سه شنبه , ۱۴ مرداد ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات نشریه توفان / گرامیداشت صدسالگی جنبش متشکل کمونیستی ایران، پرچمی در مبارزه با رویزیونیسم و کاستریسم

گرامیداشت صدسالگی جنبش متشکل کمونیستی ایران، پرچمی در مبارزه با رویزیونیسم و کاستریسم

 به مناسبت صدسالگی حزب کمونیست ایران به مقاله‌ای رجوع می‌دهیم که «توفان»، ارگان سازمان مارکسیستی – لنینیستی توفان» در شماره ۳۴ خود در خرداد ماه ۱۳۴۹ منتشر کرده است.

«پنجاه سالگی حزب کمونیست ایران

غُرّش توپ‌های اکتبر به پرولتاریای سراسر جهان و از آنجمله به رنجبران کشورهای خاورمیانه خبر داد که دوران مبارزه موفقیت‌آمیز آنان به خاطر رهائی از اسارت ملّی و اجتماعی آغازیدن گرفته است، خبر داد که دوران جدیدی در تاریخ گشوده شده که در آن فقط طبقه کارگر می‌تواند توده‌های رنجبر را از قید هرگونه اسارت و هرگونه ستم آزاد سازد. از همان موقع در عده‌ای از کشورهای شرق، از جمله در کشور ما ایران، حزب سیاسی طبقه کارگر بنیاد گذاشته شد. حزب طبقه کارگر ایران اکنون پنجاه سال است که به اسامی گوناگون در زیر کابوس وحشتناک رژیمی استبدادی، که هیچگاه دست از سر وی برنداشته، به نبرد خود ادامه می‌دهد.

درست در پنجاه سال پیش، در خرداد ۱۲۹۹ (ژوئن ۲۲- ۲۵) در کنگره انزلی «حزب کمونیست ایران» تأسیس گردید که نطفه آن در انقلاب مشروطیت ایران بسته شد و حزب عدالت پایه‌گذار آن بود. «حزب کمونیست ایران» طبقه کارگر را متشکل ساخت و برای احقاق حقوق وی به مبارزه کشانید، سازمان‌های حزبی در سراسر کشور ایجاد کرد، به تبلیغ ایدئولوژی طبقه کارگر پرداخت و بیش از ده سال به شیوه‌های گوناگون و از آنجمله مبارزه مسلحانه علیه امپریالیسم و ارتجاع جنگید. بدیهی است حزبی جوان و نوخاسته، که در شرایط بغرنج پس از انقلاب اکتبر می‌رزمید، نمی‌توانست از خطا و اشتباه مصون ماند.

در کنگره دوم به نام «کنگره ارومیه» (۱۳۰۶) حزب اشتباهات و انحرافات خود را اصلاح کرد و با نیروی بیشتری وارد صحنه مبارزه گردید. اما دیری نپائید که حکومت رضاخان با یورشی سبعانه به حیات حزب کمونیست پایان بخشید. «قانون سیاه» ۱۳۱۰هرگونه فعالیت کمونیستی را در ایران ممنوع گردانید و این قانون هم اکنون نیز به قوت خود باقی است.

علی‌رغم «قانون سیاه»، سازمان سیاسی طبقه کارگر بار دیگر به صورت «گروه دکتر تقی ارانی» سربلند کرد و در شرایط پنهانکاری شدید به تبلیغ مارکسیسم – لنینیسم پرداخت، تشکیلات تازه‌ای را پایه‌گذاری کرد. این گروه نیز پس از اندک مدتی همه به دست شهربانی مختاری گرفتار آمدند و دکتر ارانی، رهبر عالیقدر جنبش کمونیستی ایران، در زندان رضاخان به دست دژخیمان شهربانی به قتل رسید.

در شهریور ۱۳۲۰ با ورود ارتش‌های متفقین به ایران و فرار رضاخان دوباره زمینه برای احیاء حزب طبقه کارگر ایران فراهم آمد و «حزب توده ایران» تأسیس گردید. «حزب توده ایران» ادامه‌دهنده کار «حزب کمونیست ایران» و «گروه ارانی» بود. فعالیت «حزب توده ایران» در مبارزه با امپریالیسم و فئودالیسم، در متشکل‌ساختن توده‌های کارگران، دهقانان، روشنفکران، جوانان و زنان و کشانیدن آنها به مبارزه برای احقاق حقوق خویش، در نبرد با استبداد و دفاع از آزادی‌های دموکراتیک، در اشاعه مارکسیسم – لنینیسم به مراتب دامنه‌دارتر و گسترده‌تر از گذشته بود. مبارزه همه جانبه «حزب توده ایران» روحیه مبارزه‌جوئی را در کارگران، دهقانان و روشنفکران و سطح آگاهی سیاسی و تشکل سازمانی توده‌های زحمتکش را به درجه بی‌سابقه‌ای ارتقاء داد.

«حزب توده ایران» با مبارزات پی‌گیرخود خشم و کینه امپریالیسم و ارتجاع را برانگیخت و به همین جهت در دوران حیات خود هیچگاه از حمله و هجوم آنان در امان نماند. کودتای شوم مرداد ۱۳۳۲، که امپریالیسم و چاکرانش را بر سراسر ایران مسلط ساخت، سازمان‌های «حزب توده ایران» را، که در پنهانکاری فعالیت می‌کردند، با توسل به فشار، شکنجه‌های غیرانسانی، زندان و اعدام متلاشی کرد، عده‌ای از رهبران و کادرهای حزب نیز مجبور به مهاجرت گردیدند.

در مهاجرت، «حزب توده ایران» پا به پای حزب کمونیست اتحاد شوروی به سوی رویزیونیسم و اپورتونیسم گرائید و به ایدئولوژی و آرمان‌های طبقه کارگر ایران پشت کرد.

عده‌ای از سازمان‌ها و اعضاء انقلابی حزب، که به مارکسیسم – لنینیسم وفادار ماندند، در «سازمان مارکسیستی – لنینیستی توفان» گردآمدند و هم‌اکنون در شخصیت این سازمان، سازمان سیاسی طبقه کارگر ایران، ادامه می‌یابد. «سازمان توفان» وارث سنت‌های انقلابی «حزب کمونیست ایران»، «گروه ارانی» و «حزب توده ایران» است.

حزب طبقه کارگر ایران در طول پنجاه سال حیات و مبارزه خود، حوادث غم‌انگیز و مشکلات بسیاری از سرگذرانیده است، بارها مورد دستبرد امپریالیسم و ارتجاع قرار گرفته، بی‌رحمانه سرکوب شده، سازمان‌هایش متلاشی گردیده و رهبرانش به زندان و شکنجه و مرگ گرفتار آمده‌اند، ولی هربار، که از پای اوفتاده، دوباره پرتوان‌تر و نیرومندتر برخاسته و همچنان به نبرد ادامه داده است.

حزب طبقه کارگر ایران در طول پنجاه سال زندگی خود همیشه از جانب راست و اخیراً از جانب گروه‌ها، عناصر «چپ» مورد حمله و هجوم قرار گرفته و اتهامات ناروا و دشنام و ناسزا شنیده است. ولی هیچ نیروئی با هیچ اتهام و ناسزائی قادر نیست درخشندگی حیات حزب طبقه کارگر ایران را بپوشاند و خدمتگزاری آنرا به خلق ایران در زیر پرده گذارد.

زنده و پیروز باد حزب طبقه کارگر ایران!»

در همین عرصه به مناسبت پنجاه سالگی دسیسه «میرزا کوچک خان» در قتل «حیدرخان عمواوغلی»، که از رهبران برجسته حزب کمونیست ایران بود، مطالبی در توفان شماره ۴۹ انتشار یافت که دانائی بدان برای کمونیست‌های جوان ایرانی دارای اهمیت است.

«افتخار جاویدان بر «حیدر عمواوغلی»

پنجاه سال پیش روز ۲۹ سپتامبر ۱۹۲۱ «حیدر عمواوغلی»، فرزند قهرمان خلق آذربایجان، پایه‌گذار و رهبر برجسته «حزب کمونیست ایران» در توطئه‌ای که «میرزا کوچک خان جنگلی» به منظور از بین‌بردن سران دولت انقلابی گیلان چیده بود، به شهادت رسید و مرگ نابهنگام «حیدرعمواوغلی» برای نهضت انقلابی ایران و برای طبقه کارگر ایران ضایعه بزرگی بود و حزب کمونیست و جنبش انقلابی ایران را از رهبری آزموده و آبدیده محروم گردانید. خدمات کوچک «جنگلی» در مبارزه با امپریالیسم انگلستان و روسیه تزاری، در مبارزه متزلزل و ناپی‌گیر علیه ارتجاع داخلی هرچه باشد، قتل «حیدرعمواوغلی» گناه نابخشودنی او است به ویژه که با این توطئه خونین راه برای لشگرکشی رضاخان و سرکوب جنبش گیلان، که خود «میرزا کوچک‌خان« از قربانیان آن است، هموار گردید.

«حیدر عمواوغلی» در ارومیه چشم به جهان گشود. کودکی وی در قفقاز گذشت، در عنفوان جوانی به ایران بازگشت و از همان آغاز انقلاب مشروطیت به نیروهای انقلاب پیوست. در محافل سوسیال دموکراسی شرکت فعال داشت که منجر به بازداشت وی گردید. پس از آزادی به آذربایجان رفت، در قیام تبریز شرکت جست و سپس در نقاط دیگر آذربایجان برای برانداختن نیروهای سیاه دشمن به بسیج نیروهای خلق پرداخت.

قیام آذربایجان پس از آنکه در برابر مشکلات، مصائب فراوان قهرمانانه مقاومت کرد و قربانی‌های بسیار داد، سرانجام به هدف خویش دست یافت. «محمد علیشاه» به زیر پرچم روس پناه بُرد، استبداد صغیر برافتاد و رژیم مشروطه و قانون اساسی ما دیگر پیروز گردید. البته این پیروزی دیری نپائید. مداخله امپریالیسم انگلستان و نیروهای ارتجاعی داخلی رژیم مشروطه را از محتوی آن تهی گردانید و از آن جز نامی باقی نگذاشت و هنوز هم جز نامی باقی نیست.

پس از پیروزی قیام، «حیدر عمواوغلی» به تهران آمد و فعالیت انقلابی خود را ادامه داد. در زمان کابینه سپهدار از طرف دولت ایران به خارج تبعید گردید و در قفقاز، که در آن زمان یکی از مراکز مهم سوسیال دموکراسی روسیه بود، به صفوف سوسیال دموکرات‌ها مُلحق شد.

سوسیال دموکراسی روسیه، که لنین کبیر در رأس آن قرار داشت، در میان کارگران ایرانی مهاجر قفقاز، که تعداد آنها به ده‌ها هزار نفر بالغ می گردید، نفوذ فراوان داشت. فعالیت سوسیال دموکرات‌های ایرانی در میان کارگران ایرانی مقیم قفقاز در ۱۹۱۷ به تاسیس «حزب عدالت» انجامید که «حیدر عمواوغلی» از پایه‌گذاران آن بود. از این حزب در ژوئن ۱۹۲۰ حزب کمونیست ایران متولد شد که با استفاده از شرایط مساعد ایران در دنبال پیروزی انقلاب کبیراکتبر توانست سازمان‌های خود را در ایران و بویژه در گیلان گسترش دهد.

در این زمان، در شمال ایران، در آذربایجان و گیلان، نهضت‌های رهائی‌بخش ملّی بخاطر بیرون‌راندن امپریالیسم انگلستان از ایران و استقرار حکومت ملی پیوسته رشد و توسعه می یافت. جنبش جنگل، که در ۱۹۱۵ توسط «میرزا کوچک جنگلی» برای مبارزه علیه نیروهای انگلیس و روسیه تزاری ایجاد گردید، ضربات مهلک بسیاری در زمان جنگ بر این نیروهای استعماری وارد آورد. انقلاب فوریه ۱۹۱۷ و سپس انقلاب اکتبر به این جنبش امکان داد از اعماق جنگل بیرون آید و فعالیت خود را در سراسر گیلان و مازندران بگستراند.

همین فعالیت و استقبال طبقات متوسط از این جنبش «میرزا کوچک خان» را بر آن داشت که در اوایل تابستان ۱۹۲۰ جمهوری گیلان و حکومت موقت آنرا اعلام کند و هدف این حکومت عبارت بود از بیرون‌راندن امپریالیسم انگلستان از سراسر ایران، الغاء قرارداد خائنانه ۱۹۱۹، ترمیم ویرانی‌های ناشی از جنگ و برانداختن هرگونه ظلم و ستم. حکومت موقت برپایه جبهه واحد قرار داشت که «حزب کمونیست ایران» در واقع پایه‌گذار آن بود. دیری نپائید که در درون جبهه میان سران کمیته انقلابی اختلافات شدیدی بروز کرد. این اختلافات که مورد استفاده قدرت مرکزی و امپریالیسم واقع گردید، جبهه را از درون متلاشی ساخت.

نخستین کنگره ملل شرق در باکو در سپتامبر ۱۹۲۰، که «حیدر عمواوغلی» در رأس هئیت نمایندگی «حزب کمونیست ایران» در آن شرکت داشت، با تصمیمات و قطعنامه‌های خود به اصلاح اشتباهاتی، که در سیاست جمهوری گیلان بروز کرده بود، یاری رسانید. در اکتبر ۱۹۲۰ کمیته مرکزی «حزب کمونیست ایران» تغییر یافت و «حیدر عمواوغلی» به دبیری کمیته مرکزی انتخاب گردید.

«حیدر عمواوغلی» از همان آغاز گردآوردن هر چه بیشتر نیروهای انقلابی در جبهه واحد و پشتیبانی توده‌ها را از آنِ وظیفه اساسی حزب اعلام کرد و بلافاصله با «میرزا کوچک خان»، که در «فومن» به‌سرمی‌بُرد، وارد مذاکره شد. در نتیجه در ماه مه ۱۹۲۱ کمیته انقلابی جدیدی بنام «کمیته انقلابی ایران» به وجود آمد.

سیاست «حزب کمونیست ایران» مبنی بر توسعه و تقویت جبهه واحد و کامیابی‌هائی که در این زمینه نصیب «حیدر عمواوغلی» گردید، بر اعتبار و حیثیت حزب و وجهه شخص «حیدر عمواوغلی» در نزد توده‌های مردم افزود. «کمیته» به ابتکار «حیدر» تصمیم گرفت تمام نیروهای مسلح را تحت فرماندهی واحدی در آورد و ارتش انقلابی واحدی ایجاد کند.

این کمیته در اوت ۱۹۲۱ در گیلان، جمهوری شوروی اعلام کرد که «میرزا کوچک خان»، صدر کمیته انقلابی و کمیسر مالیه و «حیدر عمواوغلی»، کمیسر امور خارجه آن بود. این کمیته انقلابی به کمیسر جنگ وظیفه داد که کار ایجاد ارتش واحد و فرماندهی واحد را سازمان دهد و برای بهبود وضع زحمتکشان در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی تصمیماتی اتخاذ کرد، اما «میرزا کوچک خان» این تصمیمات را با رضایت خاطر تلقی نمی‌کرد، او از گذاشتن نیروهای مسلح خود تحت فرماندهی واحد امتناع ورزید و در نتیجه ارتش انقلابی واحد نتوانست قوام بگیرد.

پیشرفت‌هائی که «کمیته انقلابی» در نتیجه سیاست صحیح «حزب کمونیست ایران» به رهبری «حیدر عمواوغلی» به‌دست‌آورد، مقامات دولت مرکزی و امپریالیسم انگلستان را به وحشت انداخت. در پائیز همین سال ارتش دولت مرکزی به جمهوری گیلان حمله برد و در جنگی که روی داد، نیروهای مسلح جمهوری همراه با واحدی از کمونیست‌های مسلح، که خود «حیدر» فرماندهی آنرا به عهده داشت، ارتش دولت مرکزی را شکست داده، بعقب راندند. حتی در این پیکار علیه نیروهای دولتی، «میرزا کوچک خان» قوای مسلح خود را از کارزار کنار نگهداشت.

تمام مساعی «حیدرعمواوغلی» برای کشاندن «میرزا» به همکاری صمیمانه با کمیته انقلابی بی‌نتیجه ماند و شرکت «میرزا» در جمهوری شوروی گیلان فقط جنبه صوری داشت. «میرزا» هرگز از «فومن» به رشت بازنگشت و جلسات «کمیته انقلابی» ناگزیر در خارج از رشت در محلی به نام پسیخان تشکیل می‌گردید.

***

موفقیت‌های روزافزون «کمیته انقلابی»، که «میرزا» خود را در آن سهیم نمی دید، وجهه و اعتبار «حیدرعمواوغلی» را که کم کم بر روی شخصیت «میرزا» سایه می‌افکند، همراه با تحریکات مداوم عمال امپریالیسم انگلستان و دولت مرکزی در نزد «میرزا کوچک خان، علیه «کمیته انقلابی» و «حزب کمونیست» سرانجام کار خود را کرد و «میرزا» تصمیم گرفت به کار «کمیته انقلابی» و به حیات «حزب کمونیست» خاتمه دهد و این تصمیم را در ۲۹ سپتامبر ۱۹۲۱ در پسیخان به مرحله عمل درآورد. در این روز نیروهای مسلح «کوچک خان» محل تشکیل جلسه را آتش زدند. یکی از اعضاء کمیته در آتش سوخت «حیدر عمواوغلی»، که خود را به زحمت از درون آتش بیرون کشید، با شلیک گلوله‌های طرفداران «میرزا» مجروح گردید و سپس به قتل رسید. بدین ترتیب «حیدرعمواوغلی»، این چهره برجسته و رهبر عالیقدر «حزب کمونیست ایران»، قربانی توطئه‌های امپریالیسم انگلستان و دولت مرکزی ایران، قربانی محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌های طبقاتی «میرزا کوچک خان» گردید. «میرزا کوچک خان» با این اقدام نابخشودنی خود به جنبش انقلابی گیلان و به زندگی خود نیز پایان رسانید.

«حیدرعمواوغلی»، در راه تحقق آرمان‌های طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان ایران جان خود را نثار کرد، اما نام بلند و خاطره تابناک او هنوز در اذهان نیروهای انقلابی میهن ما زنده است و جاودانه زنده خواهد ماند».

با سرکوب «حزب کمونیست ایران» مبارزه کمونیست‌های ایران به پایان نرسید. این مبارزه در قالب «گروه ۵۳ نفر دکتر تقی ارانی» و سپس «حزب توده ایران»، که ادامه دهنده راه «حزب کمونیست ایران» بود، ادامه داشت. «حزب توده ایران»، «حزب کمونیست ایران» را که سرکوب شده بود، دوباره احیاء کرد. دشمنان کمونیسم در طی فعالیت «حزب توده ایران» تلاش کردند با انشعاب، دسیسه، سرکوب، ممنوعیت، زندان، شکنجه و اعدام و با تئوری‌های ضدکمونیستی، که گویا «حزب توده ایران» حزب «کمونیستی» نبوده است با دو شیوه گوناگون، یکی فیزیکی و ضدکمونیستی و دیگر نظری و «کمونیستی» به جنگ نهضت کارگری ایران بیایند که به سختی شکست خورده به زباله‌دان تاریخ سپرده شدند. ولی با بروز رویزیونیسم خروشچفی، که دشمنی آشکار را با جنبش کمونیستی جهان و از جمله ایران آغاز کرد، ارتجاع جهانی در آرزویش برای زدن ضربات سهمگین به جنبش کمونیستی ایران، موفق شد. دست‌راستی‌های «کمونیست» که انقلاب را به فراموشی سپرده و در پی اصلاحات و همدستی با هیأت‌های حاکمه خودی برآمدند، در کنار «چپ»روهای کاستریست، که با انکار نقش حزب کمونیست در رهبری انقلاب، آب به آسیاب ضدانقلاب رویزیونیستی می‌ریختند و می‌خواستند تازه «حزب کمونیست» را در ایران، که سابقه درخشانی داشت «ایجاد» کنند و نه احیاء، در جبهه مشترکی گردآمدند، تا در مورد مشخص ایران با نفی نقش انقلابی «حزب توده ایران» در دوران قبل از بروز رویزیونیسم، کار جنبش کمونیستی ایران را یکسره کنند. ولی کمونیست‌های ایران نقش مخرب آنها را، که خود را در پشت شعارهای ارتجاعی «مبارزه با اپورتونیسم تاریخی حزب توده ایران، «ایجاد حزب طبقه کارگر ایران» و مبارزه با «احیاء حزب طبقه کارگر ایران» پنهان کرده بودند، با تشکیل سازمان مارکسیستی – لنینیستی توفان، که خود را ادامه دهنده میراث بزرگ «حزب کمونیست ایران» و «حزب توده ایران» می‌داند، افشاء نموده، به مبارزه با این ضدکمونیست‌هایی رفتند که سر از ساواک و منبر و مسجد جمهوری اسلامی درآوردند و واعظ تئوری ارتجاعی «سه دنیا» گشتند.

صدسالگی «حزب کمونیست ایران»، صدسالگی گرامیداشت سنت‌های تاریخی کمونیستی همه کمونیست‌های ایران از «حزب کمونیست ایران» گرفته تا «گروه ۵۳ نفر» و گذشته «حزب توده ایران» در دوران فعالیت کمونیستی‌اش، می‌باشد که در قالب «سازمان مارکسیستی  – لنینیستی توفان» و «حزب کار ایران (توفان)» ادامه دارد. این میراث انقلابی در وجود رفقا احمد قاسمی، غلامحسین فروتن، عباس سغائی و رفیق علی امیرخیزی، که عضو قدیمی «حزب کمونیست ایران» بود و تقاضای عضویتش را در «سازمان مارکسیستی – لنینیستی توفان» برای رفیق احمد قاسمی ارسال کرد، تجلی می‌یابد. گرامیداشت این صدسالگی گرامیداشتِ واقعیتِ ادامه‌ مبارزه‌ مارکسیستی – لنینیستی برضد رویزیونیسم “چپ” و راست است.

مقالات توفان شماره ۲۴۴ ارگان مرکزی حزب کارایران تیرماه ۱۳۹۹

Print Friendly, PDF & Email