دوشنبه , ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / جنبش دانشجوئی ایران همواره ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی بوده و باقی می­ماند

جنبش دانشجوئی ایران همواره ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی بوده و باقی می­ماند

پس از اصابت موشک مستقر در حوالی فرودگاه بین­المللی ایران به هواپیمای اوکرائینی، که این خود ناشی از فضای جنگی، تروریستی و متشنجی است که امپریالیسم در منطقه آفریده و زمینه ایجاد چنین سوانحی را افزایش داده­ است، ده­ها نفر اتباع و دانشجویان ایرانی و اتباع خارجی جان خویش را در اثر این سانحه از دست دادند. مکتبی بودن مسئولان امور که وفاداری را به­جای شایستگی گذارده­اند، مسلما در این امر نقش داشته­­اند. از بدو سانحه هوائی فوق تئوری­های توطئه در ایران و جهان در جریان است و دروغگوئی رژیم دروغگوی جمهوری اسلامی نیز به تنور آتش می­ریزد.
این سانحه واکنشهای طبیعی، انسانی و یا حتی تحریک آمیزی را به­وجود آورد که بررسی آنها از وظایف نیروهای مسئول سیاسی در ایران است.یکی از این واکنشها اظهار همدردی دانشجویان با خانواده دوستان خود و اعتراض به­از بین رفتن جان بسیاری از انسانها در اثر وضعیت مشخص ایران بود. دانشجویان دانشگاههای ایران و به­ویژه در تهران همراه با خانواده قربانیان این سانحه نسبت به­ارتکاب این سهل­انگاری از جانب مسئولان امر که هنوز ابعاد همه­جانبه آن روشن نیست، دست به اعتراض زدند و از جمهوری اسلامی پاسخگوئی طلبیدند و خواهان استعفای مسئولان مکتبی شدند. این غلیان احساسات عمومی و هیجان مردم در همدردی با خانواده­ها که امری طبیعی بود متاسفانه به­همین جا خاتمه نیافت. ضدانقلاب آمریکائی نیز دست به­کار شد تا از تاثیرات تجاوز امپریالیسم آمریکا به ایران و ترور سردار قاسم سلیمانی که به­آنها در نابودی داعش ضربات سهمگینی در سوریه و عراق زده بود به­کاهد و جهت مبارزه مردم را که نوک تیزش برضد امپریالیسم و صهیونیسم و نقض حق حاکمیت ملی ایران بود منحرف کند. بازهم روشن است که همه نیروهای صمیمی و انقلابی در اثر سطح آگاهی و تجربه مبارزه اجتماعی قادر نیستند به­سرعت در مقابل دسیسه­های سازمان یافته ضدانقلاب آمریکائی در ایران واکنش نشان دهند و خط خود را با شعارهای درست از خط مشی عمال بیگانه متمایز سازند. این بود که ما با صحنه­هائی روبرو شدیم که تلاشی عبث داشت تا جوّ ضدآمریکائی مردم ایران را به­جوّ آمریکاپرستی در ایران بدل کند. در این راه اپوزیسیون خودفروخته داخل و خارج و رسانه­های گروهی امپریالیستی و صهیونیستی به­یاری آنها آمدند و خواسته­ای منطقی اولیه اعتراضات که خواهان رسیدگی به این وضعیت و استعفای مسئولین و پاسخگوئی دولت بودند، تحت­الشعاع قرار دادند. رئیس جمهور آمریکا که در بی­سودایش کسی تردید ندارد به­یکباره کارشناس زبان فارسی از کار در آمد و به­این اپوزیسیون خودفروخته ندا داد که جلو بروند و نترسند زیرا آمریکا پشت آنها را دارد. این اقدام سفیهانه و مداخله­گرانه آمریکا منجر به­این شد که این عده در ایران منفرد شدند و با پرچم آمریکاپرستی به­گوشه­ای خزیدند. فریب­خوردگان و یا پرووکاتورهائی که در میان آنها بودند تصویر قاسم سلیمانی را پائین کشیدند تا تجاوز به حق حاکمیت ملی ایران را از طرف آمریکا تائید کرده و خواهان تجاوز آمریکا و ترور سایر مقامات رسمی ایران تا تجاوز کامل به­ایران گردند. چنین اقدامی چیزی نیست جز خیانت ملی و تائید سیاست تروریستی و استعماری امپریالیسم نسبت به­ایران. این عده همان کسانی هستند که با شعار ارتجاعی “نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران” (به­خوانید نه غزه، نه سوریه، نه لبنان حمله کنید به­ایران – توفان) قبلا به­خیابانها آمده بودند و ثمری از این شعار ضدانقلابی نبردند.
جنبش دانشجوئی ایران دارای سنت انقلابی و سابقه­داری است. نخستین شهدای قهرمان دانشگاه تهران در آستانه ورود نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا که برای ارزیابی از نتایج کودتای ۲۸ مرداد به­ایران آمده بود رفقا بزرگ­نیا، شریعت رضوی و قندچی بودند که در اعتراض به­کودتا و ورود نیکسون به­دست شاهِ وقت، قربانی شدند. از آن روز، روز ۱۶­آم آذر ۱۳۳۲ روز دانشجو در طی تاریخ معاصر ایران تا به­امروز است. دانشجویان ایران هر سال این روز را چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری سرمایه­داری اسلامی، گرامی داشتند و حتی زمانیکه شاه­پرستان با موذیگری تلاش کردند روز ۱۸ تیر را که در آن سرکوب و کشتار دانشجویان به­دست جمهوری اسلامی صورت گرفت، روز دانشجو مطرح کنند تا خاطره جنایت شاه و آمریکا از میان برود، دانشجویان انقلابی دانشگاههای ایران آنرا نپذیرفتند. تعدادی از دانشجویان ایران که پیرو خط مشی چریکی اعم از فدائی و مجاهد بودند، با ایمان به­مبارزه ضدامپریالیستی جان خویش را در راه آزادی و استقلال وطنشان فدا کردند. آنها به­درستی خط روشنی میان خود با امپریالیسم و صهیونیسم می­کشیدند. این است سنت انقلابی دانشگاههای ایران که همواره الهام بخش دانشجویان در مبارزه ضدامپریالیستی ضدصهیونیستی و ضد سطنتی بوده و مبارزه آنها را در کنار ملت ایران و ملت فلسطین قرار می­داد. پرچم آمریکا برای این انقلابیون نماد استعمار و سرکوبگری ملتهای جهان بود و وقتی این پرچم را در ویتنام به­آتش کشیدند و سفارتخانه آمریکا در سایگون را فتح کردند، ملتهای جهان شادی نمودند و هرگز آنرا توهین به­ملت آمریکا تلقی نکردند، زیرا نیروهای انقلابی آمریکا هم آگاه هستند که هر جا پرچم آمریکا افراشته می­شود بوی مرگ و نیستی همه جا را فرامی­گیرد. دانشجویان ایرانی می­دانستند و می­دانند که پرچم اسرائیل پرچم یک دولت نژادپرست و غاصب است که با نسل کشی، سرزمینهای فلسطینی را اشغال کرده است، نابودی این پرچم دفاع از خلق فلسطین و طبیعتا توهین به­صهیونیسم است و باید باشد.
در این نمایشات اعتراضی مخلوطی از شعارها مطرح بود که از شعارهای درست نظیر خواست پاسخگوئی از دولت و یا استعفای مقامات مسئول دولتی شروع می­شد، خواست افشاءگرانه و صحیح “مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر” در تکمیل شعارهای قبلی دانشجویان مبنی بر “مجاهد، پهلوی دو دشمن آزادی” مطرح می­گردید و به­شعارهای افراطی و فراخوانی مردم به­سرنگونی­ رژیم اسلامی و کسب قدرت سیاسی کشیده می­شد و سرانجام شعارهای ارتجاعی بود که به­حمایت از تجاوز آمریکا و تائید تروریسم امپریالیسم و دفاع موذیانه از آمریکا می­انجامید. طبیعی است که در عین کارِ آگاه­گرانه در میان دانشجویان باید طوری عمل کرد تا عوامل نفوذی صهیونیسم و امپریالیسم در جنبش دانشجوئی شناخته و برملا شوند. از جمله این شعارهای ارتجاعی یکی این بود “دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست” و یا “حکومت سپاهی داعش ما شمائی” حال به بحث در این زمینه­ها بپردازیم:
نخست اینکه برسر اینکه سپاه پاسداران دولتی مافیائی و فاسد تشکیل داده که به­جنایت دست می­زند نیازی به بحث طولانی نیست، ولی سپاه پاسداران ایران داعش نیست. داعش آن تروریستها و آدم­کشان بین­المللی و غیرسوری بودند که امپریالیستها و صهیونیستها از سراسر جهان برای سقوط دولت قانونی بشار اسد بسیج کرده و به­سوریه کیش داده بودند. اتفاقا سردار قاسم سلیمانی همین وحوش را نابود کرد و کینه امریکا و اسرائیل و متحدان آنها را در منطقه به­جان خرید. مخلوط کردن دو مسئله ماهیتا متفاوت برای استفاده از آب گل­آلود، همدستی و همراهی روشن با داعش است و نه افشاء داعش و طرح این شعار هم در فردای ترور قاسم سلیمانی به­همین منظور برای خوش­آمد ترامپ سرداده می­شود. این شعار آمریکائی و توجیه تروریسم آمریکا با شعار ارتجاعی دیگری تکمیل شد.
امپریالیسم آمریکا نه تنها از این جهت که در ایران بانی کودتای ۲۸ مرداد بوده و مسئول ساقط کردن دولت دکتر محمد مصدق است، بلکه ­از آن جهت نیز که ایران را با عضویت در پیمان بغداد و سپس سنتو و اعطاء نقش ژاندارمی به­شاه در خلیج فارس و اعزام ۵۰ هزار مستشار نظامی آمریکائی به­ایران، کشور ما را به­نیمه مستعمره خود بدل کرد، مورد نفرت مردم کشور ماست. تنها انقلاب ایران موفق شد این دشمنان مردم ایران را که روزانه مترصدند با یاری آمریکا به­ایران بازگردند، از ایران اخراج کند. این امپریالیسم سرانجام با تحریک صدام حسین به­تجاوز به­ایران و استفاده از گاز سمی علیه ایران با تائید دونالد رامزفلد و رونالد ریگان، نقش جنایتکارانه­ای در ایران بازی کرد و امروز هم با تحریم و جنگ­افروزی و تجاوز به­مرزهای ایران و حق حاکمیت ملی میهن ما و دسیسه­های شوم برای تجزیه ایران در کردستان و اهواز دشمن سوگند خورده مردم ایران است. امریکا دشمن موهومی نیست، دشمن واقعی است و به آن سالهاست عمل می­کند و تنها کسانی می­توانند به­دروغ متوسل ­شوند که نمی­شود نسبت عدم آگاهی را به­آنها الصاق کرد. نمی­شود به­یکباره تاریخ ایران را محو کرد و تاریخی من در آوردی از آن ساخت. امپریالیسم آمریکا نه­تنها دشمن ایران است، بلکه دشمن درجه یک بشریت و خطرناکترین هیولائی است که تاریخ تاکنون به­خود دیده است. دشمن بشریت نمی­تواند دشمن ایران نباشد. رئیس جمهور آمریکا چندین بار ملت ایران را ملت تروریست نامیده و اعلام کرده است میراث باستانی و فرهنگی ایران را نابود خواهد کرد. فراموش نکنیم همین کار را در لیبی، عراق، سوریه، افغانستان و یمن کرده­اند و می­کنند، نابودی هویت ملی و حس میهندوستی شرط استیلا بر ایران است و حرفشان صرفا یک ادعای توخالی نیست. آنکس که در اینجا دروغ می­گوید کسانی هستند که قصد دارند برای ملت آگاه ایران لالائی به­خوانند و تمام دستآوردهای مثبت انقلاب بهمن را نیز خنثی کنند تا راه ورود آمریکا به­ایران هموار شود. البته روشن است که جمهوری سرمایه­داری اسلامی دشمن مردم ایران است، ولی کسانی که با تکیه بر این واقعیت آنرا تنها با نیت تبرئه سیاست مداخله­جویانه و تجاوزگرانه آمریکا طرح می­کنند، دوستان مردم ایران نیستند. آنها می­خواهند با حضور عفریت آمریکا در ایران، بر رژیم جمهوری اسلامی غلبه کنند که روشن است این امر یک خیانت ملی است. ناگفته پیداست چه از نظر تئوری مارکسیستی – لنینیستی و چه از نظر سیاست عملی، وقتی دشمن خارجی برای تسخیر یک کشور جدا تدارک دیده و سرانجام به­یورش اقدام می­کند، باید تضاد عمده را تشخیص داد و نیروهای مردمی را در جبهه­ای وسیع برای دفع دشمن خارجی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و آنهم نه بعد از اینکه کار از کار گذشته است، بسیج کرد. سرنگونی رژیم سرمایه­داری جمهوری اسلامی در ایران غیراشغالی و فارغ از خطر تهدید و تجاوز خارجی به­مراتب سهل­تر است و جنبه­های طبقاتی آن به­مراتب روشن­تر تبلور می­یابد تا در یک ایران فروپاشیده و مخروبه که رژیمش به­دست مشتی خودفروش ایرانی و یاری امپریالیسم و صهیونیسم نابود شده و همه رهبرانش به سبک سیاق ترور قاسم سلیمانی ترور شده­اند.
به­نظر حزب ما این قبیل شعارها ارتجاعی­اند و با موذیگری توسط پس­مانده­های سلطنت، مجاهد و دارودسته­های اسرائیلی نظیر حزب کمونیست کارگری، جریانهای تجزیه­طلب در ایران تبلیغ می­شوند. باید این جاسوسان را جنبش انقلابی دانشجوئی در ایران از میان صفوف خود طرد کند.شعارهائی نیز بودند و هستند که گرچه مضمونی انقلابی داشته و با نیت سرنگونی رژیم با کینه­ای عمیق بیان می­گردند، ولی باید توجه داشت که فراخواندن مردم به­یک مبارزه نابرابر و بدون دورنما در حالیکه توده عظیم مردم آمادگی تحقق این هدف را فعلا نداشته و جنبش تنها خودبخودی و فاقد رهبری است، تنها به­هدر دادن توان و نیروی انقلابی مردم است و نتیجه مثبتی به­بار نمی­آورد. مبارزه انقلابی و کسب قدرت سیاسی نباید بازیچه دست نیروهای بی­حوصله، شتابزده و از روی ناامیدی فعال، انجام گیرد. مبارزه برای خودکشی نیست برای کسب قدرت سیاسی است. این مبارزه باید با حساب، با خونسردی و به­صورت برنامه­ریزی شده در شرایط طغیان مردمی صورت گیرد. بیاموزیم که انقلاب ماجراجوئی و کار گروههای مسلح نیست، کار توده عظیم مردم است. پیروزی در این مبارزه مشروط به­داشتن تشکلی انقلابی با تجربه و مورد اعتماد توده­های مردم بوده تا بتواند نقش رهبری انقلاب را بازی کند. انقلاب قمار نیست که سرنوشت آنرا بشود به دست اتفاقات و ماجراجوئی گروهکها سپرد. این است که باید با شعارهای “انقلابی” که با نیت خوب بیان می­شوند نیزبرخورد انتقادی داشت و از دامن­زدن به­آن خودداری کرد.
بر گرفته از توفان شـماره ۲۴۰ اسفند­ماه ۱۳۹۸ـ فوریه یه سال ۲۰۲۰
ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email