دوشنبه , ۱۸ اسفند ۱۳۹۹
برگ نخست / مجموعه مقالات / مقالات توفان الکترونیکی / وقتی آب سربالا می‌رود (۲) پایانی

وقتی آب سربالا می‌رود (۲) پایانی

هیأت تحریریه توفان در تأیید مقاله ارزشمند رفیق «دکتر ناصر زرافشان» و انتشار آن در «توفان الکترونیکی» اسنادی نیز از حزب کار ایران (توفان) در تکمیل این مقاله منتشر میکند، به این امید که در تنویر افکار کوشیده باشیم. در ادامه این مطلب در این شماره اسناد حزب کار ایران (توفان) از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذشت.

هئیت تحریریه

آبانماه ۱۳۹۹

 

بخش دوم

حزب کار ایران (توفان) در تأیید مطالب «دکتر ناصر زرافشان» اسناد زیر را نیز منتشر میکند:

ملاقات در باهاماس؛ نشست نومحافظه کاران درباره استراتژی مقابله با ایران

تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۴۰

جیم لابی۱

«کسانی که هفته آینده به باهاماس سفر میکنند، ممکن است متوجه جلسهای خصوصی شوند که میان کارشناسان خلیج فارس و خاورمیانه در هتل اشرافی «اور لوکایا رسورت» در جزیره بزرگ باهاما برقرار است. این جلسه از نهم تا یازدهم خرداد برگزار میشود.

بنیاد دفاع از دموکراسیها۲ (FDD)، یکی از گروههای نومحافظهکاری که دو روز پس از حملات ۱۱ سپتامبر تشکیل شد، در زمان تعطیلی کنگره آمریکا یک «کارگاه سیاستگذاری» برقرار کرده است که بدون شک برای برنامهریزی استراتژی تقابل آمریکا در برابر ایران تشکیل میشود.

طبق دعوتنامه کلیفورد می – رئیس – FDD در کارگاه فوق، که نام «مواجهه با تهدید ایران: مسیر رو به آینده» را دارد، «۳۰ نفر از کارشناسان ارشد حضور دارند، که مفهوم فعالیتهای ایران، چالشهای دیپلماتیک، نظامی، قابلیتهای جاسوسی، میزان انتشار ایدئولوژی آن در داخل و خارج از مرزها و مسائل دیگری مانند چشمانداز دموکراتیزهکردن جهان اسلام، امنیت انرژی و دیگر موضوعات مرتبطی که در برابر سیاستسازان آمریکا، اروپا و خاورمیانه قرار دارد، را تجزیه و تحلیل خواهند کرد». هدف از آن هم «بررسی انتخابهای سیاستگذاری و پیداکردن راه حلهایی برای یکی از عمدهترین مسائل روز» خواهد بود.

 

محل تشکیل نشست نومحافظهکاران برای تعیین استراتژی در قبال ایران

در میان کارشناسانی که دعوت شدهاند، مقامات ارشد سابق و فعلی زیادی حضور دارند، از جمله این نومحافظهکارانی که دولت بوش را ترک کردهاند: پائولا دوبریانسکی (مدیرکل امور دموکراسی و جهانی وزارت خارجه)، لادن آرچین (مدیر تندروی بخش ایران در دفتر وزارت دفاع (OSD) و عضو سابق دفتر برنامهریزی ویژه(OSP) ، هنری کراپتون (سفیر سابق، که به تازگی پست هماهنگکننده ضد تروریسم وزارت خارجه را ترک کرده است)، ماتیو لویت (مشاور معاون اطلاعاتی و آنالیز وزارت خزانهداری، که در حال حاضر در گروه طرفدار اسرائیل «موسسه سیاستگذاری خاور نزدیک واشنگتن – WINEP – کار میکند). باوجود وظیفه سنگین زلمای خلیلزاد، سفیر جدید در سازمان ملل، در جهت ریاست ماه آینده شورای امنیت، که ممکن است مانع سفرش بشود، او هم به این اجلاس دعوت شده است. به هر حال، حضور همسرش چریل بنارد، که ریاست «موسسه رند در سیاست عمومی خاورمیانه» را برعهده دارد، حتمی شده است.

انتظار میرود که یوری لابرانی، مشاور ارشد اولمرت – نخست وزیر اسرائیل – هم شرکت کند.

برنارد لویس، استاد بازنشسته پرینستون، که به تازگی موسسه امریکن اینترپرایز جایزه سالیانه خود را جهت تقدیر از او به دلیل تلاشهای زیادش در تبیین زیرساختهای عقلانی برای اشغال عراق توسط آمریکا و دگرگونی در آینده در جهان اسلام داده است، سخنرانی افتتاحیه را درباره جاهطلبیهای تاریخی و کنونی ایران در منطقه ایراد خواهد کرد. راب سبحانی، استاد مشاور در دانشگاه جرج تاون و رئیس «مشاوره انرژی دریای خزر»، که در سال ۲۰۰۲ به همراه مایکل لدین و دیگر افراد امریکن اینترپرایز از نظر مالی کمک کردند، تا «ائتلاف برای دموکراسی در ایران» شکل گیرد، به همراه یکی دیگر از دوستان نزدیک لویس، رئول مارک گرچت (از ماموران سیا) هم دعوت شدهاند.

لویت تنها عضوی از WINEP تینک تانکی (اتاق فکری) که توسط کمیته قدرتمند روابط عمومی آمریکا – اسرائیل (AIPAC) تشکیل شده است – نخواهد بود که شرکت میکند. از دیگر اعضای WINEP که به این اجلاس دعوت شدهاند، میتوان از مهدی خلجی (یک متخصص الهیات شیعه، که در رادیو فردا کار میکند) و سونر کاگابتای (مدیر بخش تحقیقات ترکیه (WINEP نام برد.

هنری سوکولسکی (فعال ضد تکثیر سلاحها) و ایلان برمان (قائم مقام گروه نومحافظهکار شورای روابط خارجی آمریکا (AFPC) و نویسنده کتاب جنجالی «رشد تهران» و عباس میلانی (مدیر دفتر مطالعات ایرانی دانشگاه اسنتفورد) نیز هستند.

در لیست مدعوین متخصص، تعداد زیادی روزنامهنگار هم حضور دارند. همان طور که انتظار میرود، تعدادی از شورای سردبیری روزنامه نومحافظهکار وال استریت ژورنال همچون برت استیفنز (از سردبیران سابق جروزالم پست، که یکی از ستوننویسان هفتگی روزنامه است) و مت کامینسکی (دارنده وضعیت مشابه در نسخه اروپایی روزنامه) نیز هستند. از افراد دیگری که درخواست شده است که حضور داشته باشند، جرارد بیکر (سردبیر آمریکایی روزنامه تایمز لندن، که زیر نظر غول رسانهای –مرداخ- است) و امیر طاهری (روزنامهنگار متولد ایرانی که در لندن است و مقالاتش مکرراً در روزنامه وال استریت چاپ شده است و با خبری که سال گذشته به غلط منتشر کرد که مجلس ایران قانونی تصویب خواهد کرد که یهودیها، مسیحیها و زرتشتیان را ملزم به داشتن نوارهای رنگین میکند، بدنام شد) هستند. طاهری با نوشتن جملهای که اولمرت در حضور لوبرانی در صحبتهای خصوصی به یک مجله آلمانی گفته بود «برای آسیبرساندن جدی به برنامه هستهای ایران تنها نیاز به ۱۰ روز و ۱۰۰۰ موشک تامهاوک است» باز هم جنجال آفرین شد.

تمام هزینههای مهمانها به علاوه مبلغ ۱۰۰۰ دلار به عنوان حق حضور، توسط میزبان پرداخت میشود».

 

بیآزار جلوهدادن خیانت

عباس میلانی، فیروز فولادی، محمد جاسمی، اردشیر فرید مجتهدی، عباس اردیبهشت، موسی رادمنش، دکتر بیژن قدیمی، دکتر سیاوش پارسانژاد، محمود صادقین، دکتر کورش لاشائی و یا سیروس نهاوندی و نظایر آنها تنها قربانیان شکنجههای ساواک نبودند، قربانیان شیوه تفکر و آموزشی در درون «سازمان انقلابی» بودند که با غلتزدن در میان دلارهای رفقای چینی هم از اندیشه مائوتسه دون بهرهمند میشدند و هم در کنار آن سری نیز در راه کوبا و تبلیغ تئوریهای کاستریستی میزدند. آنها مشی تودهای را با قهرمانبازی چریکی پیوند زده بودند و با نفی حزبیت همه این التقاط فکری و ایدئولوژیک را، که هستهای از ریاکاری و عوامفریبی در خود داشت، در خون و استخوان اعضاء این سازمان جاری کردند و امکان سقوط و لغزش و دوروئی را در درون این سازمان آموزاندند و فراهم ساختند. کورش لاشائی حتی قبل از شکنجه از همان آغاز با ساواک همکاری میکرد و جزء مثلث رهبری این سازمان بود. و این بود که آنها همیشه در لبه پرتگاه خیانت و لغزش قرار داشتند.  وقتی حزب کار ایران (توفان) درباره همین عباس میلانی «سخنور» و «نویسنده» نوشت که وی یکی از کادرهای «سازمان انقلابی» بوده، که البته بوده است، رهبری این سازمان به جای تأیید آن با حمله به «توفان» طوری قلم زد که گویا عباس میلانی حتی عضو ساده «سازمان انقلابی» نیز نبوده است. این رهبری چنین جلوه داد که گویا «مُچ» توفان را گرفته است که عباس میلانی را کادر «سازمان انقلابی» معرفی کرده و این در حالی است که وی کادر «سازمان انقلابی» نبوده است. این روش استدلال برای این اختراع شده است که حتی عضویت این فرد را در «سازمان انقلابی» در دشنام به «توفان» در هالهای از توهم بگذارد. به نقل قول زیر توجه کنید:

«عباس میلانی هیچگاه از کادرهای بالای سازمان انقلابی نبود و به همین جهت هم علنی به ایران رفت. کادرهای بالای سازمان انقلابی از نظر ساواک شناخته شده بودند و تنها بهطور مخفی به ایران میرفتند. این که میلانی در زیر فشار ساواک تسلیم شد هم چیز استثنائی نبود. در میان همین نویسندهگانی که مقاله توفان از آنها نام برده، برخی از کادرهای بالای حزب توده هستند، اما مقاله ریشه وابستگی تشکیلاتی آنها را نویسندهی توفان نمیگوید، چون که معتقداست در آن دوره حزب توده انقلابی بود!!

۱۴ بهمن ۱۳۸۵ ـ ک. ابراهیم»

***

Print Friendly, PDF & Email