دوشنبه , ۱۸ فروردین ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / «معامله قرن» یا کلاه‌برداری تاریخی

«معامله قرن» یا کلاه‌برداری تاریخی

«دونالد ترامپ» و «مایک پُمپئو» در آستانه اعلام طرح «معامله قرن» اعلام کردند که «آمریکا دیگر شهرک‌سازی اسرائیل در کرانه باختری را غیرقانونی نمی‌داند»، و عملاً فرمان ساخت و ساز بی­حد و حصر را برای اسرائیل اشغالگر صادر و آنرا وقیحانه «قانونی و مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی و شرایط» قلمداد کردند! به­دیگر سخن این فرمان به­معنی اشغال کامل این سرزمین‌ها برای همیشه به‌شمار می‌آید.

سرزمین‌هائی که دولت غاصب اسرائیل برای سُکنی‌دادن یهودیان تاکنون بنا کرده و یا قصد بنای آن را در آینده دارد، به­طور عمده در مناطق اشغالی است که در جنگ ۶ روزه میان اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ به­چنگ این کشور افتاده است – نظیر «بلندی­های جولان»، «شبه جزیره سینا»، «اورشلیم شرقی»، «کرانه باختری رود اردن» و «نوار غزه»- . در صورتی که کنوانسیون چهارم ژنو اِسکان اتباع غیرنظامی کشورهای فاتح را در مناطق غصب‌شده غیرقانونی دانسته است. اما امروز تنها در کرانه باختری رود اردن قریب به ۳۰۰ هزار یهودی تبعه اسرائیل زندگی می‌کنند. با احتساب مناطق دیگر اشغالی تعداد شهرک‌نشینان به ۶۰۰ هزار نفر می‌رسد.

صهیونیست‌ها اشغال سرزمین‌های فلسطینیان را جزو «تکلیف شرعی» خود دانسته و به­هیچ قانون و یا قطعنامه بین‌المللی گردن نمی‌نهند. اینکه سازمان ملل شهرک‌نشینان استان‌های «شومرن» و «یهودا» را درکرانه باختری رود اردن به­رسمیت نمی‌شناسند، برای دولت تجاوزگر اسرائیل فاقد ارزش و اهمیت است. برای صهیونیسم حمایتهای غیرقانونی آمریکا و نقض اصول بین­المللی از جانب آنها از جمله طرح «معامله قرن» دارای ارزش و اعتبار است، زیرا این طرح متکی بر قهر فاتحان می­باشد. ترامپ و داماد صهیونیستش، کشور فلسطین را با بنگاه معاملات ملکی عوضی گرفته­اند و چوبش را خواهند خورد.

پس از آنکه ترامپ در ۲۵ مارس گذشته حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان را اعلام کرد، دولت اشغالگر اسرائیل طرحی مشتمل بر ۳۰ هزار واحد مسکونی در دو شهر اسرائیلی جدید در جولان به­وسعت ۱۳۰۰ کیلومتر مربع تدوین کرد، تا ۲۵۰ هزار اسرائیلی را در این منطقه سکنی دهد. حتی قبل از این در سال ۲۰۱۸ شهرک‌سازی در مناطق اشغالی ۲۱ درصد افزایش داشته است. بیهوده نبود که «نتانیاهو» در تبلیغات انتخاباتی خود قول ضمیمه یهودی‌نشین‌های کرانه باختری رود اردن به­اسرائیل را به­مردم داده بود. او در این رابطه آشکارا از بسط حاکمیت اسرائیل در کرانه باختری سخن راند. از سوی دیگر اعلام ساختن ۲۳ هزار واحد مسکونی جدید در شرق اورشلیم نشان از رشد ۵۰ درصدی دارد، که جمعاً ساخت واحدهای مسکونی در سال جاری را به ۸۲۳۷ می­رساند.

«پُمپئو» و «ترامپ» می‌کوشند با قانونی‌خواندن شهرک‌سازی صهیونیست‌ها به­ادامه این روند مشروعیت بخشند. سیاست جدید دولت ترامپ در قبال شهرک‌سازی اسرائیل نه تنها نقض قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل و معاهده چهارم ژنو، که مغایر سیاست ۴۰ ساله آمریکا نیز است. ترامپ این سیاست را با طرح “معامله قرن” به­اوج سقوط خود رسانید.

«پُمپئو»، وزیر امور خارجه آمریکا، در این رابطه با صراحت اعلام داشت که «دولت ترامپ سیاست اتخاذ شده در دوره اوباما در قبال شهرک‌سازی‌های اسرائیل را تغییر می‌دهد». بد نیست بدانیم که وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۷۸ در قطعنامه‌ای شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی از سوی اسرائیل را در تضاد با قوانین بین‌المللی و قطعنامه شورای امنیت دانست. علاوه بر این دیوان بین‌المللی لاهه نیز در سال ۲۰۰۴ با صدور حکمی شهرک‌سازی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی را «نقض قانون بین‌المللی دانسته» و ادامه ساخت آن را «جنایت جنگی» به‌شمار آورده است. ولی آمریکا خود را مقید به­هیچ چیز جز تروریسم عریان و لگدمالی حقوق بین­الملل نمی­داند.

اما امپریالیسم آمریکا اکنون نه تنها پا روی قطعنامه‌های سازمان ملل، کنوانسیون ژنو، دادگاه لاهه و … می‌گذارد، بلکه مصوباتی را هم که خودش زیر آن امضاء گذارده است، لگدمال می‌کند. آمریکا همین روش را در به­رسمیت‌شناختن بیت‌المقدس به­عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت خود به­آنجا، تعطیل‌کردن دفاتر دیپلماتیک فلسطینی‌ها در واشنگتن و به­رسمیت شناختن حاکمیت رژیم اشغالگر اسرائیل بر بلندی‌های جولان به­کار بست. در این رابطه تایمز اسرائیل در ۲۵ مارس نوشت: نتانیاهو پس از تشکر از ترامپ به­خاطر مواضع اخیرش گفت «این تغییر روش [قانونی‌دانستن شهرک‌سازی از جانب آمریکا] نمایانگر یک حقیقت ساده است! او آنرا با تصمیم دولت ترامپ در شناسائی حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان و انتقال سفارت ایالات متحده به­اورشلیم مشابه دانست».

قصد حاکمیت بر سرزمین فلسطینیان با این استدلال به­غایت ارتجاعی که «سه هزار سال پیش اینجا وطن ما بوده است!» توجیه می‌شود. آنها تغییر و تحولات تاریخی سه هزار سال گذشته را نادیده می‌گیرند و با حرکت از یک ایدئولوژی مذهبی به­شدّت ارتجاعی، ناسیونالیستی و نژادپرستی (آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری!) می‌کوشند حقانیتِ نداشته­ی خود را اثبات کنند. واقعیت این‌است که آمریکا و اسرائیل با بازی‌کردن آخرین برگ خود و بستن شمشیر از رو در برابر چشم جهانیان عملاً مشغول به خاک‌سپردن راه حل «دو کشور» هستند.

«معامله قرن»

ترامپ پس از روی کار آمدنش از طرحی تحت عنوان «معامله قرن» سخن به­میان آورد. بنابر ادعای او این طرح می‌بایست به­اختلافات ۷۰ ساله میان فلسطینیان و صهیونیست‌‌های اسرائیل پایان بخشد! آنها دلیل عدم اعلام چنین توافقنامه‌ای را تا کنون مسأله انتخابات زودرس در اسرائیل ذکر می‌کردند. شکست آقای نتانیاهو در انتخابات اخیر و شکست مضاعف وی در تعیین کابینه جدید، زمینه مانور تازه­ای را برای افزایش بخت انتخاباتی آقای نتانیاهو با پادرمیانی آقای «کوشنر» (داماد صهیونیست ترامپ) برای انتخابات بعدی فراهم می­آورد و لزوم اعلام طرح «معامله قرن» را به­میان می­کشید، به­این معنا که در هم‌آهنگی با «کوشنر»  و دولت آمریکا، حقوق حقه فلسطینیان را بیش از هر زمان دیگر زیر پا بگذارند و حق حاکمیت دولت مستقل فلسطینی را به­محاق برند. بی‌جهت نبود که «کوشنر» معتقد است که «راه حل دو کشور برای دو طرف به­یک معنا نیست و هر کدام‌شان از این «دو کشور» تصورات متفاوتی دارند! به­همین دلیل نیز دولت کنونی آمریکا تصمیم گرفته است از این ادبیات استفاده نکند»!؟ به­بیان ساده او در لفافه اقرار می‌کند که راه حل «دو کشور» به­خاک سپرده شده است. بی‌جهت نیست که دولت ترامپ در این رابطه در هیچ‌کجا از کشور فلسطین به­معنای یک ساختار سیاسی مستقل با حق حاکمیت یاد نکرده و نمی‌کند. حتی «نتانیاهو» معتقد است که «هر طرحی که به­نفع اسرائیل نه‌باشد، زیر بار آن نه‌خواهد رفت». او با صراحت بیان داشته است که در هیچ طرحی حاضر نیست به‌پذیرد که شهرک‌های یهودی‌نشین، که در مناطق اشغالی فلسطینی بنا شده‌اند، تخلیه شوند. علی‌رغم این هنوز از شیپور تبلیغاتی دولت ترامپ می‌شنویم که در طرح «معامله قرن» مواضع دو طرف در نظر گرفته شده است! دست‌راستی‌های اسرائیل اما پرده از این تزویر و ریای امپریالیستی – صهیونیستی برمی‌دارند زمانی که می‌گویند «به­دلیل حفظ امنیت اسرائیل این کشور در هر حال باید این حق را داشته باشد که در سرزمین‌های فلسطینی «تروریست‌»ها را بازداشت و محاکمه کند». آیا در چنین حالتی می‌توان از حق حاکمیت فلسطینی‌ها سخن گفت؟ یا اینکه باید از «قانون کاپیتولاسیون» سخن به­میان آورد. بدین‌ترتیب گرچه «معامله قرن» عنوانی دهن‌پُرکن و «طرح صلحی» پرطمطراق به­نظر می‌آید، ولی محتوای آن هیچ چیز دیگری نیست جز اجرای واقعی قرارداد اسلو، به­رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان، انتقال سفارت آمریکا به­اورشلیم و قانونی دانستن شهرک‌سازی اسرائیل در کرانه باختری. این طرح، طرحی نه در خدمت صلح که در خدمت دامن‌زدن به­آتش خصومت و خشونت و خونریزی و ویرانی می­باشد. مادام که سیاست شهرک‌سازی صهیونیست‌ها در مناطق اشغالی فلسطینی، که هم اکنون قریب به ۶۰۰ هزار شهروند اسرائیلی در آن­ها سکونت دارند، ادامه یابد و در مقابل میلیون‌ها فلسطینی کماکان بدون کشور در سراسر دنیا – به­ویژه در لبنان – آواره به­مانند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید. و هیچ راه حل و ابتکار صوری­ای راه به­جائی نخواهد بُرد.

 

موج مخالفهای جهانی با مواضع ترامپ

سیاست یکجانبه «ترامپ» در قبال اسرائیل خشم مردم جهان را برافروخته و عملاً باعث به­انزواکشیدن هر چه بیشتر اسرائیل، دولت ایالات متحده آمریکا و شخص او گشته است.

تعداد بی‌شماری از کشورها از جمله روسیه و اتحادیه اروپا، حتی نامزدهای ریاست جمهوری حزب دموکرات آمریکا، «برنی سندرز» و «الیزابت وارن»، «ایمن الصفدی»، وزیر خارجه اردن و نیز سازمان ملل این اقدام «ترامپ» و اسرائیل را در زمینه ادامه و گسترش شهرک‌سازی مغایر با قطعنامه‌های شورای امنیت و قوانین بین‌المللی ارزیابی کردند و آنرا غیرقانونی خواندند.

دفتر حقوق بشر سازمان ملل نیز بار دیگر بر موضع قدیمی خود در خصوص شهرک‌سازی‌های صهیونیست‌ها در اراضی اشغالی پای فشرده و کماکان آنرا نقض قوانین بین‌المللی ارزیابی کرده است. علاوه بر این ۵ کشور اروپائی؛ فرانسه، بریتانیا، بلژیک، آلمان و لهستان مخالفت علنی خود را با این موضع آمریکا اعلام کردند و آنرا مخالف موازین قانونی و بین‌المللی خواندند و معتقدند که به­تنش‌ها میان فلسطینیان و اسرائیل دامن خواهد زد و دورنمای صلح پایدار را عملاً تیره و تار خواهد ساخت. آنها در عین حال در بیانیه خود اضافه کردند که ما از اسرائیل می‌خواهیم که به­عنوان یک قدرت اشغالگر به­کلیه فعالیت‌های شهرک‌سازی پایان دهد. «فدریکا موگرینی» نیز رسماً اعلام کرد «اتحایه اروپا از اسرائیل می‌خواهد طبق تعهدات خود به­عنوان قدرتی که این منطقه را (در سال ۱۹۶۷) اشغال کرده است، شهرک سازی را متوقف کند». از سوی دیگر وزیر خارجه ترکیه نیز تصمیم «ترامپ» را در این رابطه «غیرقانونی و بی‌اعتبار» خواند و در توئیتی اشاره کرد که «هیچ کشوری بالاتر از قوانین بین‌المللی نیست». وزارت خارجه روسیه نیز این تصمیم آمریکا را «گام دیگری در مسیر درهم‌شکستن پایه‌های حقوقی روند حل و فصل مسائل خاورمیانه» ارزیابی کرد و می‌افزاید «شهرک‌سازی اسرائیل در اراضی اشغالی وجاهت قانونی ندارد» و در ادامه معتقد است که «مسکو شهرک‌سازی اسرائیل در اراضی اشغالی را غیرقانونی می­داند که نقض آشکار قوانین بین‌المللی و یکی از موانع اصلی در مسیر دستیابی به­حل و فصل اختلافات اسرائیل و فلسطین بر اساس دو حکومت و برقراری صلح عادلانه و پایدار خاورمیانه بشمار می‌آید».

اما همانطور که در بالا اشاره رفت اسرائیل و حامیان‌اش تمام هم و غم‌ّشان بر این است که راه حل «دو کشور» را به­فراموش‌خانه تاریخ روانه سازند. صهیونیست‌ها عملاً در پی تحدید مناطق مسکونی فلسطینیان و گسترش سرزمین‌های اشغالی‌اند.

هم‌پیمانی کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی و امارات با اسرائیل (به­ویژه در برابر «دشمن مشترک» یعنی ایران) و برخورد منفعلانه برخی از کشورهای دیگر عربی نسبت به­سیاست شهرک‌سازی اسرائیل، مولفه‌های مشوّق «ترامپ» جهت مشروعیت‌بخشیدن به­این تجاوز آشکار صهیونیستی به­شمار می‌آیند. دنباله‌روی و وابستگی کشورهای عربی خلیج فارس از آمریکا این کشور را در به­رسمیت‌شناختن تجاوزات جغرافیائی و نظامی اسرائیل به­سرزمین فلسطین گستاخ‌تر از همیشه کرده است.

«احمد ابوالغیط»، دبیر کل اتحادیه عرب اعلام کرد که وزرای خارجه کشورهای عربی بخش اشغالی بلندی‌های جولان را «مطابق قوانین بین‌المللی و سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، بخشی از خاک سوریه می‌دانند…..» و معتقدند که «تصمیم آمریکا در اینباره اعتبار قانونی ندارد و تمامیت ارضی سوریه باید حفظ شود» (تکیه از – توفان)

علی‌رغم این اشغالگران صهیونیست تاکنون در کرانه باختری رود اردن ۲۰۰ شهرک یهودی‌نشین بنا کرده‌اند و جمعیتی حدود ۶۰۰ هزار نفر در آن سکونت گزیده‌اند. تصمیم جدید ترامپ مبنی بر قانونی‌بودن شهرک‌سازی‌های اسرائیل به­اضافه انتقال سفارت آمریکا از «تل‌آویو» به «بیت‌المقدس»، قطع کمک‌های مالی آمریکا از طریق سازمان ملل به­فلسطین، بستن دفاتر فلسطین در واشنگتن، و به­رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان … جملگی حاکی از آنند که «معامله قرن» آنها یک کلاهبرداری و زورگوئی تاریخی بیش نیست آمریکا و اسرائیل قصد دارند با «معامله قرن» به این تجاوزات جنبه قانونی دهند. تنها سه کشور مسلمان هستند که به­صراحت برضد این طرح نظر داده­اند. ایران، ترکیه و تونس.

«معامله قرن» که ما در این مقاله به­جزئیات آن نمی­پردازیم. از ایجاد یک کشور بهم­پیوسته فلسطینی که قادر باشد امکان بقاء و حق تعیین سرنوشت خود را داشته باشد، جلوگیری می­کند. این طرح از نظریه نژادپرستان آفریقای جنوبی الهام می­گیرد که حکومت آپارتاید ایجاد کرده بودند. این طرح که امروز مورد اعتراض آقای محمود عباس است در اساس خود همان قرارداد اسلو است که در زمان خودش با مخالفت محقانه جبهه خلق برای آزادی فلسطین که اغلب از مسیحیان عرب مترقی فلسطینی بوده و سازمان مقاومت اسلامی حماس روبرو گردید که این سازمانها به­علت مضمون مبارزه ملی و آزادیبخش نظریات خود مورد حمایت مردم فلسطین قرار گرفتند و به این ترتیب سازمان حماس به­منزله سخنگوی اکثریت مردم فلسطین در بیان آمال ملی این ملت جا افتاد. مخالفت با قرارداد استعماری و نژادپرستانه اسلو، حمایت از اسلام نیست حمایت از حقوق ملت فلسطین است. این اقدام آمریکا نشان داد که این جبهه خلق  و سازمان حماس بودند که حقیقت را می­گفتند و سیاست محمود عباس با شکست مفتضحانه روبرو شده است. امروز هم تنها یک راه وجود دارد مبارزه قهرآمیز و بسیج خلقهای فلسطین، عرب و منطقه برضد صهیونیسم و امپریالیسم. ملت فلسطین و سازمانهای مقاومت آن همانگونه که جبهه خلق برای آزادی فلسطین طرح کرده است، باید اعم از اسلامی و یا مسیحی متحد شوند و دشمن مشترک را صرفنظر از ایدئولوژی خود برای تحقق آمال ملی مردم فلسطین از خاک خویش بیرون بریزند. ایرانیان خودفروخته و همدست اسرائیل یا به­صراحت با این مبارزه مخالفت می­کنند و یا موذیانه برای تخریب در مبارزه مردم فلسطین پیشنهاد می­دهند که مردم فلسطین باید نخست برضد “اسلام سیاسی” که آنها را مانند صهیونیستها تروریست می­دانند، متحد شوند و پس از سرکوبی آنها در همکاری با طبقه کارگرِ اسرائیل، راه حل دو کشور را مطرح کنند. یعنی ادامه وضع فعلی و ایجاد تفرقه در میان مردم فلسطین و منحرف کردن جهت مبارزه ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی آنها. این جاسوسان همگی همان کسانی هستند که از تجاوز امپریالیسم به­ایران دفاع کرده و خودشان در پارکابی امپریالیسم برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی آماده می­شوند. این عده مبشران استعمارند نه آزادی ایران و منطقه.

 

بر گرفته از توفان شـماره ۲۴۰ اسفند­ماه ۱۳۹۸ـ فوریه سال ۲۰۲۰

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)

Print Friendly, PDF & Email