چهارشنبه , ۵ آذر ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / «مبارزه بر سر تعیین مضمون شعار سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی»

«مبارزه بر سر تعیین مضمون شعار سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی»

«تلخیصی از مقاله‌ای در توفان شماره ۲۳۹ بهمن ماه ۱۳۹۸

ارگان مرکزی حزب کار ایران «در مورد شعار سرنگونی از منظر حزب ما»

روشن است کسی که شعار «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی» را طرح می‌کند و امر کسب قدرت سیاسی را در دستور کار خود و یا دیگران قرار می‌دهد، باید خود روشن کند که این حکومت را با چگونه حکومتی می‌خواهد تعویض نماید. تا اینجا، گفتار وی تنها در عرصه تئوری حرکت می‌کند و برای بیان چنین سخنانی میدان پیشگوئی و بیان آرزوها بسیار گسترده است، بدون آنکه نتایج عملی‌ای بر آن مترتب باشد.

مسئله کسب قدرت سیاسی در یک مبارزه سیاسی، تنها یک دورنماست و نه الزاماً واقعیت روز، که فوریت و جنبه عملی داشته باشد. برای تعیین شعارهای تاکتیکی روز – و نه خواست‌های دور، که سمت حرکت را روشن می‌کنند- باید وضعیت سیاسی کنونی را مد نظر قرار داد و نه شرایط آرزوئی را. بدون تحلیل مشخص از شرایط مشخص، که شامل وضعیت درونی و بیرونی ایران و شرایط عینی و ذهنی جامعه ما می‌شوند، نمی‌شود تاکتیک‌های روز مبارزه را تعیین کرد.

در اوضاع کنونی ایران وضعیت سیاسی بلبشوئی ایجاد شده است که دشمنان انقلاب ایران نیز در پیدایش آن نقش موثری بازی می‌کنند. خواست سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به ابزاری برای آشوب، فروپاشی، نفوذ امپریالیسم و صهیونیسم و سرپوشی بر مناسبات تولیدی حاکم بر ایران بدل گشته است… .

حزب کار ایران (توفان) خواهان سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی است. حزبی که هدف و منظور خود را سرنگون ساختن حکومت کنونی قرار داده است، ناگزیر باید در فکر این باشد که چگونه حکومتی را جایگزین حکومت قدیمی، که باید سرنگون شود، بنماید. این شعار و خواست ما طبیعتاً یک شعار ترویجی و مرحله‌ای است و جهت فعالیت حزب ما را روشن بیان می‌کند که ما خط تمایز روشنی با آن اپوزیسیونی داریم که تلاش دارد به عنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی در کادر «پلورالیسم اسلامی» همواره باقی بماند، در انتخابات تقلبی شرکت کند و شاید روزی نیز بخت به آنها روی آورد و رئیس جمهور ایران شدند. حزب رویزیونیستی توده ایران از قماش این نوع اپوزیسیون است. برای ما خواست فوق یک شعار مرحله‌ای بوده و در عین حال مناسبات تولیدی حاکم بر ایران را نیز روشن کرده و نمی‌گذارد خاک به چشمان مردم پاشیده شود و نتایج سیاست‌های سرمایه‌دارانه و بهره‌کشانه این رژیم سرمایه‌داری را به پای «آخوندها»، که گویا وجودشان صرفاً یک مسئله شخصی و اتفاقی است، بنویسند. مبارزه ما با رژیم کنونی مبارزه با آخوندها و ملایان نیست، مبارزه با سرمایه‌دارانی است که از باورهای دینی مردم نیز برای حفظ سلطه خویش استفاده می‌کنند. این نوع تبلیغات اپوزیسیون ایران، که مضمون مناسبات تولیدی حاکم را از این شعار حذف می‌کند و به این ترتیب علل فقر، نابسامانی، گرانی، اختلاس، دزدی، پارتی‌بازی و… را تنها به گردن «اسلام» و «آخوند» می‌اندازد، قابل قبول نیست و در خدمت نیروهائی است که دشمنان زحمتکشان هستند. زیرا عدم روشنگری در مسئله گزینش رژیم آتی ایران، الزاماً به معنی بی‌برنامه‌گی «جبهه براندازی» نیست، زیرا که جای خالی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را به احتمال قوی و مجدداً یک رژیم سرمایه‌داری دیگر پُر خواهد کرد. این نوع تبلیغات این شبهه را ناآگاهانه در مردم ایجاد می‌کند که اگر سلطنت در ایران بر سر کار آید و یا یک مشت کراواتی زمام امور را در دست بگیرند، از دزدی و غارت و یا اجرای سیاست‌های خانمان‌برانداز نئولیبرالی، که زیر سر «آخوندها» بوده، دیگر خبری نیست و ایران بهشت برین می‌شود. حزب کار ایران (توفان) برای جلوگیری از این سوءتفاهمات و در ضمن افشاء «هواداران سرنگونی رژیم» و «جبهه براندازی» معتقد است که باید هر چه سریع‌تر و عمیق‌تر از ظاهرِ خواست سرنگونی گذر کرد و به مضمون و هدف غائی آن پرداخت. این خواست در وضعیت کنونی ایران بسیار مبرم بوده و فوریت دارد.

حزب ما برای تعیین شعارهای صحیح و راه‌گشا بر مبنای اوضاع کنونی به تعصب کور تکیه نمی‌کند. در شرایطی که سرنگونی یک نظام سرمایه‌داری براساس توازن قوای طبقاتی و دلایل دیگر مقدور نباشد، جایگزینی هر نوع شکل حکومتی از جمله یک جمهوری دموکراتیک نسبت به رژیم کنونی مرجح است. ولی مضمون این حداقل خواسته سیاسی که به عنوان بدیل حکومتی مطرح است، باید روشن باشد. باید روشن گردد که اپوزیسیون ایران خواهان کدام نوع حکومت است که باید جای رژیم جمهوری کنونی اسلامی را بگیرد. صرف موافقت با سرنگونی این رژیم، بازگوی ماهیت انقلابی خواستاران این تغییر نیست، بلکه می‌تواند نشانه نوکرصفتی و وابستگی و خیانت این هواخواهان «براندازی» نیز باشد. به ویژه وقتی که این عده در مقابل پرسش محقانه شما پا به گریز گذاشته و مدعی می‌شوند «همه با هم» و ما نباید مسایل مورد اختلاف را طرح کرده «جبهه سرنگونی» را تضعیف کنیم. آنها می‌دانند که پاسخ به این پرسش، دست نوکران اجنبی و دشمنان ایران را باز می‌کند و به همین جهت است که هر بار شما مچ این خائنان را می‌گیرید، با برچسب اتهام و هوچی‌گری «شما همدست جمهوری اسلامی هستید» به میدان می‌آیند. این بیگانگان چون خودشان در ترس و التهاب به خاطر مواضع ضدایرانی‌شان زندگی می‌کنند، به این توهم دچارند که مبارزان صادق از این هوچی‌بازی‌های آنها هراسناکند و از افشاء این حقوق‌بگیران اجنبی خودداری خواهند کرد. آنها آینده ایران را قربانی مصالح روز و تنگ‌نظرانه خود می‌کنند. حل مسایل روز ایران بدون توجه به آینده کشور ما عملی نیست. امروز و فردا را باید در پرتو یک سیاست نگریست. نمی‌شود به بهانه توجه به امروز، فردا را به فراموشی سپرد. این فراموشی در واقع مرز میان دوستان و دشمنان انقلاب ایران را مخدوش می‌کند و دقیقاً این همان سیاستی است که این عده دنبال می‌کنند. برای یاران آمریکا و اسرائیل طبیعتاً مسکوت‌گذاردن ماهیت حکومت آینده ایران و یا ماهیت تغییراتی که باید انجام گیرد، مفید و در راستای سیاست آنهاست، زیرا هر تغییری اگر به پشتوانه خلق ایران انجام نگیرد و سیاست روشن انقلابی بر آن حاکم نباشد، تغییری به نفع امپریالیسم و صهیونیسم در منطقه است که می‌خواهد از ایران کشوری نیمه‌مستعمره بسازد و دستاوردهای انقلاب بهمن را پس بگیرد. رژیم حاکم بر این کشور نیمه‌مستعمره رژیمی سرکوبگر، ضدبشر، غارتگر و… خواهد بود که ما نمونه آنها را در دودمان پهلوی تجربه کرده‌ایم. باید با این فریبکاری یاران آمریکا مبارزه کرد که چنین جلوه می‌دهند که گویا آمریکا مبشر آزادی‌خواهی و مجری حقوق بشر در سراسر جهان است و حضورش در ایران به همه خواست‌ها و آرزوهای مردم ایران تحقق می‌بخشد. نوکران بیگانه می‌کوشند آمریکا را ناجی بشریت جلوه دهند.

این حقیقت همه دانسته است که در این «جبهه‌ی براندازی» شخصیت‌هائی نظیر «هیلاری کلینتون»، «دونالد ترامپ»، «نتانیاهو»، «محمد بن سلمان» و… نظایر آنها نیز حضور دارند و جیب‌های این اپوزیسیون سرنگونی‌خواه را با دلارهای خویش به عنوان متحدانی، که نباید مورد حمله و افشاء قرار گیرند، پُر می‌کنند و امکانات مالی، اطلاعاتی، فنی، تجهیزاتی، حقوقی، رسانه‌ای و… خود را در خارج از کشور در اختیار آنها قرار می‌دهند تا دروغ بگویند و توطئه کنند و در شیپور تحریم و تجاوز به ایران به‌دمند. این اپوزیسیون سرنگونی‌خواه، ستون پنجم امپریالیسم و صهیونیسم در ایران است. به همین جهت نیروهای انقلابی باید روشن کنند که فرق‌شان با این مجموعه ناسالم در کجاست، چه عواملی آنها را از این باند تبهکار جدا می‌سازد.

روشن است رژیمی که در ایران فردا برسر کار می‌آید، تنها باید به دست مردم ایران و نه ارتش اجانب بر سر کار آید. مردم ایران شایسته یک رژیمی هستند که محصول تجاوز و تهدید امپریالیستی و صهیونیستی نباشد. مردم ایران رژیم دست‌نشانده و وابسته به امپریالیسم نمی‌خواهند. مردم ایران خواهان رژیمی هستند که ماهیتاً دموکراتیک و ملی بوده و نه تنها سیاست داخلی سازنده‌ای برای رفع تبعیض و حداقل کاهش شکاف طبقاتی داشته باشد، بلکه در عرصه خارجی نیز سیاستی انقلابی در حمایت از نیروهای انقلابی منطقه اتخاذ کند. رژیمی که در ایران بر سر کار می‌آید، باید به حق ملل در تعیین سرنوشت خویش به دست خویش و نه به دست اجنبی احترام بگذارد و تمامیت ارضی ایران و حق حاکمیت ملی ایران و سایر ملل را به رسمیت بشناسد. این رژیم باید منافع زحمتکشان و اکثریت خلق ایران را در نظر بگیرد و به حقوق دموکراتیک مردم ایران احترام بگذارد، آزادی‌های دموکراتیک را برقرار کند و ایرانی بنا نهد که آمادگی رشد مبارزه طبقاتی در آن افزایش یابد. اینگونه مسایل باید مضمون مبارزه ما را برای سرنگونی این رژیم تعیین کند. در غیر این صورت صرف سرنگونی این رژیم بدون روشن‌کردن مضمون سیاسی آن جز صدمه‌زدن به ایران و مردم ایران نتیجه‌ای دربرنخواهد داشت. خواست سرنگونی بدون شفافیت‌بخشیدن به مضمون سیاسی سرنگونی، تنها انتقام‌جوئی و عنادورزی سیاسی و شخصی و خون‌خواهی قرون‌وسطائی است.

ما ایرانی می‌خواهیم که ضدامپریالیست، ضدصهیونیست، ضدفاشیست و ضدنژادپرستی، دموکرات، مستقل، آزاد و متکی به نیروی خود باشد. مضمون سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را، که ما خواهان آنیم، حتی اگر ماهیت سرمایه‌دارانه آنرا در نظر نگیریم – چنین خصوصیاتی تشکیل می‌دهند. سلطنت طلب و مجاهد و یا یاران آمریکا و اسرائیل خواهان چنین ایرانی نیستند. شرکت آنها در جبهه‌ی براندازی برای تحقق آمال مردم ایران نیست. برای آن است که با همدستی مشتی اپوزیسیون ایرانی خودفروخته، که بر تمام این خواست‌ها خط بطلان کشیده‌اند، به تغییر رژیم در ایران نایل آیند و عمال دست‌نشانده خویش را بر مسند قدرت بنشانند و برای استقرار خویش مجدد کشتار کنند و اینبار از حمایت امپریالیست‌ها نیز برخوردار باشند. با این شعار سرنگونی، که دورنما را از مردم ایران می‌گیرد و تنها خواست بیگانگان را بازتاب می‌دهد، باید مبارزه نمود. اگر ما مضمون سرنگونی را از هم اکنون روشن نکنیم و مردم و طبقه کارگر را براساس آن آموزش ندهیم، زمانی فرخواهد رسید که کار از کار خواهد گذشت که آنگاه دیگر خیلی دیر است. دشمن عمده ما کسانی هستند که به این خواست‌های مردم ایران توجه ندارند و در فکر غارت میهن ما می‌باشند. این هواداران «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی» وقتی کَمیتِ استدلالشان می‌لنگد، به این استدلال پناه می‌برند که «هر رژیمی جای این رژیم بیاید خوب است» و یا «بالاتر از سیاهی رنگی نیست» در حالی که این نوع استدلال به جز جنبه شعاری آن تنها حرف پوچ است، زیرا از تحلیل مشخص از شرایط مشخص ایران نتیجه نمی‌شود. رژیمی را سرنگون‌کردن بدون آنکه رژیمی را به جای آن بر سر کار بیاوریم، تنها با این هدف صورت می‌گیرد که آشوب‌آفرینی کنیم که هرگز مورد پذیرش خلق ایران و گزیده مطلوب وی نیست. ایران متلاشی و پاره پاره را کسی آرزو نمی‌کند. این تنها آرزوی دشمنان ایران از جمله آمریکا و اسرائیل است. آنها از ایران فروپاشیده حمایت می‌کنند، زیرا می‌توانند با حضور نظامی خود نفت و گاز ایران، مس و طلا و اورانیوم ایران و… همانگونه که در عراق و لیبی می‌کنند، غارت کنند. حزب کار ایران (توفان) با این سرنگونی موافق نیست. با این سرنگونی امپریالیسم، صهیونیسم، وهابیسم و نوکران ایرانی آنها موافق‌اند و بدون توجه به سطح قوام‌یافتگی شرایط عینی و ذهنی جامعه خواهان تعجیل در سرنگونی برای ایجاد آشوب و ناامنی در ایران‌اند. نیروهای انقلابی و مسئول در ایران، ویرانی ایران را شرط سرنگونی قرارنمی‌دهند، بلکه خواهان آنچنان سرنگونی هستند که مضمون مترقی و انقلابی آنرا همه جامعه احساس کند و در امنیت از دست‌آوردهای این سرنگونی برخوردار شود. مردم ایران از این نوع سرنگونی دفاع می‌کنند.

توفان الکترونیکی شماره۱۷۱ نشریه الکترونیکی حزب کارایران شهریورماه ۱۳۹۹

Print Friendly, PDF & Email