بحران آب در ایران (۲)

در شماره قبل توفان در بخش نخست مقاله نوشتیم که:

«خطر بی‌آبی در کشور ما هر روز حادتر می‌شود. فساد، رشوه‌خواری، ندانم‌کاری، بی‌توجه‌ای و بی‌کیاستی مسئولین مکتبی نظام جمهوری اسلامی، که فقط به جیب خود می‌اندیشند، روز به روز بر مشکلات تأمین و توزیع آب می‌افزاید. آنها به نقش استراتژیک آب کم‌ترین توجه‌ای ندارند و به همین دلیل خطر عظیمی را متوجه کشور و مردم ما ساخته‌اند. نمونه‌های زیر به گوشه‌ای از این بی‌لیاقتی و حرص و ولع سرمایه‌داری اشاره دارند».

در این مقاله به نمونه‌های دیگری اشاره می‌کنیم:

 

قنات

در ادوار پیشین، شهری نظیر یزد – که امروز مصرف آب‌ آن به زحمت از طریق منحرف‌کردن ۳۰۰ کیلومتر آب «زاینده‌رود» تأمین می‌شود – از طریق قنات تأمین می‌شد. برای نمونه تنها «قنات حسن‌آباد» که ۵۰۰ سال پیش حفر شده است، مصرف آب قریب به نیمی از جمعیت شهر را تأمین می‌کرد. آب این قنات به ۱۱۷۰۰ سهمیه تقسیم می‌شد که نسل به نسل ادامه یافته است. سنت قنات به دو هزار سال پیش باز‌می‌گردد. در این سیستم آب مصرفی از طریق یک کانال زیرزمینی که با دست حفر می‌شود، تأمین می‌گردید. طول‌ آن معمولاً ۱۰ کیلومتر است که تعداد بی‌شماری چاه در مسیرش حفر شده‌اند. سرچشمه آب قنات از کوه است و با آب زیرزمین – چاه‌های واقع در مسیرش – پیوسته افزایش می‌‌یابد. بزرگ‌ترین حُسن سیستم  قنات، که یکی از عجایب جهان به‌شمار می آید، خودکفاساختن اهالی از آب مورد نیازشان است. هنوز هم بسیاری از کشاورزان به سهمیه آب قنات‌شان وابسته‌اند.

اما مسئولین نظام فاسد جمهوری اسلامی به عوض حفظ، توسعه و گسترش این سیستم، رانت‌خواران و زمین‌خواران را به جان اهالی انداخته‌اند و مسیر آب را عملاً تخریب و در نتیجه سیستم قنات را، که شاهرگ حیاتی کشاورزان به‌شمار‌می‌آید، مختل ساخته‌اند. بسیاری از زمین‌خواران و بساز و بفروش‌ها برای تأمین آب به حفر چاه‌های عمیق و عمیق‌تر اقدام می‌ورزند و با کاهش آب‌های زیرزمینی، ضربه مضاعفی بر تأمین آب از طریق قنات وارد کرده و می‌کنند. علاوه بر این طبیعتاً در  قنات‌های حفاری‌شده در صدها سال پیش هر از گاهی ریزش می‌کنند و جریان آب را مختل می‌سازد. اما دولت جمهوری اسلامی به عوض کمک به کشاورزان جهت ترمیم و به طریق اُولا تأمین آب آن زمین‌خواران را به جان آنها انداخته است.

هنوز ۳۷ هزار قنات فعال در کشور وجود دارد که حدود ۱۰ درصد آب مورد نیاز کشاورزان را بدون پمپاژ آب‌های زیرزمینی و در نتیجه بدون مصرف برق و انرژی فسیلی (گازوئیل) تأمین می‌کنند. متخصصان بر این نظر هستند که تأمین آب شهر یزد بدون منحرف‌کردن «زاینده‌رود» به سمت این شهر در حیطه امکان بود، اما اکنون با منحرف‌کردن فصلی مسیر این رودخانه به سمت یزد نه تنها اصفهان و «ورزنه»، بلکه مناطق جنوبی آن نیز در مضیقه شدید آب قرار گرفته‌اند. امروز شهر کویری یزد علی‌رغم انحراف «زاینده‌رود» با کمبود آب مواجه گشته است و دولت جمهوری اسلامی در نظر دارد که آب خلیج فارس را از فاصله ۵۰۰ کیلومتری به این شهر انتقال دهد و رانت‌خواران و دزدان را به نوائی برساند.

سد سازی

از سوی دیگر «سدّ زاینده‌رود» که در سال ۱۳۵۳ جهت تأمین آب صنایع و گسترش شهرسازی منطقه اصفهان بنا شده بود، قریب ۱۵۰۰ میلیون متر مکعب آب را پشت خود جا داده است. اما امروز برخی از کارشناسان معتقدند که سیاست سدّسازی خود عامل کم‌شدن آب در رودخانه‌ها به شمار می‌آید. «فاطمه ظفرنژاد»، یکی از مشاورین وزارت انرژی، معتقد است: «من دربرخوردی که با روستائیان داشتم، آموختم که دیدگاه آنها نسبت به تأمین آب با دیدگاه من و وزارت انرژی کاملاً متفاوت است[!!] …مشاوره با آنها به من آموخت که سدّسازی برای آنها مشکلات بزرگی آفریده است. در اثر این تجربه آموختم که ما با ساختن سدّها عملاً باعث خشک‌شدن هر چه بیشتر رودخانه‌ها و دریاچه‌ها می‌شویم».

سدّسازی که در زمان رژیم شاه با ساختن ۱۱ سدّ آغاز شده بود، در نظام جمهوری اسلامی با شدّت و حدّت بیشتری ادامه یافت. به قسمی که ما امروز شاهد ۶۵۰ سدّ در ایران هستیم! گاهی اوقات بر روی یک رودخانه ۴ یا ۵ سدّ بنا شده است. امروز ۴۰ درصد از این سدّها از حَیّزِ انتفاع ساقط‌‌اند زیرا اکثر اوقات فاقد آب هستند، چون یا رودخانه‌هائی که سدّها در مسیرشان واقع شده‌‌اند، خشک شده‌اند و یا آب موجود در پشت سدّها با مساحت زیاد در اثر شدت آفتاب و گرما تبخیر می‌شوند. در مناطق کویری، بویژه کویر مرکزی، در اثر گرما و تبخیر آب در سال بین ۳ تا ۴ متر از ارتفاع آب سدّها کاسته می‌شوند و در نتیجه سدّ خود باعث هدررفتن آب می‌شود.

«تقی فروَر»، یکی دیگر از کارشناسان، معتقد است: «در ایران هدف از ساختن سدّ نه تأمین آب است و نه تأمین برق، بلکه هدف دریافت رشوه و فربه‌کردن شرکت‌های سدَّسازی است که به طور عمده در مالکیت سپاه است. این رشوه و رانت است که سیاست سدّسازی را معین می‌کند و نه تولید و توزیع برق و آب». او سپس می‌افزاید: «درست به همین دلیل سال‌هاست که برخی از مسئولین در استان‌ها تصمیم به تخریب سدّ‌های موجود گرفته‌اند، زیرا که این سدّها نه تنها مقرون به صرفه نیستند، بلکه به زیان محیط‌زیست عمل می‌کنند».

«محمد حسین پاپولی یزدی»، معتقد است: «از آنجا که شرکت‌های ساختمانی متعلق به سپاه فاقد امکان دریافت قرارداد ساخت سدّ در خارج از ایران هستند، برای رهائی از ورشکستگی نیاز به دریافت قرارداد از دولت ایران برای ساختن سدّ- سدّهای غیر ضرور- در ایران دارند».

اکنون دوره سدسازی به پایان خود نزدیک شده و دوره لوله‌کشی آب از دریای خزر و خلیج فارس به کویر مرکزی در دستور کار قرار گرفته است. به دیگر سخن منبع جدیدی برای برادران دزد و رشوه‌خوار و رانت‌خوار در حال بوجود آمدن است.

وضعیت رود کارون

یکی از رودخانه‌هائی که به کارون ختم می‌شود، «رودخانه کوهرنگ» است که آب آن به وسیله ۳ تونل به «زاینده‌رود» سرازیر می‌شود. به این ترتیب تونل‌های سه‌گانه کوهرنگ واقع در دامنه «زردکوه»، سالانه یک میلیارد متر مکعب آب را که در اصل سهمیه رود کارون است، به «زاینده‌رود» روان می‌سازند. به این ترتیب ظرفیت این رود از ۸۰۰ میلیون متر مکعب به یک میلیارد ۸۰۰ هزار متر مکعب ارتقاء می‌یابد. نکته‌ای که مسئولان کارچاق‌کن و دزد به آن توجه ندارند، این است که با تغییر مسیر یک میلیارد متر مکعب آب مناطقی که در این مسیر قرار گرفته‌اند، زین پس از منابع آبی پایدار محروم خواهند شد. امری که بهم‌خوردن تعادل محیط‌زیست و در نتیجه وخیم‌ترشدن وضعیت اقتصادی و اجتماعی اهالی این منطقه را به دنبال خواهد داشت.

روستائیان شریفی که در گذشته مشکلی به نام کمبود آب نمی‌شناختند، اگر امروز زبان به اعتراض گشایند، پاسخ‌شان زندان است. مسئولین فاسد و مزوّر سازمان آب، قبل از انحراف رودخانه، به مردم قول خرید بالگرد و آمبولانس برای بهداری‌های منطقه دادند، امری که هیچگاه جامه عمل به خود نپوشید. در واقع آبی که این مردم برای تولید کشاورزی و به دیگر سخن تأمین نیازهای زندگی خود به آن نیاز داشتند، بدون کوچک‌ترین جبران خسارتی ربوده شد و آنها را به فقر و فلاکت کشانیده است. روستائیان این منطقه و روستائیان اطراف «زاینده‌رود» تاکنون ده‌ها بار دست به تظاهرات و اعتراضات گسترده زدند و هر بار با سرکوب نیروهای انتظامی رژیم روبرو شدند. به روی رود کارون نیز ده‌ها سدّ برای تولید برق و آبیاری مزارع – بویژه نیشکر- بنا شده است. مصیبت‌زا اینکه آبی که از این مزارع به رودخانه باز‌می‌گردد، آلوده به کود شیمیائی و سموم ضدآفت نباتات، بویژه «پِستیسید» است.

 

برگرفته از توفان شماره ۲۴۳ ارگان مرکزی حزب کارایران خرداد ماه ۱۳۹۹

Print Friendly, PDF & Email