دوشنبه , ۱۲ خرداد ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / بحران کرونا و نئولیبرالیسم
Image: REUTERS/Willy Kurniawan

بحران کرونا و نئولیبرالیسم

بحران کرونا به جهانیان ثابت کرد که نظام اقتصادی نئولیبرالیسم حاکم بر جهان نه تنها در غلبه بر این بحران درمانده است، بلکه باعث شیوع روزافزون آن و جانباختن انسانها نیز گردیده است. قریب به چهل سال است که نئولیبرالیسم به تدریج خود را بر کلیه عرصههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جوامع بشری حاکم گردانیده است. طبیعی است که عرصه بهداشت و درمان نیز از این تهاجم در امان نبوده است.

خصوصیسازی بیمارستانهای دولتی، تعدیل کادر درمانی (از پزشک و پرستار گرفته تا کارمند و کارگر)، کاهش و انجماد دستمزدها، کاهش تخت و وسائل و استانداردهای ذخیره برای بیماران اورژانس (که زمان بروز بحران کرونا به وضوح خود را نشان میدهد)، انجام خدمات تمیزکاری توسط شرکتها و مقاطعهکاران خصوصی، واگذاری تهیه غذای بیماران به آشپزخانههای خصوصی، انجام جراحیهای غیرضروری و … عملاً بیمارستانها و کل نظام درمان را به تجارتخانهای تبدیل کرده که تنها و تنها افزایش نرخ استثمار و کسب سود حداکثر را مدّ نظر دارد. جان انسان فدای سود حداکثر است. به همان نسبت که دولت در کشورهای امپریالیستی از اختصاصدادن بودجه کافی برای بهداشت، درمان و آموزش طفره میرود و بیمارستانها را به بخش خصوصی وامیگذارد، دست و دلش برای  زرادخانههای تسلیحاتی باز است.

امروز اکثر بیمارستانها در اروپا و آمریکا در اختیار تعداد انگشتشماری از شرکتهای سهامی و چند ملیتی حریص و طماع قرار گرفتهاند. حتی معدود بیمارستانهای دولتی نیز با تعدیل تعداد کارکنان، کاهش و ثابت نگهداشتن دستمزدها و اِعمال صرفهجوئی در تمام زمینهها، نظام درمان و بهداشت را زمینگیر کردهاند. امروز با شیوع و گسترش سرسامآور ویروس کوید-۱۹ ورشکستگی این نظام کاملاً قابل رویت است. در نظام بازار آزاد نئولیبرالی نه تنها بیمارستانهای قدرتمند خصوصی، که شرکتهای عظیم داروئی نیز مشغول تجارت با جان انسانها هستند و عملاً بهداشت و درمان مردم را در چنگال خود گرفتهاند. ناگفته پیداست که کنسرنهای داروئی عظیم نیز در نظام بازار آزاد جهانی نئولیبرالی، هدفی جز کسب حداکثر سود ندارند. شرکتهای عظیم داروئی آمریکائی و اروپائی برای کاهش هزینه تولید، امروز بیش از ۸۰ درصد از کل داروها و «مواد موثره» ساخت دارو را یا در چین و یا در هند تولید میکنند. امروز ۸۰ درصد از «مواد موثره» برای تولید داروها و نیز ۹۰ درصد از داروهائی که غالباً مورد استفاده مردم قرار میگیرند، نظیر داروهای افسردگی، ضد ایدز، کنترل بارداری، شیمی درمانی، آلزهایمر، دیابت، صرع، پارکینسون و … در چین و آنتی بیوتیکها، مُسکّنها، هورمونها، داروهای ضدویروس و ویتامینها و… در هند تولید میشوند. چرا؟ برای نمونه بهای یک آنتیبیوتیک به نام «سیپروفلوکساسین» «Ciprofloxacin» که در هند فقط ۱۰ سنت (دلار) میارزد، در آمریکا به ۶ دلار به فروش میرسد و یا یک واکسن یَرَقان که در هند ۵۰ سنت (دلار) تمام میشود، در آمریکا به ۳۰ دلار در بازار عرضه میگردد. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل.

آمریکا در سال ۲۰۱۸ قریب به ۹۵ درصد از داروی مُسکن «ایبوپروفن» «Ibuprofen»، ۹۰ درصد ویتامینها و ۹۱ درصد «هیدورکورتیزون» «Hydrocortison»، ۷۰ درصد «آسِتامینوفِن» «Acetaminophen» و ۴۰ تا ۴۵ درصد «هپارین» «Heparin» از چین وارد کرده است. شرکتهای هندی ۹۷ درصد بازار آنتی بیوتیک آمریکا را در دست دارند. «آنا اِشو» (Anna Eshoo)، عضو مجلس نمایندگان آمریکا و رئیس کمیسیون تندرستی این مجلس میگوید:

«حتی تصور امکان تعطیلشدن شرکتهای داروئی در چین، خواب از چشم ما میرباید. ما به شدت نگران چنین پیشآمدی هستیم».

صنایع داروئی آلمان نیز شدیداً نگران قطع ارسال دارو و «مواد موثره» برای ساخت داروهای گوناگون از چین و هند – در صورت بالاگرفتن بحران کرونا – هستند. «اشتفان لائفِر» (Steffan Laufer)، رئیس بخش شیمی داروئی (Pharma Chemie) دانشگاه شهر توبینگن آلمان معتقد است که «تأمین داروها و مواد موثره برای ساخت داروها از منابع دیگر (غیر از چین و هند) چند صد برابر گرانتر تمام خواهد شد. این دانشمند در انتقاد از وابستگی شرکتهای داروئی آلمان به تولیدکنندگان چینی و هندی از پایینبودن کیفیت داروها، که ناشی از خرید ارزان آنهاست، شاکی است و در عین حال از فقدان ۲۰۸ قلم دارو در آلمان مینالد. روشن است که صنایع داروسازی حاضر نیستند داروهائی را که برای سلامت انسانها لازم بوده ولی از نظر اقتصادی برای آنها صرف ندارند، تولید کنند. زیرا در صنایع داروسازی نیز مانند سایر عرصههای اقتصادی، نه بر اساس حفظ سلامت و تندرستی جامعه، بلکه بر اساس سود حداکثر تولید میگردد. به همین دلیل او طرح گسترش تولید «مواد موثره» داروها را در اروپا پیشنهاد میدهد. گرچه به عقیده او «۱۰ سال طول خواهد کشید تا ما خودکفا شویم»! امروز نه تنها آلمان، که کشور آمریکا نیز با تنگناهای گسترده در عرصه دارو، به ویژه «مواد موثره» روبرو است. کمبودهای نگرانیآفرینی که به سادگی قابل جبران نیستند. بدون شک با گسترش ویروس کوید -۱۹ مشکل کمبود دارو به مراتب افزایش خواهد یافت.

«فابیان لوخِر» (Fabian Locher)، سخنگوی اتحادیه صنایع داروسازی آلمان، اعتراف میکند که «اگر به هر دلیل کشورهای آسیائی، به خصوص چین و هند، قادر به تولید «مواد موثره» مورد نیاز ما نباشند، تنگناهای غیرقابل جبران در بازار داروی آلمان به وجود خواهد آمد». حیرتآور است اگر در نظر گیریم که تنها در شهر «ووهان» چین ۱۹ دارو که ۱۷ رقم آن جزو داروهای اساسی آلمان بشمار میروند و ۱۳۶ «مواد موثره» داروئی در کل استان «هوبی» تولید میشوند که ۴۸ رقم آنها برای بیماران آلمانی در درجه اول اهمیت قرار دارند. از اینرو خطر کمبود دارو در عصر کرونا جهان غرب را به صورت جدّی تهدید میکند. شرکتهای عظیم داروئی اروپائی و آمریکائی به عوض ایجاد و گسترش امکانات و شرایط تحقیق و تولید در داخل کشورهایشان، این دوایر را به خاطر تولید ارزان مواد اولیه و نازل بودن سطح دستمزد به هند و چین انتقال دادهاند. امروز ویروس کرونا به وضوح ورشکستگی نئولیبرالیسم را در معرض دید جهانیان قرار داده است. نظام درمانی کشورهای سرمایهداری متأثر از نئولیبرالیسم چه از نظر کمبود پرسنل، کمبود ابزار و وسایل و دستگاههای پزشکی ذخیره و چه از نظر کمبود دارو و امکان تولید سریع آن، در خطر فروریزی است. در آلمان، از آنجا که اکثر شاغلین از پزشک و پرستار تا کارمند و کارگر قراردادهای کاری موقت با حقوق پائین دارند، رغبت چندانی به کار در بیمارستانها از خود نشان نمیدهند به همین دلیل سالهاست که بسیاری از پزشکان و پرستاران آلمانی به کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس و هلند و… مهاجرت کردهاند. از اینرو بیمارستانها حتی امکان استخدام فوری جهت رفع کمبود کادر پزشکی و پرستاری را هم ندارند. بورژوازی آلمان که با وضعیت بیآبروئی محض روبرو شده است، بیشتر به «همبستگی ملی» تکیه کرده و از کادر پزشکی بیمارستانها تجلیل میکند. به یکباره انسانهای درجه دومی که با تحقیر با آنها برخورد میشدند، به «عناصر مهم نظام»، «تعیینکننده»، «غیرقابل انصراف» تبدیل شدهاند، تا با نیروی بیشتر و فداکاری و مایهگذاری از جان خود، جنایتکاری بورژوازی امپریالیستی را تحتالشعاع قرار دهند. هر شب برای پرستاران دست میزنند و موسیقی میگذارند و در خیابانها گیتار میزنند و آواز میخوانند تا تبلیغ کنند که «ما همه با هم هستیم». آنها که با هم هستند مردماند و در مقابل این فاجعه نئولیبرالی قد علم کردهاند، ولی این مردم هرگز نظام نئولیبرالی جنایتکارانه سرمایهداری را تبلیغ نمیکنند. از هم اکنون روشن است که بعد از کرونا بورژوازی میخواهد به وضع سابق برگردد و دستش را در خون مردم بشوید. نظام مبتنی بر مالکیت خصوصی مقدس سرمایهداری قادر نیست سلامت عمومی را حفظ و پاسداری کند.

مسئولیت مرگ مردمی که جنازه آنها را کامیونهای ارتشی از گوشه و کنار خیابانهای ایتالیا و اسپانیا به علت عدم امکان نجات آنها در بیمارستانها، جمع میکنند، یا در بیمارستانهای آلمان، انگلستان و یا تهران در اثر کمبود وسایل درمانی و تنفسی و پرسنل و … جان میبازند، به گردن دولتهای در خدمت نئولیبرالیسم این کشورهاست. زیرا که دولت علیالاصول وظیفه دارد امنیت در زمینه بهداشت و سلامت مردم و یا آموزش عمومی و بهبود محیطزیست را تأمین کند و نه اینکه امکانات خود را بیتوجه به زندگی عمومی و کوتهبینانه در خدمت بهسرمایهداری هزینه کند.

آنچنان که دولت آمریکا در بحران مالی سال ۲۰۰۸ هشتصد میلیارد دلار از صندوق دولت را به نجات بانکهای ورشکسته اختصاص داد. و امروز نیز با تخصیص ۲۰۰۰ میلیارد دلار به طور عمده به نجات سرمایهداری شتافته است. گو اینکه به ظاهر فقط ۵۰۰ میلیارد دلار از این رقم نجومی برای شرکتهای بزرگ در نظر گرفته شده است، ولی نفس این اقدام به معنی دخالت مستقیم دولت در بازار برای نجات سرمایهداران محسوب میشود. اختصاص رقم افسانهای دو هزار میلیارد دلاری برای نجات سرمایهداری، حاکی از شکست بازار آزاد و نئولیبرالیسم است. ناگفته پیداست که تخصیص این رقم تنها از طریق چاپ اسکناس میسر است که افزایش نرخ تورم و فقر زحمتکشان نتیجه ناگزیر آن خواهد بود. دولت آلمان نیز با تزریق ۱۶۰ میلیارد یورو مستقیماً در اقتصاد دخالت میکند و به نجات شرکتها و به طریق اولی سرمایهداران شتافته است. در حالی که عدم دخالت دولت در بازار از اصول نئولیبرالیسم است! و به این اصل مقدس همه این دولتمردان تا دیروز وفادار بودند. «مکرون»، رئیس جمهوری نئولیبرال فرانسه هم امروز در تضاد با نئولیبرالیسم و جهانیشدن داد سخن میدهد: «ما نمیتوانیم کلیه عرصههائی را که به زندگی مردم مربوط میشود، به بازار محول کنیم. پاندمی اخیر نشان داد که برخی اجناس و داروها را نمیتوان به بازار محول کرد. شرایط وحشتناک است. ما تغذیه، امنیت و حفاظتمان را به دیگران محول کردهایم. ما باید آینده و امنیتمان را خود در دست گیریم. ما باید زین پس قادر باشیم از حق حاکمیت خود و اروپا مستقلاً دفاع کنیم». ولی همین آقای ماکرون بود که با سیاست نئولیبرالی و تشدید آن در مقابل جنبش ضدنئولیبرالی جلیقه زردها در فرانسه ایستاد و تلاش داشت این سیاست اقتصادی جنایتکارانه را در همه عرصهها در فرانسه پیاده کند، تا از آلمانها عقب نیفتد. هرگز نباید به این شعارها دل بست. دولت اسپانیا نیز در یک اقدام بیسابقه کلیه بیمارستانهای خصوصی و تجهیزاتشان را ملی اعلام کرد و در اختیار دولت قرارداد. اینها همه نشانه شکست نئولیبرالیسم بشمار میآیند. بحران کنونی عیان میسازد که خصوصیسازیها در بسیاری از عرصهها نه به نفع مردم، که در خدمت منافع کنسرنها قرار داشتهاند. کسب حداکثر سود در کوتاهترین زمان سبب گشته است که نه در آمریکا، نه در اروپا، نه در ایران و نه در هیچ نظام سرمایهداری دیگر، ابداً نیروی ذخیره و آمادگی برای پیشآمدهای غیرمنتظره در نظر گرفته نشود. زیرا سرمایهگذاری در زمینه آمادگی برای بحران، سود اندکی دارد. سرمایهگذاری در عرصه پیشگیری، ارزش سهام را بالا نمیبرد، اما فروش داروهای گران، چرا! هر چقدر بیمارتر باشیم، آنها داروهای گرانتری به ما میفروشند و در نتیجه سود بیشتری میبرند. دولت ترامپ نه تنها بودجه تحقیق در رشته اپیدمولوژی را قطع کرد، بلکه بودجه گروه تحقیق در بیماریهای فراگیر را نیز قطع نمود. با همان رویکردی که بودجه تحقیقات تغییرات آب و هوائی را قطع کرد. بدون تردید جهان بعد از کوید-۱۹ با بحران محیطزیست و تغییر آب و هوایی بیشتری مواجه خواهد شد. «داوید هاروی» (David Harvey) یک منتقد اجتماعی معروف آمریکائی – انگلیسی معتقد است که «اگر بخواهم برای طبیعت شخصیت انسانی استعاری قائل شوم… «کووید-۱۹» انتقام طبیعت است به خاطر بیش از ۴۰ سال سوءرفتار متجاوزانه و شرمآور با آن توسط بهرهکشی نئولیبرال وحشی بیقاعده. چهل سال نئولیبرالیسم در سرتاسر جهان مردم را آسیب‌‌پذیر کرده و سبب گشته است که آنها در مواجه با چنین بحرانی در سلامت عمومی، امکان مقاومت و مواجه نداشته باشند». «ویروس کرونا» آنطور که ترامپ جارمیزند «چینی» نیست، «سرمایهداری» است که با آلودگی محیطزیست، نابودی جنگلها، از بینبردن محیط زندگی حیوانات و چپاندن آنها در مناطق تنگ و محدود، که امکان رشد و حرکت آنها را میگیرد، خطرات سرایت ویروسهای حیوانی به انسان و جهش خطرناک آنرا افزایش میدهد. بحران «کرونا» صداهائی را مبنی بر اینکه ما «باید تولید دارو را به کشور خود برگردانیم»؛ « از واردات گمرک بگیریم»؛ «بیمارستانها را دولتی کنیم» و … بلند کرده است. سرمایهداری فعلاً چاره را در همان راهی میبیند که ترامپ در آن گام نهاده است. کرونا به جهانیشدن و نئولیبرالیسم ضربه خواهد زد. شرکتهای زنجیرهای از این ضربه بینصیب نخواهند ماند. به مصرفگرائی لطمه شدیدی وارد خواهد آمد. اروپایِ واحد تَرک برمیدارد. اگر تا دیروز بحران یورو، بحران ناتو، بحران پناهندگان و بحران محیطزیست چوب لای چرخشان میگذاشت، امروز بحران «کرونا» نیز بر آن افزوده گشته است و در آینده نیز با بحرانهای دیگری روبرو خواهند گشت. انباشت سرمایهی بیحد و حصر مارپیچی در حال ضربهخوردن و خطر فروپاشی تدریجی است. برخی تنها راه نجات را در دولتیکردن آنها حداقل برای دوران کوتاهی تا نیرو گرفتن مجدد آنها میبینند. دولت به یکباره فرشته نجات است. «کووید-۱۹» ضربه غیرقابل جبرانی به صنعت گردشگری، که در بسیاری از کشورهای پیشرفته بخش مهمی از اقتصاد را دربرمیگیرد، خواهد زد. کرونا در عین حال بر استراتژی امنیت ملی ترامپ خط بطلان کشید و نشان داد که آمریکا از امتحان رهبری جهان مردود بیرون آمده و موقعیتاش متزلزل شده است. هر چقدر بحران «کرونا» بیشتر طول بکشد، به همان نسبت بر تعداد بیکاران افزوده خواهد گشت. تنها در چهار هفته گذشته ۶ میلیون آمریکائی بیکار گشتهاند و پیشبینی میشود که طی ۳۰ روز آینده تعداد آنها به ۲۵ میلیون افزایش یابد. خطر بستهشدن کارخانههای اتوموبیلسازی دیترویت در کمین است. بدون شک کشورهای امپریالیستی بعد از کرونا تضعیف خواهند گشت. گرچه مواضع و عملکرد سران دولتهای امریکا، فرانسه، اسپانیا و آلمان از شکست تئوری نئولیبرالیسم خبر میدهد، ولی در عین حال نشان از گرایش شدید ناسیونالیسم دارد که با فاشیسم فقط یک گام بیشتر فاصله ندارد. لذا بعد از کرونا سوسیال – فاشیسم رشد خواهد کرد. این وظیفه کمونیستها و سوسیالیستهاست که با این پدیده شوم به صورت جدی و دامنهدار به مبارزه برخیزند. قطعاً پس از «کرونا» نئولیبرالیسم تضعیف و نقش دولتهای سرمایهداری پررنگتر خواهد شد. احتمالاً بخشی از اقتصاد موقتاً به دست «دولتهای نجات» خواهد افتاد، ولی در نهایت «دولت» در خدمت به نظام سرمایهداری و سرمایهدار باقی خواهد ماند. تکاملی که در بهترین حالت به نمونه چین ختم خواهد شد. گرچه عرصههای آموزش و درمان در کشور مذکور رایگان است – که البته از دوران سوسیالیستی این کشور به یادگار ماندهاند-  ولی سرمایهداری دولتی چین در خدمت به نظام سرمایه و سرمایهداران انجام وظیفه میکند. در صورتی که در سوسیالیسم، اقتصاد دولتی در خدمت پرولتاریا و زحمتکشان عمل مینماید. دولت سوسیالیستی با اجتماعیکردن تولید، آنرا بر مبنای رفع نیازمندیهای مادی و معنوی جامعه و رفاه عمومی سازمان میدهد. کار و مسکن حق مسلم اعضای جامعه بشمار میآید. آموزش و بهداشت و درمان برای کلیه اعضای جامعه رایگان است و …. در اینجاست که در صورت بروز فاجعه و بحران، دولت سوسیالیستی برعکس دولت بورژوائی دغدغه سود و زیان سرمایهداران را ندارد، از اینرو میتواند کلیه امکانات خود را صرفاً مصروف خدمت و حمایت و حفاظت از آحاد جامعه  بهکاراندازد. سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت از چنگال سود و سرمایه است. سوسیالیسم تنها نظامی است که قدرت مبارزه با بیماریهای همهگیر جهانی را دارد، و سرمایهداری مولد این ویروسهای ضدبشری است•

توفان  شماره ۲۴۲، اردیبهشت ­ماه ۱۳۹۹ آوریل ۲۰۲۰

Print Friendly, PDF & Email