیسم، جنجال به‌راه انداختند که گویا این جنبش دانشجوئی تحت تأثیر جریانات رفرمیست است و هدفش محدود به برافتادن سیاست نئولیبرال و فرضاً جایگزین‌شدن آن با سیاست اقتصادی-اجتماعی کینز و سوسیال دمکراسی دوره‌های سپری‌ شده. البته شعار این پارچه‌نوشته، اشتباه بود، اما دانشجویانی که در همین اعتراضات اخیر شعار نان- کار- آزادی و اداره شورایی سر دادند، شعار زنده‌ باد سوسیالیسم را سر دادند، هرگز چنین برداشتی نداشتند که گویا مبارزه در ایران نه برای برانداختن نظم سرمایه‌داری، بلکه برانداختن یک سیاست بورژوازی است…..».

مقاله نویس نشریه اقلیت به شعور خوانندگان خود توهین می‌کند وقتی که با آسمان و ریسمان بافتن تلاش بیهوده دارد تا مبارزه با نئولیبرالیسم را فقط و فقط مبارزه با یک «سیاست بورژوازی» معرفی کند و اعلام می‌دارد که این مبارزه با سرمایه‌داری نیست و ما می‌بایست برای «برانداختن نظم سرمایه‌داری» مبارزه کنیم. حتماً این مبارزه تام و تمام و خالص ضدسرمایه‌داری در رؤیا و خواب و خیال باید صورت گیرد و دون کیشوت‌وار می‌بایست به جنگ غولان و دیوان رفت و البته آسیاب بادی را به نابودی تهدید کرد. و اگر کسی بخواهد در دنیای واقعی با سیاست‌های سرمایه‌داری مبارزه‌ای جدی و واقعی را پی‌گیرد دچار اشتباه شده است و با سرمایه‌داری همراه گردیده و از«سیاست دیگر» سرمایه‌داری به طرفداری برخاسته است!! زهی جهالت!

اقلیت از آن زمان که به «جبهه متحد ارتجاع، علیه جنبش رادیکال و ضدامپریالیست» به رهبری حزب ضدکمونیستی ضدایرانی منصور حکمت پیوست و یوروهای هلندی بلاعوض برای راه‌اندازی رسانه‌های تبلیغاتی، زیر زبان‌اش مزه کرد، مبارزه با امپریالیست‌ها را به کنار گذاشت و مبارزه ضدسرمایه‌داری‌شان (به زعم سازمان‌های چپ اندر قیچی مبارزه ضدامپریالیستی خطاست، زیرا مبارزه‌ای ضدسرمایه‌داری نیست و کارگران را به اشتباه می‌اندازد!) نیز محدود به مبارزه علیه آخوندهای جمهوری اسلامی گردید! خیانت و وطن‌فروشی راهی است که با دادگاه خلق پایان می‌یابد.

Print Friendly, PDF & Email