علوم اجتماعی حیطهای از دانش است که علی رغم ریشههای عمیق در تاریخ بشر، به مفهوم مدرن دارای قدمتی اندک است. شاید به درستی بتوان گفت نخستین پایهگذار و پیکربند آن کسی نیست جز «کارل مارکس». او توانست علاوه بر توضیح نیروهای موثر در شکلگیری اجتماع و ارائه تحلیلی علمی از این نیروها در فرایند تاریخ تکامل بشری، راه حل تغییر را نیز مدون سازد.
پرداختن به مسائل و مشکلات انسان در هر حیطه علمی از مشاوره خانواده گرفته تا ازدواج، مدیریت اقتصادی خانوار، ترک اعتیاد، تحلیل مجرمین تا روانشناسی و روانکاوی و امثالهم همه و همه نیازمند تحلیلی اجتماعی از فرد و خانواده است. چرا که انتزاع فرد از جامعه امری غیر علمی و محال به نظر میرسد. کنش و واکنش فرد و اجتماع در تبیین نظام ارزشی و اخلاقی او مهمترین نقش را ایفا میکند. دقیقاً از این روست که سالهای متمادی تبلیغات دینی و عرفانی نتوانسته کوچکترین گرهای از مشکلات بغرنج بشر بازکند. این همه متون دینی و ادبی و نصایح عرفانی که دلالت بر ضرورت قناعت و صبوری در مقابل تنگدستی نمودهاند و پیروان خود را از اعتراض و انتقاد پرهیز دادهاند به هیچ روی توفیقی جدی در جلوگیری از عصیان و سرکشی چه در ابعاد فردی و یا اجتماعی نیافتهاند.
غرض از طرح این مقدمه نه ورود به بحث علوم اجتماعی بلکه پرداختن به رویکرد رسانههای حکومتی در ایران است که با دعوت از مهمانانی به ظاهر کارشناس سعی در ارائه راه حلهای کم مایه بلکه بیمایه از منظر علمی به مشکلات حاد اجتماعی دارد. اظهارات کارشناس مدعو در برنامه ((زنده باد زندگی)) سیمای حکومتی که ظاهراً با تحلیلی روانشناسی سعی داشت مخاطبین خود را در مقابل گرانی اقلام خوراکی چون میوه و مواد غذایی دیگر توصیه به قناعت نماید، خشم بسیاری را در فضای مجازی برانگیخت. واکنشها در برابر این اظهارات بسامد متواتری داشت. از توهین و فحاشی گرفته تا انتقاد منطقی. ولی آنچه بیشتر از همه جلب نظر میکند، موج عظیمی از بازخوردهاست که با اشاره به شکاف طبقات اجتماعی در ایران و همینطور گوشزدکردن فساد و رانتخواری ،راهکارهای خانم کارشناس را به درستی به باد انتقاد گرفتند .
بله نکته همین جاست. ترغیب افراد به کمخواهی و مقاومت در برابر کمبودها و توصیه به قناعت جایی تاثیرگذار است که عمل آنها با مصرفگرایی افسارگسیخته بخش دیگری از اجتماع به سخره گرفته نشود. نمونههایی از این شیوه مقاومت را در ایران و بسیاری جوامع دیگر در بزنگاههای تاریخی شاهد بودهایم.
تاریخ فراموش نمیکند آن زمانی را که معلمان، کارگران و اقشار مختلف ایرانی برای برون رفت دولت «محمد مصدق» از فشار تحریمها، با درآمد اندک خود اوراق قرضه دولتی میخریدند. به هوش باشیم و آگاه که برای تربیت فرزندانی با عزت نفس و نیرومند در مقابل ناملایمات روزگار نصایح مشفقانه بهکارنمیآید، بلکه بنیان نهادن جامعهای عادلانه لازم است. گرانی، دزدی، فساد، فقر و گرسنگی که مولود نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی است، نمیتواند با اندرزهای ریاکارانه «آموزگاران اخلاق»، که فاقد هرگونه اخلاقیاند، و تشویق مردم به قناعت پاسخ گیرد. پاسخ مردم جز افزایش خشم و نفرت و آمادهشدن برای برچیدن این بختک فاسد نیست.
توفان الکترونیکی شماره ۱۷۷ نشریه الکترونیکی حزب کارایران (توفان) فروردین ماه ۱۴۰۰
حزب کار ایران (توفان) به حزب طبقه کارگر ایران بهپیوندید!
